سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
 دشمن هر اسیری را می‌کشت برایش پرونده خودکشی درست می‌کرد
دشمن هر اسیری را می‌کشت برایش پرونده خودکشی درست می‌کرد
دشمن هر اسیری را می‌کشت برایش پرونده خودکشی درست می‌کرد
وقتی که ما اسیر شدیم، هر کسی مجروحیت شدیدی داشت یک پانسمان یا درمان اولیه انجام می‌دادند. بعد دیگر کاری با تعویض پانسمان و رسیدگی به زخم‌ها نداشتند و این زخم‌ها عفونی می‌شد. تعداد زیادی از بچه‌ها در الرشید به خاطر عفونت زخم‌هایشان شهید شدند.
اردوگاه تکریت ۱۱ مولود کربلای ۴ بود
اردوگاه تکریت ۱۱ مولود کربلای ۴ بود
اردوگاه تکریت ۱۱ مولود کربلای ۴ بود
اردوگاه تکریت ۱۱ مولود کربلای ۴ بود. همانطور که لفظ اسرای مفقودالاثر نیز بعد از این عملیات به دیباچه جنگ اضافه شد. کربلای ۴ درس‌هایی دارد که باید در تاریخ به آن توجه بیشتری بشود. بخشی از همین درس‌ها بود که پیروزی در کربلای ۵ را رقم زد
 یک موزائیک و ۴ انگشت جا برای خواب!
یک موزائیک و ۴ انگشت جا برای خواب!
یک موزائیک و ۴ انگشت جا برای خواب!
هر کدام‌مان یک موزائیک و ۴ انگشت جای خواب داشتیم، به‌سختی می‌توانستیم هنگام خواب روی دوش‌مان بچرخیم، از ابتدا فضای کمپ‎ ‎‏ را پلیسی کردند، چند ماه اول تا زخم‌هایمان خوب نشده بود، کمتر به مسائل داخل کمپ توجه داشتیم، بعدها که خوب شدیم، تازه فهمیدیم دور و برمان چه خبر است!
 اقدام عجیب بعثی ها برای جلوگیری از عزاداری اسرا
اقدام عجیب بعثی ها برای جلوگیری از عزاداری اسرا
اقدام عجیب بعثی ها برای جلوگیری از عزاداری اسرا
۲ روز مانده به تاسوعا بعثی‌ها یک آمپول ضدشورش به تمامی افراد اردوگاه زدند. شب عاشورا فرمانده اردوگاه با خنده خطاب به اسرا گفت: خجالت نمی‌کشید حسین را کشتند و شما خوابیدید.
یاد اباعبدالله (ع) مرهمی بر زخم‌های اسارت بود
یاد اباعبدالله (ع) مرهمی بر زخم‌های اسارت بود
یاد اباعبدالله (ع) مرهمی بر زخم‌های اسارت بود
در اردوگاه‌های موصل و تکریت مسئول فرهنگی اردوگاه بودم. به وضوح می‌دیدم که آغاز محرم ما را نجات می‌داد. ناگهان شور و نشاط مذهبی در اردوگاه حاکم می‌شد. در جبهه‌ها هم همینطور بود. در عملیات‌ها روحیه شهادت‌طلبی از نهضت عاشورا نشئت می‌گرفت
 هشت سال زندگی در دو وجب جا
هشت سال زندگی در دو وجب جا
هشت سال زندگی در دو وجب جا
26 مرداد ماه سالروز آغاز بازگشت آزادگان به کشور است. روزی که اسرای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران سال‌ها در انتظار آن بودند. به این بهانه پای صحبت ماشالله سروش نشستیم، آزاده خوزستانی که هشت سال و یک ماه و هشت روز در اسارت بود.
شکنجه‌درمانی به روایت یک آزاده
شکنجه‌درمانی به روایت یک آزاده
شکنجه‌درمانی به روایت یک آزاده
مرتضی امیران از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. او در خاطره‌ای از ماجرای بازدید صدام از یکی از اسارتگاه‌ها می‌گوید.
  بازگشت آزادگان یک انقلاب روحی در جامعه ایجاد کرد
بازگشت آزادگان یک انقلاب روحی در جامعه ایجاد کرد
بازگشت آزادگان یک انقلاب روحی در جامعه ایجاد کرد
اولین لحظات اسارت فشار روانی سنگینی داشت، اما این فشار خیلی زود از بین رفت و بعد از مدت کوتاهی نگاه حق‌طلبانه‌ای به ما آرامش داد. ما همان لحظه به دشمن هم می‌گفتیم شما در خاک ما بودید و ما در خاک خودمان اسیر شدیم و این نگاه حق‌طلبانه تا آخر باقی ماند
تلاش برای رسیدن به جبهه
تلاش برای رسیدن به جبهه
تلاش برای رسیدن به جبهه
زندگینامه آزاده سرافراز مصطفی اردیبهشت
قبل از اسارت ، شهید شده بودم!
قبل از اسارت ، شهید شده بودم!
قبل از اسارت ، شهید شده بودم!
30 سال بعد از پایان 8 سال دفاع مقدس، بعد از حضور دلاورانه رزمنده هایمان در جبهه‌های جنگ و ایثار و مقاومتی که جاودانه شده است، هنوز هم می‌توان پای صحبت مردانی نشست که نشان جنگ به سینه دارند.
 مادرم خواست ده نفر از پاسدارها را بکشم
مادرم خواست ده نفر از پاسدارها را بکشم
مادرم خواست ده نفر از پاسدارها را بکشم
وقتی برادرم در جنگ کشته شد، مادرم از من خواست ده نفر از آن ها، مخصوصا پاسداران را بکشم. مادرم گفت: باید انتقام برادرت را بگیری، وگرنه تو را حلال نمیکنم. من هم می خواهم این یکی از آن ده نفر باشد.
 پایی که برای سربلندی ایران اتو شد
پایی که برای سربلندی ایران اتو شد
پایی که برای سربلندی ایران اتو شد
عبدالله خسروانی ماجرای شکنجه خود و بقیه افراد را تعریف کرد و گفت: همه زیر شکنجه های سخت و سنگین قرار داشتیم، اما لام تا کام حرفی نزدیم.
برایمان مثل امام بود
برایمان مثل امام بود
برایمان مثل امام بود
حاج‌آقا ابوترابی نگاهشان این بود که شما نباید در این شرایط خودتان را با دشمن درگیر کنید و باید به لحاظ جسمی و روحی خودتان را سالم نگه دارید تا هنگامی که به کشور برمی‌گردید به مردم و کشورتان خدمت کنید
مهم‌ترین جلوه ابوترابی همدلی و همدردی کردن بود
مهم‌ترین جلوه ابوترابی همدلی و همدردی کردن بود
مهم‌ترین جلوه ابوترابی همدلی و همدردی کردن بود
سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد یکی از شاخص‌ترین چهره‌های تاریخ دفاع مقدس و از سرآمدترین آزادگان است. منش ایشان در دوران اسارت، به کمک آزادگان آمد و سبب شد تا او در قامت یک رهبر، آن‌ها را به سمت مسیر بهتر هدایت کند..
ديوارهاي دوله‌تو با بيگاري گرسنگي و تيرباران عجين بودند
ديوارهاي دوله‌تو با بيگاري گرسنگي و تيرباران عجين بودند
ديوارهاي دوله‌تو با بيگاري گرسنگي و تيرباران عجين بودند
خوب يادم است روز حادثه ساعت پنج صبح طبق معمول ما را براي بيگاري بردند. بعد که برگشتيم در حياط زندان مشغول گفت‌وگو با همرزمان بوديم که گفتند بايد به داخل زندان برويد. ما را داخل بردند تا موقع بمباران يک جا جمع باشيم و نتوانيم فرار کنيم.
 مقاومت آزادگان برگرفته از فرهنگ ايثار بود
مقاومت آزادگان برگرفته از فرهنگ ايثار بود
مقاومت آزادگان برگرفته از فرهنگ ايثار بود
آزادگان در طول دوران دفاع مقدس با تحمل شكنجه و سختي‌هاي فراوان به يكي از نمادهاي مقاومت و ايستادگي در تاريخ ايران تبديل شده‌اند...
  دوران اسارت 4 نفر را باسواد كردم
دوران اسارت 4 نفر را باسواد كردم
دوران اسارت 4 نفر را باسواد كردم
شايد‌ 24 تير ماه هر سال براي خيلي از ما يك روز عاد‌ي باشد‌ اما اين روز براي مجيد‌ د‌اد‌گر يك روز فراموش نشد‌ني است. روزي كه د‌اد‌گر مرگ را به چشم خود‌ د‌يد‌ و با خد‌ا و امام زمانش عهد‌ بست اگر از اين مخمصه جان سالم به د‌ر برد‌ نذري اد‌ا كند‌.
دوران اسارت در کسب علم و دانش رقابت مي‌کرديم
دوران اسارت در کسب علم و دانش رقابت مي‌کرديم
دوران اسارت در کسب علم و دانش رقابت مي‌کرديم
علي خاجي در دوران دفاع مقدس روزهاي زيادي را در جبهه نگذراند كه به اسارت دشمن درآمد. او در سال 1363 به عنوان امدادگر براي حضور در عمليات بدر راهي جبهه شد و خيلي زود با تني مجروح به اسارت نيروهاي عراقي درآمد.
دوران آزادگي يك كارخانه انسان‌سازي بود
دوران آزادگي يك كارخانه انسان‌سازي بود
دوران آزادگي يك كارخانه انسان‌سازي بود
نوروز سال 1364، محمدرضا عروجي به جاي بودن در خانه، سال تحويل را نزد عراقي‌ها در استخبارات مي‌گذراند. جاي سيب، سير و سركه، باتوم و شلنگ و كابل مهمان سفره‌شان بود.
جهاد با عقيده، سختي‌هاي اسارت را برايمان آسان کرد
جهاد با عقيده، سختي‌هاي اسارت را برايمان آسان کرد
جهاد با عقيده، سختي‌هاي اسارت را برايمان آسان کرد
عمليات والفجر مقدماتي كه در زمستان سال 1361 انجام گرفت، يكي از عمليات‌هاي سنگين و سخت ايران در تاريخ دفاع مقدس است. حميدرضا روشني كه آن زمان جواني 18 ساله بود، براي حضور در اين عمليات پا به جبهه‌هاي نبرد گذاشت.
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین
x