• تعداد بازديد :
  • دوشنبه 1394/10/21
  • تاريخ :

شبهه ای در باب شکرگزاری!!

در مناجات شاكرین آمده كه چگونه می توانیم حق شكر خدا را به جا آوریم، در حالی كه همین شكر ما، نیاز به شكر دیگری دارد و هر زمان كه می َگوییم «لك الحمد» بر ما لازم است.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
نعمت ، رحمت ، باران

شكر كلمه ای است كه در قرآن، زیاد با آن برخورد داریم. معنی آن این است كه انسان، در مقابل فردی كه از او خیری دیده، قدردانی كند و بگوید: متشكرم. (مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن ، ج 3، ص 9)
اما آیا شكر خدای متعال به همین جا ختم می شود؟ شكر یك حقیقت دارد و یك ظاهر، حقیقت شكر، قدر و اندازه شناسی نعمت؛ و ظاهر شكر، گفتن (الحمدلله) در حال سجده یا غیر آن است. در قرآن، همانطور كه شكر را به بندگان نسبت داده، خداوند را نیز شكور معرفی كرده است؛ از این می فهمیم كه شكر باید معنایی وسیع تر از آنچه در ذهن ما است، داشته باشد، تا شامل خداوند متعال هم بشود.
تشكر خداوند از بندگان، فضل او و ضایع ننمودن اجر عمل بندگان است. اما شكرگذاری بندگان نسبت به خداوند سه قسم است: 1 ـ شكر قلبی و آن تصور نعمت و شناخت منعم است. 2 ـ شكر زبانی و آن ثنای بر منعم است. 3 ـ شكر به سایر اعضاء و آن مكافات نعمت است به قدر استحقاق آن. (خمینی، سید روح الله، چهل حدیث ،ج 12، صص 343 و 344)
شكر قلبی: از آنجا كه راغب در مفردات شكر را تصور نعمت و اظهار آن می داند؛ شكر در مرحله قلب كه مربوط به ادراك است چیزی جز تصور كردن نعمت ها نخواهد بود. (موسوی خمینی، سید روح الله، چهل حدیث ،ج 12، صص 343 و 344)

تشكر خداوند از بندگان، فضل او و ضایع ننمودن اجر عمل بندگان است. اما شكر گذاری بندگان نسبت به خداوند سه قسم است: 1 ـ شكر قلبی و آن تصور نعمت و شناخت منعم است. 2ـ شكر زبانی و آن ثنای بر منعم است. 3 ـ شكر به سایر اعضاء و آن مكافات نعمت است به قدر استحقاق آن

شكر زبانی:  وقتی انسان به خود و پیرامون خود با نگاه دقیق نظر كند، نعمت های زیادی را می بیند كه خداوند به او عنایت فرموده است مثل 1. بدن سالم. 2. عقل و هوش سالم. 3. چیزهای لازم برای رفع احتیاجات زندگی. 4. داشتن محبت و ولایت پیامبر و امامان _ علیهم السّلام _فلذا ناخودآگاه زبان به تشكر از صاحب این نعمت ها باز می كند و می گوید: (الحمد لله). همان طور كه در نحوه شكر زبانی از خداوند، در حدیثی از امام صادق _ علیه السّلام _ آمده كه فرمود: شكر هر نعمت، اگر چه بزرگ باشد، حمد خداوند كردن بر آن نعمت است.

در اینجا بیان دو نكته لازم است:

1 ـ نباید فراموش كرد كه فقط به دست آوردن آنچه مطلوب ما است، نعمت نیست؛ بلكه گاهی به دست نیاوردن بعضی چیزها نیز نعمت است.
2 ـ علاوه بر تشكر از خداوند، باید از كسانی كه وسیله آن موهبت بوده اند نیز تشكر نمود، در حدیثی آمده كه شكرگذارترین شما برای خدا، آنهایی هستند كه از همه بیشتر شكر مردم را بجا می آورند. (مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ج 10، ص 282)
شكر عملی: در تعریف شكر عملی آمده: به كار بردن شیء، در راهی كه به خاطر آن آفریده شده است. هر نعمتی كه داریم، اگر از مسیر خودش منحرف نشود و در مسیر دیگری استفاده نگردد، شكر عملی آن به جا آورده شده است. مسیر انحرافی استفاده از آنها، به كارگیری این نعمت ها در راه گناه و غیر رضایت خداوند است.

طرح یک شبهه مهم:

گاهی افرادی شبهه ایجاد می کنند و می گویند: چرا در ادیانی مانند دین زرتشت، تمام مراسم های شکرگزاری همراه با شادی و نشاط بوده، ولی ما مسلمانان با چشمان گریان و دلی اندوهناک به شکرگزاری می پردازیم؟
شبهه مطرح شده، برداشتی نادرست و قیاسی نابجا است؛ به دلیل این که:
1 ـ ما در برابر نعمت هایی که خداوند عطا کرده، گریه و عزاداری نمی کنیم، بلکه خدا را شکر می کنیم،  آنگونه که خود نعمت دهنده فرموده: «وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ.. أَنِ اشْکُرْ لی»؛ (لقمان، 14) به انسان سفارش کردیم که شکر مرا به جای آورید. «کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَه»؛ (سباء، 15) از روزى پروردگارتان بخورید و شکر او را بجا آورید.
2 همانطور که گفتیم حقیقت شکر عبارت است از: قدردانی از منعم. آثار این قدردانی در قلب به طوری بروز می کند؛ در زبان به گونه ای و در افعال و اعمال ظاهری به شکلی دیگر. در قلب آثارش از قبیل خضوع، خشوع، محبت و خشیت و امثال آن است. در زبان، ثنا، مدح و حمد، و در جوارح اطاعت و بکارگیری جوارح، در آنچه را که رضای منعم در آن است. (امام خمینی، چهل حدیث، ص 343)
3 ـ در تعالیم و آموزه های اسلام، خدای متعال خود، از طریق پیامبرش چگونگی این شکرگزاری را به بشر اعلام نموده است. یکی از گونه های شکرگزاری، عبادت و سر تسلیم فرود آوردن در برابر خداوند است. این عبادت در شکل های مختلف تجلی پیدا می کند؛ مانند نماز، روزه، انفاق به دیگران، دوری از اسراف و تبذیر و... همه اینها شکری است که در آن گریه وجود ندارد. منتها اولیای الهی و کسانی که عظمت خداوند را شناختند؛ پی به گستردگی و وسعت لطف و رحمتش برده اند، و بنده نوازی او را با تمام وجود درک کرده اند، در برابر آن همه عظمت کبریایی و ضعف و ناچیزی خویش، در عبادت ها و مناجات خویش گریه هم می کنند.
4 ـ اسلام نه تنها با نشاط و شادی مخالف نیست، بلکه یکی از دستورات آن داشتن نشاط و شادی در زندگی است. اگر فرد یا جامعه ای با توجه و عمل به دیگر دستورات الهی، نشاط و شادی هم داشته باشد، یکی از مصادیق شکر را به جای آورده، اما این تمام شکرگزاری نیست.

علاوه بر تشكر از خداوند، باید از كسانی كه وسیله آن موهبت بوده َاند نیز تشكر نمود، در حدیثی آمده كه شكرگذارترین شما برای خدا، آنهایی هستند كه از همه بیشتر شكر مردم را بجا می َآورند

5 ـ یکی از تفاوت های مهم ما مسلمانان، بویژه شیعه با دیگر ادیان؛ آن است که ما نعمت های بزرگی در دین خود داریم که به پاسداشت آنها جامعه پر از نشاط و شادی می شود. عید غدیر خم، عید فطر، عید قربان، میلاد امام زمان (عج) و ... این سرمایه های معنوی با هیچ نعمت مادی قابل مقایسه نبوده و این عکس العمل های پر از نشاط در جامعه اسلامی آن چنان بدیهی و روشن است که نیاز به برهان ندارد. البته ما در شکرگزاری هایی که مصیبتی را به یادمان می آورد ـ مانند حادثه عاشورا ـ چشمی گریان و دلی اندوهناک هم داریم.
6 ـ بنابر این، ما نه با شادی مخالفیم و نه با معنا و چگونگی شکرگزاری بیگانه هستیم، و نه دنبال ترویج حزن و اندوه در جامعه می باشیم. آنچه ما بدان معتقد و پایبندیم تعالیم و آموزه های اسلام است.

سخن آخر اینکه:

درست است كه برای شكرگزاری خداوند مأمور شده ایم، اما تشكر از او به سه مقدمه نیاز دارد: 1. شناخت نعمت دهنده (خدا). 2. شناخت آنچه او در اختیار ما گذاشته (نعمت). 3. نعمت دانستن آنچه از او به ما رسیده است؛ اما با این وجود، ما از به جا آوردن شكر واقعی او عاجز هستیم. در مناجات شاكرین آمده كه چگونه می توانیم حق شكر خدا را به جا آوریم، در حالی كه همین شكر ما، نیاز به شكر دیگری دارد و هر زمان كه می گوییم «لك الحمد» بر ما لازم است، به خاطر همین توفیق شكرگزاری، شکری دیگر بکنیم و بگوییم لك الحمد، اما نباید ناامید شد؛ بلكه در حدّ توان خود، باید به تشكر زبانی و عملی پرداخته و از خداوند، رسیدن به مرحله شكر قلبی را درخواست كرد.


منابع:
سایت اسلام کوئیست
اندیشه قم
چهل حدیث امام خمینی (ره)

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName
x