وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
حاج ملاعلی کنی از علمای مبارز عصر ناصری زمانی که فهمید سپهسالار صدر اعظم ایران با بستن قراردادی در ازای احداث راه آهن توسط انگلستان، امتیاز بسیاری از منابع ایران را در اختیار آن کشور قرار داد با اعتراض موجب لغو امتیاز شد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مجتهد ضد سلطه استعمار

حاج ملاعلی کنی از علمای مبارز عصر ناصری زمانی که فهمید سپهسالار صدر اعظم ایران با بستن قراردادی در ازای احداث راه آهن توسط انگلستان، امتیاز بسیاری از منابع ایران را در اختیار آن کشور قرار داد با اعتراض موجب لغو امتیاز شد.

حاج ملاعلی کنی

حاج ملاعلی کنی از علمای مبارز و طراز اول تهران در سال 1220 ه.ق در قریه کن از روستاهای حومه غرب تهران دیده به جهان گشود. در کودکی خواندن و نوشتن آموخت و به رغم مخالفت خانواده اش با تحصیل علوم دینی در بیست سالگی راهی نجف اشرف شد و از ذخایر گران سنگ آن دیار همچون صاحب جواهر، شیخ مرتضی انصاری و شیخ حسن کاشف الغطاء بهره های فراوان برد.

در کنار حوزه نجف از محضر دو استاد برجسته حوزه علمیه کربلا یعنی شریف العلمای مازندرانی و سید ابراهیم قزوینی کسب فیض نمود و پس از گذراندن دوره عالی فقه و اصول به تألیف و تصنیف پرداخت.

وی پس از سال ها تلاش و تحمل سختی های فراوان به مقام اجتهاد رسید. سال 1244 به سبب شیوع طاعون در عراق آنجا را ترک کرد و به سیر و سفر پرداخت.[1] دو سال بعد بار دیگر بدانجا بازگشت و به تألیف کتب فقهی مشغول شد.

سال 1262 عراق را به مقصد تهران ترک گفت.[2] و از اواسط دوران پادشاهی ناصرالدین شاه به تدریج شهرت یافت. وی در بدو ورود به تهران با تنگدستی روزها را سپری می کرد. در همان زمان سود حاصل از انتشار دو کتابش او را از فشار زندگی رهانید و پس از آن زمین متروکه‌ای خرید و در آن قناتی احداث کرد و با احیای زمین و کار کشاورزی به امرار معاش پرداخت.

به دنبال مراجعات پی در پی و پرسش‌های کتبی و شفاهی آنان در قالب استفتائات شرعی، آن بزرگوار اقدام به چاپ رساله خویش کرد. از خدمات عمومی و عام المنفعه ایشان می‌توان به ساخت آب انبار، کاروانسرا، برقراری مقرری جهت یتیمان، حل مشکلات مالی بیماران تهیدست و دستگیری از مستمندان اشاره کرد. آن فقیه برجسته در تربیت شاگردان بسیاری از جمله شیخ موسی شراره عاملی، شیخ محمدباقر نجم آبادی، شیخ اسدالله تهرانی، سید محمد مرعشی و میرزا حسین نایب الصدر سعی و کوشش فراوان نمود.[3]

حاج ملاعلی کنی یکی از مخالفان جدی و سرسخت اقدامات میرزا حسین خان سپهسالار، صدراعظم ناصرالدین شاه بود. سپهسالار به علت اقامت متمادی در کشورهای خارجی به اوضاع جهان آگاهی داشت و اساس سیاست خود را بر همکاری با دولت انگلستان قرار داده بود به این جهت از ابتدای زمامداری خود درصدد بازکردن پای انگلیسی‌ها به ایران برآمد.

حاج ملاعلی کنی یکی از مخالفان جدی و سرسخت اقدامات میرزا حسین خان سپهسالار، صدراعظم ناصرالدین شاه بود. سپهسالار به علت اقامت متمادی در کشورهای خارجی به اوضاع جهان آگاهی داشت و اساس سیاست خود را بر همکاری با دولت انگلستان قرار داده بود به این جهت از ابتدای زمامداری خود درصدد بازکردن پای انگلیسی ها به ایران برآمد.

وی سرانجام موفق شد در 25 ژوئیه  1872 (18 جمادی الاول 1289) قراردادی با نماینده بارون جولیوس دو رویتر امضا کند[4] که در صورت اجرا تسلط کامل اقتصادی و در نتیجه تسلط سیاسی انگلستان بر سراسر ایران را به دنبال داشت.

بر اساس قرارداد رویتر دولت ایران متعهد شد که در ازای احداث راه آهن در ایران توسط کمپانی انگلیسی رویتر، امتیاز خطوط راه آهن و تمام معادن ایران به علاوه گمرکات کشور، آبیاری اراضی و احداث قنات ها و کانال ها و بهره برداری از جنگل ها را به مدت هفتاد سال به رویتر واگذار کند.

حاج ملاعلی کنی در نامه اعتراض آمیز خود به شاه ضمن انتقاد شدید از سپهسالار و میرزا ملکم خان که بانیان قرارداد فوق بودند زیان های قرارداد را برشمرد و با رهبری مردم مبارزه علیه امتیاز رویتر را هدایت کرد.

لغو امتیاز رویتر و برکناری محمدحسین خان سپهسالار از صدراعظمی، دو خواسته مردم از علما بود و ناصرالدین شاه پس از بازگشت از سفر اروپا در سال 1873/1290 ابتدا سپهسالار را عزل کرد و سپس در دهه آخر رمضان 1290 بطلان قرارداد را به طور رسمی اعلان کرد و بدین ترتیب تلاش عالمانی چون ملاعلی کنی و حمایت و حضور مردم جامه عمل پوشید و امید بریتانیای استعمارگر برای تسلط همه جانبه بر ایران به یأس مبدل گشت.

اما امتیاز رویتر مقدمه اعطای یک سلسله امتیازات گوناگون به دولت های خارجی شد که در نتیجه آن لطمات شدیدی به استقلال ایران وارد شد. این مرجع وارسته که در عرصه سیاسی اجتماعی و فرهنگی کشور بسیار فعال و تعیین کننده بود در روز پنجشنبه 27 محرم 1306 در تهران به دیار باقی شتافت و دنیای فانی را وداع گفت و بر حسب وصیت خود در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی(علیه السلام) به خاک سپرده شد.[5]


پی نوشت:

1. محمدحسن رجبی، علمای مجاهد، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص 400.

2. محمدعلی حبیب آبادی، مکارم الآثار: در احوال رجال دوره قاجار تراجم و شرح احوال...، ج3، [اصفهان]: انجمن کتابخانه های عمومی اصفهان، 1351، ص 697.

3. گلشن ابرار: خلاصه ای از زندگی اسوه های علم و عمل، تهیه و تدوین جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم، ج1، قم: نشر معروف، 1382، ص 365 372.

4. عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تاریخ روابط خارجی ایران، ج1، تهران: امیرکبیر، 1369، ص 288 289.

5. مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن 12 و 13 و 14 هجری، ج2، تهران: زوار، 1347، ص 350 351.

 

منبع: خبرگزاری فارس

این مطلب صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر شده و محتوای آن لزوما مورد تایید تبیان نیست .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین