وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اگر بتوانیم این سوال را از خود بپرسیم که من برای چه زندگی می کنم؟ فلسفه وجودی من و فلسفه وجودی این عالم چیست؟ ما در اینجا چه کاره ایم؟ و اگر بتوانیم در این سوال تأمل بکنیم تحول همه جانبه ای در زندگی ما ایجاد می شود .
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

برای چه زندگی می کنم؟

اگر بتوانیم این سوال را از خود بپرسیم که من برای چه زندگی می کنم؟ فلسفه وجودی من و فلسفه وجودی این عالم چیست؟ ما در اینجا چه کاره ایم؟ و اگر بتوانیم در این سوال تأمل بکنیم تحول همه جانبه ای در زندگی ما ایجاد می شود .

فرآوری: دکتر جعفری-  بخش اعتقادات شیعه تبیان
آفرینش

فلسفه آفرینش از مباحثی است که چند ویژگی دارد. یکی اینکه همانند موضوع جبر و اختیار و قضا و قدر از بحث هایی است که در حد عامه مردم مطرح است یعنی فقط خواص که فلاسفه و متکلمین و دانشمندان باشند این بحث را مطرح نمی کنند. عامه مردم هم در این بحث ها وارد می شوند گرچه ممکن است اکثرا از خود نپرسند که هدف از زندگی چیست؟ اما زمانی که از آنها پرسش شود می توانند وارد بحث بشوند. 
در مباحث دقیق کلامی و فلسفی از افراد عادی بپرسید نمی توانند وارد شده و نظر بدهند. اما به محض اینکه سوال کنید که فلسفه آفرینش چیست؟ اظهار نظر و بحث می کنند. 

از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده که فرمود: رحمت خدا شامل حال کسی می شود که این سوال برایش مطرح بشود. این که انسان بدانداز کجا آمده؟ اینجا چه کار دارد؟ هدف از بودنش چیست؟ کجا می خواهد برود؟ نتیجه اش رحمت خاص الهی است که شامل حال این فرد می شود.

به هر حال گر چه ممکن است که اکثر افراد کمتر از خودشان بپرسند که هدف از زندگی چیست؟ و دلیل آن هم این  است که سرگرم امور روزمره هستند یعنی گرفتاری های روزمره زندگی، پرداختن به ظواهر زندگی و برخورداری های مادی کمتر اجازه می دهد که انسان عمیقتر و دقیقتر وارد این بحث ها بشود. ولی  به هر حال اگر سوال بشود می توانند جواب بدهند و عده زیادی هم وارد می شوند. این ویژگی سبب شده این بحث از اهمیت برخوردار باشد. 
ویژگی دوم اینکه بقیه امور زندگی از قبیل کار، تلاش، خور و خواب، توالد و تناسل، تحصیل علم تمام اینها زمانی معنا پیدا می کند که فلسفه آفرینش مشخص بشود. اگر ما ندانیم که فلسفه حیات چیست؟ و اگر هدف از زندگی مشخص نباشد دیگر معنا ندارد که انسان کار کند. 
اگر ندانیم برای چه زندگی می کنیم ، برای چه کار می کنیم؟ تحصیل علم و تلاش برای چیست؟ زندگی بی معنا خواهد بود. اما تمام اینها زمانی معنا پیدا می کند که ما هدف از زندگی و هدف از بودن را بدانیم. این ویژگی هم  بحث را دقیق می کند.
ویژگی سوم اینکه اگر این سوال را مطرح بکنیم و افراد در آن تأمل بکنند یک تحول همه جانبه و یک جهش در زندگی آنها ایجاد می شود. اگر بتوانیم این سوال را از خود بپرسیم که من برای چه زندگی می کنم؟ فلسفه وجودی من و فلسفه وجودی این عالم چیست؟ ما در اینجا چه کاره ایم ؟ و اگر بتوانیم در این سوال تأمل بکنیم تحول همه جانبه ای در زندگی ما ایجاد می شود .

از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل شده که فرمود: رحمت خدا شامل حال کسی می شود که این سوال برایش مطرح بشود. این که انسان بدانداز کجا آمده؟ اینجا چه کار دارد؟ هدف از بودنش چیست؟ کجا می خواهد برود؟ نتیجه اش رحمت خاص الهی است که شامل حال این فرد می شود. 
پس طرح این سوال تحول عجیبی در زندگی انسان ایجاد می کند. افرادی که این سوال برایشان مطرح شده یک باره متحول شده اند. 

انسان ها در قبال پرسش از فلسفه حیات چه مواضعی را آغاز می کنند و اگر از آنها بپرسیم که نظر شما نسبت به فلسفه حیات و فلسفه آفرینش چیست؟ به این نتیجه می رسیم که 
انسان ها به سه گروه متفاوت تقسیم می شوند.

ناصر خسرو تا سن چهل سالگی راه دیگری می رفت. بعد از چهل سالگی یک مرتبه این سوال برایش مطرح شد و سپس حکیم ناصر خسرو قبادیانی شد که شعرهای حکیمانه و کلمات حکمت آمیز از او ثبت شده است . در حالی که شعرهای قبلی او شعرهای مبتذل و سطح پایینی بود ولی بعد از آن دوره تحول همین سوالها برایش مطرح می شود.
 اگر بخواهیم بدانیم انسان ها در قبال پرسش از چه مواضعی را آغاز می کنند و اگر از آنها بپرسیم که نظر شما نسبت به فلسفه حیات و فلسفه آفرینش چیست؟ به این نتیجه می رسیم که 
انسان ها به سه گروه متفاوت تقسیم می شوند. 
انسان هایی معتقدند که فلسفه حیات تنها بهره مندی از لذائذ مادی مثل خوردن و خوابیدن است به طوری که خود را با حیوان اشتباه گرفتند. اینها را ماتریالیسم گویند. گروهی دیگر از انسان ها هستند که فلسفه حیات را چیزی جز سرگردانی و پوچی نمی دانند و چیزی به نام هدف را در زندگی قبول ندارند این تفکر را نیهیلیسم گویند .
دسته سوم کسانی هستند که فلسفه واقعی حیات را درک کردند. حیات را پرتوی از لطف خداوند و حیات را نسیم رحمت حق تعالی می دانند. اینها با بعد متعالی حیات آشنا شده و فهمیده اند که حیات دنیا مقدمه و مدرسه ای است برای رسیدن به کمال والا و شایسته .


منبع: پاسخ به سوالات اعتقادی استاد محمدی موجود در سایت رادیو معارف


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین