پنل تخصصی برنامه ریزی شناور در روابط عمومی (چالش تغییرات مدام مدیران سازمانی) به عنوان یکی از بخش های اصلی چهارمین کنفرانس حرفه ای گرایی در روابط عمومی با حضور مدیران و کارشناسان روابط عمومی برگزار خواهد شد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مدیران روابط عمومی؛ «اُفتاده» در غبار

پنل تخصصی برنامه ریزی شناور در روابط  عمومی (چالش تغییرات مدام مدیران سازمانی) به عنوان یکی از بخش های اصلی چهارمین کنفرانس حرفه ای گرایی در روابط عمومی با حضور مدیران و کارشناسان روابط عمومی برگزار خواهد شد.

هومن بهلولی- روابط عمومی

به گزارش روابط عمومی، علیرضا کتابدار، مدرس ارتباطات و روابط عمومی کشور، طی یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است.
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است؛
چرا مدیران روابط عمومی سازمان های مختلف دائم عوض می شوند و چرا عمر مدیریت آنان کوتاه است؟ این پرسشی است که من سعی دارم در این یادداشت کوتاه، به صورت گذرا و تیتروار به آن بپردازم.
نخستین پاسخ به این پرسش این است که اصولاً مگر عمر مدیریت در کشور ما طولانی است؟ چند درصد سازمان ها یا نهادهای کشور شاهد تغییرات مداوم مدیران خود نیستند؟ چند درصد مدیران عالی رتبه در کشور اطمینان دارند که فردا پشت میز خود خواهند نشست؟ طبیعی است که روابط عمومی ها قسمتی از سازمان محسوب می شوند. وقتی در کل کشور شاهد عدم ثبات مدیریت هستیم، نمی توان این بخش را جزئی لاینفک از کل بدنه مدیریتی تصور کرد.
بهتر است به این پرسش از این زاویه نگاه کنیم که چرا میزان جابه جایی ها و عزل و نصب ها در روابط عمومی ها بسیار بیشتر از سایر بخش هاست؟ چند پاسخ می توان برای این پرسش متصور شد:
1   روابط عمومی ها؛ پیشانی سازمان
روابط عمومی ها در بسیاری از سازمان ها، مرغ عزا و عروسی هستند. وزیر، رئیس یا مدیرکل بدون کوچکترین تفکری، حرفی می زند یا کاری می کند که با هیچ متر و شاخصی قابل دفاع نیست و روح مدیر روابط عمومی هم از این موضوع  خبردار نیست، اما اوست که باید سیبل شود و موضوع را رفع  و رجوع کند. طبیعی است در این عرصه، آن که ضربه می خورد و در بسیاری از موارد قربانی می شود، مدیر روابط عمومی است.
برای این موضوع چندین مثال شاخص دارم، اما از آنجایی که حتی اگر یک مثال هم بزنم، یکی دیگر از مدیران روابط عمومی خوب را از دست خواهیم داد، ترجیح می دهم سکوت کنم. البته از آنجایی که مخاطبان این یادداشت خود از دست اندرکاران این حوزه هستند، به اندازه کافی مثال و نمونه دارند که نیازی به چند مثال من نباشد.
2   پررنگ بودن نقش روابط در انتصابات
معمولا خیلی از مدیران ارشد، پس از معارفه، اولین کاری که می کنند تغییر مدیران روابط عمومی است و البته در بیشتر مواقع، افرادی نزدیک به خود را به این سمت منصوب می کنند. مدتی طول می کشد بفهمند اشتباه بزرگی مرتکب شده اند که فردی را به صرف آشنایی و قابل اطمینان بودن، بدون تخصص لازم در مسئولیتی خطیر گمارده اند. (البته عده ای از مدیران تا آخر دوره مدیریت خود نیز، متوجه این موضوع نمی شوند!) بعد هم آن مدیر ارشد، مدیر روابط عمومی خود را    که تازه با چم و خم و جزئیات کار آشنا شده است    برکنار می کند، فردی می آورد که باید از «بِ بسم الله» کار را شروع کند و تازه ببیند داستان چیست و این داستان همچنان ادامه دارد...
3   آشنا نبودن مدیران ارشد با کارکرد روابط عمومی
بسیاری از مدیران ارشد با وظایف و تاثیرگذاری روابط عمومی آشنا نیستند. حتی اگر روابط عمومی یک سازمان خوب عمل کند، آنان به جای تقویت این حوزه دائم مانع تراشی کرده و انگیزه فعالان این حوزه را کمرنگ کرده و یا از بین می برند و در نهایت باعث می شوند یا مدیران و کارشناسان عطای کار را به لقایش ببخشند و استعفا کنند و یا فعالیت خود را به حداقل میزان ممکن برسانند و از آنجایی که دیکته نانوشته همیشه 20 است، کسی هم در سازمان به آنان گیر نمی دهد! در بسیاری از دوره هایی که در وزارتخانه ها، سازمان ها یا نهادها برگزار کرده ام کارشناسان روابط عمومی می گویند کاش این نکات به مدیران ما هم گفته شود، چون آنان توقعی برخلاف اصول علمی ساده از ما دارند. بسیاری از مدیران  ارشد هنوز اصرار دارند کل مطالب یا فرمایشات! آنان به عنوان خبر تنظیم شود و از آنان در خبر به عنوان «جناب آقای دکتر ...» نام برده شده و برایشان از افعال جمع چون «فرمودند» یا «بیان داشتند» استفاده شود!
4   ناکارآمدی مدیران یا کارشناسان روابط عمومی
با احترام و خضوع و شاگردی خدمت افراد پویا، فعال و با تجربه این حرفه، ناگزیر هستم بدون رودربایستی عرض کنم تعداد قابل توجهی از افراد این حوزه کوچکترین آشنایی با وظایف اصلی روابط عمومی ندارند و به صورت «هیاتی» کار را پیش می برند. یک مدیر یا کارشناس روابط عمومی خوب نیاز به یک سری ویژگی های ذاتی دارد؛ از همین روست که عده ای روابط عمومی را «هنر» می دانند و البته در کنار این ویژگی های ذاتی همچون تعامل بالا، خوشرویی و خلاقیت، باید با ساختارها و وظایف این حوزه نیز آشنا باشد.
مدیر روابط عمومی، مسئول زدن بنر و پلاکارد نیست؛ او باید استراتژی تعیین کند، راهکارهای لازم را برای عبور از بحران در نظر بگیرد و به مسایل رسانه ای مرتبط با سازمان سمت وسو دهد. او باید پیشرو و پیشگام باشد، نه اینکه منفعل برخورد کرده و تابع بی چون و چرای اوامر مدیر سازمان باشد.
5   عدم ارایه الگوی مناسب برای فعالان این حوزه
آیا کسی می تواند بگوید در دهه های اخیر، چند همایش، سمینار، جشنواره، دوره سراسری، آیین و... در حوزه روابط عمومی برگزار شده است؟ نمی خواهم با عینک بدبینی بگویم هیچ یک از این برنامه ها دستاوردی نداشته است
   البته عده ای از آدم های فعال و مهم این حوزه در دیدارها و گفت وگوهای خصوصی چنین باوری دارند    اما واقعا این برنامه ها تاثیری که از آنها انتظار می رود داشته اند و یا حداقل به ادعاهایی که در اهداف برگزاری خود ذکر می کنند، رسیده اند؟
واقعا با چه شاخصی فلان روابط عمومی در فلان آیین یا همایش یا جشنواره برگزیده شده و یا با چه متر و ملاکی، فردی که در هیچ روابط عمومی  یا حتی رسانه ای فعالیت نکرده است، به عنوان چهره ماندگار انتخاب می شود؟
سخنی بدون تعارفات مرسوم
استادان، سروران، بزرگان، دوستان؛ بیایید یک بار هم شده تعارفات متداول را کنار بگذارید. حال روابط عمومی ها در کشور، خوب نیست؛ اصلاً خوب نیست. این را می توان از بسیاری از پیشکسوتان، فعالان باتجربه و دانش آموختگان    غیرذینفع    این رشته که اکنون به طور عملی در این حوزه کار می کنند، پرسید.
حالا هی بگوییم روابط عمومی چشم بینا، گوش شنوا و زبان گویای جامعه است؛ دائم از چهره های ماندگار روابط عمومی یا سرآمدان این حوزه نام ببریم، لوح بفروشیم و تقدیر کنیم، همایش، جشنواره و آیین های مختلف برگزار کنیم و بیشتر وقت این برنامه ها را به سخنرانی مسئولان دولتی و اهدای لوح به مدیران و روسای سازمان های اسپانسرمان اختصاص دهیم.
در نهایت هم در این برنامه ها چند مقاله ارایه می شود که آن هم معمولا بعد از ناهار است که عده ای مدرک شرکت در همایش یا سمینار را گرفته و رفته اند و تعدادی از افرادی هم که مانده اند، چرت می زنند. جالب اینجاست در بیشتر موارد گفته می شود چون وقت گذشته است مقاله را مختصر ارایه کنید یا از خیر یکی دو تا از مقاله ها می گذرند!
شاید شما استاد، همکار یا دوست عزیزی که این مطلب را می خوانید، نگارنده را متهم به سیاه نمایی کنید. من هیچ ادعایی در این حوزه ندارم و امیدوارم ذهنیات من توهمی بیش نباشد و اوضاع روابط عمومی ها خوب باشد، اما عزیزانی که باوری غیر از من دارند، فکر می کنند چقدر روابط عمومی ها در سازمان های کشور ما موثر بوده  و هستند و اگر بر این باورند این تاثیرگذاری زیاد است، پس چرا وضع ما بدین منوال است؟
لازم به ذکر است چهارمین کنفرانس حرفه ای گرایی در روابط  عمومی 13 شهریورماه سالجاری با محورهای حرفه ای گرایی در روابط عمومی؛ اصول و مبانی، تکنیک های ارتباطات خلاق، مدیریت تحلیل و پایش افکارعمومی، مدیریت هویت برند، تشریفات نوین به همراه پنل تخصصی برنامه ریزی شناور در روابط  عمومی (چالش تغییرات مدام مدیران سازمانی)  برگزار می شود.
علاقمندان به این کنفرانس می توانند با مراجعه به سایت i-pr.ir و یا تماس با شماره تلفن 88807453، نسبت به کسب اطلاعات بیشتر اقدام نمایند.