در خشم و هیاهو بیش از آنکه مهم باشد که حقانیت با کیست و شخصیت خوب و داستان کدام است، سیر وقوع رخدادها و نتایج حاصل از آنها به خودی خود، موضوع نگاه فیلمساز بوده است. در واقع فیلمساز به دور از نسخه پیچیدن و درگیر شدن با پیام های اخلاقی و رفتارهای آسیب شناس
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

می خواهم زنده بمانم

نگاهی به "خشم و هیاهو" ساخته هومن سیدی

در "خشم و هیاهو" بیش از آنکه مهم باشد که حقانیت با کیست و شخصیت خوب داستان کدام است، سیر وقوع رخدادها و نتایج حاصل از آنها به خودی خود، موضوع نگاه فیلمساز بوده است. در واقع فیلمساز به دور از نسخه پیچیدن و درگیر شدن با پیام های اخلاقی و رفتارهای آسیب شناسانه و یافتن مسبب اصلی رخدادها و ریشه یابی بروز مشکلات درون فیلم، سراغ رخدادها و به تبع آن قابلیت های دراماتیک و بصری زندگی و دنیای چنین شخصیت هایی رفته است.

محمدرضا مقدسیان - بخش سینما و تلویزیون تبیان
خشم و هیاهو

هومن سیدی در "خشم و هیاهو" همان مسیری را طی کرده که پیشتر از او سراغ داشته ایم.سیدی از "آفریقا" تا "اعترافات ذهن خطرناک من" نشان داده است که بیش از آنکه معنا و مفهومی که در فیلم بیان می شود برایش قابل اتکا باشد و فیلمنامه به پایه اصلی کارش بدل شود، سراغ چگونه روایت کردن و با چه شکلی تصویری کردن اثر می رود.در واقع سیدی به درستی سراغ ذات سینما یعنی بیان تصویری موقعیت ها رفته و از پرگویی یا انتقال معانی آنچنانی در دل فیلمنامه فاصله زیادی دارد. البته که کم نیستند آثاری که با تکیه بر قابلیت های تصویر و به دور از پرگویی یا داستان سرایی مبتنی بر متن و نه تصویر، موفق به انتقال مفاهیم عمیق و جدی در سینما شده اند و ذات سینما را پاس داشته اند و مرز میان آن و ادبیات صرف یا بیانیه های گل درشت را قابل تمیزتر کرده اند.هومن سیدی اما نوع دیگری از کار در پیش گرفته است. او با اولویت قائل شدن برای تصویر و موقعیت ها بصری به فیلمسازی می پردازد. داستان های چندلایه و یا مفاهیم چند وجهی در دل فیلمنامه چندان اولویتی برای سیدی ندارد.این همه به آن معناست که اولین وجه برجسته ای که مخاطب در مقطع روبرو شدن با آثار سیدی در می یابد، جنس چیدمان صحنه ها، شیوه نورپردازی و قاب بندی و البته شخصیت پردازی های نسبتا تازه و کمتر تجربه شده در سینمای ایران است و در مرحله بعد است که سراغ فیلمنامه و معنای درونی متن و ناگفته های میان دیالوگ شخصیت ها می رود.
"خشم و هیاهو" هم از این قاعده مستثنی نیست.هومن سیدی با دستمایه قرار دادن زندگی یک خواننده شهیر و ماجرای ارتباط همزمانش با دو زن و در نهایت وقوع تراژدی قتل و مرگ، تقریبا هر آنچه که در دنیای فیلمسازی او لازم است تا به فیلمسازی بپردازد را کنار هم قرار داده است.

جنسی از جنون و حماقت پوچ گرایانه در دل شیک و تمیز بودن این شخصیت ها وجود دارد که منجر به کج روی و در نتیجه فرو رفتن در باتلاق خودساخته شان می شود.در واقع سیدی از مرحله ای به شخصیت ها نزدیک می شود که آماده شلیک تیرخلاص به خودشان هستند

دنیای شخصیت های آثار هومن سیدی، دنیای شخصیت های خاطی، بی درایت و به خاکی زده است.این شکل از نگاه به سینما در "آفریقا"، "سیزده"، "اعترافات ذهن خطرناک من" و حالا در "خشم و هیاهو" قابل شناسایی است.در واقع تمام شخصیت های داستان های سیدی به نوعی درگیر منجلابی هستند که خودشان برای خودشان دست و پا کرده اند. جنسی از جنون و حماقت پوچ گرایانه در دل شیک و تمیز بودن این شخصیت ها وجود دارد که منجر به کج روی و در نتیجه فرو رفتن در باتلاق خودساخته شان می شود.در واقع سیدی از مرحله ای به شخصیت ها نزدیک می شود که آماده شلیک تیرخلاص به خودشان هستند. شخصیت های داستان های سیدی همگی در لبه پرتگاه به مخاطب معرفی می شوند و در ادامه مخاطب شاهد فراهم آمدن مقدمات سقوط، مراحل مختلف حین سقوط و در نهایت نابودی نسبی آنهاست. اما چه وجهی از ماجرا برای سیدی جذاب است که سراغ این شکل از فیلمسازی رفته است. حداقل یکی از وجوه جذابیت در این مسیر امکان ایجاد موقعیت های تازه، کنش و واکنش های نو، خلق شخصیت های نه چندان متعارف، روایت گری در دل فضاهای نه چندان تجربه شده برای مخاطب و البته سوار شدن بر دوش منطقی از جنس دنیای نه چندان عرفی شخصیت های در حال فروپاشی است.
در "خشم و هیاهو" هم تمام این مشخصه ها موجود است. یک خواننده شهیر، یک رابطه عشقی نامتعارف، تبعات و مشخصه های شهرت، فضای اجرای کنسرت موسیقی، رنگ و لعاب ویژه ناشی از تمول و کار هنری،قتل، مرگ، دادگاه، شخصیت های با روانی نه چندان سالم، جنون و عشق و حماقت و ... این همه کافی است برای اینکه هومن سیدی به عنوان یک کارگردان فرم گرا بتواند اثری متناسب با سلیقه همیشگی اش را بسازد.
جدای از ارجاعات بیرونی که از شباهت داستان این فیلم با فلان رخداد و سرنوشت بهمان شخص سخن می گوید و این قلم چندان تمایلی به ورود به آن فضا را ندارد، باید پذیرفت که هومن سیدی با "خشم و هیاهو" باز هم توانست رنگ تازگی به سینمای یکنواخت و شابلون وار ایران وارد کند و ادای دینی کند به ذات سینما که تشکیل شده است از رنگ، نور، کارگردانی، شخصیت پردازی، قصه گویی بصری و تازگی و نه صرفا فیلمنامه و دیالوگ های مطول و صدور بیانیه در قالب فیلم. جدای از تمام نقاط ضعف و قوت "خشم و هیاهو" تنها به یک دلیل میتوان این فیلم را اثری قابل اعتنا تلقی کرد و آن تازه بودنش در دل فضای رخوت زده، کم تنوع و بی اعتنا به ساخت اثر در فضای گونه سینمای ایران است.

شناسنامه خشم و هیاهو
نویسنده و کارگردان:  هومن سیدی
بازیگران:  طناز طباطبایی، نوید محمدزاده، سعید چنگیزیان، بهناز جعفری، رضا بهبودی، بهزاد عمرانی، رعنا آزادی ور
خلاصه داستان فیلم :زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست!