وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
تا صبح نخوابیدم، انگار یه بختک افتاده بود رو سینه ام و نمی ذاشت نفس بکشم، برای نماز صبح که بلند شدم، با یه لیوان آب نمک، بینیم رو شستشو دادم بعد یه ضد آلرژی خوردم و یه کم هم شیر گرم شده و عسل تا سینه ام نرم بشه، تازه از اون موقع به بعد تونستم یه کم بخوابم
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : زینب عشقی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نفس کشیدن سخته

تا صبح نخوابیدم، انگار یه بختک افتاده بود رو سینه ام و نمی ذاشت نفس بکشم، برای نماز صبح که بلند شدم، با یه لیوان آب نمک، بینیم رو شستشو دادم بعد یه ضد آلرژی خوردم و یه کم هم شیر گرم شده و عسل تا سینه ام نرم بشه، تازه از اون موقع به بعد تونستم یه کم بخوابم.

زینب عشقی - بخش زیبایی تبیان
نفس کشیدن

همیشه موقع آلودگی هوا و ورود ریزگرد ها، این مهمان های ناخوانده به شهر، اینجوری می شدم، یه نوع حساسیت شدید به گرد و خاک و آلودگی هوا
اینجاست که راه نفسم بسته می شه، بینیم کیپ می شه و راه گلوم هم تنگ تنگ می شه، خدا نصیب گرگ بیابون نکنه، نفس کشیدن برام می شه یه کابوس، تازه خیلی وقت ها هم آلرژیم همراه عطسه های پشت سر هم و یا سرفه های آلرژیکی می شه که ممکنه چند ماه ادامه داشته باشه.

هر زمان حالت آلرژیکی ندارم و می تونم عین همه ی آدم ها نفس بکشم، خدا رو از ته دل شکر می کنم که چه نعمتی به ما داده و آدم ها اصلا حالیشون نیست که دارن راحت نفس می کشن، واقعا نفس کشیدن از اون نعمت هایی که کم قدرش رومی دونیم

بد دردیه آلرژی، درد بی درمونه اصلا، فقط یه سری قرص ها و اسپری های خاص می تونی مصرف کنی که هر کدومش برای از پا انداختن یه فیل گنده کافیه، چه برسه به من بی جون بیچاره!
تازه مشکل بعدی تو خونه است، آپارتمان هایی که در اطراف خونمون در حال ساخت و سازن، صادرات خاک به خونه ی ما رو دارن، منم که نمی تونم گرد گیری کنم و باید کلی منت شوهرم یا یه کارگری رو بکشم که یه دستمال روی میزها بکشه که من الرژیم عود نکنه!
هر زمان حالت آلرژیکی ندارم و می تونم عین همه ی آدم ها نفس بکشم، خدا رو از ته دل شکر می کنم که چه نعمتی به ما داده و آدم ها اصلا حالیشون نیست که دارن راحت نفس می کشن، واقعا نفس کشیدن از اون نعمت هایی که کم قدرش رومی دونیم، به قول سعدی شیرازی:
هر نفسی (نفس) که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات، پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمتی شکری واجب.

        از دست و زبان که برآید            کز عهده شکرش به در آید

زیبایی هایی که نمی بینیمشان!

همین الان خودتون رو در نظر بگیرید، چه نعمت هایی دارید که حسابش نکردید و خدا را به خاطرش شکر نکردید؟
آیا چشمانتان می بیند؟ آیا گوشهایتان می شنود؟ همه ی انگشتان دست شما کار می کند؟ می دانید چندین نفر درد دنیا وجود دارند که یکی دو انگشتشان کار نمی کند؟
 صدای مادرتان را می شنوید؟ این یعنی چند نعمت، اول این که مادرتان زنده است، خیلی ها مادرشان فوت شده و اصلا تا به حال او را ندیده اند. دوم این که شما در کنار مادرتان هستید، خیلی ها از مادرشان دورند و در آرزوی لحظه ای در کنار مادر بودن، سوم این که گوشهایتان می شنود، همین نعمت شنوایی چقدر می ارزد؟ ببینید ...چقدر نعمت در همین صدا زدن مادر وجود دارد.
خیلی ها تا نعمتی را از دست ندهند یاد آن نمی افتند، حواسمون باشه، اگر دنیا به ما سخت می گیره، اگر همه چیز اونجور که دوست داریم پیش نمی ره، اگه اوضاع بر وفق مراد نیست، چیزهایی که رایگان داریم رو در نظر بیاریم، مثل همین صدا زدن مادر و یا نفس کشیدن! اون وقته که دیگه خیلی سخت نمی گذره، بیاین داشته هامونو در نظر بیاریم و به نداشته هامون اصلا فکر هم نکنیم.


 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین