سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
سید موسی صدر معروف به امام موسی صدر (زادهٔ ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ در قم)، مرجع دینی و سیاسی شیعیان بود که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهده دار شد. او در میان شیعیان به «امام موسی صدر» م
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

امام موسی صدر به روایت اسناد

آیت الله امام موسی صدر در ١٤ خرداد ١٣٠٧ در شهر مذهبی قم دیده به جهان گشود پدر او آیت الله سید صدرالدین صدر، جانشین آیت الله شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه علمیه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود و مادرش خانم صفیه طباطبایی قمی فرزندآیت الله حاج  سید حسین طباطبایی قمی بود. دروس ابتدایی را در دبستان حیات قم گذراند . سپس وارد دبیرستان سنایی شهر قم شد و همزمان با دوره دبیرستان به تحصیل علوم اسلامی در حوزه علمیه قم مشغو ل گردید .

فهیمه السادات آقامیری- بخش تاریخ ایران و جهان تبیان
امام موسی صدر

همزمان تحصیلات در حوزه و دانشگاه

 از اساتید بزرگواری چون  شیخ عبدالجواد جبل عاملی،آیت الله محقق داماد ، آیت الله سید احمد خوانساری ،آیت اللهسید محمد حجت کوه کمره ای ،امام خمینی ،آیت الله حسینعلی منتظری، آیت الله سید محمد حسین طباطبایی و آیت الله سلطانی طباطبایی رحمهم الله ، کمال استفاده را برد و به موازات تحصیلات حوزوی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخت و جزو معدود کسانی بود که علاوه بر تحصیلات حوزوی به کسب مدارج عالی دانشگاه نیز نایل آمد. وی ضمن آشنایی با زبان عربی ، زبان انگلیسی و فرانسه را آموخت و مدتی نگذشت که در صف اساتید حوزه علمیه قم وارد شد و به تدریس فقه ،اصول ،منطق،فلسفه پرداخت و جز و بهترین و سرآمدترین اساتید حوزه علمیه گشت و همگان آینده ای روشن را برای وی پیش بینی کرده و او را جزو نوادر دوران و امیدی برای جهان تشیع و اسلام می دانستند و به او دل بسته بودند . او نه تنها در این زمان که از همان ابتدای ورود به حوزه مورد توجه بزرگان حوزه قرار گرفت چرا که علاوه بر امتیازات خانوادگی ،خود نیز مستجمع کمالات بی شماری از لحاظ جسمی و فکری و به نقل از بزرگان تداعی کننده آیه شریفه "زاده بسطه فی العلم و الجسم" بود.

خاندان امام موسی صدر

جد اعلای امام موسی صدر، سید صالح سید شرف الدین است که به سال 1122 هجری، در قریه «شحور» نزدیکی شهر صور، در جنوب لبنان دیده به جهان گشود و پس از پایان تحصیلات در همان روستا اقامت گزید و از عالمان جلیل القدر دینی به شمار آمد. وی مزرعه ای را در روستای «معرکه» از توابع صور خریداری کرد و برای امرار معاش، به کشاورزی اشتغال ورزید و درهمین مزرعه بود که فرزندش «سید صدرالدین» بدنیا آمد.

سید صالح سید شرف الدین زندگی آرامی داشت تا اینکه در جنگی که «احمد جزار» یکی از سرداران عثمانی برضد علمای شیعه «جبل عامل» به راه انداخته بود، وارد نبرد شد و دژخیمان «جزار» پسر بزرگ او را که «سید هبة الدین» نام داشت، در سن 21 سالگی درمقابل چشمان پدر در قریة «شحور» به قتل رساندند و خود سید صالح را دستگیر نمودند که ماه ها در زندان آنها در «عکا» بسر برد، اما سرانجام با همکاری بعضی از نگهبانان شیعه موفق به فرار شد.

پژوهشگر معاصر«سید حسن صدر» این ماجرا را چنین شرح می دهد:
احمد جزار، سید صالح و گروه دیگری از علماء دین را در جائی زندانی ساخته بود که شب و روز در آن تشخیص داده نمی شد تا آنجا که نمی توانستند اوقات نماز را بشناسند. سید صالح مشغول خواندن «دعای طائر رومی» می شود که در «المهج» روایت شده است، و از خداوند خواستار رهائی خود و یارانش می گردد و سرانجام به همراه شش تن از زندانیان دیگر موفق به فرار از زندان مخوف جزار در سال 1197 ه می گردند" .
سید صالح به سوی عراق رهسپار می گردد و در نجف اشرف در جوار امام علی (ع) اقامت می گزیند و پس از مدتی برادرش سید محمد و خانواده سید صالح نیز به وی ملحق می شوند.

پدر امام موسی صدر آیت الله سید صدرالدین صدر

فقیه بزرگ و از مراجع عالی قدر و معاصر شیعه بود. وی در سال 1299 ه .ق یا 1298 ه .ش در کاظمین در میان چنین خاندانی دیده به جهان گشود. ادبیات و قسمتی از علوم مقدماتی را در سامرا از اساتید وقت فرا گرفت و بعد در خدمت پدرش که یکی از مراجع تقلید بود به کربلا مهاجرت کرد و سطوح عالیه را در محضر شیخ حسن کربلائی خواند و مدتی هم در حوزه درس والد معظم خود حضور یافت و سپس به توصیه پدر، راهی حوزه علمیه نجف گردید و مدتی در درس آخوند خراسانی و سید کاظم یزدی شرکت نمود و به اخذ اجازه اجتهاد نایل گردید و در سال 1329 ه بعداز فوت پدرش جهت زیارت بارگاه امام رضا (ع) به ایران آمد و مدت ده سال در مشهد ماندگار شد و به تدریس و ارشاد مردم مشغول گردید و در همان جا با دختر مرجع بزرگ وقت مرحوم آیت الله حاج آقا حسین قمی، به نام بی بی صفیه ازدواج کرد.
(جانشین سید ابوالحسن اصفهانی و رهبر قیام علیه رضاشاه بود) و در سال 1344 ه به نجف اشرف مراجعت کرد و برای احترام، در درس میرزای نائینی حاضر می شد و در سال 1349 به ایران برگشت و به دعوت مرجع عالی قدر و مؤسس حوزة علمیة قم آیت  الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در قم اقامت گزید و به سرعت به عنوان فقیهی عالی قدر و مرجعی بزرگ و معروف و یکی از ارکان حوزة علمیة قم اشتهار یافت و پس از رحلت آیت الله حائری به همراه دو مرجع بزرگ دیگر آیه الله سید محمد حجت و آیت الله سید محمدتقی خوانساری زعامت حوزه و مرجعیت شیعیان را به عهده گرفت و درحوزه علمیه قم خدمات شایان توجهی نمود و شاگردان زیادی در مکتب خود تربیت کرد .

از آیت الله صدر ده فرزند به یادگار ماند ، سه پسر و هفت دختر که پسران  آن بزرگوار عبارت اند از: مرحوم آیت الله حاج آقا رضا صدر، جناب سید علی اصغر صدر، آیت الله امام موسی صدر.
آیت الله صدر همزمان با فعالیت های حوزوی و اجتماعی در امور سیاسی نیز مداخله مستقیم داشت و نقش برجسته و تعیین کننده ی ایشان در حمایت از فداییان اسلام بر کسی پوشیده نیست. .... از طرفی ما به خانواده صدر علاقه مند شده بودیم و جهتش هم این بود که ما آن وقت تصور می کردیم که مرحوم آیت الله صدر ، یعنی پدر بزرگوار ایشان( امام موسی صدر) از فداییان اسلام حمایت می کنند. فداییان اسلام پیش ما افراد خیلی محجوبی بودند...... 

آنچه که نقل از تاریخ داریم

خاندان صدر از بزرگترین خانواده های شیعی در دو سده اخیرند که در ایران عراق و لبنان، زیسته اند.  آیت الله سید اسماعیل صدر، جانشین آیت الله میرزا حسن شیرازی و مرجع مطلق زمان خود، . از دیگر مشاهیر و بزرگان این خاندان می توان از سید صالح شرف الدین، سید صدر الدین صدر موسوی عاملی و سید ابوجعفر خادم الشریعة نام برد. سید رضا صدر برادر بزرگ او بود.

ادامه تحصیلات حوزوی در نجف اشرف

پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه تهران سید موسی صدر برای ادامه تحصیلات حوزوی به نجف می رود و تا سال ۱۳۳۷ در آن جا می ماند. او در این سال ها، نزد سید محسن حکیم، شیخ مرتضی آل یاسین، سید عبدالهادی شیرازی و شیخ حسین حلّی فقه می آموزد و از درس اصول سید ابوالقاسم خویی بهره می برد و فلسفه را نیز نزد صدرا بادکوبه ای فرا می گیرد. صدر در نجف، با سید محمدباقر صدر دوست و هم بحث بود .

صدر قبل از عزیمت به نجف، از سوی علامه طباطبایی مسئولیت نظارت بر نشریه «انجمن تعلیمات دینی» را بر عهده گرفت. وی هم زمان با تحصیل در حوزه علمیه نجف، به عضویت هیئت امناء جمعیت «منتدی النشر» در آمد، و پس از بازگشت به قم ضمن اداره یکی از مدارس ملی این شهر، مسئولیت سردبیری مجله تازه تأسیس «مکتب اسلام» را عهده دار گردید. از مهم ترین اقدامات او در آخرین سال اقامت در شهر قم، تدوین طرحی گسترده جهت اصلاح نظام آموزشی حوزه های علمیه بود، که با همفکری آیت الله شهید دکتر بهشتی و آیت الله مکارم شیرازی صورت گرفت.

هجرت به لبنان

امام موسی صدر در اواخر سال ۱۳۳۸ و به دنبال توصیه های افرادی هم چون آیت الله بروجردی، آیت الله حکیم و آیت الله شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت سید عبدالحسین شرف الدین رهبر متوفی شیعیان لبنان را پاسخ گفت و به عنوان جانشین وی، سرزمین مادری خود ایران را به سوی لبنان ترک کرد. اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه شیعیان لبنان از یکسو، و استفاده از ظرفیتهای منحصربه فرد لبنان جهت نمایاندن چهره واقعی شیعیان به جهانیان از سوی دیگر، اهداف اصلی این سفر را تشکیل می داد.صدر برای نیل به این اهداف، و با توجه به جغرافیای اجتماعی و سیاسی لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعالیتهای خود را در سه حوزه موازی سازماندهی نمود.

هدف استراتژیک امام موسی صدر آن بود تا طایفه شیعه لبنان را همسان دیگر طوائف، و نه مقدم بر آنان، در تمامی عرصه های حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن کشور مشارکت دهد. وی از اولین روزهای ورود به لبنان در زمستان سال ۱۳۳۸، با طرح شعار «گفتگو، تفاهم و همزیستی»، پایه های روابط دوستانه و همکاری صمیمانه ای را با مطران یوسف الخوری، مطران جرج حداد، شیخ محی الدین حسن و دیگر رهبران دینی مسیحی و اهل سنت آن کشور بنا نهاد.

در طول حضور دو دهه امام موسی صدر در لبنان، هیچ مراسم سرور یا اندوهی از شیعیان نبود که صدر در آن شرکت جوید، و تنی چند از فرهیختگان مسیحی و اهل سنت در معیت وی نباشند

حمایت امام موسی صدر از بستنی فروشی مسیحی در اوایل تابستان سال ۱۳۴۱ در شهر صور، که به فتوای صریح وی مبنی بر طهارت اهل کتاب منجر گردید، توجه تمامی محافل مسیحی لبنان را به سمت خود جلب نمود. در اواخر تابستان ۱۳۴۱ مطران گریگوار حداد به شهر صور آمد، و از صدر برای عضویت در هیئت امناء «جنبش حرکت اجتماعی» دعوت نمود. از اواخر سال ۱۳۴۱ حضور گسترده موسی صدر در کلیساها، دیرها و مجامع دینی و فرهنگی مسیحیان آغاز گردید. سخنرانی های تاریخی صدر در دیرالمخلص واقع در جنوب، وکلیسای مارمارون در شمال لبنان طی سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲، تأثیرات معنوی عمیقی بر مسیحیان آن کشور بر جای نهاد.

امام موسی صدر در تابستان سال ۱۳۴۲ و طی سفری دو ماهه به کشورهای شمال آفریقا، طرحی نو جهت همفکری مراکز اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با حوزه های علمیه شیعه لبنان در انداخت. وی در بهار سال ۱۳۴۴، اولین دور سلسله گفتگوهای اسلام و مسیحیت را با حضور بزرگان این دو دین، در مؤسسه فرهنگی «الندوه اللبنانیه» به راه انداخت. وی پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۳۴۶ به دیدار پاپ رفت، و نشستی که ابتدا نیم ساعت پیش بینی شده بود، به تقاضای پاپ بیش از دو ساعت به درازا کشید. امام موسی صدر از سال ۱۳۴۷ به عضویت مرکز اسلام شناسی استراسبورگ در آمد، و از رهگذر همفکری و ارائه سمینارهای متعددی در آن، انتشار آثاری ارزشمند چون «مغز متفکر جهان شیعه» را زمینه سازی نمود. صدر در بهار سال ۱۳۴۸ و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلای اسلامی شیعیان، از شیخ حسن خالد مفتی اهل سنت لبنان دعوت نمود، تا با همفکری یکدیگر برای توحید شعائر، اعیاد و فعالیتهای اجتماعی طوائف اسلامی، تدبیری بیندیشند. وی در همین خصوص طرح مدونی را به اجلاس سال ۱۳۴۹ «مجمع بحوث اسلامی» در قاهره ارائه نمود، و متعاقب آن به عضویت دائم این مجمع درآمد.

در زمستان ۱۳۵۰ و بر اساس تقاضای مراجع وقت، امام موسی صدر درباره برخی زندانیان سیاسی با شاه گفتگو نمود، که بعضی از آنان از جمله آقای هاشمی رفسنجانی، اندکی بعد از زندان آزاد شدند. با به قدرت رسیدن حافظ اسد در سال ۱۳۵۰ و آغاز همکاریهای تنگاتنگ وی با امام موسی صدر، سوریه به امن ترین کشور خاورمیانه برای مبارزین ایرانی بدل شد. امام موسی صدر در تابستان ۱۳۵۶ با اقامه نماز، تدفین و برپایی مراسم چهلمین روز درگذشت علی شریعتی در بیروت، از سست شدن پیوند جوانان تحصیلکرده با روحانیت، جلوگیری به عمل آورد.

امام موسی صدر در سال ۱۳۴۹ رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب «کمیته دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا برای مقاومت در برابر تجاوزات اسرائیل چاره اندیشی نمایند. وی در زمستان سال ۱۳۵۳ و در اقدامی بی سابقه، خطبه های عید موعظه روزه را در حضور شخصیتهای بلندپایه مسیحی لبنان در کلیسای کبوشیین بیروت ایراد نمود، و اگر آتش جنگ داخلی شعله ور نمی شد، در پی آن بود تا کاردینال مارونی لبنان را برای ایراد خطبه های یکی از نمازهای جمعه شهر بیروت دعوت نماید. امام موسی صدر در زمستان سال ۱۳۵۵ و در جمع سردبیران جرائد بیروت، با پیش بینی صریح حذف فاصله ها و روند جهانی شدن در اواخر قرن بیستم، قرن بیست و یکم را قرن همزیستی پیروان ادیان، مذاهب، فرهنگها و تمدنهای گوناگون نامید، و بر رسالت تاریخی لبنان جهت ارائه الگویی موفق در این زمینه پای فشرد. امام موسی صدر در اواسط سال ۱۳۵۷ موفق گردید رهبران مسلمان و مسیحی لبنان را جهت برپایی یک جبهه فراگیر ملی متقاعد نماید، و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که حتی موعد تأسیس و اولین گردهمایی آنان را برای پس از بازگشت خود از سفر لیبی مشخص نمود.

 به روایت اسناد ساواک

در تاریخ نوزده آبان سال 1355 ساواک در تهران پذیرای مهمان ویژه ای بود . معاون جدید سرویس اسرائیل ، آقای "کیمخی "به هنگام مذاکرات سری و رد و بدل کردن اطلاعات به رئیس ساواک ،ارتشبد نصیری می گوید: پیشنهاد کوچکی دارم
، موسی صدر کارش تمام است.... برای شما فرصت مناسبی است.
ده روز بعد نصیری دستور می دهد: در مورد حسن شیرازی ...یا شخص دیگری که واجد شرایط می باشد بررسی و نتیجه راسا از طریق آن اداره کل به عرض می رسد.

به راستی امام موسی صدر چه نقشی را ایفا کرد و به دنبال چه هدفی بود که این گونه در دل همگان هراس افکند و باعث شد که آنان به چنین عمل جنایتکارانه ای دست بزنند. انتخاب امام موسی صدر به رهبری و زعامت عالی شیعیان لبنان امری تصادفی و اتفاقی نبود بلکه معلول عوامل متعدد و دست به دست دادن یک سری شرایط داخلی و خارجی بود. از جمله عوامل بسیار مهم در انتخاب و موفقیت امام موسی صدر سابقه خانوادگی ایشان بوده است

به دنبال آن و در طی دو سال کمیسیون های متعددی تشکیل گردید . البته ساواک از بدو ورود امام موسی صدر و آغاز فعالیت های وی خصوصا بعد از سال 1342 و حمایت او از امام خمینی به طور متناوب و به صورتی کاملا فعال در خصوص جانشینی فردی به جای امام موسی تلاش نمود ولی هرگز نتوانستند در فردی حتی به صورت نسبی ، به توافق رسیده تا به جانشینی وی انتخاب نمایند زیرا به درستی او مردی بی بدیل بود و آنان نیز بارها و بعد از نشست های طولانی به این عجز اعتراف نمودند.
سیر وقایع و حوادث به گونه ای است که نشان می دهد ناپدید شدن ایشان با یک برنامه ریزی حساب شده و مورد توافق در سطوح مختلف بوده است.

سفر به شهادت

امام موسی صدر در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد. در حالی که بسیاری گزارش ها حاکی از قتل او در همان زمان توسط قذافی است، برخی گزارش ها حاکی از وجود او در زندان های لیبی بوده است. احمد رمضان یکی از نزدیکان معمر قذافی روز چهارشنبه ۱۳۹۰/۸/۱۸ طی مصاحبه ای با یک شبکه خبری در دبی باز گو کرد. وی معتقد است که امام موسی صدر در سفرش به لیبی در سال ۱۳۵۷ بعد از ملاقاتش با قذافی به دستور قذافی کشته شده است. آخرین خبر از وضعیت وی را وزیر اطلاعات قذافی در شهریورماه ۱۳۹۱ مبنی بر کشته شدن او بلافاصله پس از مشاجره اش با قذافی و دفن او در حومه پایتخت ارائه داد.


برگرفته شده از : ادیان در خدمت انسان، زندگینامه امام موسی صدر، یاران امام به روایت اسناد ساواک، روح تشریع در اسلام، خاندان صدر

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین