سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
از دلایلی که باعث شد امام حسین، حرکتش را آغاز کند عبارت بودند از فضای رعب آور امنیتی، سازش ناپذیری با یزید، و جستجو به دنبال جای امن؛ هیچ سند معتبری هم وجود ندارد که هدف امام حسین قیام و انقلاب بوده است این واژه ها ترمولوژی زمانه ی ما هستند و ابداً ارتباط
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دلایلی که باعث شد امام حسین،حرکتش را آغاز کند چه بود؟

از دلایلی که باعث شد امام حسین، حرکتش را آغاز کند عبارت بودند از فضای رعب‌آور امنیتی، سازش‌ناپذیری با یزید، و جستجو به دنبال جای امن؛ هیچ سند معتبری هم وجود ندارد که هدف امام حسین قیام و انقلاب بوده است این واژه‌ها ترمولوژی زمانه‌ی ما هستند و ابداً ارتباطی با انگیزه‌ی امام حسین ندارند! واقعه‌ی عاشورا بزرگ شده است چرا که شیعیان نیاز داشتند از این واقعه یک اسطوره بسازند و با پیوند زدن خود به این اسطوره، هم کسب هویت نمایند، هم ابراز مظلومیت کنند و هم از مخالفان خود هویت‌ستانی کنند»؟!

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
یا حسین

گاهی کسی به خاطر ضعف و نقصان در دانش و بینش، نظریه‌ی نادرستی می‌دهد و جای امیدی هست که پس از کسب اطلاعات و معلومات بیشتر و نیز همت در تأمل و بصیرت بیشتر، نگاهش و نظراتش اصلاح شود؛ اما گاهی کسی خودش هم می‌داند، اما بغض و کینه‌ و انحرافات دیگر، سبب موضع‌گیری منفی او در برابر حقایق و جدال و جنگ با "حق" می‌گردد، چنان که لشکریان عمر سعد، ابتدا (مثل شمر)، به امام حسین علیه السلام گفتند: «ما اصلاً نمی‌فهمیم که تو چه می‌گویی!»؛ اما در انتها گفتند: «ما تو را می‌شناسیم و خوب هم می‌فهمیم که چه می‌گویی، اما تصمیم گرفتیم که تو را بکشیم»! بدیهی است که برای این گروه، دیگر هیچ گونه، علم، اطلاعات، مستندات و شواهد، به درد نمی‌خورد و کارساز نمی‌باشد. چنان که فرمود:

« إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ » (البقره، 6 و 7)

ترجمه: کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‌کند که آنان را (از عذاب الهی) بترسانی یا نترسانی؛ ایمان نخواهند آورد * خدا بر دل‌ها و گوش‌های آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.

*- بدیهی است که اولین نتیجه‌ی مُهر و موم شدن قلب برای فهم و بسته شدن چشم و گوش برای دیدن و شنیدن حقایق، این خواهد شد که انسان حتی در گفته‌های خودش نیز تأمل و تفکر نمی‌کند و به معنای واقعی (نه به لفظ ناسزا)، "احمق" می‌شود. [امام سجاد علیه السلام: الحَمدُللهِ الّذی جَعَلَ أعدائنا مَنَ الحُمقا – حمد مخصوص خداست، همان که دشمنان ما را از احمق‌ها قرار داد].

*- و البته حماقت نیز درجات و مراتب متفاوتی دارد و چنان که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: « أحمَقُ النّاسِ مَن ظَنَّ أنّهُ أعْقَلُ النّاسِ - احمق‌ترین مردم کسی است که گمان می‌کند، عاقل‌ترین آنهاست / غرر الحكم : 3089 »

الف – آقای سروش خودش « فضای رعب‌آور امنیتی، سازش‌ناپذیری با یزید، و جستجو به دنبال جای امن » را از دلایل آغاز حرکت بر می‌شمرد؛ خب چنین حرکتی، یعنی "خروج"، "قیام" و بالتبع "انقلاب" که معنایش زیر و رو کردن و تغییر شرایط می‌‌باشد، حال خواه بگویند: «واژه‌اش ترمولوژی [Terminology  ] زمانه است» یا نگویند.

ب – ترمینولوژی [Terminology]، همان "اصطلاح شناسی" به زبان انگلیسی می‌باشد. آنگاه که واژه‌ها و اصطلاحات در یک حوزه‌ی تخصصی مورد مطالعه قرار می‌گیرد، در انگلیسی به آن ترمینولوژی [Terminology] می‌گویند.

و جالب آن که خودش می‌گوید: «از دلایل آغاز حرکت»! یعنی دلایل دیگری هم داشت.

دلایل حرکت:

به فرض که دلایل حرکت همین باشد که آقای سروش بر شمرده است، آیا او هنوز نمی‌داند که "دلایل آغاز حرکت"، با "اهداف حرکت" متفاوت است؟! یا می‌داند، اما از روی لجاج و عنادی هدفدار، مردم‌فریبی می‌کند؟!

مثال 1 – فرض کنید که هدف شخصی، اشتغال، کسب درآمد و تأمین معاش باشد. سپس به دلیل نامساعدی شرایط محیط زیست فعلی‌اش [نیافتن کار مناسب، گرانی هزینه‌ها، فشار روانی دیگران، خوف از ابتلائات و ایجاد ناهنجاری‌های گوناگون در اعضای خانواده و ...]، دیگر ماندن را صلاح نداند و حرکت خود به سوی شهری دیگر را آغاز نماید؛ آیا این حرکت، بدین دلایل، برای تحقق همان "اهداف" نمی‌باشد؟!

ابن خلدون می گوید: «نمی‌توان گفت: یزید هم در کشتن امام حسین علیه السلام اجتهاد کرد، پس بی تقصیر است؛ چون صحابه‌ای که با امام حسین علیه السلام در قیام شرکت نکرده بودند، هرگز اجازه قتل حضرت را نداده بودند‌. این یزید بود که با امام جنگید . این عمل یزید، نشانه فسق اوست و حسین علیه السلام در شهادتش ماجور است در حالی که یزید از عدالت به دور بوده و حسین علیه السلام علیه یک حاکم ظالم قیام کرده بود»

مثال 2 – فرض کنید هدف کسی، نفوذ و رخنه در حوزه‌ی نظر [اندیشه]ی اسلامی، جهت ایجاد انحراف و اعوجاج از درون باشد! ابتدا طلبه‌ی حوزه علمیه شود، سپس از همانجا بورسیه بگیرد و جهت ادامه تحصیل، فراگیری زبان، آشنایی با مکاتب و اندیشه‌ها و ...، به امریکا رود، پس از پایان تحصیل و اخذ مدرک دکترا؛ بر گردد، استاد دانشگاه و نظریه‌پرداز شود؛ و آرام آرام، تحریف و انحراف را آغاز نماید؛ اما پس از مدتی، احساس کند که دیگر شناخته شده و کم مانده که برای ارباب نیز به یک مهره‌ی سوخت شده مبدل گردد، شرایط امنیتی برای نفوذ و ادامه کار در راستای هدفش را نیز مناسب نبیند و به همین دلایل، در یک فرصت مناسب، به همان امریکا برگردد و پناهندگی بگیرد و از آنجا کارش را آغاز نموده و ادامه دهد! حال آیا این دلایل حرکت، منافاتی با "اهدافش" از حرکت، خروج و پناهندگی دارد؟!

سند:می‌گوید: «هیچ سندی وجود ندارد!»! بله اگر قرار باشد که چه در عرصه علوم نظری، چه در عرصه سیاست، چه در عرصه‌ی دین و ...، سند آن باشد که امریکا و انگلیس تأییدش می‌کنند، چنین سندی وجود ندارد و حاصل و خروجیِ چنین اسناد مؤیدی نیز اسلام امریکایی و تشیع انگلیسی می‌شود.

اهداف:

اما، حضرت سیدالشهداء، امام حسین علیه السلام، خود بارها و بارها، هم "اهداف" خروج‌شان را از زوایای متفاوت بیان داشتند و هم به علل آغاز حرکت از مدینه و سپس به سوی کوفه بیان داشته‌اند، تا هم اهل اسلام، تشیع و انسان‌های آزاده و شریف بدانند، و هم امثال آقای سروش در طول زمان، برای حرکت، قیام و انقلاب ایشان، اهداف جعلی وضع ننمایند؛ و تمامی آن چه فرمودند نیز مستند می‌باشد.

هدف / 1 - « إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسیرَ بِسیرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبیطالِب »

ترجمه: من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و یا براى فساد و ستمگرى قیام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم؛ مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و به سیره و روش جدّم و پدرم على بن ابیطالب عمل كنم.»

سند: (بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۲۹، باب ۳۷، روایت ۲٫ - مقتل الحسین مقرم،ص156 - مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ابن شهرآشوب، ج۴، ص۸۹ و ...)

هدف / 2 - « اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اِنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنافُساً فِی سُلْطان، وَ لا التماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ، وَ لکِنْ لِنَرَىَ الْمَعالِمَ مِنْ دِینِکَ، وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فِی بِلادِکَ، وَ یَاْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ، وَ یُعْمَلُ بِفَرَایِضِکَ وَ سُنَّتِکَ وَ اَحْکامِکَ »

ترجمه: خداوندا! تو مى‌دانى که آنچه از ما (در طریق تلاش براى آگاه‌سازی و بسیج مردم) صورت گرفت، به خاطر رقابت در امر زمامدارى و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبود، بلکه هدف ما آن است که نشانه‌هاى دین تو را آشکار سازیم و اصلاح و درستى را در همه بلاد بر ملا کنیم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و فرایض و سنّت‌ها و احکامت مورد عمل قرار گیرد.

سند: (تحف العقول، ص 170 و بحارالانوار، ج 97، ص 79 و ...)

هدف / 3 - « أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلی  الله علیه وآله وسلم) قالَ: مَنْ رَی  سُلْطانًا جائِرًا مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ اللّهِ ناكِثًا لِعَهْدِاللهِ مُخالِفًا لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ یَعْمَلُ فی عِبادِ اللّهِ بِالإثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ یُغَیِّرْ عَلَیْهِ بِفِعْل وَ لا قَوْل كانَ حَقًّا عَلَی اللّهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ ».

ترجمه: ای مردم! پیامبر خدا فرموده است: كسی  كه زمامداری  ستمگر را ببیند كه حرام خدا را حلال می‌سازد و عهدش را می‌شكند و با سنّت پیامبر (صلی  الله علیه وآله وسلم) مخالفت می‌ورزد و در میان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل می‌كند، ولی  در مقابل او با عمل یا گفتار، اظهار مخالفت ننماید، بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنّم اندازد.

سند: (بحار الانوار 44/382)

هدف / 4 - « اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَیْهِ راجِعُونَ وَعَلَى االإسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ یَزیدَ، وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه ِ صلی الله علیه و آلهیَقُولُ: اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ اَبى سُفیانَ »

ترجمه: (در پاسخ به پیشنهاد مروان بن حكم كه با یزید بیعت كن) فرمود: در این صـورت باید گفت: انا للّه و انا الیه راجعون، و با اسلام خداحافظی کرد، زیرا امّت اسلام گرفتار چوپانى همانند یزید شده است و من خودم از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم كه مى فرمود: خـلافت بر آل ابوسـفیان حـرام است.

از مستندات اهل سنت:

- ابوالحسن اشعری (متوفای 324 ق)، پیشوای مکتب اشاعره، می‌گوید: «چون ستمگری یزید از حد گذشت، امام حسین علیه السلام با یاران خود علیه بیداد او قیام کرد و در کربلا به شهادت رسید.» (مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلحین، ص 45)

-  ابن خلدون می گوید: «نمی‌توان گفت: یزید هم در کشتن امام حسین علیه السلام اجتهاد کرد، پس بی تقصیر است؛ چون صحابه‌ای که با امام حسین علیه السلام در قیام شرکت نکرده بودند، هرگز اجازه قتل حضرت را نداده بودند‌. این یزید بود که با امام جنگید . این عمل یزید، نشانه فسق اوست و حسین علیه السلام در شهادتش ماجور است در حالی که یزید از عدالت به دور بوده و حسین علیه السلام علیه یک حاکم ظالم قیام کرده بود» (مقدمه ابن خلدون، ص 415، ترجمه گنابادی)

اسطوره سازی:

واقعه و فاجعه‌ی عاشورا بزرگ بود و هست، نه این که شیعیان آن را بزرگ کرده باشند؛ بلکه شیعیان به راحتی فراموش نکردند و از آن درس و عبرت می‌گیرند، چرا که هم چنان ادامه دارد.

البته برای اسلام امریکایی و تشیع انگلیسی و اندیشه‌ی فراماسونی، نه واقعه‌ی عاشورا، سربریدن حجت خدا، قتل عام نیکان و بزرگان یک جامعه و مکتب و سایر جنایات بزرگ است، نه سلطه‌ی اسطوره‌های فساد، نه ظلم‌ها و قتل‌عام سایر مسلمانان در طول تاریخ و امروز.

- پیامبر اکرم و اهل عصمت صلوات الله علیه و آله را نیز خداوند متعال "اسطوره، الگو و رهبر" برای مردمان قرار داده است تا انسان‌های طالب رشد، امنیت و سعادت، از انسان کامل پیروی کنند. حال چه آنها قیام کنند و چه نکنند.

« لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا » (الأحزاب، 21)

ترجمه: قطعاً براى شما در [اقتدا به‌] رسول خدا سرمشقى نیكوست: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‌كند.

 

بنابر این، هم هویت امام حسین علیه السلام روشن بوده و هست، هم هویت شیعه، و هم هویت حسینیان و یزیدیان در طول زمان.

 

منبع : پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات ایکس – شبهه

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین