وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همه چیز آرام شد. مهمان های عزیز جای گرفتند و مامان روشنک آرام گرفت. البته اگر خواهرش نبود که آرام نمی گرفت...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ماست مالی اختر خانوم

همه چیز آرام شد. مهمان های عزیز جای گرفتند و مامان روشنک آرام گرفت. البته اگر خواهرش نبود که آرام نمی گرفت.

ماست مالی بزرگ اختر خانوم

به نظر اعضای گروه، اختر خانوم یک شعبده باز جادوگر اجی مجی باز کار است.چون خودش تنهایی همه کاهایش را کرده است.

اگر گروه 1 +5 شکستن آیینه ماشین را ماست مالی کرده بودند او جشن تولد را ماست مالی کرد. یعنی چند تا کیک بد مزه پخت همه میوه ها را پوست گرفت و کوچولو کوچولو قاچ کرد تا به همه برسد.

خلاصه به قول خودش کاری کرد تا آب توی دل زهره خانوم تکان نخورد. بچه های گروه 1+5 هم که هم جا در خدمت گزاری و کمک آماده بودند. دو بار رفتند سوپر مارکت و خرید کردند.

در قسمت خانوم ها به دختر ها خدمت رسانی کردند و در قسمت مردها به پسرهای شیطون و تخس.

اگر حرکات موزون و من در آوردی فراز نبود، معلوم نبود چی می شد، تازه با آهنگ های افتضاحی که آقای شکر چیان می زد. آهنگ هاش افتضاح نبود، صداش ضعیف بود  یعنی اصلا معلوم نبود بنده خدا دشتی می زد یا رشتی.

آخرش هم دیگه  رفت از تو، آشپزخانه یک دبه بزرگ ترشی آورد. البته نه برای ترشی خوری. دبه خالی بود و جان می داد برای تنبک زدن.

اصلا جشن تولد از حالت جشن تولد خارج شده بود و معلوم نبود کی به کی است؟

پارسا داشت مسخره بازی در می آورد و عکس می گرفت که یک مرتبه درسا صدایش زد. رفت دم در و گفت: برو باز هم کیک بیاور.

درسا گفت: کیک را بی خیال شو. یک خبر بد دارم. گاومان زاییده. این دختر خدای ضرب المثل بود.

پارسا گفت: گاومان زاییده؟ یعنی چی شده؟

درسا به پشت سرش اشاره کرد و گفت: خبر بد یکی و دو تا نیستش. چند تاست؟

چرا حرف نمی زنی یالا بگو ببینم چی شده؟

کفش؟  کفش ها نیستش!

کفش کی نیست درسا؟ چرا مثل آدم حرف نمی زنی؟ عجبا.

نگاه کنی خودت می فهمی... کفش مهمان ها. تا یک دقیقه پیش این ا پر از کفش بودش. حالا حتی یکی هم نیست.

پارسا توی صورتش زد و گفت: عجبا؟ عجبا؟

درسا گفت: صورتت کیکی شدش.

پارسا صورتش را پاک کرد  و پله های بالا و پایین را نگاه کرد. 

 پارسا گفت: یعنی کی گفته؟

درسا پشت گردنش را خاراند و گفت: نمی دانم.

ادامه دارد...

koodak@tebyan.com

تهیه: شهرزاد فراهانی- نویسنده: فرهاد حسن زاده

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین