• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • يکشنبه 1396/07/09
  • تاريخ :

ظهر دهم

دو شعر به مناسبت عاشورای حسینی.

هنر عاشورایی

 سعیده ثابتی رضویان – بخش ادبیات تبیان

در روضه های سینه زنان زنده می شوی     با اشک های پیر و جوان زنده می شوی

از لابه لای مقتل تاریخ آمدی               در پیچ و تاب ذهن جهان زنده می شوی

هر روز، روز توست به پیشانی زمین        هر بار رأس شیب زمان زنده می شوی

قد می کشی میانه ی هر بند محتشم          با بغض خیس گریه کنان زنده می شوی

نوبت به نوبت از من و دل می بری قرار   وقتی سه ضرب و با هیجان زنده می شوی

ای آفتاب غرقِ به خون در جوار عشق      در سوز تلخ مرثیه خوان زنده می شوی

ای پاره های سرخ یقین، شک نمی کنم      وقتی بدون حدس و گمان زنده می شوی

شهر من از محرّم تو جان گرفته است      ظهر دهم... شروع اذان ... زنده می شوی!

ترکیب محرم

گفتم از عشق بگویم، قلم عادت دارد                 به دل نازک من، بیش و کم عادت دارد

گفتم از اشک بگویم، به تو نزدیک شوم             روضه‏ های تو، به چشم تَرَم عادت دارد

«صبر» را بر جگر تشنه‏ ی ما می‏ ریزی          سینه‏ زن به عطش دم به دم عادت دارد  

راه عشق است؛ وجب به وجبش، کرب و بلاست     چه کسی جز تو به این، پیچ و خم عادت دارد؟

 بند بند تو، به ترکیب محرّم بسته است              پرچمت، به قلم محتشم عادت دارد

 خواهری که همه جا پرده‏ نشین بود، آیا            به زمین خوردن درهر قدم عادت دارد؟

بگذارید،میان دو برادر باشد                      بس که خواهر، به وفا و کرم عادت دارد

مانده تک بیت پریشان شده، بین دو غزل          چند قرن است، به هر دو حرم عادت دارد

«آسمان بار امانت نتوانست کشید»               شانه‏ ی حضرت زینب به غم عادت دارد


UserName