وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مراسم گرامیداشت شهدای منطقه حاج عمران صبح امروز در یادمان شهدای تمرچین برگزار شد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

به یاد تمرچین ها

مراسم گرامیداشت شهدای منطقه حاج عمران صبح امروز در یادمان شهدای تمرچین برگزار شد.

بخش فرهنگ پایداری تبیان

امیر دربندی

امیر سرتیپ دوم ستاد غلامحسین دربندی رئیس کمیته تخصصی راویان ستاد مرکزی راهیان نور کشور در این مراسم به ذکر رشادت های شهدا پرداخت و گفت: شهید علیاری تمام دوره های تکاوری و جنگ های چریکی را در کشورهای مختلف گذرانده بود. او فرمانده لشکر 64 ارومیه بود و در سال 85 بر اثر جراحت های شیمیایی به شهادت رسید. روزهای آخری که در بیمارستان بستری بود، گفت سلام مرا به آقا برسانید و بگویید ببخشید که روی تخت بیمارستان بستریم.

وی خاطرنشان کرد: شهید محمدجعفر نصراصفهانی به دلیل جراحت های شیمیایی عمل جراحی کرده بود و شکمش بخیه داشت. با این وجود هر روز دست های خود را بر شکم گذاشته و به سرعت خود را به نمازجماعت می رساند و در صف اول می ایستاد.

امیر دربندی در خصوص شهید آبشناسان هم گفت: او تمام جملات حضرت علی درباره مرگ و شهادت را در دفترچه اش نوشته بود و خواب دیده بود که از روی زمین کنده شده و پرواز می کند. آن خواب را در دفترش هم نوشته بود.

بستان بودم که دیدم یک روحانی با لباس رزم و با موتورسیکلت جلوی پایم ترمز زد. آن روحانی، مصطفی ردانی پور بود. نگرانیم را به او گفتم، او گفت سوار بر موتور شو من تو را سریع به خط می رسانم، بازدیدی کن و برگرد

وی ادامه داد: شهید صیادشیرازی مطیع محض امام بود. به او خبر دادند که در مرز چزابه اتفاقی افتاده است اما امام به او گفته بودند که به مناطق خطرناک نرو. مانده بود که چه کند. از یک سو نگران مرز و از سویی دیگر نگران بود که از امر امام سرپیچی نشود. می گفت در بستان بودم که دیدم یک روحانی با لباس رزم و با موتورسیکلت جلوی پایم ترمز زد. آن روحانی، مصطفی ردانی پور بود. نگرانیم را به او گفتم، او گفت سوار بر موتور شو من تو را سریع به خط می رسانم، بازدیدی کن و برگرد. آن روحانی بزرگوار در چنین روزی در همین منطقه حاج عمران به شهادت رسید.

دربندی گفت: محسن وزوایی فاتح بازی دراز در وصیتنامه اش آورده است که از خدا می خواهم شهادت در راهش را نصیبم کند. اگر توانستید جنازه ام را به دست بیاورید آن را به روی مین های دشمن بیاندازید تا اقلاً جنازه ام کمکی به حاکمیت اسلام کرده باشد. در حالی که در زمان حیاتش کلی زحمت کشیده بود. او می خواست بگوید من هر لحظه آماده فداکاریم.

وی درباره شهید عباس دوران هم گفت: او با هواپیما به ساختمان اجلاس غیرمتعهدها زد و تنها مچ پایی از او باقی ماند. قرار بود در پی برگزاری آن اجلاس صدام رئیس اجلاس غیرمتعهدها شود که با این کار دوران این امر محقق نشد. این افسر شجاع ارتشی معادلات جهانی را به هم زد و تاریخ ساز شد. ضمن اینکه عراق، بغداد را دومین شهر امن جهان از لحاظ پدافند هوایی عنوان کرده بود. 20 سال پس از آن حادثه و در سال 81 قرار شد آن مچ پای شهید دوران به همراه پیکرهای شهدا از مرز قصرشیرین وارد ایران شود. با صدا و سیما هماهنگ کردیم و یک مراسم استقبال ویژه برای فرماندهی که زنده است برگزار کردیم. وقتی پیکر را آوردند، مسئول تشریفات روبروی تابوت شهید ایستاد و گزارشی کوتاه از پیروزی جنگ داد و همه در برابر پیکر او احترام گذاشتند.


منبع: ایسنا

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین