سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

بررسی چگونگی دلالت آیه ده سوره روم بر کفر یزید در بیانات حضرت زینب کبری علیها السلام در خطبه شام

در این مقاله به بررسی یکی از آیاتی که حضرت زینب کبری علیها السلام در خطبه شان به آن اشاره دارند پرداخته شده است، به این صورت که اول جو حاکم در شام و مجلس یزید بیان، و بعد به کمک تفسیر و مراجعه به کتب، دلالت این آیه بر کفر یزید بیان شده است.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

حضرت زینب
پس از قیام سید الشهدا علیه السلام قیامی لازم بود تا پیام خون شهدای کربلا را به گوش جهانیان برساند و حضرت زینب علیها السلام که گویی سخن را از زبان امیر المومنین" علیه السلام" فرا گرفته بود در مسند سخنوری و فاش سازی اسرار بر آمد و تاج و تخت یزید و یزیدیان را متزلزل ساخت. نمونه آن سخنوری ها، خطبه هایی است که ایشان در کوفه و شام قرائت فرمودند.
در این مقاله سعی بر آن است به بررسی آیه ای که حضرت زینب علیها السلام در صدر کلامشان در مقابل یزید بیان فرمودند، پرداخته شود تا علت احتجاج حضرت به آن دریافت شود.
حضرت بعد از حمد و ثنای خداوند، می فرمایند: خداوند راست گفت که: ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ[1]، آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند.
معنای لغوی سوء عبارت است از هر آنچه که انسان را از امور دنیوی و اخروی و از احوال نفسی و بدنی و خارجی مثل از دست دادن مال و جاه غمگین می کند[2] که در این آیه به معنای هر آنچه که زشت و ناپسند است بکار رفته و مقابل حسن و نیکی می باشد.[3]

جو حاکم در شام و مجلس یزید

زمانی که با دقت سخنان حضرت زینب علیها السلام را می خوانیم متوجه می شویم بسیار دقیق و سنجیده بوده است.
یزید برای اینکه به مقصود خود برسد و چهره خود را موجه نشان دهد و از طرف دیگر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را به عنوان خارجی معرفی کند قبل از حضور کاروان اسرای کربلا در شام، ذهنیت عامه مردم را به صورتی آماده کرده بود که همه او را به عنوان خلیفه مسلمین شناخته و خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله را به عنوان جمعی خروج کننده بر خلیفه مسلمین می دانستند؛ و به هیچ عنوان ایشان را اسماً و رسماً به مردم معرفی نکرده بود، به این دلیل که اگر خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله به طور صحیح معرفی می شدند عده ای از مردم این خاندان عصمت و طهارت را شناخته و یزید به هدف خود نمی رسید.
بعد از این که عموم مردم شام پنداشتند که با جمعی خارج از دین مواجه هستند، یزید همگی را در دارالعماره به منظور اثبات خود به عنوان خلیفه مسلمین و انکار اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله جمع کرده بود، برای متشنج کردن جو و تضعیف روحیه اسرا دستور داده بود تا سر امام حسین علیه السلام را در میان طشتی بنهند و با چوبی که در دست داشت، به دندانهای مبارک آن حضرت می زد و اشعاری[4] می خواند به این مضمون (کاش بزرگان من که در بدر حاضر بودند و گزند تیرهای قبیله ی خزرج را دیدند، امروز در این مجلس حاضر بودند و شادمانی می کردند و می گفتند: یزید! دست مریزاد! به آل علی کیفر روز بدر را چشاندیم و انتقام خود را از آنان گرفتیم) و به انکار پیامبر و وحی می پرداخت.
در چنین شرایطی حضرت زینب علیها السلام تحت تاثیر جو قرار نگرفتند و با تمام صلابت و شجاعت در پاسخ به این اعمال ناشایست و اهانت آمیز خطبه ای ایراد نمودند و آن را با تلاوت آیه 10 سوره روم آغاز کردند.
بهتر است برای فهم و دریافت درست آیه ای که توسط حضرت زینب علیها السلام تلاوت شد به تفسیر آیه قبل نظر شود.
أَ وَ لَمْ یسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَینْظُرُوا کیفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَکثَرَ مِمَّا عَمَرُوها وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیناتِ فَما کانَ اللَّهُ لِیظْلِمَهُمْ وَ لکنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یظْلِمُونَ[5] خداوند برای عبرت گیری به توجه زندگی اقوام گذشته و سر انجام اعمال آنان، انسانها را دعوت می کند. این سنت الهی است که عذاب الهی، حاصل کردار ناپسند و تکذیب آیات روشن وحی است و خداوند به بندگانش ظلم نمی کند: از آنجا که در دنیای آن روز- زمان قوم عاد و ثمود- بیشترین قدرت در دست کسانی بود که از نظر کشاورزی پیشرفته تر بودند و از نظر ساختن عمارتها، ترقی چشمگیری داشتند، برتری این اقوام را نسبت به مشرکان مکه که قدرتشان از این نظر بسیار محدود بود روشن می سازد، اما آنها با اینهمه توانائی هنگامی که آیات الهی را انکار و پیامبران را تکذیب کردند، قدرت فرار از چنگال مجازات را نداشتند و این مجازاتهای دردناک محصول اعمال و فرآورده دست خود آنها بود. آنها بودند که بر خویشتن ظلم کردند و خداوند هرگز ظلم و ستمی بر کسی روا نمی دارد.[6]
سپس خداوند در آیه بعد- آیه 10 سوره روم- می فرماید: ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّوای أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ (سپس عاقبت آنها که اعمال زشت و ناپسند انجام دادند این شد که آیات الهی را تکذیب کردند، و از آن بدتر به استهزاء و مسخره کردن آن برخاستند که نتیجتاً به کفر آنها انجامید.)

پیروزی از آن اولیاء حق است

حضرت زینب علیها السلام برای پاسخگویی به یاوه گویی های یزید به طور مستدل به آیه 10 سوره روم اشاره می فرماید که آخر سرانجام کار آنان که بسیار به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند.
به این معنا که: اگر تو امروز با این اشعار کفرآمیز اسلام و ایمان را انکار می کنی و به نیاکان مشرکت که در جنگ بدر به دست مسلمانان کشته شدند می گوئی ای کاش بودید و انتقام گیری مرا از خاندان بنی هاشم می دیدید، جای تعجب نیست این نتیجه اعمال سوء تو است.
به خاطر گناهانی است که انجام دادی و باعث شد که نبوت و امامت را انکار کنی. حضرت زینب با بیان این آیه در ابتدای خطبه خویش، قصد آشکارسازی عدم اعتقاد وعناد یزید با آیات قرآن از جمله آیه أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ...[7] و کینه توزی او نسبت به اولیاءالهی را داشتند.
دلیلی که برای بیان این مدعا می توان اظهار نمود، این است که کلمه آیات در أَنْ کذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ می تواند به دو صورت آیات تکوینی و آیات تدوینی تفسیر گردد. آیات تدوینی همان قرآن مجید و آیات تکوینی به استناد حدیثی از حضرت علی" علیه السلام که فرمودند
ما لله آیه اکبر منی[8]
من نشانه بزرگ خداوند هستم همان ذوات انجم ظاهره و دودمان طاهره محمد و آل محمد است.[9]
یک نگاه به صفحات تاریخ زندگی بسیاری از یاغیان و جانیان نشان می دهد که آنها در آغاز کار چنین نبودند حداقل نور ضعیفی از ایمان در قلب آنها می تابید ولی ارتکاب گناهان پی درپی سبب شد که روز به روز از ایمان و تقوا فاصله بگیرند و سرانجام به آخرین مرحله کفر برسند.
خداوند کسانی را که از آیات الهی و پیامبرش روی گرداند کافر می نامد که فرموده قُلْ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْکافِرِینَ[10]
همه انسانها معصوم نبوده و ممکن است که در طول زندگی مرتکب گناه گردند. گناه و آلودگی همچون بیماری خوره به جان انسان افتاده و می تواند روح ایمان را از بین ببرد اما انباشته شدن گناهان می تواند آثار مخربتری داشته و باعث گردد که انسان گناهکار دست به استهزاء و سخریه پیامبران و آیات الهی زند و به مرحله ای رسد که دیگر هیچ وعظ و اندرز و انذاری مؤثر واقع نشده و جز تازیانه عذاب دردناک الهی راهی باقی نمی ماند وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ[11]
راهی که خداوند برای جبران لکه های گناه از اعمال، پیشروی انسان قرار داده، تا کار انسان بکفر و الحاد نکشد، توبه است. اگر انسان گناهکار به فکر توبه نیفتد، گناهانش متراکم شده و سبب از بین رفتن کامل ایمان و کافر شدنش گردد و بهترین مصداق برای این مورد آیه سَواءٌ عَلَیهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یؤْمِنُونَ[12] است.
می توان استنباط نمود که حضرت زینب علیها السلام دلیل کفر یزید را انباشته شدن گناهان برروی هم می دانند. گناهانی که ثمره عیاشی ها و شهوترانی ها و هوسبازی های او بوده که به جای بندگی خداوند برده نفس اماره بالسوء خویشتن گردیده و در نهایت به شکل آن جنایت بزرگ نمود یافته است.

نتیجه گیری

بعد از بررسی آیه 10 سوره روم که حضرت زینب کبری "علیها السلام" در خطبه شان ایراد فرمودند چنین به دست آمد که یزید با اعمال و رفتار ناشایست و همچنین تکذیب آیات الهی، باعث کفر خویش شد و این آیه بهترین استدلال بر کفر یزید بود.

پی نوشت ها:
[1] روم/ 10
[2] ابراهیم مطصفى و همكاران، معجم الوسیط، موسسه ثقافه للتألیف و الطباعه و النشر و التوزیع، استانبول- تركیه، ص 460،
[3] ابى القاسم الحسین بن محمد، مفردات فى غریب القرآن، چاپخانه خورشید، ص 252
[4] لهوف، سید بن طاووس
لیت اشیاخى ببدر شهدوا
جزع الخزرج من وقع الاسل‏
لاهلوا و استهلوا فرحا
ثم قالوا یا یزید لا تشل‏
قد قتلنا القرم من ساداتهم‏
وعدلناه ببدر فاعتدل‏
لعبت هاشم بالملك فلا
خبر جاء و لا وحى نزل‏
لست من خندف ان لم انتقم‏
من بنى احمد ما كان فعل‏
اى كاش بزرگان طایفه من كه در جنگ بدر كشته شدند امروز زنده بودند و مشاهده مى كردند كه چگونه طایفه خزرج از شمشیر زدن ما به آه و فغان آمده و مى نالند.
اگر آنان این منظره را مى دیدند فریاد خوشحالى سر مى دادند و شادمانه مى گفتند اى یزید دست مریزاد!
ما توانستیم بزرگان بنى هاشم را از دم تیغ بگذرانیم و انتقام جنگ بدر را از آنان بگیریم و امروز در مقابل آن روز یكسان شدیم.
همه ادعا ها و اقدامات هاشم بازى قدرت بود و براى دستیابى به پادشاهى انجام گرفت و گرنه خبرى از رسالت نبود و وحیى نازل نشده بود.
[5] روم/ 9
[6] مكارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، 27 مجلد، ج، 16 ص 374 و 375
[7] نساء/ 59
[8] محمد بن حسن بن فروخ صفار، بصائر الدرجات، ج 76، كتابخانه آیت الله مرعشى نجفى، قم، 1404 ه. ق؛ تأویل الآیات الظاهره، سید شرف الدین حسین استر آبادى آنتشارات مدرسین قم، 1409 ه. ق، ج 33، ص 7
[9] دستغیب شیرازى، سید عبد الحسین، زندگانى فاطمه زهرا و زینب كبرى، انتشارات علمیه اسلامیه، بازار شیرازى جنب نوروز خان، ص 80
[10] آل عمران/ 32 بگو: فرمان خدا و رسول را اطاعت كنید و اگر( از آنان) روى گردانید( و كافر شوید) همانا خدا هرگز كافران را دوست ندارد.
[11] آل عمران/ 105؛ آل عمران/ 176
[12] بقره/ 6
منبع : پایگاه حوزه
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین