تبیان، دستیار زندگی
خیلی زود به تلویزیون آمد و نام خود را به عنوان مجری ای جسور سر زبان ها انداخت. جواد یحیوی با برنامه «طعم آفتاب» جنس دیگری از اجرا را ثبت کرد اما خیلی زود برچسب ممنوع الکاری خورد. پس از آن به اجرای مسابقات تلفنی رضا داد و بعد هم که کلا رفت در لیست چهره
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : احمد رنجبر
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

رکورد دار ممنوع التصویری هستم

گفت و گو با جواد یحیوی

خیلی زود به تلویزیون آمد و نام خود را به عنوان مجری ای جسور سر زبان ها انداخت. جواد یحیوی با برنامه «طم آفتاب» جنس دیگری از اجرا را ثبت کرد اما خیلی زود برچسب ممنوع الکاری خورد. پس از آن به اجرای مسابقات تلفنی رضا داد و بعد هم که کلا رفت در لیست چهره ای ممنوعه تلویزیون. یحیوی در ایام جشنواره فیلم فجر با یک برنامه اینترنتی بار دیگر بر روی صندلی اجرا نشست. در حاشیه جشنواره فرصتی دست داد تا با او درباره این تجربه و چند نکته دیگر گفت و گو کنیم.

مصاحبه : احمد رنجبر - بخش سینما و تلویزیون تبیان
جواد یحیوی

* جواد یحیوی را در فضای نسبتا جدید رسانه ای یعنی اینترنت می بینیم، اتفاقا این حوزه به خاطر امكان هایی كه دارد برای كسانی كه بتوانند برگ برنده رو كنند ، گام به جلو است. اما با علم به جایگاه قبلی شما در تلویزیون حضور در این فضا معنایی فراتر دارد. پیش از پرداختن به این مساله ، بارزترین نكته ای كه در اجراهای شما به چشم می آید ، شور اشتیاق تان برای هم كلامی با مردم است، احساس می کنیم که جواد یحیوی یک نوع دلتنگی برای اجرای چشم در چشم دارد. این برداشت درست است؟
به نکته ظریفی اشاره کردید که برای من خیلی جالب بود. من از بیست و یک سالگی با مردم حرف زدم و از همان سالهای اول کارم، اجرای زنده داشتم. بنابراین بی واسطه حرف زدن و آنلاین حرف زدن با مردم را تجربه کردم و با این فضا بزرگ شدم. چند وقت پیش پرونده ای کار کردید در مورد اینکه من جزو آدم های تاثیر گذار دهه 70 بودم. من چند نسخه از آن روزنامه را خریدم و گذاشتم جلوی چشمم باشد. این حرف خیلی حال من را گرفت از خودم پرسیدم چرا آدم زنده و سر حال باید بیست سال پیش فرد تاثیر گذاری باشد؟ من امروزم باید بهتر از دیروز باشد، من آن موقع بیست ساله بودم و حالا چهل ساله هستم. نه خامی های جوانی را دارم و نه پیر و از کار افتاده شده ام. فصل چهل سالگی یعنی فصل بار دادن، فصل خطاهای کمتر و تجربه های بیشتر. من الان به اجرای «طعم آفتاب» که نگاه می کنم، می بینم چقدر غلط دارم. حالا که بیشتر در مورد رسانه می فهمم، دلم برای آن فضا تنگ می شود. من 18 سال در تلویزیون سابقه کار دارم که 11 سالش را ممنوع الکار بودم، یعنی سالهایی که کار کردم از سالهایی که کار نکردم بیشتر است.
* همیشه این امید را داشتید که به تلویزیون که تاثیرگذارترین رسانه است برگردید؟
شاید هم خیلی امیدوار نبودم. اما ظاهرا این یک تکنیک است که وقتی ممنوع الکار هستی، برای اینکه کاملا قطع امید نکنی، یک مدیر گروه، مدیر شبکه یا  یکی از آدمهایی که با آنها در ارتباطی می آید و به تو قول می دهد که صحبت شده و مشکل تو رفع شده است و قرار است بیایی و فلان برنامه را اجرا کنی. در این شرایط انگیزه آدم باقی می ماند و پیش خودش فکر می كند که اگر بشود برگردم و کار خوب انجام بدهم خوب چرا قبول نکنم؟ من که اجرا را بهتر از هر کار دیگری بلد هستم. بروم و خودم را حتی برای یک بار در تلویزیون نشان بدهم تا این حرف ها و نقل ها بخوابد. چون دیده ام که عموم مخاطبان به من می گویند شما از ایران رفته ای، یا اینکه می گویند شاید تو را گرفته اند. در این شرایط همه اتهام ها به تو وارد است چون کسی دقیقا توضیح نداده است که چرا نیستی. در این یکی دو ساله که اجازه بازیگری داشته ام دو تا کار سینمایی کرده ام که احساس می كنم بازی ام نسبت به  زمانی که فیلم «شوخی» را بازی کردم چقدر عوض و اصلاح شده است. این دوران سرگرم این حوزه ها بودم و اگر سراغ فضای مجازی و رسانه های اینترنتی نیامدم، برای این بود که درگیر کارهای دیگری بودم ؛ برای پرداخت خودم.
*پس این برداشت درباره شما درست است كه بازی كردن برای تان از اجرا جذاب تر شده؟

بعد از ممنوع الکاری، تلویزیون به من کار جدی نمی داد. مجبور بودم  خط رو خط، رد پا، آذرخش و...  را اجرا كنم ؛ برای اینکه چاره ای جز این نبود . این توقع من از خودم نبود، به خودم که نگاه می کردم می گفتم تو آمدی تلویزیون که بر روی یک انیمیشن ابتدایی مسخره حرف بزنی؟

راستش را بخواهید دغدغه بیشتری نسبت به بازیگری دارم و یک نوع سلوک در آن برای من وجود دارد که حالا کامل شد. اگر قبلا فقط در مورد آن حرف می زدم حالا به صورت عملی هم وارد این تجربه شده ام. اما اجرا و آن برخورد بدون واسطه چه در فضای مجازی و چه در تلویزیون، همان موقع هم برای وجه بازیگری ام  مشکل ایجاد می کرد که به نظرم هنوز هم برقرار است. بنابراین اگر بخواهم با بازی جدی تر باشم، این برخورد بی واسطه جواد یحیوی به من هیچ کمکی نمی کند. وقتی سالها در برنامه زنده با اسم خودت با لحن و ادیبات خودت و کلا با خود واقعی ات با مردم روبرو هستی یک خطی دور خودت كشیده ای که بعدا با ورود به سینما وقتی مثلا نقش یک مهندس را بازی می کنی، همه می گویند این همان جواد یحیویِ مجری است، نقش کارگر بازی می کنی می گویند جواد یحیوی ِ مجری است. آن وقت نه کارگر باور پذیر است نه دکتر و مهندس.
*اما در سریال «ترش و شیرین» شما را پذیرفتند.
برای آنکه همان موقع هم فضای اجرای من کمتر شده بود. اما همان جا هم محدودیت های دیگری داشتم. من برای همایون اسعدیان در سریال «بچه های خیابان» بازی کردم در نقش یدالله مستوفی که یک وکیل بود و از نظر معیارهای تلویزیون آدم بددهنی بود. تمام سکانس های من در پخش تلویزیون حذف شد، چون می گفتند این مجری ما است و حق ندارد به این نحو صحبت کند! حتی مدیران تلویزیون ای نها را نمی پذیرند و نمی توانند این ها را از هم تفکیک کنند. من که دیگر با تلویزیون کاری ندارم، اما در فضای مجازی هم هرچقدر با خود بی واسطه ام با مخاطبان باشم، این فضا را تحت تاثیر قرار می دهم، برای همین هنوز تصمیم نگرفته ام که اجرا کنم.

جواد یحیوی

*همین الان هم در برنامه « آرت تاکس » به آن معنا که همیشه اجرا می کردید، اجرا نمی کنید.
بله درست است. بچه ها اسم من را در معرفی برنامه به عنوان میزبان می نویسند و واقعا هم همین است، یعنی من می نشینم و میزبانی می کنم و در گفتگوها با منتقدان وارد بحث و گفتگو نمی شوم.
* بهتر نیست حالا که وارد اجرا شدید، تمام قد وارد شوید؟
حرف شما درست است و من باید زودتر این تصمیم را بگیرم، اما می خواستم یک جورایی تست کنم و ببینم اساسا توی این فضا چقدر امکان برقراری ارتباط با مخاطب را دارم. اصلا این فضا را یک مقدار بیشتر بشناسم.
*بعد از خط شکنی که رضا رشید پور با برنامه «دید در شب» کرد، حالا دیگر گروه های مختلف به برنامه سازی اینترنتی رو آورده اند. اما حالا که جواد یحیوی هم به این گروه ها پیوسته، انتظار می رود که امضای خودش را پای كار بگذارد.
تنها حرفم این است که ساز و کار جدید را برای مخاطبانی مثل شما که از من انتظار دارید و انتظارتان هم به حق است، هنوز فراهم نکرده ام. اعتراف این حرف پیش شما هم از نظر من اشکالی ندارد. ما با یک حوزه رسانه ای فوق العاده جدی مواجهه هستیم. ولی فراموش نکنیم که این رسانه شخصی ماست با امکانات شخصی؛ این همان توضیحات پشت صحنه ای است که در هر رسانه ای کار می کنیم، به مخاطب مان ربطی ندارد. مخاطب ما محصول را می بیند و از آن تلقی دارد.من هم مثل تمام دوستان کم تجربه، دارم این فضا را محک می زنم و خودم را با این فضا آشنا تر می کنم.
*اگر بخواهید بین جواد یحیوی بازیگر و مجری یکی را انتخاب کنید، کدام را بیشتر دوست دارید؟
هردوی اینها برای من ویژگی ها و جذابیت هایی دارد. همیشه این درگیری وجود داشته ولی هیچ وقت به جدیت امروز نبوده است. من در دنیای بازیگری دارم چیزهایی را تجربه و کسب می کنم که برایم به شدت جذاب است، چون دوری از فضای رسانه من را به خلوتی برده است که بازیگری با آن خلوت و آن نوع زندگی خیلی منطبق تر است تا اجرا. یک مجموع نابلدی ها هم من در این رسانه مجازی دارم که برای خودم نو و جدید است. یک گله مندی هایی از فرهنگ استفاده از این فضا هم دارم، چون فضای مجازی پر است از هر نوع آدمی که می توانسته اند وارد این فضا بشوند و شده اند. آدم هایی در این فضا هستند که هنوز نمی دانند می شود با id تقلبی هم در این فضا حضور نداشت، این یک فضای دیالوگ اجتماعی است که ما در آن داریم با هم آشنا می شویم و حرف می زنیم، دلیلی ندارد تو با یک کاراکتر و عکس تقلبی خودت را معرفی کنی و در این فضا حضور داشته باشی. ما هنوز تهدید های این رسانه را هم درست نشناخته ایم. این مسایل من را  نگران می کند و به من می گوید در این فضاها باید سنجیده تر و مسلط تر حضور پیدا کرد.
*زمانی که شما با برنامه «طعم آفتاب» به آنتن آمدید، بستر را چطور فراهم کردید تا یک سری خطوط را بشکنید و اسیر كلیشه هایی اجرای خشك آن دوران نشوید؟

دغدغه بیشتری نسبت به بازیگری دارم و یک نوع سلوک در آن برای من وجود دارد که حالا کامل شد. اگر قبلا فقط در مورد آن حرف می زدم حالا به صورت عملی هم وارد این تجربه شده ام

عوامل مختلفی دست به دست هم دادند. بهروز مفید آمده بود یک شبکه متفاوت به نام شبکه تهران را راه اندازی کند. این شبکه می خواست با مخاطب پایتخت حرف بزند. من با اعتقاد به چند اصل آمده بودم،اول اینکه معتقد بودم که تلویزیون با بیننده اش فاصله دارد و این برایم مهم نبود که با ژست و ادبیاتی حرف بزنم که پُز من که سلبریتی هستم از بین نرود، دنبال طی کردم فاصله لنز تا گیرنده خانه مردم بودم. آن موقع جوان بودم و به شدت پر از شور و بی ملاحظگی. کاظم احمدزاده یکبار به من گفت تو دو تا مشکل داری، یکی اینکه زن و بچه نداری یکی اینکه فاصله جام جم تا زندان اوین را نمی دانی چقدر است؟  همان موقع سه سال به خاطر حرفهایم ممنوع الکار شدم اما اینها برایم مهم نبود، مهم این بود که ما 20 میلیون مخاطب داشتیم و نمی توانستیم حرف غیر واقعی بزنیم. من اصلا آدم کت و شلوار پوشی نبودم برای همین وقتی می آمدم تلویزیون لباس خودم را می پوشیدم، اما انگار همین کار یک تابو بود در تلویزیون. برای همین من خودم را به تلویزین آوردم و این کمک می کرد تا فاصله ای بین مجری و بیننده نباشد.
*بعد از «طعم آفتاب» سراغ اجرای مسابقات تلفنی رفتید. تصمیم عجیبی نبود؟
بعد از ممنوع الکاری، تلویزیون به من کار جدی نمی داد. مجبور بودم  خط رو خط، رد پا، آذرخش و...  را اجرا كنم ؛ برای اینکه چاره ای جز این نبود . این توقع من از خودم نبود، به خودم که نگاه می کردم می گفتم تو آمدی تلویزیون که بر روی یک انیمیشن ابتدایی مسخره حرف بزنی؟ اما بازهم فکر می کردم می شود با این کار سواد بصری مردم را بالا برد. ما فکر کردیم که به شكل آبیاری قطره ای نكانی به فرهنگ مردم اضافه کنیم. به جای اینکه در یک برنامه صد واحد اطلاعات بدیم بیایم و در هزار قسمت یک برنامه را در بیاریم و به مردم دو واحد در هر قسمت اطلاعات بدهیم و حالا حالا ها باشیم. با این نگاه فکر کردیم می مانیم و به فرهنگ مردم کمک می کنیم، اما این قطره قطره آنقدر رقیق شد که دیگر خود ما هم آرام آرام داشتیم دچار استحاله می شدیم. نه کار درستی انجام می دادیم نه حال خودمان خوب بود نه ارتباط با مخاطب درست بود. معلوم است که وقتی یک فضای رسانه ای بدون وجود این اتفاقات برای من باز می شود ذوق زده می شوم و خودم را به « آرت تاکس» می رسانم. در حالی که حتی هنوز ساز و کارش آماده نیست. برایم جالب و خوشایند است که می گویند ویدیو های ما دیده می شود. 
*در این چند سال كه از فضای اجرا دور بودید برای بیات نشدن چه می كردید؟
رفتم و در چند آموزشگاه تدریس کردم تا خودم را مرور کنم، بخشی از این تجربیاتی که دارم غریزی و رفتارهای غیر تکنیکی بوده است. این چیزها باعث شد که در ذهن من این مسایل مدون بشود. اما واقعیتش این است که من هم در زمینه این حوزه تنبلی کردم و باید خیلی زودتر این فضا را می شناختم و آگاهانه تر با آن برخورد می کردم.