با تمام شدن سال تحصیلی و فصل امتحانات، دلخوشی و شور و نشاط دانش آموزان برای داشتن ۳ ماه تعطیلی تابستان و داشتن ایامی فارغ از درس و مشق و کتاب هم شروع می شود. اما این روزها والدین بیش از گذشته نگران این هستند كه اوقات فراغت فرزن
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

بهترین فرصت برای با هم بودن

با تمام‌شدن سال تحصیلی و فصل امتحانات، دلخوشی و شور و نشاط دانش‌آموزان برای داشتن ۳‌ماه تعطیلی تابستان و داشتن ایامی فارغ از درس و مشق و کتاب هم شروع می‌شود. اما این روزها والدین بیش از گذشته نگران این هستند كه اوقات فراغت فرزندان‌شان مفید سپری بشود و به بطالت نگذرد   که گاهی در این راه به بیراهه هم می‌روند.

فرآوری: داودی-بخش خانواده ایرانی تبیان
کودک، تربیت کودک ،اوقات فراغت، تابستان،بازی، والدین

فراغت یعنی

كلمه فراغت مفاهیمی مثل آسایش، آرامش، استراحت، ضدگرفتاری، ضدشغل و ضدكار را تداعی می‌كند؛ بنابراین وقتی می‌گوییم اوقات فراغت، یعنی اوقاتی كه در آن بتوان به فعالیت‌هایی پرداخت كه مفهوم آسایش و آرامش به دور از انجام هر تكلیفی از آن ادراك شود. به‌عبارتی اوقات فراغت به‌معنای داشتن زمان‌هایی است كه در آن حس كنیم از تكالیف مرسوم رها هستیم، مدیریت زمان دست خود ماست، برنامه خاص تكلیف‌‌مداری وجود ندارد و ما می‌توانیم آسایش و آرامش را در كنار خوشایندی و لذت، تجربه كنیم.

فصلی برای آرامش

در فصل تابستان دانش‌آموزانی كه 9‌ماه از سال را به تحصیل پرداخته‌اند انتظار دارند كه در 3‌ماه تابستان آسایش و استراحت را تجربه كنند و والدین و اطرافیان آنها هم باید شرایط را به‌گونه‌ای فراهم و برنامه‌ریزی كنند كه محتوای فراغت كاركردی شود؛

تصمیم‌گیری و برنامه‌‌ریزی درباره اوقات فراغت فرزندان تصمیم‌گیری‌ای است كه والدین و فرزندان به طور مشترك آن را انجام می‌دهند ولی درنهایت بهتر است میل بچه تأمین شود. اگر میل فرزندمان نامناسب یا آسیب‌زننده‌ باشد طبیعتا ما با آن همراهی نمی‌كنیم

 یعنی دانش‌آموز احساس كند در ایامی كه پیش‌رو است قرار است آرامش، آسایش، استراحت و ضدتكلیف‌محوری را تجربه كند. به‌طور كلی فراغت با هر چه كه مفهوم اجبار داشته باشد متضاد است و حداقل كاری كه برای ادراك واژه فراغت باید كرد این است كه اجبار را از آن خارج كرد. حال این سؤال ایجاد می‌شود كه اصلا تكلیف چیست؟ مثلا تكلیف به این معناست كه بچه مقید شود هفته‌ای 3روز رأس ساعت مشخصی به كلاس برود، در منزل هم هفته‌ای چند ساعت مباحث كلاسی كه رفته را تمرین كند و گاهی بعد از آن هم از او خواسته شود آنچه یاد گرفته را برای دوست و آشنا و اقوام، معرفی و به معرض نمایش بگذارد؟ دانش‌آموزی كه تمام طول سال تحصیلی را در سیستم آموزشی تكلیف‌محور، یك دوره 9 ماهه فشرده را با تكلیف و تحصیل سپری كرده حداقل انتظاری كه دارد این است كه در 3‌ماه تابستان فرایند تكلیف‌محورانه‌ای مشابه بقیه سال به او تحمیل نشود.

به کجا اینقدر با عجله؟

امروزه، به‌خصوص بین والدین نسل جدید در برنامه‌ریزی‌هایی كه برای ایام تابستان فرزندان انجام می‌گیرد مفهوم فراغت وجود ندارد و این امر خود یك علامت سؤال معنادار ایجاد می‌كند. این از اینجا نشأت می‌گیرد كه والدین می‌خواهند فصل تابستان و ایام فراغت فرزندان‌شان پربار باشد و غالبا اقدام برای پرباركردن این ایام، آن را از مفهوم فراغت خارج می‌كند. از طرفی مجموعه‌های آموزشی اقتصادمحور، پیش از فصل تابستان با انتشار تبلیغاتی از این دست كه «تابستان را جدی بگیرید»، «در فصل تابستان هم همراه شما هستیم»، «درس را رها نكنید»، «برای سال آینده فرزندان‌تان برنامه‌ریزی كنید» و... والدین را ترغیب می‌‌كنند كه برای فصل تابستان فرزندانشان برنامه آموزشی و تكلیفی سنگینی را تدارك ببینند. متأسفانه همه این عوامل دست‌به‌دست هم می‌دهند تا مفهوم واژه فراغت در فصل تابستان زیر سؤال برود.

این عملكرد در مواردی ریشه در وجود خود والدین دارد. درواقع بعضی از والدین مضطربند كه مبادا فرزندانشان از اوقاتشان استفاده بهینه نكنند و استفاده بهینه هم برای والدین به این معنا نیست كه فرزندانشان از اوقاتشان لذت ببرند و به فعالیت‌هایی كه دوست دارند بپردازند و رشد كنند، بلكه استفاده بهینه اینگونه برایشان معنا شده است كه حتما كاری كه از نظر والدین‌‌شان مفید است را به‌صورت تكلیف‌گونه انجام دهند.

برنامه ای مفید و جمع و جور

والدین باید از بچه‌ها دراین‌باره نظرسنجی كنند. به‌این شكل كه وقتی تعطیلات تابستان شروع شد در زمانی مناسب فرزندان را دور هم جمع كنند و گفت‌وگویی چندنفره انجام دهند. از هر فرزندی بپرسند: «دوست داری در تابستان به چه فعالیتی بپردازی؟» و «در چه صورتی از ایام فراغتت در فصل تابستان لذت می‌بری؟» و با اولویت قرار دادن نظر و میل فرزندان بسته به اینكه كدامیك از امیال بچه می‌تواند قابلیت تحقق پیدا كند به یك جمع‌‌بندی نهایی رسیده و طبق آن برنامه‌ریزی كنند. ممكن است بچه‌ای در پاسخ به این پرسش بگوید كه من دلم نمی‌خواهد هیچ كاری انجام ندهم فقط دلم می‌خواهد بازی كنم. اینجا

كمیت بودن با بچه‌ها اثر تربیتی ندارد بلكه كیفیت بودن والدین با بچه‌هاست كه اثر تربیتی دارد. اینكه در ساعاتی كه والدین و فرزندان در كنار هم حضور دارند چه بین آن می‌گذرد اهمیت دارد. حتی در سنین نوجوانی هیچ ابزاری بهتر و اثربخش‌تر از بازی برای ارتباط با كودك نیست

 این سؤال پیش می‌آید كه آیا در این صورت باز هم باید با كودك همراهی كرد؟ خیر، گاهی اوقات واقعیت‌‌هایی در دنیای بیرون وجود دارد كه ناچاریم بچه را با ناكامی‌هایی مواجه كنیم. در این صورت باید به او اینگونه بگوییم: «عزیزم می‌دانم كه تو نیاز داری تمام تابستان را بازی كنی چون در طول سال نتوانسته‌ای خوب بازی كنی ولی خب باید از كلاس‌‌هایی هم استفاده كنی. ولی اینكه چه كلاسی بروی را خودت می‌توانی انتخاب كنی». بنابراین تصمیم‌گیری و برنامه‌‌ریزی درباره اوقات فراغت فرزندان تصمیم‌گیری‌ای است كه والدین و فرزندان به طور مشترك آن را انجام می‌دهند ولی درنهایت بهتر است میل بچه تأمین شود. اگر میل فرزندمان نامناسب یا آسیب‌زننده‌ باشد طبیعتا ما با آن همراهی نمی‌كنیم؛ مثلا فرزند دبستانی ما دوست دارد كه صبح تا شب را با افراد ناباب بازی كند. در این صورت باید برایش توضیح دهیم كه این تمایل و خواسته او فلان آسیب‌ها را به همراه خواهد داشت. در چنین مواردی بهتر است والدین به جای محروم‌كردن و مجبور‌كردن فرزندان تعادل برقرار كنند.

امکانات موجود

در برنامه‌ریزى اوقات فراغت، باید از امکانات موجود استفاده بهینه را به عمل آورد. هر نوجوانى و یا هر خانواده‌اى در برنامه‌ریزى اوقات فراغت، چنانچه امکانات موجود را در نظر نگیرد و بخواهد به بلند پروازى‌هاى جاه‌طلبانه جامه عمل بپوشاند در واقع به بروز توقعات نابه‌جا کمک کرده است.

اما این بدان معنى نیست که والدین توجهى به اوقات فراغت و خواسته‌هاى معقول فرزندان خود نداشته باشند بلکه همان‌طورى که قبلاً اشاره شد بهتر است والدین سرگرمى را جزء نیازهاى فرزندان تلقى نموده، برنامه‌ریزى‌هاى شایسته‌اى در این زمینه انجام دهند.

لذت باهم بودن

در طول سال تحصیلی اصولا به فرزندان این فرصت داده نمی‌شود كه بودن و بازی با والدین را تجربه كنند. كودك به محض اینكه تقاضا می‌كند كه با والدین وقت بگذراند و با آنها بازی كند والدین اضطراب تكلیف را به رخ او می‌كشند؛ «الان درساتو خوندی؟»، «الان وقت بازیه؟»

كمیت بودن با بچه‌ها اثر تربیتی ندارد بلكه كیفیت بودن والدین با بچه‌هاست كه اثر تربیتی دارد. اینكه در ساعاتی كه والدین و فرزندان در كنار هم حضور دارند چه بین آن می‌گذرد اهمیت دارد. حتی در سنین نوجوانی هیچ ابزاری بهتر و اثربخش‌تر از بازی برای ارتباط با كودك نیست. گفت‌وگو، نصیحت كردن، گپ زدن و... به‌تنهایی مفهوم ارتباط مؤثر والد با كودك را برآورده نمی‌كند. در بازی والد و فرزند یك تجربه مشترك حسی بسیار ناب و نزدیك، بین والد و كودك اتفاق می‌افتد. تنها در بازی است كه والدین و فرزندان یاد می‌گیرند، همفكری می‌كنند، یكدیگر را می‌شنوند و به یكدیگر نزدیك می‌شوند. متأسفانه بعضی از والدین آنطور كه باید برای فرزندانشان وقت نمی‌گذارند. تصور عده‌ای از والدین از وقت گذاشتن برای فرزندان، بردن آنها از یك كلاس به كلاسی دیگر است. بنابراین مفهوم وقت گذاشتن و بودن با بچه‌ها در فصل تابستان اشتباه ادراك می‌شود. حتما در برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت فرزندان‌تان ترتیب دادن فعالیت‌های تفریحی و لذتبخش مشترك و بودن با فرزندان‌تان را در اولویت قرار دهید. مطمئن باشید كه داشتن تجربه‌های این‌چنینی به‌مراتب اثر حسی و تربیتی مؤثرتری دارد. بنابراین در این فرصت برای بودن با فرزندان‌تان جولان دهید. برای برنامه‌ریزی با هم بودن، بهتر است هم نظر و صلاحدید والدین و هم میل و نیاز كودكان درنظر گرفته شود و توافق حاصل شود. در 3‌ماه تابستان، حتی روزی یك ساعت، تبادل و به اشتراك گذاشتن یك عالمه حس خوب متناسب با نیاز والد و كودك می‌تواند بهترین برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت فرزندان باشد؛ چون تنها تجربه با هم بودن است كه هم والدین و هم فرزندان را به‌معنای واقعی از تمام اضطراب‌ها و خستگی‌ها فارغ می‌كند.


 منابع: همشهری / بیتوته

ر
مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .