سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
تار تنهای شریف یادی از استاد فرهنگ شریف، نوازنده شهیر تار شاید بتوان استاد فرهنگ شریف را از بزرگترین هنرمندان تارنواز عصر حاضر نامید. اما متاسفانه چندسالی است که استاد به دلیل کهولت سن از محافل عمومی فاصله گرفته اند و دیگر کمتر کسی یاد ایشان می کند.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تار تنهای شریف

یادی از استاد فرهنگ شریف، نوازنده شهیر تار

شاید بتوان استاد فرهنگ شریف را از بزرگترین هنرمندان تارنواز عصر حاضر نامید. اما متاسفانه چندسالی است که استاد به دلیل کهولت سن از محافل عمومی فاصله گرفته اند و دیگر کمتر کسی یاد ایشان می کند.

فراوری: یاسمن پیشوایی -بخش هنری تبیان
فرهنگ شریف
فرهنگ شریف نوازنده نامی تار متولد 1310 خورشیدی است. وی از چهار سالگی تحت تاثیر آموزش موسیقی به وسیله پدرش و نیز رفت و آمد بزرگان موسیقی به منزل آنها خصوصا عبدالحسین خان شهنازی برادر حاج علی اکبرخان شهنازی، موسیقی را فرا گرفت. در سن دوازده سالگی نخستین تک نوازی خود را که به صورت زنده از رادیو پخش می شد با موفقیت اجرا کرد و به دنبال آن در اغلب برنامه های گل ها به عنوان تک نواز آواز، خوانندگان برنامه را همراهی می کرد.
فرهنگ شریف در کارنامه هنری خود با خوانندگانی چون تاج، غلامحسین بنان، شجریان، محمودی خوانساری، ایرج و ... هم نوازی داشته است و در چند فستیوال بین المللی از جمله فستیوال موسیقی برلین توانسته است ساز تار را به خوبی به جهانیان بشناسد. همنوازی وی با شجریان در آواز همایون از جمله به یادماندنی ترین آثار آوازی این استاد و شجریان به شمار می رود.
فرهنگ شریف چند سالی را در دانشگاه های مطرح آمریکا به امر آموزش موسیقی مشغول بود. او نخستین هم نوازی را با خوانندگانی چون محمودی خوانساری، شجریان، اکبر گلپایگانی داشت و نخستین تصنیف اکبر گلپایگانی از ساخته های اوست.
استاد فرهنگ شریف موفق به دریافت نشان درجه یک هنری معادل دکترا از دست آقای خاتمی رئیس جمهور وقت شد. فرهنگ شریف در جشنواره های مختلف موسیقی فجر هم به همراه سعید رودباری به اجرای دو نوازی پرداخت. وی در نوازندگی سبکی ویژه خود را دارد که احساس خاص وی از جمله آنها است.
اما افسوس و صد افسوس که بزرگانی چون فرهنگ شریف در زمان زنده بودنشان اجر داده نمی شوند. وضع مالی و اوضاع سلامتی بسیاری از هنرمندان همچون شریف، مساعد نیست.

در تازه ترین واکنش نسبت به اوضاع و احوال استادی چون فرهنگ شریف، بهنام موحدان (ب.پندار) در یادداشتی چنین نوشته است:


"نمی دانم در شرح حال فرهنگ شریف، یکی از شریف ترین نوادر تار ایران، باید از درد و رنج و دل آزردگی های امروزش بنویسم یا از 70 سال عاشقی و پروانگی و فرزانگی هایش. هنرمندی که عاشقانه هایش، ترنم زخمه های دلنشینش، آواز نسلی طلایی است از موسیقی آوازی این سرزمین، از تاج اصفهانی یا محمود محمودی خوانساری؛ از بنان تا گلپا و ایرج و محمدرضا شجریان
«عشق می ورزم به زخمه های سازِ تنهای تو

 می بوسم آن پنجه های ظریف و شریف تو

 در جهان یک نام هست بر بلندای اهل عشق

 همه با عشق گویند آن هست نام شریف تو»


فرهنگ شریف شاعرِ تارِ ایرانی است و هر زخمه تارش بغض غزلی است بر پرده عشاق. در خانواده ای دیده به جهان گشود که مکتب عاشقی بود و دلدادگی، خانه پدری محل آمدورفت موسیقی دانان بزرگ آن زمان بود؛ از مرتضی خان نی داود تا عبدالحسین خان شهنازی. از همان کودکی شیون زخمه های تار بر دل و جانش آتشی انداخته بود. موثرترین شخص در زندگی و آینده او عبدالحسین شهنازی بود. تار ایرانی را با زخمه های ساز شهنازی بدون بهره گیری از کلاس درس استادی، فرا گرفت و در چهارسالگی بر تمام ردیف ها و دستگاه های موسیقی ایرانی به روایت شهنازی مسلط شد، طوری که با دهان همه را از حفظ زمزمه می کرد. پدرش با اینکه خود از نوازندگان چیره دست تار بود و سال ها ردیف های موسیقی ایرانی را با ظرافت می نواخت اما با مشاهده نبوغ و شنیدن صدای ساز فرزندش، به احترام او دیگر هیچ گاه در برابرش دست به تار نبرد. این نابغه کوچک آن قدر زیبا و دلنشین می نواخت که در 10سالگی به عنوان سولیست و تکنواز تار کنار بزرگانی همچون عبدالحسین خان شهنازی، احمد عبادی، لطف الله مجد و حسین یاحقی در رادیو جزء نخستین تکنوازان برنامه رادیویی «گلها» بود و این سرآغاز بیش از 70 سال مشق عاشقی و دلدادگی و فرزانگی او شد.
فرهنگ شریف با شناختی که از همنشینی با بزرگان و سیر و مکاشفه در دنیای اصوات و مفاهیم و تفکر در ذات موسیقی اصیل ایرانی به دست آورده بود، توانست روایتی نو و بدیع از تار ایرانی ارائه کند. وی با به کارگیری ظرافت ها و قابلیت های ساز تار در انگشت گذاری و مضراب زنی دست به ابداعاتی خلاقانه و هوشمندانه زد و به گفته خیلی از صاحب نظران و موسیقی شناسان، دلنشین ترین و شیرین ترین صدای تار، زخمه های سازِ شریف است که تکنیک هایی که در مضراب و پنجه ایشان و صدادهی های متنوع ساز ایشان وجود دارد، با توجه به اصالت و ایرانی بودن آن و سکوت های پیچیده اما سنجیده و احاطه بر روایت های متفاوت ردیفی شاهدی بر این مدعاست و از این رهگذر شیوه و سبک نوازندگی وی تنها منحصر به خود اوست.
فرهنگ شریف با ذوق و قریحه ای یگانه، چنان نغمه هایی بر پیکر تار ایرانی نوشت که خاطره موسیقایی نسل های دیروز و امروز و فردای ایران شد؛ «گل گریه با صدای گلپا»، «پیوند مهر با آواز محمدرضا شجریان»، «عاشقانه های تار»، «بداهه نوازی در همایون با آواز محمدرضا شجریان»، «مهرافروز»، «نازنین یار»، «کرشمه»، «بزم عاشقان با آواز ایرج و گلپا»، «ساز و نوا»، «موی سپید با آواز گلپا»، «چنگ اورنگ 1و2»، «شور معشوق»، «آه باران با آواز محمدرضا شجریان».
فرهنگ شریف بداهه نوازی برجسته و شیرین پنجه توانایی است که برجسته ترین اثر بداهه او آلبوم عاشقانه های تار با هم نوازی تنبک سعید رودباری است. آفرینش جملاتی فارغ از قالب های ردیف، جواب های کوتاه و موثر، اجرای ماهرانه انواع کشش ها و مالش های طولی و عرضی که ریشه در روش های ویلن نوازی ایرانی دارد و آفرینش کوک های گوناگون اختصاصی، از ویژگی های برجسته هنر نوازندگی فرهنگ شریف به شمار می رود.
وی از معدود موسیقی دانان ایرانی است که در دانشگاه های آمریکا کرسی استادی داشته و سال ها به تدریس موسیقی دستگاهی و تار ایرانی می پرداخت. استاد فرهنگ شریف دارای نشان درجه یک هنری از وزارت ارشاد اسلامی است.
در این میان تکلیفِ مسئولانِ هنری در این کشور مشخص است، انگار حرجی به آنان نیست! هرازگاهی بر بالین هنرمندی ظاهر می شوند و وعده ای سر خرمن می دهند و ژسی به یادگار می گیرند که به خیال خود در فردای تاریخ نشان دهند ما کنار هنرمندان بودیم! اما حقیقت چیز دیگری است.
موسیقی دانی والامقام که در این روزهای سالخوردگی و آزردگی هنوز نه بیمه خدمات درمانی دارد و نه حقوق بازنشستگی! همه جای جهان هنرمندان تاج سر ملت ها هستند اما در ایران خاک پای مردم! در روزگاری زندگی می کنیم که تنها زمان، پاسدار حقیقی میراث هنرمندان ماست. استاد یک روز با ناراحتی گفت: «تنها دلخوشی ما مردم هستند». راست هم می گفت. بعد از این همه سال عزلت نشینی خواسته و ناخواسته، بعد از 70 سال فعالیتِ موثر در عرصه موسیقی، حالا حتی به اندازه یک یادکردنِ ساده، دلخوشی دیگری نمی ماند، حتی اگر «فرهنگ شریف» باشد.
«عشق می ورزم و امید که این فن شریف/ چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود".


منابع:
همشهری آنلاین
شرق