با بررسی نهج البلاغه امیرمومنان علیه السلام به حداقل ده ویژگی بر می خوریم که آن حضرت، وجود آنها را در یک کارگزار و یا یک مدیر اجرایی حکومت اسلامی لازم می داند. در این نوشته و ادامه آن به این بیان و شرح این ده ویژگی می پردازیم.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : امید پیشگر
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

ویژگی های یک مدیر اجرایی در بیان نهج البلاغه

هر چند واژه رئیس جمهور، نماینده مجلس و ... در نهج البلاغه وجود ندارد؛ اما ویژگی هایی که امیر مومنان علی علیه السلام برای یک کارگزار و یا یک مدیر و مسئول در جامعه و حکومت اسلامی بر می شمرد کاملا بر «رئیس جمهور،نماینده مجلس که آنها نیز یک مدیر و مسئول کلان در جامعه اسلامی است قابل تطبیق و استفاده است.

مدیر

حجت الاسلام دکتر امید پیشگر - بخش نهج البلاغه تبیان

با بررسی نهج البلاغه امیرمومنان علیه السلام به حداقل ده ویژگی بر می خوریم که آن حضرت، وجود آنها را در یک کارگزار و یا یک مدیر اجرایی حکومت اسلامی لازم می داند. در این نوشته به شرح تعدادی از آن ویژگی ها می پردازیم.

این یادآوری نیز سودمند است که این ویژگیها تنها مخصوص مدیران ارشد و کلان حکومت اسلامی نیست و هر کس بسته به جایگاه و سمتی که در حکومت اسلامی داراست باید از این ویژگی ها برخوردار باشد.

1. ساده زیستی

امیر مومنان علیه السلام نوع زندگی کارگزار و مدیر اسلامی را مورد توجه قرار داده و بر ساده زیست بودن آن تاکید جدی دارد. در نهج البلاغه آمده است:

امام علی علیه السلام در «بصره» به عیادت «علاء ابن زیاد حارثى» كه از یارانش بود رفت و چون چشمش به خانه وسیع او افتاد فرمود: این خانه با این وسعت را در این دنیا براى چه مى خواهى؟ با این كه در آخرت به آن نیازمندترى. آرى! مگر این كه بخواهى به این وسیله به آخرت برسى یعنى مهمان كنى (و مهمانان در آن را گرامى دارى)، صله رحم نمائى و بدین وسیله حقوق (لازم خود را) اظهار كرده به مورد خود قرار دهى كه در این صورت با این خانه به آخرت نائل شده اى

امام علی علیه السلام در «بصره» به عیادت «علاء ابن زیاد حارثى» كه از یارانش بود رفت و چون چشمش به خانه وسیع او افتاد فرمود: این خانه با این وسعت را در این دنیا براى چه مى خواهى؟ با این كه در آخرت به آن نیازمندترى. آرى! مگر این كه بخواهى به این وسیله به آخرت برسى یعنى مهمان كنى (و مهمانان در آن را گرامى دارى)، صله رحم نمائى و بدین وسیله حقوق (لازم خود را) اظهار كرده به مورد خود قرار دهى كه در این صورت با این خانه به آخرت نائل شده اى.
«علاء» گفت: اى امیر مۆمنان! از برادرم «عاصم بن زیاد» پیش تو شكایت مى آورم. فرمود: مگر چه كرده؟ «علاء» پاسخ داد: عبائى پوشیده و از دنیا كناره گرفته است. امام علیه السلام فرمود: حاضرش كنید. هنگامى كه آمد به او فرمود: چرا با خودت دشمنی می کنی؟! شیطان تو را فریب داده و هدف تیر او قرار گرفته اى. چرا به خانواده و فرزندانت رحم نمى كنى؟! تو خیال مى كنى خداوند از یک طرف طیبات را بر تو حلال كرده؛ ولی در واقع دوست ندارد كه از آنها استفاده كنى؟!
«عاصم» گفت: اى امیر مۆمنان! تو خود با این لباس خشن و آن غذاى ناگوار به سر مى برى (در حالى كه پیشوا و امام ما هستى و بر ما لازم است به تو اقتدا كنیم).
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: واى بر تو! من که مثل تو نیستم (وظیفه من غیر از شما است)
إِنَّ اللهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الْعَدْلِ أَنْ یُقَدِّرُوا أَنْفُسَهُمْ بِضَعَفَةِ النَّاسِ كَیْلَا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقِیرِ فَقْرُهُ [1]
خداوند بر پیشوایان عادل واجب شمرده كه بر خود سخت گیرند و همچون طبقه ضعیف مردم باشند، تا ندارى فقیر بر او سنگینى نكند و او را از پاى در نیاورد.
از این سخن حضرت و سیره عملی او این پیام به صراحت شنیده می شود که توده مردم از دنیا تا حد امکان و در جهت آبادانی آخرت خود مجاز به کسب و استفاده حلال هستند؛ اما مسئولان و رهبران فکری و عملی و مدیران جامعه اسلامی باید در سطح مستمندان جامعه زندگی کنند تا فقیر در سنجش زندگی خود با زندگی مسئولان از وضع موجود احساس نارضایتی نکند.

2. دانش و توانایی

تخصص علمی و توان عملی در انجام مسئولیت محوله ویژگی دیگری است که امیرمومنان علیه السلام به آن اشاره کرده و بر آن تاکید دارد. آن حضرت درباره مسئول جامعه اسلامی می فرماید:
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللهِ فِیهِ [2]
ای مردم کسی حق دارد این مسئولیت را بر عهده گیرد که نسبت به دیگران تواناتر و داناتر به دستورات الهی در اداره آن باشد. همین معنا را می توان در قرآن کریم نیز مشاهده کرد آنجا که خداوند متعال، طالوت را برای داشتن دو ویژگی به عنوان رهبر و مسئول اداره جامعه برمی گزیند. آن دو ویژگی همین قدرت اجرایی و توان علمی است: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ [3]
خداوند او را به رهبری و مدیریت شما برگزید زیرا که او از نظر علمی و توانایی عملی سرآمد شماست.

3. تقوا و صلاح

 حضرت درباره مسئول جامعه اسلامی می فرماید:
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللهِ فِیهِ [2]
ای مردم کسی حق دارد این مسئولیت را بر عهده گیرد که نسبت به دیگران تواناتر و داناتر به دستورات الهی در اداره آن باشد. همین معنا را می توان در قرآن کریم نیز مشاهده کرد آنجا که خداوند متعال، طالوت را برای داشتن دو ویژگی به عنوان رهبر و مسئول اداره جامعه برمی گزیند. آن دو ویژگی همین قدرت اجرایی و توان علمی است: إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَیْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ [3]
خداوند او را به رهبری و مدیریت شما برگزید زیرا که او از نظر علمی و توانایی عملی سرآمد شماست

هر چند «الناس علی دین ملوکهم»؛ مردم بر آیین و روش رهبران و مسئولان خود هستند روایت نیست؛ اما سخنی حکیمانه است که به روش تجربی از زندگی مردم در جوامع مختلف به دست آمده است. به تعبیری دیگر زندگی نوع مردم، تحت تاثیر و در راستای همان نوع زندگی است که رهبران و مدیران ارشد آن جامعه دارند.
امیر مومنان علیه السلام در سخنی گهربار به این قانون زندگی توده مردم اشاره کرده و زندگی صحیح و بر اساس قوانین اسلامی را در گرو زندگی صالح مدیران جامعه می داند. آن حضرت می فرماید: فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاةِ [4] مردم درست نمی شوند مگر آنکه والیان آنها درست شوند.
بنابراین یکی از ویژگی های یک مدیر و مسئول ارشد در نظام اسلامی برخورداری از صلاح و تقوای عملی می باشد.

4. سعه صدر

«سعه صدر» یعنی داشتن صبر و تحمل. کسی که قرار است مسئولیتی در نظام اسلامی بر عهده گیرد لازم است تا از صبر تحملی متناسب با آن پست و مقام نیز برخوردار باشد. عدم بهره مندی از چنین خصلتی به مثابه نداشتن یکی از مهمترین ابزارهای انجام آن مسئولیت است. امیر مومنان علیه السلام در این باره می فرمایند: آلَةُ الرِّیَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ [5] ؛ ابزار ریاست دارا بودن قدرت تحمّل مشكلات است .
آن حضرت در نامه به مالک اشتر می نویسد: من بارها از رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله شنیدم که مى فرمود: «امتى به پاكى و قداست نرسد مگر اینكه حق ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانى كلام بگیرد». آنگاه به مالک اینگونه توصیه می فرماید: ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ الْعِیَّ َ [6]؛ آن گاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل كن.

5. حسن  معاشرت

بر اساس دستور قرآنی «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً؛ با مردم به نیکی سخن بگویید» [7] ؛ همگان وظیفه دارند با دیگران به نیکی رفتار کنند. علامه طباطبایی (ره) در تفسیر این بخش از آیه می نویسد: این تعبیر كنایه است از حسن معاشرت با مردم، چه كافرشان و چه مۆمنشان.[8]
امیرمومنان خطاب به کارگزار خود در مصر محمد بن ابی بکر می نویسد: فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ [9] ؛ با مردم فروتن و نرمخو و گشاده رو باش!
و در عهدنامه خود به مالک اشتر بر حسن معاشرت به عنوان اصلی مهم در مدیریت جامعه اینگونه تاکید می نماید: وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَكَ فِی الْخَلْقِ [10]
مهربانى، محبت و لطف به رعیت را شعار قلب خود قرار ده، با مردم همچون حیوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنیمت دانى، چرا كه مردم زیر دست تو بر دو گروهند: یا همتای دینی تواند و یا مانند تو مخلوق خدایند كه خطاهایى از آنان سر مى زند و گناهانى از آنان به عمد یا اشتباه بروز مى كند؛ پس همان گونه كه علاقه دارى خداوند بخشش و چشم پوشى را به تو عنایت نماید مردم را مورد عفو و چشم پوشى قرار بده.

پی نوشت ها:
1.   خطبه 209
2.    خطبه 173
3.   247/ بقره
4.   خطبه 216
5.    حکمت 176
6.   نامه 53
7.   83/ بقره
8.    ترجمه المیزان 1/330
9.    نامه 27
10.   نامه 53



مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.