تبیان، دستیار زندگی

2 روی سکه در ورود به کربلا

امام حسین(علیه السلام) و یارانشان بهترین تصمیم را در مواجهه با سختی ها به انسان ها نشان دادند که همان "حفظ راه حق و ایمان حتّی در سخت ترین شرایط" است. پس کاروان امام، الگوی برتر حفظ ایمان شد. یزیدیان به دنبال کمرنگ کردن این الگو هستند که یکی از روشهای آنان، ترویج شبهات گوناگون در رابطه با تاریخ کربلاست.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : محسن رفیعی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
 محسن رفیعی وردنجانی- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

2 روی سکه در ورود به کربلا

دل به دریای کرب و بلا

خلاصه داستان ورود کاروان حسینی به کربلا، شامل یک بحث مهم است و آن اینکه انسان در مواجهه با سختی ها در زندگی چه باید بکند و در واقع تصمیم درست چیست؟ اعتقاد ما این است که امام حسین(علیه السلام) و یارانشان بهترین تصمیم را در مواجهه با سختی ها به انسان ها نشان دادند که همان "حفظ راه حق و ایمان حتّی در سخت ترین شرایط" است. پس کاروان امام، الگوی برتر حفظ ایمان شد. یزیدیان به دنبال کمرنگ کردن این الگو هستند که یکی از روشهای آنان، ترویج شبهات گوناگون در رابطه با تاریخ کربلاست.

 اهمیّت داستان ورود کاروان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) به کربلا نه برای آن است که حضرت فهمیدند باید خود را برای دریای مشکلات آماده کنند، بلکه از آن جهت است که به همگان و آیندگان بفهمانند این داستان، داستان حفظ ایمان و استقامت در راه حق است و الگویی تمام عیار برای جهاد و انقلاب در راه خدا و مقاومت در برابر ظالمان!


شبهه "نبودن سختی در کربلا"

برخی برای آنکه واقعه کربلا را از سِمَت یک الگوی ممتاز برای مقاومت دینی در مقابل سختی ها پایین بیاورند سعی کرده اند به اشکال گوناگون اصل شرایط سخت امام حسین(علیه السلام) و یارانشان را منکر شوند. مثل اینکه بگویند: "کربلا صحرا نبوده، گرم نبوده، بی آبی نبوده و..." امّا اینگونه شبهات، با اندک تأمّلی در شرایط آب و هوایی گرم آن منطقه از عراق، حتّی در پاییز، مطرود است. گرچه زوایای کرب ها و بلاها در تاریخ کربلا، آنچنان گسترده است که شبهاتی از این دست نمی تواند ذرّه ای از سنگینی بلای عاشورائیان بکاهد. چنانکه در زیارت عاشورا می خوانیم: «یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالإسْلامِ و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ؛ اى ابا عبداللّه! براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها.» (مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی، زیارت عاشورا)

دل به دریای مشکلات

اهمیّت داستان ورود کاروان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) به کربلا نه برای آن است که حضرت فهمیدند باید خود را برای دریای مشکلات آماده کنند، بلکه از آن جهت است که به همگان و آیندگان بفهمانند این داستان، داستان حفظ ایمان و استقامت در راه حق است و الگویی تمام عیار برای جهاد و انقلاب در راه خدا و مقاومت در برابر ظالمان! لذا امام (علیه السلام) همچون معلّمی که در حال پرورش بهترین یاران برای خود است، چنین جملاتی را در بدو ورود بر زبان می آورد: اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَ الْبَلَاءِ؛ خدایا من پناه مى ‏برم به تو از اندوه‏ و بلا! (لهوف، سید بن طاووس، ص 80- 81) همچنین فرمود: هَذَا مَوْضِعُ كَرْبٍ وَ بَلَاءٍ انْزِلُوا هَاهُنَا مَحَطُّ رِحَالِنَا وَ مَسْفَكُ دِمَائِنَا وَ هُنَا مَحَلُّ قُبُورِنَا بِهَذَا حَدَّثَنِی جَدِّی رَسُولُ اللَّه‏؛ اینجا محل اندوه و بلا است، در همین جا فرود آیید، سوگند به خدا همین جا، جاى پیاده شدن ما و محل ریختن خون ما و محل قبرهاى ما است. (همان)

 "کربلا صحرا نبوده، گرم نبوده، بی آبی نبوده و..." امّا اینگونه شبهات، با اندک تأمّلی در شرایط آب و هوایی گرم آن منطقه از عراق، حتّی در پاییز، مطرود است. گرچه زوایای کرب ها و بلاها در تاریخ کربلا، آنچنان گسترده است که شبهاتی از این دست نمی تواند ذرّه ای از سنگینی بلای عاشورائیان بکاهد. چنانکه در زیارت عاشورا می خوانیم: «یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالإسْلامِ و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ؛ اى ابا عبداللّه! براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام و گران و عظیم گشت مصیبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها.» (مفاتیح الجنان؛ شیخ عباس قمی، زیارت عاشورا)


کاروان آزادگان حسینی

امام حسین(علیه السلام) قافله سالار آزادگانی شد که برای دفاع از حق و حفظ دین خدا، خود را از بند و زنجیر تعلّقات دنیایی رهانیده و با آغوش باز به استقبال بلاها رفتند. لذا او در ابتدای ورود به کربلا چنین فرمود: اَلنَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ؛ مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی‌شان در رفاه است، پس هر‌گاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می‌شوند. (خوارزمی، مقتل‌الحسین، ج۱، ص۳۳۷) و این، راز واقع عاشوراست. مردم دین را قربانی کردند...

کاروان تاریکی یزیدیان

آن روی سکه ورود به کربلا، ورود زندانیانی است که آنچنان در قید و بند دنیا گرفتارند که نور و جذبه حسینی را نیز برنتافته، برای دنیا، پا به میدان کربلا گذاشتند. یکی از آنها عمر سعد است. عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد را فرمانده چهار هزار نفر از کوفیان کرده و به او دستور داده بود تا با هجوم بر شورشیان ری و پس گرفتن ری از آنان، خودش حاکم ری شود، امّا در حین حرکت، خبر عزیمت امام حسین(علیه السلام) به سوی کوفه رسید و عبیدالله از عمر سعد خواست که قبل از ری به جنگ با امام برود وگرنه، فرمان حکومت ری را پس دهد. (ر.ک: دینوری، اخبارالطوال، ص۲۵۳) با اینکه عمر سعد دوست نداشت با امام حسین(علیه السلام) بجنگد ولی به خاطر عشق به حکومت ری، وارد کربلا شد.
هر دو گروه دین گرایان و دنیاگرایان با سختی روبرو شدند، ولی گروه اوّل بخاطر دین، دل به دریای بلا زدند و گروه دوم به خاطر دنیا، به استقبال از خطرات ضلالت و تاریکی رفتند! کدام پیروز شدند؟!...
مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.