وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
کاملیا: درست همون لحظه که فکر میکنی به بن بست رسیدی و حال ادامه دادن نداری ،درست همون لحظه ی قلم و کاغذ بردار ،همه ی اولویت های زندگی تو بنویس . همه ی خواسته هاتو بریز رو کاغذ . حالا پاشو بزن تو خیابون ،راه برو ،حتی بدو ،خوب به صدای قدم هات گوش کن و به صد
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : لیلا عشقی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خانه تکانی ذهن

کاملیا: درست همون لحظه که فکر میکنی به بن بست رسیدی و حال ادامه دادن نداری ،درست همون لحظه ی قلم و کاغذ بردار ،همه ی اولویت های زندگی تو بنویس .  حالا پاشو بزن تو خیابون ،راه برو ،حتی بدو ،خوب به صدای قدم هات گوش کن و به صدای قلبت . این یعنی تو زنده ای و داری نفس میکشی .

لیلا عشقی-بخش زیبایی تبیان

ذهن

حالا به هدف هات که روی کاغذ نوشته بودی فکر کن. برای رسیدن بهشون باید حرکت کنی ،رو به جلو .همه میدونن که تنها راه پیروزی جنگیدنه ،اما همه نمیجنگن . جنگیدن هدف میخواد .خیلی از آدم های اطراف ما فقط زنده اند اما زندگی نمیکنند .پس قوی باش رفیق و زندگی کن..
کاملیا: بچه ها من امروز ی کاری کردم . 
سمانه: سلام کامی . چه پست قشنگی گذاشتی!
فهیمه : سلام به همگی . کامی بدو بگو، چی شده؟ چیکار کردی ؟
سمانه : ای بابا کجا رفت؟ اومد و رفت.
فرشته: منم اومدم بچه ها چی شده؟چه خبره ؟ کامی چیکار کرده؟ خیر باشه.
سمانه: فعلا نمیدونیم . اومد و رفت . فکرکنم سر کارمون گذاشته.
فهیمه: حالا همین که ما بریم میاد دوباره حرف میزنه.حالا که هستیم گذاشت رفت.
کاملیا: ای بابا صبر کنین خب . ی کار پیش اومد رفتم انجام دادم اومدم ،چقدر شماها کم طاقتین.اول اون پستی که اول گذاشتم رو دقیق بخونین!
سمانه: خب خوندیم، معلومه دیگه،  همه مردیم از کنجکاوی .زود باش بگو چیکار کردی؟ نکنه خودت نوشتی؟خخخخخخخ
کاملیا: نه خودم ننوشتم ولی روم تاثیر گذاشت
فرشته: حالا زودتر تعریف کن.
کاملیا: بچه ها من خیلی افسرده شدم..
فهیمه: عووووخی . الهی. چرا افسرده ای تو ؟؟
فرشته :آرررره خب .یکی تو افسرده ای یکی من.
کاملیا:نه به جون تو . چند روزه حس و حال خوبی ندارم . احساس میکنم به پوچی رسیدم. بنابراین امروزی تصمیمی گرفتم .نشستم با خودم فکرکردم .
سمانه: چی فکر کردی ؟
فهیمه: صبر کن داره تایپ میکنه دیگه . حالا هی بپر وسط حرفش.
کامی: گفتم که یعنی چی آخه ؟چرا باید اینطوری باشم من ؟ ی قلم و کاغذ آوردم همه ی اهداف مو که از اول سال تو فکرم بود و دوباره نوشتم .بعد نگاه کردم ببینم به کدوم هدف رسیدم و کدوم و تا آخر سال وقت دارم که برسم .بعدش تمام مسیرو از محل کارم تا خونه پیاده اومدم و کلی به زندگیم فکر کردم.
فرشته: واااای پس خدا رحمتت کنه . تو این آلودگی هوا آخه دختر؟
سمانه: اااا چه حسی داری تو ... اینهمه راه و پیاده اومدی ؟
کاملیا: آره . آخه داشتم فکر میکردم .
فهیمه: حالا نمیشد با وسیله نقلیه بیای و فکرکنی ؟ حتما باید پیاده میومدی ؟
کاملیا: راست میگی فکرم به اینجا نرسید .الانم پادرد گرفتم دارم میمیرم .
سمانه: عیب نداره ، تا تو باشی دیگه از این کارا نکنی . قبلش ی کم فکر کنی بد نیستاااا..
فرشته: حالا افسردگیت خوب شد؟
کاملیا: ننننه . البته ی کم بهترم  ولی کاملا خوب نشدم.
فرشته: پس میخواستی پاتو ناقص کنی بجای اینکه افسردگی تو درمان کنی ...خخخخ.

خیلی کار خوبی کردی که اهداف تو به خودت یادآوری کردی . این بهترین کاره .آدم ها هر چند وقت یکبار باید یه خونه تکونی تو دلشون انجام بدن.

فهیمه : کامی فکرکردی فقط خودت افسرده ای ؟ من از تو افسرده ترم و ولی اگه دور تهرانم برم، فکر نکنم برام فایده ای داشته باشه . داغون تر از این حرفام.
سمانه: بچه ها تورو خدا انقدر از افسردگی حرف نزنین به ماهم سرایت میکنه هان . چقدر انرژی منفی میدین شماها..
فهیمه : باشه شما درست میگین خانم دکتر . شما چی تجویز میکنین ؟ 
سمانه: ولی آفرین کامی .. خیلی کار خوبی کردی که اهداف تو به خودت یادآوری کردی . این بهترین کاره .آدم ها هر چند وقت یکبار باید یه خونه تکونی تو دلشون انجام بدن.
فرشته: صبر کن خانم دکتر بذار من از حرفاتون نت بردارم ..
سمانه: باز تو نمکدون شدی؟ جدا دارم میگم بچه ها ،همه تو زندگیمون مشکلات خاص خودمونو داریم . ولی اینا نباید مارو از پا در بیاره. به نظر من کامی بهترین کارو کرده . منم امروز همین کارو میکنم . میشینم به اهداف و آرزوهام فکر میکنم . بعدم با تمام مشکلات پیش روم میجنگم تا بهشون برسم. 
فهیمه: میگم اصن موافقین همه اینکارو بکنیم ؟ من میگم همه بشینیم فکر کنیم ،بعد ی روز بشینیم باهم بحث کنیم.چطوره؟
فرشته:باشه .پس من برم فکر کنم ،سلاح سردم آماده کنم که با مشکلات پیش روم بجنگم.
فهیمه : آره برو تو خیلی مشکلات داری با این روحیه.
فرشته : ماشاالله یادت نره.
کاملیا: خدایی حال کردین شدم الگوی همه تون ؟ برین به کارو زندگیتون برسین . منم رفتم...



مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین