وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
کتاب «تفحص» از مجموعه «روزگاران» انتشارات روایت فتح به روایت هایی از تفحص پیکر شهیدان دوران دفاع مقدس می پردازد
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

روایت هایی از تفحص گران پیکر شهیدان در «روزگاران»


کتاب «تفحص» از مجموعه «روزگاران» انتشارات روایت فتح به روایت هایی از تفحص  پیکر شهیدان دوران دفاع مقدس می پردازد.

بخش کتاب و کتابخوانی تبیان

 

روایت‌هایی از تفحص‌گران پیکر شهیدان در «روزگاران»


 
بیست و سومین کتاب از مجموعه «روزگاران» انتشارات روایت فتح به روایت تفحص گران پیکر شهیدان هشت سال جنگ تحمیلی می پردازد.

در معرفی مجموعه «روزگاران» آمده است: «روزگاران عنوان کتاب هایی است که بنا دارد تصویرهایی از سال های جنگ را در قالب خاطره های بازنویسی شده، برای آن ها که آن سال ها را ندیده اند، نشان بدهد. این مجموعه راهی است به سرزمینی نسبتاً بکر میان تاریخ و ادبیات، میان واقعه ها و بازگفته ها. خواندنشان تنها یادآوری است، یادآوری این نکته که آن روزها بوده اند و آن واقعه ها رخ داده اند؛ نه در سال ها و جاهای دور، در همین نزدیکی.»

سعید صادقی، نگارنده این روایت ها در مقدمه به دل نگرانی های مادر شهیدان مفقود الاثر اشاره می کند و می نویسد: «نمی دانم، شاید آنها که طعنه می زنند مادر نشده اند... درک نمی کنند مادری را که دنبال یک نشانه است تا دلش آرام بگیرد؛ مثل یک تکه استخوان، تسبیح، عطر یا یادداشت کوچک. منتظر یک سنگ قبر است تا بشود سنگ صبورش. بشود دلخوشی برای دیدار های صبح جمعه و شب عید. یک سنگ قبر که قاب ژس عزیزش را بگذارد رویش. هفته به هفته دستمال بکشد روی آن و قربان صدقه اش برود....»

این کتاب تصاویری کوتاه از دوران زندگی مردان مردی را ارایه می دهد که بعد از جنگ، یگانه دلخوشی شان آرام کردن دل مادران شهدا بود.

در روایت سی و هشتم کتاب می خوانیم: «ناخن هایش رنگ حنا داشت. پوستش مانده بود روی استخوان ها. جیب هایش را گشتم. یک کارت عروسی پیدا کردم پوسیده و رنگ پریده، با یک پاپیون کوچک رویش. متن کارت را به زور خواندم «یا علی گفتیم و عشق آغاز شد» تاریخ عروسی فقط چند روز قبل از شروع عملیات بود.»

همچنین در روایت سی و نهم کتاب آمده است: «رسیدیم پای یک گودال. کلی شهید داخلش بود. همه شان را کشیدیم بیرون. یکی شان عجیب بود. دکمه های لباسش بسته بود. بند حمایل و تجهیزات، خشاب، قمقمه، یک فانسقه به تجهیزات، یک فانسقه به دور پیکر، جوراب و ... خلاصه، همه چیز کامل بود. باورمان نمی شد. توی آن همه بندوبساط هیچ چیز نبود، نه پوستی و نه استخوانی. هیچ چیز نبود. انگار، فرشته ها جسم و روحش را با هم برده بودند.

انتشارات روایت فتح ناشر «روزگاران؛ تفحص» با شمارگان یکهزار و 100 نسخه، قطع پالتویی، 112 صفحه و به بهای 55 هزار ریال است.


منیع: ایبنا

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین