• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • چهارشنبه 1396/06/22
  • تاريخ :

داستان هاش بک و بچه زرنگ تیرون

گفت و گو با سامان دارابی، بازیگر نقش شوکت در سریال گسل.

در کارنامه سامان دارابی که سریال گسل با بازی او در حال پخش است بازی در حدود چهل تئاتر ،کارگردانی هفت نمایش و بازی در 10 سریال و تله فیلم به چشم می خورد. او در این سریال نقش شوکت کامل؛ یک جوان خوش خیال و بامرام را بازی می کند. در میان تکیه کلام ها «بچه زرنگ تیرونی؟» بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
مصاحبه: احمد رنجبر- بخش سینما و تلویزیون تبیان


سریال گسل

اطلاعات جامعی از رزومه تان در سایت ایران تئاتر هست. دوست دارم از زبان خودتان درباره زمینه علاقمندی تان به بازیگری بشنویم؛ از کی این علاقه ایجاد شد؟

من دیپلم تجربی داشتم. سال سوم دبیرستان تصمیم گرفتم هنر بخوانم اما گفتند دیپلم بگیر و موقع پیش دانشگاهی تغییر رشته بده. سال 79 و در پیش دانشگاهی هنر خواندم و سال 80 وارد دانشکده هنر و معماری (رشته بازیگری) شدم و از همان سال شروع به تجربه اندوزی کردم. سال ٨٥ در رشته كارگردانى مقطع فوق ليسانس قبول شدم و سال 87 فارغ التحصیل . ولی دیگر مشغله کاری فرصت نداد در مقطع دکترا تحصیل کنم.

بچه درس خوان هم بوده اید. نفر اول مقطع کارشناسی ارشد شدید.

تا قبل از سال سوم دبیرستان زیاد درس خوان نبودم. اما وقتی تصمیم گرفتم هنر بخوانم چسبیدم به درس. این که می گویند به زور نمی توان کسی را وادار به کاری کرد و علاقه باید درونی باشد را واقعا تجربه کردم. وقتی لیسانسم را گرفتم تصمیم داشتم کارگردانی بخوانم. رشته هنر هم منبع ندارد؛کلی کتاب گرفتم و توی پنج شش ماه آن ها را خلاصه می کردم و مانده بودم چی بخوانم . در دو سه ماه آخر 500صفحه نت برداشته بودم و همان ها را خواندم و امتحان دادم. وقتی از جلسه امتحان بیرون آمدم فکر نمی کردم قبول بشوم ولی نفر اول شدم.

اولین تجربه بازیگری تان تئاتر بود یا سریال؟

با تئاتر شروع کردم. لابلای آن پیشنهادهایی برای بازی در سریال می شد که در حد چند سکانس بود و از یک جایی بعد تصمیم گرفتم تمرکزم را روی تئاتر بگذارم.

گریزهایی که از تئاتر به تصویر می زدید در حد چند سکانس است. این تصمیم خودخواسته بود یا پیشنهاد خوبی نمی شد؟

همه ما بازیگران شهرت را دوست داریم. چون ذات این کار دیده شدن است. حتی در خود تئاتر هم انرژی تماشاچی بازیگر را به وجد می آورد و به او قوت می بخشد. حالا این مدیوم کوچک تر از سینما و تلویزیون است و وقتی ازتئاتر شهر بیرون می آیی چه بسا کمی بالاتر از چهار راه ولی عصر کسی تو را نشناسد ولی بهرحال لذت خودش را دارد. در سن پایین آدم عجول تر است و دوست دارد خیلی زود مشهور شود ولی واقعا به جایی رسیدم که تصمیم گرفتم پله پله جلو بروم. به قول هوشنگ ابتهاج «گر مرد رهى غم مخور از دورى و ديرى/ دانى كه رسيدن هنر گام زمان است. آبى كه برآسود زمينش بخورد زود /دريا شود آن رود كه پيوسته روان است». در بازیگری باید صبر داشته باشی؛ زود رسیدن دلیل بر خوب بودن نیست. و ماندگار شدن بنظرم کار خیلی سخت تری است.

چرا این قدر دیر دیده شدید و روی چه اساسی به سریال های قبلی پاسخ مثبت دادید که نمی توان به آن اتکا کرد؟

راستش اولین کار جدی من«گسل» است.کارهای قبلی در حد چند سکانس بوده و مسلما در سریالی چهل قسمتی، چند سکانس به چشم نمی آید. هرچند کارگردان راضی بوده ولی بالاخره شرایط دیده شدن وجود نداشته. «گسل» را خیلی دوست دارم ولی به عنوان پله اول به آن نگاه می کنم و معتقدم راه زیادی باقی مانده و اتفاقات مهم تر خواهد افتد.

علیرضا بذر افشان شما را کجا دیده بود که برای «گسل» انتخاب تان کرد؟

سال 93 بعد از اجرای تئاتر «آرسنیک و تور کهنه» یک آقایی به من اشاره کرد و علامت پیروزی نشان داد که بعدا فهمیدم محسن چگینی(تهیه کننده گسل) هستند. گفتند خیلی خوب بودی و ... بعد از آن من چند تئاتر دیگر داشتم ولی ایشان فرصت نکردند ببینند تا این که سال 95 نمایش های «دپوتات» و«پری» را دیدند. هر سه نقش کاملا متفاوت از یکدیگر هستند و آقای چگینی دوباره به من لطف داشتند و تعریف کردند. آذر پارسال تماس گرفتند و فیلمنامه«گسل» را فرستادند و گفتند نقش شوکت را بخوان. بعد به دفتر رفتم و آقای بذرافشان را دیدم.

سریال های علیرضا بذرافشان را دیده بودید؟

تا حدودی دیده بودم ولی کامل نه. نقش را که خواندم فضای سریال دستم آمد. این نکته خیلی مهم است؛ بازیگران تئاتر با نقش کلنجار می روند و خیلی زود بندهای سفید بین دیالوگ ها و رابطه بین شخصیت ها را پیدا می کنند. این حاصل پشتوانه تئاتری است و فقط باید تجربه اش کرد تا از پس آن بربیایی. اگر بخواهم ملموس تر بگویم عین رانندگی است که وقتی بلد شدی غریزی انجامش می دهی.

علیرضا بذرافشان روی چه حسابی متوجه شد شما مناسب نقش شوکت هستید؟

یکی دو بار دورخوانی داشتیم. بنظرم آقای بذرافشان درباره من پنجاه – پنجاه بودند تا این که اولین سکانس را جلوی دوربین بازی کردم. یادم هست که بعد از آن بود که عمیقا احساس رضایت کردند. به شخصه معتقدم بازیگر نباید توی منگنه باشد. مثلا الان به شما بگویم بیا تست بازیگری بده؛ مسلما نمی توانی. ولی وقتی ناخودآگاه شما را در مرحله تست قرار دهم بازدهی تان بهتر است. من هیچ وقت برای تست توی هیچ دفتری نرفتم.

واقعا؟

واقعا. بعضی از دوستان لطف داشتند و می گفتند سامان برو فلان دفتر تست بده. می گفتم ممنون ولی این روش را دوست ندارم. همیشه دوست داشتم من را ببینند و انتخابم کنند. این شعار نیست و شاید یکی از دلایلی که به قول شما دیر وارد عرصه تصویر دیده شده ام همین طرز تفکر باشد. البته خودم معتقدم دیر نشده و مهم تر این که حالا نسبت به 10- 15 سال پیش پخته تر هستم.

پشتوانه بازیگری تان در تئاتر حالا به کمک نقش آمده و شوکت کامل که اتفاقا مستعد کلیشه شدن است، شبیه نمونه های قبلی نیست.

بله از این جور نقش ها زیاد دیده ایم و بازی کردن آن برای من حرکت روی لبه تیغ بود. اگر زیاده روی می شد از آن طرف می افتاد و اگر کم می گذاشتم نقش در نمی آمد. آقای بذرافشان هم مدام تاکید می کرد شوکت تیپ نشود. یکی از درس های بازیگری خوب دیدن است؛ می گویند به آدم ها خوب نگاه کنید و به اصطلاح رفتارهای شان را بدزدید.

توی دوستان و اطرافیان کسی شبیه شوکت ندارید؟

نه.

برداشت من این است که توی فیلمنامه چارچوب نقش مشخص بوده ولی جزئیات رفتاری و نوع حرف زدن را بازیگر پیشنهاد داده.درست می گویم؟

بله خودم برای نقش پیشنهاد داشتم. آقای بذرافشان روزهای اول من را ادیت می کرد اما خیلی زود به اطمینان رسید و لطف داشت و اجازه داد چیزهایی که توی ذهنم بود اجرا کنم.

در تئاتر مشابه شوکت را بازی کرده بود؟

اصلا.

اصطلاحات و لحن بیان شوکت توی فیلمنامه «گسل»بود؟ مثل هاش بک، بچه زرنگ تیرونی و ...

هاش بک توی متن نوشته شده بود. وقتی دیدم به جای «چ» ،«ش» نوشته شده گفتم شین این شخصیت غلیظ است و موقع ادای دیگر کلمات هم روی حرف ش تاکید داشتم. توي متن نوشته شده بود «بچه زرنگ تهرونى»، من به «تيرونى» تغييرش دادم كه سام و بذر افشان خنديدند وتوي دهن همه بچه هاي پشت صحنه افتاده بود. وقتی فیلمنامه را می خواندم چیزهایی به ذهنم می رسید و موقع دورخوانی به نقش اضافه می کردم؛ اگر آقای بذرافشان تائید می کرد، جلوی دوربین استفاده می کردم که در نود درصد مواقع ایشان موافق بود.

اکت های شخصیت مثل نوع نگاه کردن، راه رفتن و ... توی تمرین بدست آمد یا این بار هم پیشنهاد می دادید؟

بنظر من نوع راه رفتن و اسکلت کاراکتر را اگر بفهمی شصت درصد راه را رفته ای. این مساله حتی روی بیان تاثیر دارد.من سعی کردم نوع راه رفتن کلیشه نشود و خوشحالم که این اتفاق رخ داده. اکت های شخصیت در دورخوانی و تمرین و طی پیشنهادهای دو طرفه با آقای بذرافشان شکل گرفت.

شوکت توی فیلمنامه هم شخصیت شیرینی بود یا در اجرا به این مدل رسیدید؟

من و کارگردان با هم به این شخصیت و ویژگی های رفتاری آن رسیدیم.آقای بذرافشان هم نویسنده فوق العاده ای است و هم وقتی به بازیگر اعتماد کند او را رها می کند و این حسن بزرگی است. و البته فراموش نکنیم یک گروه حرفه ای پشت «گسل» بود و همه چیز دست به دست هم داد تا شوکت دیده شود.

اگر از شما خواسته شود شوکت را در سریالی دیگر بازی کنید، می پذیرید؟

در تئاتر پرهیز می کردم از این که نقش هایم شبیه به هم بشوند. ولی نقش شوکت را خیلی دوست دارم و چیزی که از دل برآید لاجرم را بر دل نشنید. با این نقش عشق می کردم وحتی روزهایی که جلوی دوربین نمی رفتم دلم برایش تنگ می شد. اگر روزی شوکت در یک سریال کاراکتر اصلی شود آن را بازی می کنم چون خیلی از زوایای شخصیت را فرصت نشد نشان دهم. با این که در قسمت های آخر شوکت پررنگ است اما شرایط فراهم نشد تمام وجوه آن را به تصویر بکشم. در «گسل» چهل درصد شوکت را می بینیم ولی شخصیت ابعاد دیگری دارد.

بازخورد نقش را در این مدت بین همکاران و توی جامعه دیده اید؟

بازخورد تلویزیون در جامعه نسبت به سال های قبل خیلی کم شده. اگر «گسل» 10 سال پیش پخش می شد، فردای اولین قسمت بالای نود درصد من را توی خیابان می شناختند. ولی الان شرایط تفاوت کرده با این حال کامنت هایی که دیده ام مثبت بوده است.

و بعد از نقش شوکت پیشنهاد بازیگری در فیلم و سریال به شما نشده؟

مدتی که مشغول «گسل» بودم پیشنهادهای تئاتر خیلی بود ولی شرایط همکاری فراهم نشد. الان مشغول یک تئاتر هستم ولی واقعا به استراحت نیاز دارم و فرصتی می خواهم تا از شوکت دور شوم. در تمرین دورخوانی تئاتر می دیدم ته لحن شوکت را دارم و این را خودم متوجه می شدم.

طبعا مواجهه نخست با کاراکتر شوکت برای بیننده جذابیت بیشتری دارد. سابقه ذهنی از بازیگر،شخصیت و رفتار او نداریم و ری اکشن ها غلیظ است.روزهای اول تصویربرداری بازیگران روبرو و عوامل صحنه احیانا چنین واکنش هایی نداشتند؟

اولین روز که غریبه بودیم اما کمی که گذشت دیدم تکیه کلام های شوکت را بچه های صحنه و دستیارها می گفتند.  

بازیگرها چطور؟

سام (درخشانی) خیلی لطف داشت و می گفت تو فوق العاده ای. آقای امکانیان و خانم نجومی همین طور. ری اکشن هایی را موقع ضبط می دیدم که مثبت بود، مثلا گاهی بچه های پشت صحنه دست می زدند و خدا را شکر این انرژی وجود داشت.

علیرضا بذرافشان چند برداشت از بازی شما می گرفت؟ جلوی دوربین راحت بودید؟

بیشتر برداشت های مجدد به دلیل اتفاقات فنی بود نه بازی بازیگرها. چون تعداد لوکیشن ها زیاد بود و شرایط طبعا سخت و ناخودآگاه برداشت ها زیاد می شد. اگر برداشتی هم مختص بازی ها داشتیم برای بهتر شدن بود.

برنامه مشخصی برای ادامه بازیگری دارید؟ روی تئاتر متمرکز می شوید یا تمایل تان به سریال و سینما است؟

بازيگري شغل و عشق من است؛ چه در تئاتر چه درتلويزيون و چه در سينما. مديوم هاي هر يك كمي متفاوت است ولى ذات شان يكي است.به كار تئاتر كه ادامه مي دهم اگر هم پيشنهاد خوب و قابل قبولى براي تلويزيون و سينما باشد حتما ولي اگر دوستش نداشته باشم سعي مي كنم انتخابش نكنم.

مطلوب تان برای مدیوم تصویر چه نقش هایی است؟ باز هم کمدی؟

مديوم من هم كمدي است هم جدي. چون بازيگرى فقط يكي از اين دو نيست؛در تئاتر در هر دو تجربه هاي زيادي کسب كردم و در سينما و تلويزيون هر دو شكل را بازي خواهم كرد. نمي خواهم صرفا به عنوان بازيگر كمدي شناخته شوم.
UserName