سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اى جسم برنده تیز، مبادا گلوى زلال اسماعیل را بدرى! و ابراهیم بى‏خبر كارد را بر گردن اسماعیل مى‏كشد. كارد كُند است. دلِ هاجر فرسنگ‏ها دورتر از این حادثه مى‏تپد. شیطان، همین نزدیكى است كه در مقابل اراده ابراهیم به ذ...
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

و دل هاجر آرام گرفت ...


ـ اى جسم برنده تیز، مبادا گلوى زلال اسماعیل را بدرى!

و ابراهیم بى‏خبر كارد را بر گردن اسماعیل مى‏كشد. كارد كُند است. دلِ هاجر فرسنگ‏ها دورتر از این حادثه مى‏تپد. شیطان، همین نزدیكى است كه در مقابل اراده ابراهیم به ذره‏اى ناچیز بدل شده است.

ـ اى جسم بُرنده تیز! این همان اسماعیل است كه زمزم به همین قدوم او جوشید. و ابراهیم، كارد را تیز مى‏كند. دوباره مى‏كشد. كارد نمى‏بُرد. چیزى شبیه یك آه در دل هاجر، سنگینى مى‏كند. شیطان، دست و پا مى‏زند.

ـ اى جسم بُرنده تیز! بر سنگ فرود آ ؛ ولى گلوى اسماعیل بر تو حرام است. و ابراهیم، كارد را بر سنگى پایین مى‏آورد. سنگ دو نیم مى‏شود. هاجر در آن دورها آهى بلند مى‏كشد. شیطان، دندان بر دندان مى‏ساید.

صداى گوسفندى بلند مى‏شود؛ دلنشین‏ترین موسیقى عُمرِ ابراهیم. دل هاجر آرام مى‏شود. شیطان ناتوان، به سنگ‏هایى چشم مى‏دوزد كه در تمام طول تاریخ از دست مؤمنان به ‏سوى او رها مى‏شوند.

منبع:

مجله حدیث زندگى، شماره 15، س . حسینى

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین