سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مدافعان «تجاری سازی» محصولات تراریخته، «افزایش عملکرد محصول» (پرمحصولی) را دلیل اصلی الزام کشور برای کشت و واردات این محصولات می دانند.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 «نه» به تجارت تراریخته؛ به 4 دلیل مهم

 مدافعان «تجاری سازی» محصولات تراریخته، «افزایش عملکرد محصول» (پرمحصولی) را دلیل اصلی الزام کشور برای کشت و واردات این محصولات می دانند.

بخس اقتصاد تبیان

تراریخته

این یادداشت نشان می دهد این مزیت مختصر در برابر اشکالات جدی این محصولات، بسیار کوچک است. 

 «محصولات دستکاری شده ژنتیکی» محصولاتی هستند که از انتقال یک یا چند ژن بین دو نوع موجود زنده مختلف به وجود می آید. این دانش یکی از زیرشاخه های زیست فناوری (بیوتکنولوژی) است که با سرمایه گذاری هنگفت دولت امریکا و بنیاد صهیونیستی راکفلر درخلال  دهه های 50 تا 70 میلادی، بالاخره در دهه 70 به صورت آزمایشگاهی نتیجه داد و در دهه 90 میلادی «تجاری سازی» شد.

 هم اکنون «سرمایه گذاری برای دستیابی به تکنولوژی دست ورزی ژنتیکی» ضروری است؛ اما «بهره برداری تجاری» و «مصرف عمومی» محصولات تراریخته در کشور ما به چهار دلیل فعلاً منطقی نیست. در ادامه اجمالاً به این چهار دلیل اشاره می شود. 

1. در شرایط فعلی کشاورزی ایران هیچ ضرورتی برای استفاده از این محصولات وجود ندارد  مهمترین دلیل موافقان «تجاری سازی» محصولات دستکاری شده ژنتیکی ناشی از یک اشتباه محاسباتی (سهوی یا عمدی) است. این افراد با توجه به محدودیت کشور در تأمین منابع آب و امکان افزایش عملکرد محصولات تراریخته، مدعی هستند که با اشاعه این محصولات، بحران غذای کشور مرتفع خواهد شد؛ حال آنکه کشاورزی کلاسیک و بومی ایران در همین شرایط فعلی ظرفیت تأمین غذای دست کم 300 میلیون نفر را دارد. این موضوع مورد تأکید جمع کثیری از کارشناسان حوزه کشاورزی است.

 کارشناسان معتقدند خودکفایی در زمینه کشاورزی تنها مستلزم «سازماندهی و حمایت همه جانبه دولت برای بردن دانش کشاورزی به سرِ زمین» است. بعضی کشاورزان با همین روش، رکورددار تولید محصولات کشور هستند.

 بررسی آمارها نشان می دهد اگر میانگین برداشت کشوری در محصولات گوناگون کشاورزی تنها به 30 تا 35 درصد این افراد برسد ایران تقریباً در تمامی محصولات خودکفا خواهد شد.  

 برای مثال متوسط برداشت گندم در ایران 3.75 تن در هر هکتار است؛ حال آنکه اولاً تعدادی از کشاورزان با روشهای کشاورزی کلاسیک و با تکیه بر دانش،  12 تن در هکتار برداشت می کنند. ثانیاً این میانگین در کشور کم آبی چون مصر    با یک پنجم بارندگی ایران    حدود 6.5 تن در هکتار است.  

 در صورت کشت محصولات جالیزی، صیفی جات و برخی محصولات گلخانه ای در گلخانه می توان با 10% زمین و 10% آب حال حاضر همین مقدار محصول تولید کرد.  

 مطابق آخرین آمارهای وزارت جهادکشاورزی متوسط برداشت سیب درختی در ایران کمتر از 15 در هکتار است.

در حالی که تعدادی از کشاورزان در اقلیمهای مختلف تا 220 تن در هکتار برداشت می کنند.اگر میانگین بازدهی تولید با تکیه بر «کشاورزی دانش محور» تا 30 درصد رکوردها  بالا برود بخش اعظم سیب منطقه غرب آسیا نیز توسط ایران تأمین خواهد شد. 

 این موضوع خاص، با اعداد و ارقام مستند ذیل پرونده «مزرعه پدری»خبرگزاری تسنیم در حال تدوین است و به زودی منتشر خواهد شد. اما مطمئناً حل این مسأله در گرو واردات یا کشت تراریخته ها نیست. 

 2. سلامت مصرف درازمدت این محصولات برای انسان قطعی نیست.   به دلیل کوتاهی عمر «تجاری سازی» و مصرف عمومی این محصولات در دنیا، هنوز عوارض بلندمدت مصرف این محصولات بر انسان مشخص نیست؛ سران موافق و مخالف به این مسئله اذعان دارند.

برای مثال محمدعلی ملبوبی، معاون پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری، که سمت پرزیدنت فدراسیون بیوتکنولوژی آسیا و ریاست کارگروه کشاورزی ستاد توسعه زیست فناوری را نیز به عهده دارد، خود یکی از اصلی ترین طرفداران «تجاری سازی» این محصولات است.

اذعان محمدعلی ملبوبی به عدم اطمینان از سلامت این محصولات  به این ترتیب ممکن است مانند برخی داروهایی که عوارضشان پس از چند دهه مصرف مشخص شد، در مورد تراریخته ها هم عوارضی در درازمدت وجود داشته باشد. این موضوع سبب شد مرکز پژوهشهای مجلس نسبت به این محصولات هشدار جدی بدهد و کمیسیون کشاورزی نیز هرگونه واردات، کشت و مصرف این محصولات را غیرقانونی اعلام کند.  

  3. از بین رفتن ذخایر ژنتیکی کشور به دلیل بر هم خوردن تعادل زیستی  این محصولات و سموم اختصاصی آنها نظم طبیعت و محیط زیست را که طی میلیونها سال به تعادل رسیده یکباره بر هم می زند؛ همچنین این محصولات به تنوع زیستی که سرمایه کشور است آسیب جدی وارد می کند.  طی 16 سال گذشته در چهار دولت قبل همواره در مورد محصولات تراریخته دولتها هشدار داده می شد؛ خصوصاً سازمان محیط زیست دائماً  در این خصوص هشدار داده است. حتی سازمانها و نهادهای بین المللی نیز روی این جنبه بسیار حساس شده اند. فشار افکار عمومی و همچنین سازمانهای غیردولتی مردم نهاد هم این محصولات را در قریب به اتفاق از کشورهای اروپا تقریباٌ ممنوع یا خیلی محدود کرده اند. 

 برای نشان دادن مضرات زیست محیطی این محصولات بررسی شرایط پاکستان خالی از لطف نیست. در پاکستان همین مشکل برای مزارع پنبه رخ داده که مورد انتقاد دوست و دشمن است و قابل مناقشه نیست. فیلم تجربه اسفبار شرایط پاکستان را ببینید. 

   4. جریان رهبری کننده «تجاری سازی» تراریخته ها قطعاً به صهیونیستها وابسته است و مطامع آنها را دنبال می کند  اسناد مفصلی در خبرگزاری تسنیم منتشر شد که نشان می دهد جریان وابسته به بنیاد راکفلر و مقامات دولتی امریکا، سی سال است با روشهای مختلف تلاش می کند کشاورزی کشور را نابود کند. به طور اجمال نقش پرچم این جریان در کشاورزی ایران «ما نمی توانیم» بوده تا کشاورزی ایران زمینگیر شود.

در بسیاری از مواردی که درباره تغییر ساختارهای کشاورزی ایران    به نفع واردات و علیه تولید داخل    فعالیت موثری انجام شده ردپای این جریان به چشم می خورد. پیگیری جدی طرحهای «نکاشت»، «کشت فراسرزمینی»، «تراریخته» و آسیبهایی چون «نیشکر خوزستان» و «آزولا» از مواردی است که این جریان با اقامه دلیل غلط و انحرافی «عدم توانایی بخش کشاورزی در تأمین نیاز مردم !!! » به آنها دامن زده  است.

البته باید توجه کرد مدافعان «تجاری سازی» تراریخته به سه دسته تقسیم می شوند: 

 الف. تراریخته ها در پازل بزرگتری در کشاورزی جهان می گنجد. اسناد محکمی وجود دارد که نشان می دهد رهبران این جریان، به طور قطع وابسته به مقامات امنیتی و بنیادهای امریکایی هستند. بخش کوچکی از این اسناد طی سه ماه گذشته در خبرگزاری تسنیم رسانه ای شد. بخش قابل توجهی از اسناد باقی مانده که بعضاً غیرقابل انتشار است، و برخی به مرور طی یکسال آینده افشا خواهد شد. 

ب. گروهی دیگر از موافقان «تجاری سازی» تراریخته ها شامل افرادی است که تطمیع شده اند و منافع دارند. 

 ج. برخی افراد هم از موضوع اطلاع کافی ندارند و به دام افتاده اند. 

ضمن اینکه این جریان طی سال گذشته فشار بسیار زیادی را بر دانشمندان و رسانه ها وارد کرده تا جریان روشنگری برای این محصولات را خاموش کند. اما این فشارها با هوشیاری نمایندگان مجلس در کمیسیون تخصصی کشاورزی بی اثر شد. نمونه ای از این فشارها را بر خانم دکتر میرسیدی خبرنگار حوزه سلامت صدا و سیما ببینید. 

  جمع بندی 

 به این ترتیب ما با محصولاتی مواجه هستیم که سلامت آنها برای انسان و سالم بودن آنها برای محیط زیست هنوز جای تردید دارد؛ ضمن اینکه از مشکلات جدی امنیتی در این حوزه نیز باید واهمه داشت؛ و از همه مهمتر نیازی به کشت این محصولات در کشور وجود ندارد.


منبع: تسنیم