سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
شهید خرازی می‌گفت: گردان یا زهرا (س) برکت لشکر ۱۴ است
شهید خرازی می‌گفت: گردان یا زهرا (س) برکت لشکر ۱۴ است
شهید خرازی می‌گفت: گردان یا زهرا (س) برکت لشکر ۱۴ است
زمان جنگ ما هر هفته اعزام داشتیم، از نیرو‌هایی که وارد لشکر می‌شدند تعداد زیادی تقاضا داشتند به گردان یا زهرا بیایند. همین الان هم جو گردان یا زهرا (س) خاص و دوست داشتنی است. به این دلیل که فرماندهان این گردان صفا و صمیمیت را از فرمانده قبلی به ارث برده‌اند و همین طور این جو و این خصوصیات به نسل بعدی منتقل می‌شود
بی‌نماز می‌آمدند و با نماز شهید می‌شدند
بی‌نماز می‌آمدند و با نماز شهید می‌شدند
بی‌نماز می‌آمدند و با نماز شهید می‌شدند
خیلی‌ها بی‌نماز می‌آمدند و با نماز شهید می‌شدند. از خصلت‌شان به نحو احسن استفاده می‌کردند. بی‌باکی و شجاعت‌شان باعث می‌شد بقیه هم به وجد بیایند و نترسند. دیگران را از ترس وامی‌داشتند. روحیه نترسی و دل و جرئت داشتن را به نمایش می‌گذاشتند
 روایتی از دانشجویانی که به دست منافقین ترور شدند
روایتی از دانشجویانی که به دست منافقین ترور شدند
روایتی از دانشجویانی که به دست منافقین ترور شدند
در پی آگاهی دادن دانشجویان به مردم، منافقین درصدد حذف عناصر موثر برآمدند و دست به ترور دانشجویانی زدند که جز آگاهی دادن به مردم فعالیت دیگری نداشتند.
«ستاره درخشان غرب» کابوس ضدانقلاب بود
«ستاره درخشان غرب» کابوس ضدانقلاب بود
«ستاره درخشان غرب» کابوس ضدانقلاب بود
شهید شیرودی همیشه این جملات را در وصف دوست و همرزمش، شهید کشوری بیان می‌کرد: «احمد استاد من بود. اسلام را فراتر از همه چیز می‌دید. معتقد بود وقتی که امام حسین (ع) جانش را برای دین فدا کرد، دیگر حرفی برای ما باقی نمی‌ماند»
 آشنایی با یک دانشجوی شهید
آشنایی با یک دانشجوی شهید
آشنایی با یک دانشجوی شهید
ابراهیم بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع انقلاب فرهنگی به ایران بازگشت و به علت قطع ارتباط ایران با آمریکا نتوانست به آمریکا باز گردد.
 روایت مشترک دو شهید نخبه
روایت مشترک دو شهید نخبه
روایت مشترک دو شهید نخبه
«محمدحسین اخوان‌صدیقی» و «حسینعلی قجه‌ای» دو شهید نخبه از دانشگاه‌های هوستون تگزاس و صنعتی شریف هستند که در عملیات الی بیت‌المقدس سرنوشت مشابهی را برای آنها رقم زده است.
 یادکردی از یک خلبان شهید
یادکردی از یک خلبان شهید
یادکردی از یک خلبان شهید
«در بعدازظهر دوازدهم مهر ۵۹ یک بالگرد در منطقه دهلران در حال پرواز بود و نیروهای دشمن به محض دیدن بالگرد آن را مورد هدف گلوله‌های خود قرار دادند بالگرد به‌سمت کوه‌های اطراف پرواز کرد و به‌علت اصابت گلوله به هلی‌کوپتر و زخمی شدن کمک خلبان در یک کیلومتری جالیز بر زمین نشست.
 دانشگاه که هیچ، این دنیا هم برای این بسیجی کوچک بود
دانشگاه که هیچ، این دنیا هم برای این بسیجی کوچک بود
دانشگاه که هیچ، این دنیا هم برای این بسیجی کوچک بود
شهید وصیتنامه نداشت، اما یک دستنوشته از شهید مانده که من فکر می‌کنم این یادداشت زبان حال تمام شهدای ماست! این یادداشت را شهید در دوران تحصیل در دانشگاه نوشته بود، گویا حس می‌کرد خیلی درگیر دنیا شده است. من نمی‌دانم مگر یک آدم 20 ساله چقدر دنیا روی دوشش سنگینی می‌کرد
 من و نوزاد 3 ماهه‌ام در جهاد همسرم سهیم بودیم
من و نوزاد 3 ماهه‌ام در جهاد همسرم سهیم بودیم
من و نوزاد 3 ماهه‌ام در جهاد همسرم سهیم بودیم
ما دیگر چشم‌انتظار برگشتن او نبودیم. من هم کاری نمی‌توانستم انجام دهم، یک دختر روستایی ۱۵ ساله با یک بچه کوچک که نه پدر داشتم و نه مادر. جایی را هم بلد نبودم، کجا می‌توانستم بروم و از او خبر بگیرم. من او را به خداوند هدیه دادم و خداوند او را پذیرفت. من از داشتن علی‌اصغر محروم شدم، اما به خدا توکل کردم
مادرمان با سنجاق ترکش‌های اسماعیل را از تنش خارج می‌کرد!
مادرمان با سنجاق ترکش‌های اسماعیل را از تنش خارج می‌کرد!
مادرمان با سنجاق ترکش‌های اسماعیل را از تنش خارج می‌کرد!
رزمندگان بیسیم‌چی در دفاع مقدس پیام‌آوران صادقی بودند که پا به پای فرماندهان در خطوط مقدم حضور داشتند و وظایف سنگینی بر دوششان بود. دلاورانی که همواره گمنام ماندند.
جهاد در جبهه امنیت تمامی ندارد
جهاد در جبهه امنیت تمامی ندارد
جهاد در جبهه امنیت تمامی ندارد
به دلیل شرایط کاری روح‌الله خانواده آمادگی داشتند که در آینده نزدیک خبر شهادتش را بشنوند. در واقع می‌دانستیم او رفتنی است. روح‌الله به مادرمان می‌گفت: من لیاقت شهادت را ندارم، ولی شما را به صبر حضرت زینب (س) قسم می‌دهم که اگر لایق شدم و به شهادت رسیدم، افتخار کنید. گریه نکنید و دشمن ما را شاد نکنید
 شناسایی پیکر شهید «غلام حق‌شناس» پس از ۳۶ سال
شناسایی پیکر شهید «غلام حق‌شناس» پس از ۳۶ سال
شناسایی پیکر شهید «غلام حق‌شناس» پس از ۳۶ سال
هویت شهید تازه تفحص شده، غلام حق شناس بعد از گذشت ۳۶ سال از شهادتش شناسایی شد.
 ۳ قلوهایی که پدر را دیگر نخواهند دید
۳ قلوهایی که پدر را دیگر نخواهند دید
۳ قلوهایی که پدر را دیگر نخواهند دید
همسر شهید برهان معین‌پور با اشاره به اینکه شهید اطلاعی از اینکه قرار است پدر شود نداشته است، گفت: تنها حسرت زندگیم این است که برهان بدون اینکه بداند صاحب فرزند شده‌ایم رخت از دنیا بست.
مادر صبور ما قاصد شهیدان شد
مادر صبور ما قاصد شهیدان شد
مادر صبور ما قاصد شهیدان شد
شهید فرزین شعبانی از شهر کومله شهرستان لنگرود است. خانواده شعبانی دو شهید تقدیم انقلاب و نظام اسلامی ایران کرده است.
پسرم در راه اعتلای فرهنگ پایداری نظام جمهوری اسلامی شهید شد
پسرم در راه اعتلای فرهنگ پایداری نظام جمهوری اسلامی شهید شد
پسرم در راه اعتلای فرهنگ پایداری نظام جمهوری اسلامی شهید شد
خانواده شهید ایرج رحیمی‌نیا از شهدای حادثه تروریستی مریوان در گفت‌وگویی، دردودل‌ها و خواسته‌های خود را بیان کردند.
 یادی از یک فرمانده «سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد»
یادی از یک فرمانده «سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد»
یادی از یک فرمانده «سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد»
‌علی سلیمان‌پور جزو اولین افرادی بود که به عضویت «سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد» در آمد. در سال ۱۳۵۹ به گروه «ضربت» راه یافت و در اولین پاکسازی منطقه بانه و سردشت شرکت کرد.
 فرزندانم به شوق دیدن پدرشان قد کشیدند
فرزندانم به شوق دیدن پدرشان قد کشیدند
فرزندانم به شوق دیدن پدرشان قد کشیدند
وقتی آزادگان گیلانی برمی‌گشتند، نزد آن‌ها می‌رفتم و سراغ علی را می‌گرفتم. وقتی پاسخی نمی‌شنیدم تا مدت‌ها افسرده می‌شدم و مدت طولانی سکوت اختیار می‌کردم. تلویزیون نگاه نمی‌کردم.
 دوبرادر معلم قرآن، یاری‌رسان به محرومان، مجاهد در برابر متجاوزان و شهادت همزمان
دوبرادر معلم قرآن، یاری‌رسان به محرومان، مجاهد در برابر متجاوزان و شهادت همزمان
دوبرادر معلم قرآن، یاری‌رسان به محرومان، مجاهد در برابر متجاوزان و شهادت همزمان
پیش از انقلاب باهم در مبارزات شرکت می‌کردند، پس از انقلاب برادر بزرگ برای یاری محرومان به جهاد سازندگی پیوست و برادر کوچک هم به دنبالش رفت، با آغاز جنگ باهم راهی جبهه شدند و همزمان در یک روز به شهادت رسیدند.
  پیکی که پیام‌آور شهادت شد
پیکی که پیام‌آور شهادت شد
پیکی که پیام‌آور شهادت شد
مدتی که شهید حسینی را به عنوان پیک انتخاب کرده بودم، احساس رضایت داشتم و خوب از پس کار برمی‌آمد. شوخی نیست؛ شدت فشار آتش دشمن به‌خصوص در عملیات هجومی آن هم در شرق بصره به دلیل آمادگی دشمن زیاد بود.
پدرم حکم کرد با شهید زارعی رفاقت کنم
پدرم حکم کرد با شهید زارعی رفاقت کنم
پدرم حکم کرد با شهید زارعی رفاقت کنم
سختی‌ها و مرارت‌هایی که علی از سن خردسالی کشید، باعث شد انسانی خودساخته و مؤمن بار بیاید. به قولی طلای وجودش در کوران سختی‌ها خالص شده بود. پدرم هم که علی را خوب می‌شناخت، به من حکم کرد باید با او دوست شوم. می‌گفت: «اگر می‌خواهی آدم شوی باید با این علی بروی و بیایی و رفاقت کنی»
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین