26 اسفند 1359 برای عقب زدن دشمن از شهر و منطقه سوسنگرد عملیاتی در غرب سوسنگرد تا روستای احیمر طراحی می شود که دو ساعت بعد یعنی در ساعت 10 صبح عملیات موفق می شود که در آن شاهد شاهکار دو نفر از رزمندپان هستیم.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

حاصل همت این نابغه و نجار

26 اسفند 1359 برای عقب زدن  دشمن از شهر و منطقه سوسنگرد عملیاتی در غرب سوسنگرد تا روستای احیمر طراحی می شود که دو ساعت بعد یعنی در ساعت 10 صبح عملیات موفق می شود که در آن شاهد شاهکار دو نفر از رزمندگان هستیم.

سامیه امینی - بخش فرهنگ پایداری تبیان
نجار

طرح نابغه

براساس طرحی به نام «امام مهدی (عج)» كه توسط شهید حسن باقری طراحی شده بود مقرر شد تا برادران سپاه با استعداد 200 حمله ور و با سلاحهای معمولی و آر ٓ پی - جی ، از چهار محور به نیروهای عراقی در غرب سوسنگرد حمله كنند.
حمله در ساعت 7 و30 دقیقه صبح آغاز شد . دشمن غافلگیر شده و عملیات با سرعت غیر قابل تصوری پیش می رفت .

«با این روش نمی توان جنگید، باید به خود جرات داد، باید استراتژی جنگ عوض شود». این جمله شهید حسن باقری روشی نو را وارد عرصه جنگ کرد. این روش عملیات های غیرکلاسیک محدود و به عبارتی «جنگ چریکی» نام گرفت 

سال ۵۹ دشمن به سوسنگرد و اطراف سوسنگرد هجوم آورد و رزمندگان اسلام برای عقب راندن آنها عملیاتی را طرح ریزی کردند که با همکاری سپاه و بسیج و ارتش به انجام رسید و نام این عملیات به نام «حضرت مهدی عج ا...» نامگذاری شد.
«با این روش نمی توان جنگید، باید به خود جرات داد، باید استراتژی جنگ عوض شود». این جمله شهید حسن باقری روشی نو را وارد عرصه جنگ کرد. این روش عملیات های غیرکلاسیک محدود و به عبارتی «جنگ چریکی» نام گرفت.
« اسحاق عزیزی » طراح این عملیات كه فرمانده گردان بود و بعدها به شهادت رسید ، توانست در حالی كه عراقیها در مجاورت دیوارهای شهر سوسنگرد ، حضور داشتند - با كندن چندین كانال ، رزمندگان را از زیر خانه های شهر عبور داده و به نقاط مشخصی ، در كنار اردوی دشمن برساند . در عملیات «تپه های الله اكبر» كه دو ماه پس از عملیات امام مهدی (عج )انجام شد، همین طرح با پیروزی اجرا شد .

نجار

طرح نجار

«فتح الله همتی» معروف به «دایی همتی» پل چوبی جاده سوسنگرد بستان را ساخت. این پل 85 متری در عملیات امام مهدی (عج) مهمترین راه محسوب می شد، این پل که اولین راه بین رودخانه در جبهه بود به پل «دایی همتی» معروف شد.
وی می گوید: ما پشت رودخانه در پدافند بودیم و عراقی ها مقابل ما بودند؛ برای انجام برخی مأموریت ها باید با قایق به آن طرف رودخانه می رفتیم، قبل از اجرای عملیات امام مهدی(عج) در اسفند 1359 و حضور گسترده نیروها در منطقه، امکان عبور از رودخانه با قایق وجود نداشت و باید برای جابجایی گسترده نیروها کاری می کردیم.

فردای آن شب فرمانده آمده بود و پرسید مهندس این پل کیست؟ بچه با خنده گفته بودند: مهندس دایی همتی طراح آن است . فرمانده خواسته بود تا من راببیند. یکی از رزمنده ها دوان دوان آمد نفس زنان گفت مهندس دایی! مهندس دایی! خنده ای تحویل خوش مزگیش دادم گفتم: مگر سر آوردی؟ محمد جواب داد: به جان خودم فرمانده گفت برو و مهندس دایی همتی را صدا کن. همه بچه زدند زیر خنده! به آنها تشری زدم و با محمد رفتم ببینم چه خبر است

دایی همتی می افزاید: گفتم باید یک پل روی رودخانه بزنیم؛ عرض رودخانه تقریبا 85 متر بود و برای ساخت پل، سیم بوکسل آوردم و از این طرف رودخانه به آن طرف کشیدم و با کمک رزمنده ها با ریختن بتن روی زمین، سیم بوکسل را محکم در زمین نگه داشتیم. آب رودخانه بالا آمده بود و بچه ها با قایق می رفتند و سیم بوکسل را جابه جا می کردند. هنگام کار، دشمن بمب و گلوله به طرف ما می ریخت؛ هنوز سیم بوکسل کاملاً وصل نشده بود که خمپاره ای در اطراف ما به زمین خورد و تعدادی از رزمنده ها مجروح شدند؛ یک سرباز هم از ناحیه دستش مجروح شد اما همت بچه ها این سیم به دو طرف وصل شد.
برای ساختن پل، تخته های سه متری درست کردیم و بچه ها این تخته ها را با سیم به هم وصل کردند؛ بالاخره این پل 85 متری ساخته شد و برای اینکه روی آب خیلی تکان نخورد، غواص هایی داخل رودخانه رفتند و این پل را از پایین با سیم بوکسل به کف رودخانه وصل کردند.
فردای آن شب فرمانده آمده بود و پرسید مهندس این پل کیست؟ بچه با خنده گفته بودند: مهندس دایی همتی طراح آن است . فرمانده خواسته بود تا من راببیند. یکی از رزمنده ها دوان دوان آمد نفس زنان گفت مهندس دایی! مهندس دایی! خنده ای تحویل خوش مزگیش دادم گفتم: مگر سر آوردی؟ محمد جواب داد: به جان خودم فرمانده گفت برو و مهندس دایی همتی را صدا کن. همه بچه زدند زیر خنده! به آنها تشری زدم و با محمد رفتم ببینم چه خبر است. وقتی پیش فرمانده رسیدم گفت: مهندس دایی همتی شمایید؟ که من هم زدم زیر خنده و گفتم: من نجار دایی همتی، دایی رزمنده ها هستم امری هست در خدمتم. فرمانده ادامه داد: پل را شما طراحی کردید؟ گفتم: نظر من بود که اینگونه ساخته شود و همت بچه ها آن را ساخت و استوار کرد.

نیاز، آبستن زایش تفکر

دایی در انتها می گوید: در طول جنگ از این ابداعات کم نبود، نیاز آدم را می سازد و غنی می کند و سختی ها وا می دارد که بهترین تفکرها را انجام دهی و من از این مقوله مستثنی نبودم، وقتی نیاز نداری دنبال راه حل برای رفع آن نیستی.