وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
همه امّت اسلام بر وجوب و لزوم امامت بعد از پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه وآله اتفاق نظر دارند. این مطلب از سخنان بسیارى از دانشمندان شیعه و سنّى ظاهر بوده؛ بلكه به آن تصریح كرده اند
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : محمد باعزم
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

آیا بعد از رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله جانشینی لازم است؟

همه امّت اسلام بر وجوب و لزوم امامت بعد از پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه وآله اتفاق نظر دارند. این مطلب از سخنان بسیارى از دانشمندان شیعه و سنّى ظاهر بوده؛ بلكه به آن تصریح كرده اند.

محمد باعزم- بخش اعتقادات شیعه تبیان
ولایت

در مورد این موضوع حافظ ابن حزم اندلسى در كتاب الفِصَل فی الأهواءِ والمِلَلِ والنِّحَل مى نویسد:
اتَّفَقَ جَمیعُ فِرَقِ اهْلِ السُّنَّةِ وَجَمیعُ فِرَقِ الشّیعَةِ وَجَمیعُ الْمُرْجِئَةِ وَجَمیعُ الْخَوارِجِ عَلى وُجُوبِ الإِمامَةِ؛(1) همه فرقه هاى اهل سنّت، فرقه هاى شیعه، تمامى مرجئه و همه خوارج بر وجوب و لزوم امامت اتّفاق نظر دارند. بنابراین، اختلافى نیست كه بعد از رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله امامى باشد.

امامت چیست؟

همه اهل نظر از شیعه و سنّى، امامت را این گونه تعریف كرده اند:
الْإِمامَةُ هِیَ الرِّئاسَةُ الْعامَّةُ فی جَمیعِ امُورِ الدّینِ وَالدُّنْیا نِیابَةً عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللَّه علیه وآله؛(2)
امامت، ریاست عمومى است بر امّت در همه كارهاى دنیا و دین به نیابت از رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله.
علماى شیعه و اهل سنّت، امامت را چنین تعریف و بیان كرده اند.(3) بنابراین امام، نایب رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله و مورد اطاعت افراد امّت در همه موارد است. بنابراین تعریفِ مورد قبول همه، اختلافى نیست كه امام باید نایب رسول خدا (صلى اللَّه علیه وآله) باشد و امامت، نیابت از پیامبر است تاخلأ نبوّت پر گردد و امام، كار پیامبر را در میان افراد امّت انجام مى دهد، با این تفاوت كه او پیامبر نیست.

امامت و دیدگاه شیعه

با تعریفى كه براى «امام» و «امامت» شده است، شیعه امامیّه به لوازم این تعریف پایبند بوده و آن ها را از معتقدات خود به شمار مى آورد؛ ولى پیروان مكتب سقیفه و توجیه گران قضایاى پس از رحلت پیامبر خدا صلى اللَّه علیه وآله ، از پذیرش آن و التزام به لوازم تعریفى كه خود به صحّت آن اعتراف دارند، سر باز زده اند.

شیعه مى گوید: بنابر تعریفى كه براى امامت شده است، آن چه براى پیامبر ثابت است ناگزیر باید براى امام نیز ثابت باشد، مگر منصب نبوّت؛ كه در نتیجه، امام نیز همانند پیامبر هم داراى ولایت تكوینى و هم تشریعى خواهد بود.

امام ولایت تكوینى دارد به این معنا كه به اذن و عطاى خداوند متعال، در امور جارى در جهانِ هستى تصرّف مى كند و این قدرت و حقّ را از طرف خداوند متعال دارد كه در موجودات تصرّف نماید.
امام ولایت تشریعى دارد به این معنا كه حقّ امر و نهى در همه امور دین و دنیا به حسب تعریفى كه براى امامت شده است بر جمیع افراد امّت براى او ثابت است و كسى نمى تواند از فرمان او سرپیچى نماید.
البتّه در میان علماى اهل سنّت، آنان كه داراى مذاق و مشرب عرفان بوده و به تصوّف گرایش دارند، مقام ولایت تكوینى را براى ائمّه ما علیهم السلام قائل هستند؛ چراكه آنان این مقام را براى مطلق «اولیاء اللَّه» ثابت مى دانند و ائمّه ما را گرچه «امام» نمى دانند، ولى از اولیاى بزرگ به شمار مى آورند.
سوّمین مقامى كه شیعه براى امامان علیهم السلام قائل است، مقام حكومت و فرمانروایى و اجراى احكام و قوانین الهى است. حكومت بُعدى از ابعاد امامت است، نه این كه امامت و حكومت یک حقیقت باشند و مترادف دانستن این دو واژه، اشتباه محض است.
حكومت، شأنى از شؤون امامت است كه گاهى در دست امام بوده و به دست او واقع گردیده، مانند حكومت امیر مؤمنان على علیه السلام و حكومت امام حسن مجتبى علیه السلام و گاهى هم چنین نبوده، مانند حال بقیّه ائمّه علیهم السلام كه در زندان هاى حكومت جابر و ظالم وقت بوده اند و یا تحت فشار آن ها بوده، و یا مثل زمان ما كه امام علیه السلام در پسِ پرده غیبت است، كه به حسب ظاهر امام علیه السلام بسط ید و نفوذ كلمه ندارد، ولى در عین حال امامتش محفوظ است.

امامت و اصول دین

پیش تر اشاره شد كه شیعه با اهل سنّت در مسأله امامت اختلافاتى دارند، یكى از موارد اختلاف این است كه آیا امامت، از اصول دین است یا فروع؟
بنا بر عقیده شیعه، امامت از اصول دین است. براى تثبیت این اعتقاد، چند دلیل مى توان ارائه كرد كه ساده ترین آن ها چنین است:
1. بدون تردید بحث از امامت، بحث از نیابت از نبوّت است و از تعریفى كه براى امامت شده به وضوح و بدون هیچ ابهامى این معنا استفاده مى شود؛ چرا كه در تعریف آمده: «امامت، نیابت و خلافت از رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله است» كه مفاد این عبارت همان است كه بیان شد.
پس بحث از امامت، بحث از شؤون نبوّت است، نظیر بحث از عصمت و هر بحثى كه از شؤون نبوّت و اعتقاد به آن واجب باشد، از اصول دین خواهد بود.
2.  دلیل دیگر بر این كه امامت اصلى از اصول دین است، حدیث معروفى است كه از پیامبر خدا صلى اللَّه علیه وآله نقل شده است.
پیامبر خدا صلى اللَّه علیه وآله فرمود:
مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعْرِفْ امامَ زمانِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیَّةً؛(4)
هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیّت از دنیا رفته است.
دانشمندان شیعه و اهل سنّت این حدیث را در كتاب هاى خود از رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله نقل كرده اند.
روشن است كه منظور از مرگ جاهلیّت، مرگ كفر و نفاق است و چیزى كه جهل به آن، فرجام كار انسان را به كفر و نفاق مى انجامد، باید با اصل دین ارتباط داشته باشد، وگرنه جهل به مسائل فروع هیچ گاه انسان را به این سرحدّ نمى رساند.

البتّه در بین دانشمندان صاحب نظر اهل سنّت، كسانى هستند كه به آن ها نسبت داده شده كه امامت را از اصول دین مى دانند. براى نمونه قاضى ناصرالدّین بیضاوى از بزرگان و مشاهیر اهل سنّت در تفسیر و كلام، امامت را از اصول دین مى داند.

ولى اكثر قریب به اتّفاق اهل سنّت، در برابر شیعه، قائلند كه امامت از فروع دین است. هر چند بعضى به طور قطع به این مسأله تصریح نمى كنند، بلكه مى گویند: فروع بودن امامت انسب است، ولى در عین حال به این كه امامت از اصول دین باشد نیز تصریح نمى كنند.
در هر صورت، چه امامت اصلى از اصول دین باشد؛ آن سان كه شیعه معتقد است، یا از فروع دین باشد؛ آن سان كه اهل سنّت مى گویند، باید بحث كرد كه امام چه كسى است تا او را بشناسیم و از او پیروى كنیم، بر اوامر و نواهى او گردن نهیم و بر گفتار و كردار او ترتیب اثر بدهیم؛ چون او را نایب و خلیفه پیامبر مى دانیم.



منابع:
(1). الفصل فی الاهواء والملل والنحل: 4/ 72
(2). شرح المقاصد: 5/ 232. به رغم این كه در منابع اهل سنّت درود و صلوات پس از نام مبارك پیامبر خدا صلى اللَّه علیه وآله به صورت ناقص (ابتر) آمده است، ما طبق فرمایش حضرتش، درود و صلوات را به صورت كامل آورده ایم
(3). تجرید الاعتقاد و شروح آن، شرح المواقف، شرح المقاصد و دیگرمنابع كلامى
(4).این حدیث با این متن در شرح المقاصد، و شرح العقائد النّسفیّه آمده است. امّا به متون دیگر در بسیارى از كتاب هاى كهن تفسیرى، كلامى، حدیثى روایت شده است. ر. ک: الإمامة فی أهم الكتب الكلامیه: 154
(5). کتاب جانشین پیامبر، اثر حضرت آیت الله میلانی

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین