وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
منافق کسی است که در ظاهر مسلمان ولی در باطن کافر باشد .هنگامی که خبری را می گوید دروغ می گوید. وقتی وعده ای می دهد تخلف می کند .ادعای اصلاح ولیکن در عین حال در حال انجام فساد در جامعه می باشد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

امیرالمومنین منافقان را اینطور معرفی می کنند!

منافق کسی است که در ظاهر مسلمان ولی در باطن کافر باشد. هنگامی که خبری می دهد دروغ می گوید. وقتی وعده ای می دهد تخلف می کند. ادعای اصلاح ولیکن در عین حال در حال انجام فساد در جامعه می باشد.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش نهج البلاغه تبیان
نفاق

«منافق» واژه ای است قرآنی که از ماده «نفق» و «نفاق» گرفته شده و در لغت به معنی خارج شدن و تمام شدن است و در اصطلاح کسى است که در باطن کافر و در ظاهر مسلمان است.
وجه تسمیه منافق از «نفق» به معنى نقب است که از راهى به دین وارد و از راه دیگرى خارج می شود. در قرآن کریم آیات فراوانی به موضوع منافقین می پردازد تا آنجا که سوره ای مستقل نیز در شرح حال آنها به نام «سوره منافقون» نازل شده و این مطلب بیان کننده اهمیت موضوع است.
در ارتباط با منافقان غیر از آیات قرآن، سخنان بسیاری از پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله)، امام علی (علیه السلام) و دیگر ائمه اطهار (علیهم السلام) وجود دارد. در دوران امام علی (علیه السلام) منافقان خسارت های بسیاری به حکومت امام (علیه السلام) وارد کردند و سبب شکست و حتی شکل گیری برخی جنگ ها شدند؛ لذا امام به مناسبت هایی در توصیف و نکوهش آنان مطالبی بیان نمود که در این جا به تعدادی از آنها که در نهج البلاغه آمده؛ اشاره می کنیم.

1- گمراه بودن و به گمراهی کشاندن دیگران: «أُحَذِّرُکُمْ أَهْلَ النِّفَاقِ فَإِنَّهُمُ الضَّالُّونَ الْمُضِلُّونَ وَ الزَّالُّونَ الْمُزِلُّون ...»؛ [1] شما را از اهل نفاق می ترسانم؛ چرا که آنان گمراه و گمراه کننده اند، دچار لغزش و لغزاننده اند. به هر وسیله کوبنده اى براى گمراه کردن شما متوسل می شوند، و در هر کمین گاهى کمین می کنند. براى فریب مردم به دور از دیده حرکت می کنند، و چون روباه در میان جنگل انبوه از درخت می جهند. ... راه سخت و دشوار باطل را آسان جلوه می دهند، و از راه حق بر این پایه که راهى سخت و تنگ است می ترسانند. اینان یاران شیطان، و زبانه هاى آتش اند، آنان حزب شیطان اند، و بدانید حزب شیطان زیانکارانند.

مردى که منافق است و تظاهر به ایمان دارد، خود را در پوشش اسلام نشان می دهد، گناه را گناه نمی داند (از انجام آن ابائی ندارد) و از معصیت پروا نمی کند

2- سخن گفتن بدون فکر و اندیشه: «إِنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ مِنْ وَرَاءِ قَلْبِهِ وَ إِنَّ قَلْبَ الْمُنَافِقِ مِنْ وَرَاءِ لِسَانِه ...»؛[2] قطعاً زبان مؤمن پشت قلب او، و قلب منافق پشت زبان او است؛ زیرا مؤمن چون بخواهد سخنى گوید درباره آن در دل خود اندیشه نماید، اگر خیر بود آشکارش کند، و اگر شر بود نهفته اش دارد. و منافق هر چه به زبانش آید بگوید، نمی فهمد چه سخنى براى او سودمند و کدام گفتار براى او زیان آور است.

3- هراس و پروا نداشتن از انجام گناه: «رَجُلٌ مُنَافِقٌ مُظْهِرٌ لِلْإِیمَانِ مُتَصَنِّعٌ بِالْإِسْلَامِ لَا یَتَأَثَّمُ...»؛[3] مردى که منافق است و تظاهر به ایمان دارد، خود را در پوشش اسلام نشان می دهد، گناه را گناه نمی داند (از انجام آن ابائی ندارد) و از معصیت پروا ننماید.

4- دوروئی و دو رنگ بودن: «پیامبر (صلی الله علیه و اله) به من گفت:... لَکِنِّی أَخَافُ عَلَیْکُمْ کُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ یَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ یَفْعَلُ مَا تُنْکِرُون ...»؛[4] ولى بر شما از کسى که در دل منافق و در زبان دانا است مى ترسم، که مى گوید آنچه را خوب مى دانید، و انجام مى دهد آنچه را زشت به شمار مى آورید، رنگ به رنگ می شوند، و به حالات گوناگون ظاهر می گردند، وصفشان به ظاهر دواى درد، و گفتارشان شفا است، امّا عملشان دردى است بی دوا. باطل می گویند ولى حق جلوه می دهند. بد وصف می کنند و زیبا می نمایانند» [5]

5- دشمنانی بدون بازگشت: «اگر با این شمشیر بر بن بینى مؤمن زنم که با من دشمنى ورزد دشمنى نخواهد کرد. (لَوْ صَبَبْتُ الدُّنْیَا بِجَمَّاتِهَا عَلَى الْمُنَافِقِ عَلَى أَنْ یُحِبَّنِی مَا أَحَبَّنِی ...) و اگر تمام جهان را در کام منافق ریزم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت؛ زیرا قضا جارى شده و بر زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) گذشته که فرمود: یا على، مؤمن تو را دشمنى نکند، و منافق تو را دوست ندارد».[6]

6- دروغ گو و جعل کننده احادیث برای رسیدن به منافع دنیایی: «...لَا یَتَحَرَّجُ یَکْذِبُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مُتَعَمِّدا ...»؛ [7] عمداً به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دروغ می بندد. اگر مردم بدانند که او منافق و دروغ گو است حدیث را از او نمی پذیرند، و گفتارش را باور نمی کنند، ولى می گویند: صحابى پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که رسول خدا را دید، از او حدیث شنید و از او فرا گرفت. بنابراین گفتارش را فرا می گیرند. خداوند در قرآن شما را از منافقان خبر داده، و آنان را چنان که شایسته است، معرفى نموده است. اینان پس از پیامبر ماندند، و با دروغ و بهتان به پیشوایان گمراه و دعوت کنندگان به آتش، تقرّب جستند، پس [با جعل احادیث] آنها را صاحب اختیار کارها و حاکم بر مال و جان مردم گردانیدند، و به وسیله ایشان دنیا را خوردند و بدون شک مردم براى دنیاى خود همراه حاکمانند مگر کسى که خداوند او را حفظ کند.

7- حسادت نسبت به آسایش و راحتی مردم: «حَسَدَةُ الرَّخَاءِ وَ مُؤَکِّدُو الْبَلَاءِ وَ مُقْنِطُو الرَّجَاءِ لَهُمْ بِکُلِّ طَرِیقٍ صَرِیعٌ و ...»؛[8] بر راحت بودن مردمان حسد می برند، بر گرفتارى دیگران می افزایند، و امیدواران را نومید می کنند. در هر راهى براى ایشان به خاک افتاده اى است (براى تباه کردن، راه ها در نظر گرفته اند) و نزد هر دلى وسیله اى دارند (می توانند با هر کسى به میل و خواست او سخن گویند) و در هر غمّ و اندوهى اشک ها ریزند [تا به وسیله آن به مقصود خود برسند].

8- آسیب رساندن به مردم در هر شرایطی: «قَدْ أَعَدُّوا لِکُلِّ حَقٍّ بَاطِلًا وَ لِکُلِّ قَائِمٍ مَائِلًا وَ لِکُلِّ حَیٍّ قَاتِلًا وَ لِکُلِّ بَابٍ مِفْتَاحاً وَ لِکُلِّ لَیْلٍ مِصْبَاحا»؛[9] برابر هر حقّى باطلى، و براى هر راستى کژی اى، و براى هر زنده اى قاتلى، و براى هر درى کلیدى، و براى هر شبى چراغى آماده کرده اند. در سؤال اصرار ورزند، و به وقت سرزنش، پرده درى کنند.

9- زیبا نشان دادن داشته های خود: «یَتَوَصَّلُونَ إِلَى الطَّمَعِ بِالْیَأْسِ لِیُقِیمُوا بِهِ أَسْوَاقَهُم ...»؛[10] بی نیازى [به مال مردم] را براى طمع و آز خود وسیله قرار می دهند تا بازارشان را نگاه داشته و کالاهاى بی ارزش خود را که نفیس و پاکیزه می پندارند رواج دهند (از راه تزویر، خود را بی علاقه به دنیا نشان داده اظهار بی نیازى می نمایند تا به هدفشان برسند).

وظیفه مسلمانان در برابر القای شبهات از سوی منافقان

به هر وسیله کوبنده اى براى گمراه کردن شما متوسل می شوند، و در هر کمینگاهى کمین می کنند. براى فریب مردم به دور از دیده حرکت می کنند، و چون روباه در میان جنگل انبوه از درخت می جهند

وظیفه ما در این زمینه چیست؟ مسلما آن قدر قدرت نداریم که به وسیله آن بتوانیم جلوی چنین حاکمانی بایستیم. همچنین رسوا کردن منافقان عالمی که بین مردم جا باز کرده اند کار آسانی نیست. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که توده مردم را با حقایق دین آشنا سازیم؛ یعنی همان کاری را انجام دهیم که حضرت امام قدس سره انجام دادند. باید این را بدانیم که اگر ما حقایق دین را به مردم بازگو ننماییم، مشمول لعن الهی خواهیم شد. اگر ما به خاطر بعضی ملاحظات، در برابر فسادهای اخلاقی و عقیدتی و نیز انکار ضروریات دین چشم خود را ببندیم و لب به اعتراض نگشاییم، در آخرت چه پاسخی نزدخدا و اولیای الهی خواهیم داشت؟

به جرأت می توان گفت: خطر برخی به اصطلاح روشنفکران دینی زمان ما به مراتب بیش تر از منافقان عالم زمان امیرالمؤمنین علیه السلام است. عالمان منافق آن زمان، که این قدر حضرت از ایشان می نالند، دست کم دیگر در وجود خدا و وحی تشکیک نمی کردند، اما امروز ما با کسانی مواجهیم که به نام روشنفکر دینی هم خدا، هم صفات خدا، هم وحی، هم نبوت، هم خاتمیت، هم ولایت، هم عصمت و هم تمام احکام اجتماعی اسلام را انکار می کنند. تأسف بارتر از این قضیه این که، ایشان مورد تأیید و احترام برخی مسؤولان عالی رتبه کشور نیز هستند.
بزرگ ترین وظیفه ای که بر دوش من و شما می باشد این است که مردم را با دین خدا آشنا سازیم و حقایق دین را در اختیار آنان قرار دهیم. اگر مردم حقیقت را شناختند، دیگر فریب منافقان را نمی خورند. زمانی منافقان می توانند نقشه خائنانه خود را در جامعه اسلامی عملی سازند که مردم آگاه نباشند. ما باید در زمینه اعتقادات، احکام، نظام سیاسی اقتصادی اسلام، ولایت فقیه و مسائلی از این قبیل مطالعات گسترده ای داشته باشیم تا اگر در این موارد شبهاتی وارد شد، به خوبی بتوانیم آن ها را پاسخ دهیم. وقتی شبهه ها با چاشنی های ادبی توأم شد، به راحتی نمی توان آن ها را پاسخ داد، باید همواره مطالعه کنیم تا آمادگی پاسخ گویی داشته باشیم.

پی نوشتها:
 [1]. شریف الرضى، محمد بن حسین ، نهج البلاغة، محقق، مصحح، صبحی صالح، خ 194، ص 307، قم، هجرت ، چاپ اول ، 1414ق .
[2]. همان، خ 176، ص 253.
[3]. همان، خ 210، ص 325.
[4]. همان، نامه 27، ص 385.
[5]. همان، خ 194، ص 307.
[6]. همان، ح 45، ص 477.
[7]. همان، خ 210، ص 326.
[8]. همان، خ 194، ص 307.
[9]. همان.
[10]. همان.


منابع:
سایت اسلام کوئیست
سایت ویکی فقه
سایت حوزه


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین