۱۷مرداد ماه هر سال که می شود، زخم های خبرنگاران نیز سرباز می کند، حامیان بی حامی که برای حل مشکلات مردم دست و پا می زنند اغلب برای حل مشکلات خود درمانده اند و هر روز نیز با چالش جدیدی مواجه می شوند و صدایشان شنیده نمی شود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

روزنامه نگاران؛ حامیان بی حامی!

۱۷مرداد ماه هر سال که می شود، زخم های خبرنگاران نیز سرباز می کند، حامیان بی حامی که برای حل مشکلات مردم دست و پا می زنند اغلب برای حل مشکلات خود درمانده اند و هر روز نیز با چالش جدیدی مواجه می شوند و صدایشان شنیده نمی شود.

 بخش اجتماعی تبیان
روز خبرنگار

هفدهم مرداد که فرا می رسد، همه یادشان می افتد که روز خبرنگار است. وقت تمجید و تحسین روزنامه نگاران و خبرنگاران است. روزی است که در آن از خبرنگاران بگویند و آنها را ارج بگذارند و قدر بشناسند. خوب است كه لااقل سالی یک بار آنها دیده می شوند؛ اما در باقی ایام سال چگونه است؟
با همه این تحسین ها و تمجیدها چرا روزنامه نگار را زمانی که قرار است برایش قانون نوشته شود، بیگانه تلقی می کنند و پنهانکاری را روا می دارند؟
حقیقت روزنامه نگاری ایران حکایت از توسعه رسانه ها دارد. حکایت از رشد و توسعه روزنامه نگاری دارد. حکایت از آن دارد که روزنامه نگار امروز ایرانی، نه فقط در تعداد فزونی یافته است، بلکه در کیفیت نیز بالاتر رفته است، در عمل نیز خود را به اصحاب قدرت باورانده است و نشان داده است که وجود دارد. سال هاست که خبرنگار، خبرنگار شده است و وضعیتی را که به قول مرحوم گل آقا «خبربیار»ی  ترک گفته و این روند، به هر دلیل ادامه دارد؛ اما نکته مهم آن است که آنچه امروز روزنامه نگار ایرانی به دست آورده است، بیش و پیش از هر چیز مدیون و محصول کار خود او و رنج ها و مرارت ها و حرمان هایی است که به دوش گرفته است. اینجا بر سر تحسین و تقدیس روزنامه نگاران و خبرنگاران نیستم. نقدها و انتقاداتی هم وارد است که نقلش مجالی دیگر می طلبد؛ اما آنچه امروز روزنامه نگار ایرانی به دست آورده است، مدیون کاری است که خود با همه کمی ها و کاستی به انجام رسانده است.
روزنامه نگار امروز ایران «هویت» یافته است. به بلوغی رسیده است که می تواند در چارچوب قانون و اخلاق حرفه ای بر جامعه خویش اثر بگذارد و نقش حیاتی خود را به عنوان اصلی ترین رکن گردش اطلاعات اما باز هم گویا نمی خواهند جایگاه و اثر پذیری اش ثبات و دوام داشته باشد.
بیم از عتاب و خطاب های ناروا، تنگناهای معیشتی ناشی از مشکلات شغلی، فقدان حمایت صنفی و.... همچنان از مشکلات این حرفه است که روزنامه نگاران برای حل آنها با بی اعتنایی مقامات مسئول و عدم توجه آنان به حقوق و مقررات قانونی اند.
به همه اینها یک بی اعتنایی تازه که شاید از جهاتی مهم تر نیز باشد، اضافه شده است و آن این که روزنامه نگاران در طراحی و تدوین مقررات مربوط به خود بیگانه شمرده می شوند.
 دقیقا در دوران دولتی که بر شفافیت رفتارهای حکومتی تأکید دارد، برای مطبوعات و روزنامه نگاران مقرراتی از مراحل تدوین عبور کرده است که جامعه روزنامه نگاران کشور از آنها بی اطلاعند.
می شود گفت عمدی در کار بوده است که کارها در نهان به انجام رسد و روزنامه نگاران مزاحمتی برای کسانی نداشته باشند که قصد دارند قانون مطبوعات را به نوعی تغییر دهند که شرایط فعالیت مطبوعاتی از هر جهت بسیار سخت تر شود و راه نیمه تمام اصلاحیه سال ٧٩ قانون مطبوعات  را در تحدید حقوق و آزادی مطبوعات تمام کنند. درواقع در تدوین مقررات قانونی برای کسانی که خود مهم ترین اجزای گردش اطلاعاتند، پنهانکاری را روا می دارند.
از طرف دیگر چون از نظر مالی مشکل دارد برای کار حرفه ای فکر و روان آماده ای ندارد. حتی در مبحث قراردادها هم چون در خیلی از موارد قراردادی ثبت نمی شود، کارفرما به راحتی می تواند روزنامه نگار را اخراج و بیکار کند. تمام این موارد بازمی گردد به همان جا افتادن نقش و اهمیت مفهوم ارتباط جمعی.»

 

شغلی که بیمه نیست!


شاید یکی از ابتدایی ترین حقوق شاغلان هر عرصه ای موضوع «بیمه» های حمایتی باشد. موضوعی که برای روزنامه نگاران چیزی در حد والاترین مزایای شغلی محسوب می شود و اگر کارفرمایی پیدا شود و بیمه آنان را بیمه کند، این ابتدایی ترین حق برایشان به والاترین شرایط شغلی تعبیر می شود! چهارشنبه ٢٦اردیبهشت ماه سال ٣٢ بود که حسین انتظامی، معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد درخصوص بیمه روزنامه نگاران گفت این مسئولیت برعهده کارفرماست و روزنامه نگاران باید از طرف دفاتر روزنامه ها بیمه شوند. انتظامی تأکید کرده بود که اگر در دوره های قبلی این کار از طرف وزارت ارشاد انجام می شده، اشتباه بوده و استقلال روزنامه نگاری را تحت الشعاع خود قرار می دهد. بحث خصوصی سازی و استقلال روزنامه نگاری درحالی از طرف معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد مطرح می شود که انجمن صنفی  روزنامه نگاران ایران به عنوان یک نهاد مستقل در سال ٨٨ پلمب شد و با وجود پیگیری های زیادی که انجام شده است، ارگان های مسئول در این خصوص به اعضای آن برای بازگشایی پاسخگو نیستند.
قدیمی می گوید: «هیچ کدام از این بهانه ها توجیه پذیر نیست. اگر تاریخچه روزنامه نگاری را در دنیا بررسی کنیم، می بینیم عملا دولت ها و حکومت ها به روزنامه ها بها داده و جایگاه آنان را در جامعه مشخص کرده اند. مثلا در یکی از موارد اصلاحیه قانون اساسی آمریکا آمده است که کنگره نمی تواند به هیچ دلیل روزنامه ای را متوقف کند. از طرف دیگر بسیاری از روزنامه های قدرتمند کشورهای پیشرفته دنیا ابتدا با کمک های دولتی پا گرفته و بعد مستقل شده اند. در کشورهای دیگر خصوصی سازی در تمام ابعادها رخ داده است. بسیاری از نهادهای علمی، اقتصادی و فرهنگی به صورت خصوصی اداره می شوند و خب طبعا در چنین شرایطی روزنامه مستقل هم می تواند پا بگیرد و وجود داشته باشد. هیچ وقت در صدسال گذشته تاریخ غرب روزنامه ای تعطیل نشده یا روزنامه نگاری به زندان نیفتاده. در بسیاری از کشورها مانند سوئد هم دولت همچنان به مطبوعات یارانه کمکی می دهد و اگر سطح سواد را در چنین کشورهایی بررسی کنیم، متوجه می شویم جزو بالاترین سطوح علمی و سواد هستند و نرخ مطالعه بسیار بالاست.»

دولت باید حمایت کند

یکی از مواردی که در چندسال گذشته درخصوص عدم حمایت از روزنامه ها از سوی دولت ها عنوان می شود، بحث خصوصی سازی و استقلال روزنامه هاست. موضوعی که گویا بیشتر مفری برای شانه خالی کردن دولت ها از کمک به روزنامه ها و حمایت آنهاست:  «روزنامه رکن چهارم دموکراسی است و انقلاب اسلامی ما هم دموکراسی را به رسمیت شناخته، بنابراین باید به قدری به مطبوعات کمک شود که بتوانند روی پای خود بایستند و از طرفی آزادی بیان و تشریح خبر واقعی به قدری پاگرفته باشد که دولت به روزنامه ها بگوید شما باید خصوصی و مستقل شوید و در تمامی ابعاد روی پای خودتان بایستید. اگر نگاهی به تاریخ چند سال گذشته بیندازیم، دولت ها نه تنها هیچ کمک شایانی به مستقل شدن روزنامه ها نکرده اند، بلکه به بهانه های مختلف مشکلات زیادی هم برای  روزنامه نگاران به وجود آورده اند، حتی به قدری دامنه آن گسترده شده که روزنامه ها به خودسانسوری هم روی آورده اند. بدون مطبوعات آزاد، چرخ دموکراسی نمی چرخد.»
 قدیمی همچنان می گوید که روزنامه نگاری در ایران تابع قوانین اجازه قبلی است، یعنی هر دولتی می تواند روزنامه ای را به بهانه های مختلف تعطیل کند. الان روزنامه نگاری در ایران نقشی تبلیغی دارد، چه برای اهداف دولت، چه منافع دیگر و چون چنین نقشی دارد مسلم است که روی همه عناصر وجودی آن اثر می گذارد. از دادگاه مطبوعات گرفته تا نظام های پرداخت و تمام اینها باعث می شود در زمینه روزنامه نگاری جزو کشورهای پیشرفته محسوب نشویم.

 

نقشی که کمرنگ نمی شود

یکی از بهانه های همیشگی برای عدم حمایت از مطبوعات بحث اثرگذاری آنها در دنیای امروزی است. می گویند چون تکنولوژی و ابزار اطلاع رسانی پیشرفت کرده دیگر نیازی به وجود روزنامه ها نیست. «پاناما گیمت» شاید بزرگترین سند رد این ادعا باشد. موضوع از این قرار بود که ١١/٥ میلیون سند در اختیار روزنامه آلمانی «سوددویچه زیتونگ» قرار گرفته شد و بعد از آن در اختیار شبکه گسترده ای از  روزنامه نگاران، ٣٧٠ روزنامه نگار از ١٠٠ رسانه بزرگ دنیا به این شبکه اطلاعاتی پیوستند و  نام این افشاگری بزرگ را Panama Papers یا اوراق پانامایی گذاشته اند.
 این اسناد که حجم آن را برابر با ٢,٦ ترابایت تخمین می زنند، دربردارنده مقادیر عظیمی از اطلاعات در مورد فسادهای مالیاتی رهبران و سیاستمداران بزرگ و وابستگان آنهاست. اسماعیل قدیمی درخصوص اثرگذاری رسانه ها در دنیای امروز به «شهروند» می گوید: «مطبوعات در دنیا نقش بسیار موثری در برخورد با فساد ها مخصوصا فسادهای دولتی دارند. اگر نگاهی به آمار بالای فساد اقتصادی در ایران بیندازید، متوجه می شوید ما ارتباط جمعی محکمی نداشته ایم که از این معضل جلوگیری کند. روزنامه ها در کشورهای پیشرفته نقش موثری در  پیشرفت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی هر کشوری داشته اند و بدون  اطلاعات و افشاگری های آنها این مهم موثر نبود. اگر نمونه های موفق و بزرگ خارجی را در نظر نگیریم مثلا در همین ماجرای اخیر «فیش های حقوقی» مطبوعات نقش بسیار موثری ایفا کردند.»


حمایت مردم در گروی آزادی رسانه است


اگر دولت دست روزنامه ها را برای اطلاع رسانی باز بگذارد و روزنامه ها مستقل شوند آن وقت است که مردم از روزنامه ها استقبال می کنند و به پشتوانه اجتماعی خود مردم می توان امید به تأمین استقلال داشت. الان در دنیا بسیاری از روزنامه ها و مجله ها تیراژ چندین میلیونی دارند و نقش بسیار موثری را ایفا می کنند.  هیچ کس نمی تواند بگوید با پیشرفت تکنولوژی و وسایل دیگر ارتباط جمعی عمر مطبوعات به پایان رسیده.  مثلا نقشی را که «لوموند» در فرانسه ایجاد می کند به طرز فوق العاده ای تاثیرگذار است.
 در کشوری مانند ژاپن تیراژهای روزنامه ها بسیار بالاست و می بینیم که این کشور از نظر پیشرفت علم و تکنولوژی در تمامی ابعاد در کجا ایستاده. اگر ژاپن، انگلیس و آلمان به پیشرفت رسیده اند، چون دقیقا کشورهایی هستند که روزنامه نگاری در آنها کاملا حرفه ای شده. کشوری که در آن روزنامه ها چاپ نشوند از تمامی شاخص های پیشرفت افت می کند و بدون روزنامه هیچ قدمی رو به جلو نمی رود.» اینها را اسماعیل قدیمی می گوید و معتقد است که اگر دولت دست روزنامه ها باز بگذارد مردم هم از آنها حمایت می کنند، بنابراین روزنامه ها هم می توانند در جهت استقلال گام بردارند.
حقوق کم، ساعت کاری طولانی، نداشتن امنیت شغلی، شور و شوق، هیجان و هر بدی یا خوبی دیگری که این شغل داشته باشد و هرچقدر هم که روزگار برآنها سخت تر بگیرد، دلبستگانش حاضر به ترک آن نیستند.  بازهم گوش شنوا و زبان بی تکلف جامعه باقی می مانند بی آن که گوشی شنوا برای شنیدن مشکلات خودشان و زبانی صادق برای دفاع از حقوق شان هم داشته باشند. روز خبرنگار امسال هم آمد و گذشت. یک سال دیگر اما از عهدمان با دولت یازدهم باقی مانده. آقای روحانی بی چشمداشت، چشم انتظار می مانیم.
با تمام این مشکلات و مصائب واقعیت این است که روزنامه نگار ایرانی، گام هایش بلندتر از کسانی است که او و کار او را دوست ندارند و  همچنان که آن مقدار از پیشرفت و تحول که تاکنون تجربه کرده است، برپای خود استوار بوده است و خواهد بود.



منبع: شهروند