سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
سودان به دلیل جایگاه بسیار مهم خود در قاره آفریقا، همواره مورد توجه قدرت های بزرگ منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است؛ به گونه ای که این کشور در طول تاریخ خود همواره تحت تأثیر دخالت های بیگانگان در امور داخلی خود در موضوعات مختلفی همچون حقوق بشر، سودان جنوبی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نشانه هایی از رابطه نظام سودان با رژیم صهیونیستی

سودان به دلیل جایگاه بسیار مهم خود در قاره آفریقا، همواره مورد توجه قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است؛ به گونه‌ای که این کشور در طول تاریخ خود همواره تحت ‌تأثیر دخالت‌های بیگانگان در امور داخلی خود در موضوعات مختلفی همچون حقوق بشر، سودان جنوبی، دارفور، حمایت از گروه‌های مقاومت فلسطینی و نزدیکی با ایران بوده است. در این میان، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نقش بسیار بارزی در تضعیف نظام سیاسی و ساختار این کشور به خصوص پس از روی کار آمدن «حسن عمر البشیر» که شعارهای اسلامگرایانه سر می‌داد، ایفا کردند. این تلاش‌ها باعث شد سودان تحت محاصره بین‌المللی قرار گیرد و صدمات زیادی را متحمل شود. تلاش برای تضعیف سودان در سال ۲۰۱۱ و در پی تجزیه سودان به دو کشور سودان و سودان جنوبی به موفقیت‌های بسیاری دست یافت. با این وجود به نظر می‌رسد نظام سیاسی سودان با خیانت به آرمان‌های سابق خود قصد دارد با عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی، موجودیت خود را با تکیه بر امپریالیسم جهانی حفظ کند. 

بخش سیاست تبیان
سودان و رژیم صهیونیست

تاریخچه روابط رژیم صهیونیستی و سودان

به دلیل اهمیت استراتژیک سودان در جهان اسلام، رژیم صهیونیستی همواره در تلاش بوده است با سودان ارتباط برقرار کند و متأسفانه سیاستمداران سودانی نیز به دلیل منافع کوتاه‌مدت، در دوره‌هایی از تاریخ خود به این رژیم نزدیک ‌شدند. سال ۱۹۵۲ حزب امت سودان با ارسال هیأتی به بریتانیا تلاش کرد نظر دولت این کشور را برای استقلال سودان جلب کند و در همین راستا با برخی اعضای سفارت رژیم صهیونیستی در لندن دیدار کرد و دو طرف بر ضرورت همکاری بر پایه دشمنی با مصر تأکید کردند. ارتباطات حزب امت و رژیم صهیونیستی پس از استقلال سودان ادامه یافت و در دیدارهای مختلف که در دهه ۱۹۶۰ در اماکن مختلف ادامه پیدا کرد، دو طرف بر ضرورت همکاری مشترک ضد مصر تأکید کردند. پس از کودتای «جعفر نمیری»، ارتباطات نظام سودان با رژیم صهیونیستی خصوصاً در زمینه مباحث امنیتی ادامه پیدا کرد. اوج این ارتباطات دیدار نمیری با آریل شارون در سال ۱۹۸۱ بود. در این دیدار علاوه بر موافقت نمیری با مهاجرت یهودیان اتیوپیایی به اسرائیل، موافقت شد رژیم صهیونیستی از سودان به عنوان پایگاهی برای آموزش نیروهای معاند نظام جمهوری اسلامی استفاده کند، این تلاش‌ها به دلیل سرنگونی نمیری در سال ۱۹۸۵ به نتیجه نرسید. 

سیاست سودان از سال ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۵

پس از روی کار آمدن دولت اسلامگرای نجات ملی در سال ۱۹۸۹ به رهبری عمر البشیر، وی با چرخش از سیاست‌های سیاستمداران پیشین، راهبردهای جدیدی را در سیاست داخلی و خارجی اتخاذ کرد:

1) خلاصه کردن هویت سودان در هویت عربی- اسلامی بدون توجه به هویت‌های غیرعربی که بیش از ۵۰ درصد مردم سودان را تشکیل می‌دادند.

2) تلاش برای نقش‌آفرینی در منطقه که به ایجاد روابط با حماس، حزب‌الله و حمایت مقطعی از برخی گروه‌های تروریستی مانند گروه جهاد مصر و افرادی مانند «اسامه بن لادن» منجر شد.

3) تلاش برای مواجهه با آمریکا و اسرائیل که در عمل تلاشی برای مشروعیت‌زایی برای نظام سیاسی سودان محسوب می‌شد.

جنگ داخلی در سودان جنوبی و بعدها دارفور – که سازمان‌های مردم نهاد طرفدار رژیم صهیونیستی نقش بارزی در آن داشتند – و همچنین تحریم‌های غربی که به دلیل فساد گسترده و نبود برنامه‌ای علمی برای رشد اقتصادی تقویت می‌شد، سبب شد دولت سودان قدم‌هایی را در جهت نزدیکی به غرب و آمریکا بردارد. مهم‌ترین این اعمال امضای موافقتنامه صلح «نیواشا» بین حکومت سودان و شورشیان جبهه خلق برای آزادی سودان با حمایت آمریکا بود که طبق آن همه‌پرسی تعیین سرنوشت جنوب سودان در سال ۲۰۱۱ برگزار شد و منجر به تجزیه سودان گردید.

با این وجود دولت سودان به دلیل دارا نبودن یک برنامه جامع برای توسعه اقتصادی و حل مشکلات سیاسی این کشور و همچنین فساد و قبیله‌گرایی گسترده با چندین جنگ‌ داخلی و رفتار‌های خصمانه اروپا و آمریکا مواجه شد. از طرف دیگر آمریکا و غرب با توجه به ضعیف بودن مخالفان دولت سودان و امکان تبدیل شدن این منطقه به کانونی برای جنگ‌های داخلی و بنیادگرایی با وجود استفاده از ابزار‌های فشار سیاسی، مخالف سرنگونی نظام سودان بودند. هدف آمریکا در حقیقت حفاظت از یک نظام ضعیف در خرطوم بود که کنترل مؤثری بر مرکز داشته باشد و در عین حال از مخالفان قومی غربگرا به منظور کسب مزایای بیشتر و حتی تجزیه سودان حمایت کند.

جنگ داخلی در سودان جنوبی و بعدها دارفور – که سازمان‌های مردم نهاد طرفدار رژیم صهیونیستی نقش بارزی در آن داشتند – و همچنین تحریم‌های غربی که به دلیل فساد گسترده و نبود برنامه‌ای علمی برای رشد اقتصادی تقویت می‌شد، سبب شد دولت سودان قدم‌هایی را در جهت نزدیکی به غرب و آمریکا بردارد. مهم‌ترین این اعمال امضای موافقتنامه صلح «نیواشا» بین حکومت سودان و شورشیان جبهه خلق برای آزادی سودان با حمایت آمریکا بود که طبق آن همه‌پرسی تعیین سرنوشت جنوب سودان در سال ۲۰۱۱ برگزار شد و منجر به تجزیه سودان گردید. دولت سودان همچنین کمک‌های اطلاعاتی بسیار زیادی را به دولت آمریکا در رابطه با اعضای گروه‌های تروریستی ارائه داد. با این وجود تشدید بحران دارفور با پشتیبانی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و صدور قرار بازداشت بین‌المللی برای عمر البشیر رئیس‌جمهور سودان باعث شد دولت سودان که با طمع رفع تحریم‌های آمریکایی دست به این اقدامات زده بود، به عدم جدیت غربی‌ها برای عادی‌سازی روابط با سودان پی ببرد. 

سیاست خارجی جدید سودان در قبال رژیم صهیونیستی

با وجود تجربه ناموفق دولت سودان در عادی‌سازی روابط با جهان غرب، این کشور تلاش‌های دیگری را با حمایت محور ارتجاع عربی برای عادی‌سازی روابط با کشورهای غربی آغاز کرده است. اولین نشانه‌های این امر قطع روابط میان ایران و سودان و مشارکت این کشور در جنگ علیه ملت یمن بود. نزدیکی با عربستان سعودی و قطع روابط با ایران پس از آن اتفاق افتاد که سعودی با سرمایه‌گذاری بیش از ۱۱ میلیارد دلاری در سودان تبدیل به دومین شریک اقتصادی سودان شد. دولت سودان همچنین دست به متوقف کردن ارسال سلاح به گروه‌های مقاومت زد. اثرات این اقدامات سودان به حدی بود که روزنامه صهیونیستی «‌هاآرتص» در مقاله‌ای از تلاش رژیم صهیونیستی برای کمک به دولت سودان خبر داد و فاش کرد دولت صهیونیستی از کشورهای اروپایی و ایالات متحده خواسته در روابط خود با سودان تجدیدنظر کنند. با تشکیل کنفرانس گفت‌وگوهای ملی سودان در سال ۲۰۱۶، بسیاری از احزاب و گروه‌های سودانی با اعلام اینکه رابطه با رژیم صهیونیستی یکی از شاه‌کلیدهای رابطه با آمریکا می‌باشد، خواهان عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی شدند. با وجود آن که دولت سودان از اظهارنظر درباره این مواضع و اخبار رسانه ها خودداری کرده است، نمی‌توان از نظر دور داشت که به دلیل کنترل دولت بر فضای عمومی، این اظهارات بدون نظر مساعد دولت امکان بروز و ظهور نداشته است. در همین راستا وزیر امور خارجه سودان در اظهاراتی در کنفرانس گفت‌وگوی ملی اعلام کرد خرطوم آماده است عادی‌سازی روابط با اسرائیل را مورد مطالعه قرار ‌دهد. از جانب دیگر دولت سودان به خانم «تراجی مصطفی» رئیس مجلس دوستی سودان و اسرائیل که سابق بر این تحت تعقیب قضایی بود و در خارج از سودان زندگی می‌کرد، اجازه داده است در گفت‌وگوهای ملی شرکت جوید و در جلسه‌ای که رئیس‌جمهور بشیر با اعضای شرکت‌کننده در گفت‌وگوهای ملی برگزار کرد، شرکت کرده و مورد استقبال بشیر قرار گرفت. 

نتیجه‌گیری 

نظام سیاسی سودان با وجود سر دادن شعارهای اسلامی، در طول تاریخ خود همواره رفتارهایی منفعت‌طلبانه و بی‌برنامه را از خود بروز داده است. این رفتارها به خصوص از ابتدای قرن بیست و یکم بسیار بیشتر شده است. نظام سیاسی سودان که سال ۲۰۱۱ در ازای وعده‌های توخالی آمریکا بیش از یک سوم مساحت و هشتاد درصد منابع نفتی خود را از دست داد، به نظر می‌رسد بار دیگر و این بار با پشتیبانی کشورهای حوزه خلیج‌فارس قصد دارد دست به معامله‌ای پر از ضرر و زیان با آمریکا و رژیم صهیونیستی بزند و این امر مطمئناً با مخالفت بسیاری از مردم مسلمان سودان مواجه خواهد شد. این امر اختلافات در درون نظام سیاسی سودان را تقویت نموده، مخالفت‌ها با دولت را افزایش داده و راه را برای سرنگونی نظام سیاسی و تبدیل سودان به دولتی شکست خورده و همچنین تجزیه سودان هموار خواهد نمود.


 

منبع : ماهنامه پاسدار اسلام شماره 418 و 417 /احمد بروایه