تبیان، دستیار زندگی

تحلیل اندیشه ها و استراتژی مسیحیان صهیونیست

آشنایی با اندیشه های مسیحیان صهیونیست، موجب درک استراتژی کلان صهیونیسم بین الملل در قبال اسلام و اتحاد اسلامی خواهد شد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 
تحلیل اندیشه ها و استراتژی مسیحیان صهیونیست

مسیحیان صهیونیست را در ساختار قدرت های جهانی به راحتی می توان دید . دست ایشان در دست سیاستمداران زرسالاری است که اندیشه استیلای آنها بر جهان و تدارک نظام شیطانی و استبدادمآبانه شان اینک دیگر بر همه کس هویداست .
آشنایی با اندیشه های مسیحیان صهیونیست، موجب درک استراتژی کلان صهیونیسم بین الملل در قبال اسلام و اتحاد اسلامی خواهد شد . باید دانست که جنبش مسیحیان صهیونیسم در تحیل نهائی به مثابه دزدان مفاهیم دینی و شرکای جهانخواران بین المللی، مرزبانان اندیشه های ضد بشری اند که نتیجه آن، جز آشوب و آشوبگری در جهان و قدرت طلبی نه برای هدف مقدس که درست برخلاف هدف مقدس - یا دجال - ظهور می کند .
صهیونیزم بین الملل اکنون در همه جای جهان تارهای خویش را تنیده است . توجه به ساختار روابط درونی بزرگترین سرمایه داران یا صاحبان رسانه های بزرگ جهانی و فیلم سازی ها یا لابی های صهیونیزم در جهان همه نشان از این نفوذ ننگین دارد . تاریخ نیز از صهیونیزم، خاطره های تلخی در ذهن خود دارد . گام های آغازین این منفعت سالاری شیطانی، از همان زمانی که فتنه سامری آغاز شد، تولد یافت و در طول تاریخه، چه در زمان ظهور و بعثت حضرت عیسی و چه هنگام بعثت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله، به نقطه های اوج خود رسید . خطاب های قرآنی را بنگرید . رد پای این منفعت سالاری شیطانی را به راحتی می توان درک کرد و اینک در دوران معاصر، که فتنه ها از زمین و آسمان، بر سر انسان باریدن گرفته اند، به سادگی می تواند تارهای فتنه این اندیشه زرسالار را پیدا کرد .
بعید نیست که ما در دوران پایانی آخرالزمان زندگی می کنیم و این هم قابل انکار نیست که ممکن است جنین امری صحت نداشته باشد . بشر هرگاه در تنگناهای سخت معیشتی قرار گرفته، بیشتر به یاد منجی افتاده است، زمان حمله مغول در ذهن آن ان که مورد حمله واقع شده بودند، شاید به آخرالزمان بسیار شبیه بود و شاید نسل ما، دوران ما و حیات ما نیز چنان باشد یا نباشد . بسیاری را می شناسیم که بر حسب اعتقادات دینی و باورهای مذهبی در انتظار ظهور منجی اند . آیات و روایات را کنکاش می کنند، از این نشانه به سوی آن نشانه می روند و گاه عمر خود را در این راه سپری می کنند . گاه این مسئله از حیث شدت علاقه دینی و گاه در برخی افراد دیگر به عنوان دستمایه ای برای کلاهبرداری و جلب توجه آنها به خود و مطرح کردن خویش به عنوان شخصیتی برتر و احیانا به دست گرفتن قدرتو در مقیاس بالاتر و سطح پنهانتر، رهبری جهان به سمت و سوی هدفی مشخص است . گویی در وجه منفی این قضیه چنین شخصیت هایی بازیچه های شیطان یا خود شیطان اند و در قامت دجاله هایی که پوستین عبادت به دوش انداختنه اند و بر دوش خلق سواری می گیرند تا اهداف پلید سیاسی و قدرت گرایی مخوف شیطانی خود را عملی کنند . مسیحیان صهیونیست، دقیقا از آن گروهند! .
آن ها را در ساختار قدرت های جهانی به راحتی می توان دید . دست ایشان در دست سیاستمداران زرسالاری است که اندیشه استیلای آنها بر جهان و تدارک نظم شیطانی و استبدادمآبانه شان، اینک دیگر بر همه کس هویداست . در چنین فضایی است که درک و شناخت بیشتر از چنین افراد و اندیشه هایی، موجب افزایش آگاهی ما، نسبت به عمق توطئه ها و استراتژی هایی می شود که سعی در تسخیر زمین! دارند .
آنها، خود را ناجیانی می دانند که گویی پیامبران عصر جدید و رسولان دوران مدرنند .
من در این مقاله، قصد معرفی چند چهره برجسته از مسیحیان صهیونیست و در واقع حامیان اندیشه اسرائیل مقدس را دارم و در نهایت روشن خواهد شد که هدف این افراد از به میان کشیدن چنین اندیشه هایی چیست . نخست باید روشن شود که این افراد در لابی قدرتمند صهیونیزم در ایالات متحده بوده و ارکان سیاسی ایالات متحده بنا به نفوذ فوق العاده سیاسی، اقتصادی و ... آنها قابل تغییر و تبدیل است . در نظر این فراد، بر حسب نوشته خانم گریس هال سل چند تئوری ابتدایی ریشه دوانده است:
× یهودیان امت برگزیده خدایند .
× خداوند سرزمین قدس را به امت برگزیده خود، یهودیان داده است .
× از آنجا که یهودیان امت برگزیده خدایند، به همه کسانی که به یهودیان دعای خیر کنند برکت می دهد و کسانی را که به یهودیان لعن و نفرین کنند، لعنت خواهد کرد .
این گزاره ها به سادگی نشان می دهند که در مواجهه اسرائیل و فلسطین در ذهن این افراد بدون هیچ گونه قضاوتی، اعراب نماد دجال یا ضد مسیح اند و هیچ گزینه دیگر وجود نخواهد داشت . یک وجه عقیده این افراد همان نکته هایی است که در بالا ذکر شد، اما وجه دیگر آن، ساختار تعلیمی است که بدیشان داده شده است . آیا این عقیده ممکن نیست که عده ای از تئوریسین ها و استراتژیست های خواهان سلطه بر جهان، بخواهند با درهم آمیزی عقیده ای مذهبی و شالوده تئوری های سیاسی، اذهان افراد جهان را برای اهداف شیطانی خود آماده کنند؟ آیا این ممکن نیست که عده ای بخواهند برای تسلط بر جهان، جهانی که دو جنگ جهانی را گذرانده و مردمانی که در پی منجی اند با پوشیدن لباس منجی و سخن از عدالت بی پایان، خود را به عنوان رسول جدید خدا معرفی کنند که در قرن بیست و یک مامور نجات بشریتند؟ همه چیز به نظر من، به خواست قدرت بر می گردد، قدرتی که زر و زور و سرمایه سالاری را هدف گرفته و استفاده از هر وسیله برای دستیابی بدان را مشروع می داند . سخن درباره این حرکت بسیار است و شاید یکی از مشکلات ارائه چنین بحثی، دشواری در یافتن نقطه آغاز و خط مبدا است . اگر بحث از اندیشه دینی، انتطار و منجی باشد، حرف حقی است، اگر بحث بر سر این است که استراتژی های ابرقدرتی را برای بقای سلطه جهانی خود در کارند بازهم قابل توجه است . نکته در اینجاست که ما باید با گشت و گذار و تحلیل ایده ها و اندیشه هایی که از سال ها پیش، چنان پنهان هم نبودند و با توجه به رخدادها و حوادثی که روی داده اند، بتوانیم حلقه واسطی بیابیم که اثبات می کند همه این تلاش ها، سخن ها، ایده ها، نمای مذهبی و منجی گرفتن ها، سخن از دجال و مسیح گفتن ها، همه برای کسب قدرت و اندیشه استیلای بر جهان است .
توجه به تاریخ بشریت به ما نشان می دهد که استفاده از احساسات مذهبی یا استفاده از چنین مفاهیمی در جهت سروری بر انسان ها کم نبوده است . آیا سامری با ساختن گوساله قصد رهبری بنی اسرائیل را نداشت و آیا دیگران و دیگرانی از این دست و فرعونیانی که سودیا سروری داشتند، نگفتند که انا ربکم الاعلی؟ از حیث تحلیل تاریخی هم می توان به چنین داده هایی ست یافت . آنها حتی گاه برای پیشبرد مقاصد و اهداف شیطانی خود که لباس رحمانی پوشیده است، دست به پیشگویی ها و آینده نگری هایی هم می زنند و از قضا با توجه به قدرت و ثروتی که دارند و با آن استراتژی و تئوری که آن را تدارک دیده و جوامع را بدان سو برده اند، بدانهاهم دست می یابند .
امروزه، اندیشه مسیحیان صهیونیست در سایت های مختلف اینترنتی وجود دارد . نویسنده، سالها پیش گفتار مفصلی در باب این اندیشه منتشر کرده است و اکنون با تحقیقات و تاملات بیشتر درمی یابد که برخی سخنان اینان صورت تحقق به خود گرفته و گویی بخشی از یک پروسه است . البته نباید تصور کرد که ما در این نوشتار با اشاره به ایالات متحده، از مسئله اصلی یعنی اسرائیل و فلسطین دور افتاده ایم . نقطه اصلی همان اسرائیل است و این همه فتنه از همان جا بر می خیزد . اشاره کردم که در سایت های اینترنتی مختلف این اندیشه ها تبلیغ و ترویج می شوند . وقتی که حدود دو سال پیش در حال بررسی برخی از این سایتها بودم، نکات جالبی را از آنها مورد توجه قرار دادم . در سایت شمارش معکوس معکود صخی فدء خز در جمله های نخستین یک صفحه یک پیشگوئی به چشم می خورد:
ما در دوران بسیار مهیجی زندگی می کنیم که به زودی در آن، برخی تغییرات بزرگ جهانی رخ خواهند داد . پرده ها در آخرین نمایش بزرگ زمین به کناری کشیده شده اند . نمایش آغاز شده است و اکنون یارای توقفش نیست . هر کدام از ما که زنده باشد، گرفتار این رویدادهای عظیم خواهد شد . شمارش معکوس تا آرماگدون آغاز شده است ... همه اینها جزئی از تقدیر خداوند است .
این پیش گوئی ها، درست در زمانی اوج می گیرند که جمهوری خواهان محافظه کار و پیروان اندیشه مشیت الهی گرایی و در واقع جریان مدافع سرسخت اسرائیل و لابی صهیونیزم در ایالات متحده قدرت را به دست می گیرند و این تعجب برانگیز نیست که یک اندیشه گام به گام در پی آماده کردن اذهان عمومی و در واقع اغفال آنها برای دست یافتن به اهداف جهانی خود برای تسلط بر زمین باشد . جالب است که در فیلم های هالیوود، آمریکا و ارتش آن کشور به عنوان مدافع زمین از حمله ها و خطرات معرفی می شوند و جالب است که کسی توجه نمی کند آمریکا و ارتش آن و در واقع مدافعان صهیونیزم، همان حمله کنندگان به زمینند! این دجالی است که لباس موعود به تن کرده است . به هر حال سخن از پیشگوییهایی بود که در جریان یک پروسه قدرت سالارانه، بخشی از فعالیتهای طرفداران آن را شامل می شد .
اکنون در دوران معاصر، پروسه سلطه بر جهان مسیحیان صهیونیست در حال انجام است . افراد به ظاهر مذهبی و پیروان مسیح - پیامبر صلح و عدالت - که اکنون جز زبان زور و قتل و تجاوز چیزی را در نمی یابند . این غاصبان مسند مسیح اکنون به گونه ای حق به جانب سخن می گویند که گویی نبی مرسل یا ملک مقربند! آنها سخن از حمایت مستقیم خدا از پروژه هایشان دارند! و یا للعجب! .
به خاطر این که شاهدی مطمئن وارد بحث شود، باید به کتاب تدارک جنگ بزرگ، اشاره کنیم . مرحوم خانم گریس هال سل، نویسنده کتاب، همانطور که از نام کتاب به روشنی بر می آید، در سال 1989 پس از سال ها تحقیق، کتابی را منتشر ساخت که در آن به فاش ساختن اندیشه های شیطانی چنین کشیشان و سیاستمداران مخوفی پرداخت . متاسفانه وی در سال 2000 از دنیا رفت و ما از نحوه مرگ وی اطلاعی نداریم .
نویسنده در این کتاب به دنبال آن است که پرده از طرح تسلط ایالات متحده بر جهان با نام مسیح و اسرائیل مقدس و به منظور تسلط بر منابع نفتی و ثروت کشورهای اسلامی و تهاجم جنگی بدانها بردارد .
گریس هال سل، به روشنی کتاب را تدارک جنگ بزرگ نام نهاده است . او به استفاده های کشیشان مسیحی صهیونیست از پیشگویی های انبیای اسرائیل اشاره کرده و با توجه به موضوع آرماگدون به عنوان محل جنگ آخرالزمان که از سوی این کشیشان عنوان می شود، یادآور می شود که:
آگاه شده از این مسیحیان جنگجوی زورمند، که یک جنگ هسته ای محتوم و ناگزیر را تبلیغ می کنند، باید خود به منزله آماجی برای مردان و زنان صلح جو در آید . چون روشن می سازد وظیفه ای که در برابر ما قرار دارد، وظیفه آسانی نیست، برای اینکه که در این باره ساکت ننشینند، لازم است با بلند کردن صدای خود، علیه اتحاد میان دولت اسرائیل و مسیحیان جنگجوی دست راستی ایالات متحده به بهترین و مؤثرترین صورت، از یک هارمجدون هسته ای جلوگیری کنند .
او در بخش پایانی کتاب خود، با اشاره به ساختار اندیشه های قدرت طلبانه و تشریح عصبیت و خشونت موجود در اندیشه های مسیحیان صهیونیست و کلام غیر منطقی و غیر منطبق بر اندیشه های ایشان می گوید:
«من به دنبال این بودم که همه برای ما درباره موعظم مسیح سخن بگویند، نیز منتظر آن بوده ام که شیوه و کردار مسیح را هم به ما یادآوری کنند; که هرگز بر پایه قدرت نظامی استوار نبود . روش مسیح این نبود که جان و مال مردم را نابود کند و به دنبال یک قلمرو پادشاهی دنیوی و زمینی باشد، بلکه او آمد تا زندگی و حیات را به پیش برد و افزون تر سازد . او با پیام صلح آمد . او به ما آموخت: با صلح است که می توانیم حیات داشته باشیم » .

منبع : حوزه نت
این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .