تبیان، دستیار زندگی
خانمم سند خانه‌مان را برده خانه پدرش و به او بی‌اعتماد شدم
خانمم سند خانه‌مان را برده خانه پدرش و به او بی‌اعتماد شدم
خانمم سند خانه‌مان را برده خانه پدرش و به او بی‌اعتماد شدم
چند ماه پیش با توجه به اختلافی که بین من و همسرم پیش آمد، او سند خانه را که سه دانگ به نامش بود به خانه پدرش برد که اگر از هم جدا بشویم، سند دستش باشد. چند دفعه گفتم که برو سند را بیاور اما قبول نکرد. با توجه به این که دارای فرزند هستیم، من با او کنار آمدم ولی حس بی‌اعتمادی به خانمم در من ایجاد شده است. چه کنم؟
فرزندانی دارم که احترام یکدیگر را نگه نمی‌دارند
فرزندانی دارم که احترام یکدیگر را نگه نمی‌دارند
فرزندانی دارم که احترام یکدیگر را نگه نمی‌دارند
به خاطر یک معامله مالی، فرزندانم با یکدیگر به مشکل خوردند و الان چندین ماه است که احترام یکدیگر را نگه نمی‌دارند. بعد از این ماجرا، دیگر یک بار هم دور هم جمع نشدیم و هر کدام جداگانه به من و مادرشان سر می‌زنند. هیچ کدام‌شان هم کوتاه نمی‌آیند.
 از ترس لو رفتن ارتباط اشتباهم در گذشته، همه خواستگارهایم را رد می‌ کنم
 از ترس لو رفتن ارتباط اشتباهم در گذشته، همه خواستگارهایم را رد می‌ کنم
 از ترس لو رفتن ارتباط اشتباهم در گذشته، همه خواستگارهایم را رد می‌ کنم
دختری ۲۰ ساله هستم. چند ماه پیش با پسری آشنا شدم. متاسفانه‌ در روزهای اول آشنایی به درخواست این پسر، اشتباه بزرگی کردم. بعدا متوجه شدم که این پسر، بدکاره است و اصلا به درد ازدواج نمی‌خورد.
پسرم به جای ماشین‌ و ‌تفنگ، عاشق عروسک است!
پسرم به جای ماشین‌ و ‌تفنگ، عاشق عروسک است!
پسرم به جای ماشین‌ و ‌تفنگ، عاشق عروسک است!
پسری 3 و نیم ساله دارم که هر وقت به اسباب‌بازی فروشی می‌رویم، می‌گوید به جای ماشین و تفنگ برایم عروسک بخر! در ضمن، بیشتر دوست دارد در جمع دخترهای آشنا و فامیل حضور داشته باشد تا پسرها. نگران این رفتارهایش هستم. چه کنم؟
خانه دار هستم و خیلی احساس تنهایی میکنم؛ چند راهکار برای احساس تنهایی بعد از ازدواج
خانه دار هستم و خیلی احساس تنهایی میکنم؛ چند راهکار برای احساس تنهایی بعد از ازدواج
خانه دار هستم و خیلی احساس تنهایی میکنم؛ چند راهکار برای احساس تنهایی بعد از ازدواج
تقریبا 6 ماه پیش عقد کردم. شغل شوهرم جوری است که تعطیلی ندارد. چند وقتی است که انگیزه ای برای هیچ کاری ندارم. در خانه کاری انجام نمی دهم و امیدی هم به آینده ندارم. مدام شب‌ها با همسرم بحث می‌کنم که من در خانه خیلی تنها هستم. کمکم کنید.
بهانه‌گیری‌های پسر 4 ساله‌ام غیرقابل تحمل شده است
بهانه‌گیری‌های پسر 4 ساله‌ام غیرقابل تحمل شده است
بهانه‌گیری‌های پسر 4 ساله‌ام غیرقابل تحمل شده است
اگر امکان دارد راهکار بدهید که چطور در این شرایط کرونایی که نمی‌شود جایی رفت، با این همه بهانه‌گیری کودکان کنار بیاییم؟ پسری 4 ساله و شر دارم و خسته شدم چون بهانه‌گیری‌هایش غیرقابل تحمل شده است.