متأسفانه این روزها برخی سازها و حتی برخی موسیقی های نواحی، اوضاعشان چندان بر وفق مراد نیست و در خطر انقراض قرار گرفته اند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 سازهای در حال انقراض و غربت موسیقی مقامی

متأسفانه این روزها برخی سازها و حتی برخی موسیقی های نواحی، اوضاعشان چندان بر وفق مراد نیست و در خطر انقراض قرار گرفته اند.

بخش هنری تبیان

موسیقی سنتی

موسیقی هنر جاودانه ای است که در سراسر این کره خاکی اهمیت ویژه ای دارد و هنرمندان این عرصه مداوم به دنبال کشف و خلق گونه ها و آثار جدید این هنر شنیداری هستند.

در این بین برخی از کشورها با نغمه ها و آوازهای ویژه فرهنگ و هویت خود می توانند اصالت و تمدنشان را به دنیا اثبات کنند. کشور ما همواره در کشاکش تاریخ، یک گونه خاص از موسیقی اصیل داشته و آن را رفته رفته پرورش داده است. این نوع از موسیقی اصیل ایرانی، همواره امضای خاص خودش در ردیف و دستگاه و آواز موسیقی را داشته است. از اهمیت موسیقی اصیل ایرانی می توان بر تأثیرگذاری آن در کشورهای هم جوار نظیر افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و حتی یونان اشاره کرد.

ارتباط موسیقی سنتی با موسیقی نواحی

موسیقی سنتی ایران از نظر جغرافیایی به موسیقی های فولکلور یا نواحی تقسیم بندی می شود که همه آن ها به طور کلی مکمل موسیقی اصیل ایرانی هستند. در واقع، ایران نه تنها یک نوع موسیقی خاص و باهویت  دارد، بلکه مناطق مختلف آن نیز هر کدام به صورت جداگانه دارای نغمه ها، سازها و نواهای خاص آن منطقه هستند.

موسیقی سنتی و موسیقی مقامی ایران، هر کدام متأثر از یکدیگرند و بین  آن ها پیوندی جدانشدنی برقرار است. این دو نوع از موسیقی علیرغم آنکه به صورت جداگانه راه خود را در پیش گرفته اند، اما حیات هر کدام به دیگری وابسته است و در کنار هم می توانند به شکوفایی و ماندگاری برسند. امروزه موسیقی سنتی به عنوان نماد هویت ایران و موسیقی نواحی یا مقامی به عنوان نماد اصالت مناطق مختلف کشور، اهمیت ویژه ای در فرهنگ و تمدن این مرزوبوم دارد.

سازهای اصیل موسیقی ایرانی

تار، سه تار، سنتور، کمانچه، نی، تمبک، قیچک، بربء دهل و... از مجموعه سازهای اختصاصی موسیقی سنتی هستند که امروز نه تنها در ایران، بلکه در سطح جهانی نیز بسیار پرطرفدار هستند و هنرمندانی از ایران به خاطر نواختن چنین سازهای دلنوازی، جوایز متعددی از جشنواره های بین المللی کسب کرده اند. در کنار آن موسیقی نواحی نیز سازهای اختصاصی خود را دارد که تعدادشان بی شمار است. به طور کلی موسیقی نواحی در ایران به بخش های مختلفی تقسیم می شوند که موسیقی بندری، آذری، لری، بختیاری، شاهسون، کرمانی، قشقایی، خراسانی، گیلکی، مازندرانی، سیستانی و کردی، از اصلی ترین آن ها هستند و هر کدام آن ها سازهای اصیل و ویژه مربوط به موسیقی مقامی خود را دارند.

شرایط فعلی سازهای موسیقی نواحی

شرایط و اوضاع فعلی برخی از سازهای موسیقی نواحی مانند شرایط سازهای موسیقی اصیل، بسیار خوب و ارزنده است، به طوری که محبوبیت آن سازها از منطقه گذشته و مردم سراسر کشور گوش به شنیدنشان می سپارند، اما متأسفانه برخی دیگر از سازها و حتی برخی از موسیقی های نواحی چندان اوضاعشان بر وفق مراد نیست و اکنون در خطر انقراض قرار گرفته اند. فواد توحیدی پژوهشگر موسیقی نواحی در گفت گویی به این نکته اشاره کرد که در واقع از این سازها که قدمتی چند ساله دارند، فقط چند نوازنده پیشکسوت باقی مانده و جوان ها کمتر به سراغ آن ها می روند که دلایل عدم استقبال از آن ها نیز به صورت مفصل قابل بررسی است. در ادامه با سازهایی آشنا خواهیم شد که هر کدام در دوره ای پرآوازه و پرطرفدار بوده اند اما امروز حیاتشان در معرض خطر قرار گرفته است.

شمشال و دوزله کردی در حال انقراض

شمشال، اصیل ترین ساز موسیقی کردی است که طی سال های گذشته تقریباً بلااستفاده مانده و به حالت انقراض درآمده است. این ساز درواقع همان نیِ چوپان است و مقام ها و نواهای محلی با آن اجرا می شود. معروف ترین نوازنده این ساز قادر عبدالله زاده معروف به قاله مه ره بود که چند سال پیش از دنیا رفت. همچنین دوزله، از دیگر سازهای مخصوص موسیقی کردی است که این روزها حال و اوضاع خوبی ندارد. این ساز بادی یک زبانه در گذشته نوازندگان فراوانی داشت، اما اکنون کمتر جوانی در کشور پیدا می شود که به سراغ آموزش دوزله کردی برود.

سازهای کرمانی که دیگر نوازنده ندارند

سُرنا گِلی، سازی است در کرمان که چندی پیش آخرین نوازنده آن درگذشت و حالا دیگر هیچ نوازنده ای ندارد. احمد سلطانی بناوندی آخرین نوازنده این سرنا با بدنه گِلی بود که چند سال پیش دار فانی را وداع گفت و بعد از وی دیگر هیچ کس توانایی نواختن چنین سازی را نداشت. علاوه بر آن ساز چغور نیز تنها یک نوازنده دارد و شخص دیگری به دنبال آموزش آن نمی رود. همچنین گروتی، جوغ و دورک از دیگر سازهای منحصر به فرد استان کرمان هستند که به دست فراموشی شده اند و کمتر کسی به دنبال آموزش آن ها می رود، در حالی که در همین استان، سازهای چنگ و سوتاکو به عنوان دو ساز اصیل کرمانی همچنان استفاده زیادی دارند.

برگزاری یک جشنواره برای جلوگیری از انقراض نرمه نای

منصور بهرام بیگی دبیر جشنواره نرمه نای در گفت وگو با مهر، ساز نرمه نای را از جمله  سازهای با قدمت شرقی می داند که گفته می شود در قرن های ابتدایی پس از اسلام در کشور ایران ساخته شده است. این ساز در میان آذری زبان ها به عنوان بالابان و در بین ارامنه به نام دودوک شناخته می شود. نرمه نای از خانواده ساز نی و ساز سرنا است و در موسیقی کردی و آذری و به طور کلی در شمال غربی کشور مورد استفاده قرار می گیرد و البته در کشورهای هم جوار نظیر ترکیه نیز طرفداران خاص خودش را دارد. این ساز طی سال های اخیر در خطر نابودی قرار گرفته است، به طوری  که برای جلوگیری از انقراض آن، جشنواره ای در سالن آمفی تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهر بوکان برگزار می شود.

سرنا و کرنا نیازمند به ضبط و نگهداری

موسیقی لرستان سازهای اصیل و زیبایی نظیر کمانچه دارد که به اندازه کافی جایگاه خود را در موسیقی ایران پیدا کرده و آثار متعددی در آن زمینه به ثبت رسیده است. در این بین دو ساز تخصصی موسیقی لری و عشایر بختیاری به نام های سرنا و کرنا که البته در موسیقی  مناطق دیگری از جمله گیلان و خراسان هم کاربرد دارند، کمتر مورد توجه قرار گرفته و از نوازندگان آن ها کاسته شده است. به گفته علی اکبر مهدی پور نوازنده سرنا و کرنا، این دو ساز موسیقی که قابلیت های فراوانی دارند و می توانند به سطوح بالاتری برسند، در حقشان اجحاف می شود و چندان دیده نمی شوند. مهدی پور که چند سال پیش درگذشت، در آخرین مصاحبه خود به ایرنا گفته بود که این دو ساز باید توسط هنرمندان رشته موسیقی ضبط شده و برای نگهداشت آن اقدام شود، زیرا در غیر این صورت ممکن است این دو ساز در آینده ای نه چندان دور به فراموشی سپرده شوند.

بی پناه ماندن ساز اصیل فلات ایران

رباب، یک ساز کهنه است که خاستگاهش خراسان قدیم بود و سالیان طولانی در قسمت های شرقی فلات ایران مورد استفاده قرار می گرفت. این ساز به هفت شهر عشق تعلق دارد و هفت شکل از آن وجود دارد. رباب که از قدیمی ترین سازهای زهی مضرابی است، این روزها حال خوشی ندارد و در معرض انقراض قرار گرفته است. البته همچنان هم افرادی در مناطق سیستان یا خراسان به نواختن این ساز قدیمی می پردازند، اما روز به روز از متقاضیان یادگیری آن کاسته می شود. امروز ساز رباب در ایران در حالی بی پناه مانده که در کشور افغانستان همچنان به عنوان یکی از پرکاربردترین سازهای موسیقی اصیل آن کشور مورد استفاده قرار می گیرد.

دونلی، سازی بلوچستانی با فقط یک میراث دار

دونلی، ساز بادی کمیاب و متشکل از دو نی است که در اصطلاح محلی به آن نر و ماده می گویند. این ساز اختصاصی ترین ساز منطقه بلوچستان است که اکنون فقط یک نوازنده از آن باقی مانده و این نوازنده امیدوار است که دونلی بعد از او به دست فراموشی سپرده نشود. این ساز از نظر صدایی که تولید می کند، بسیار شبیه به ساز دیجیدیرو از آسیای شرقی و منطقه اقیانوسیه است که در سطح جهانی استفاده می گردد. اکنون استاد شیرمحمد اسپندار پیشکسوت موسیقی بلوچستان که در شهرستان بمپور استاد سیستان و بلوچستان زندگی می کند، تنها نوازنده جدی ساز دونلی است. البته به غیر از اسپندار، چند بلوچی دیگر نیز توانایی نواختن این ساز را دارند اما آن ها چندان حرفه ای نبوده و قدرت آموزش را هم ندارند که همین مسئله نگرانی انقراض ساز تخصصی دونلی را بیش از پیش می کند.

تلاش برای نگهداری از دوتار و قوشمه در خطه خراسان

موسیقی خراسانی به خصوص در شمال این خطه پهناور، بسیار غنی و ماندگار است. موسیقی مقامی آن منطقه سازهایی تخصصی چون دوتار و قوشمه دارد و از ساز سرنا نیز به کرات در آثار خراسانی و کرمانجی استفاده شده است، اما اکنون این سازها نیازمند تلاش و پیگیری برای حفظ و ماندگاری هستند. این سازها بخشی از تاریخچه موسیقی خراسانی را تشکیل می دهند و اکنون از تعداد نوازندگان آن ها کاسته شده است. اساتید سازهای دوتار و قوشمه در خراسان، در طول سال برای جبران کاهش تعداد هنرجویان این سازها، جشنواره های متعددی برگزار می کنند تا مخاطبان موسیقی مقامی یک بار دیگر به سمت سازهای ریشه ای موسیقی شمال خراسان روی آورند و آن ها را به نسل بعدی هنرمندان خراسانی انتقال دهند تا این سازها که بخشی از فرهنگ خطه خراسان هستند، به دست فراموشی سپرده نشوند.


منبع: هنرآنلاین