سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
«شهرزاد» شانس علی نصیریان است یا حسن فتحی یا ما؟ الان چه كسی بیش از همه حظ می برد؟ نصیریان ِبازیگر، فتحی ِكارگردان یا ما مخاطبان؟
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : احمد رنجبر
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

این بازیگر تمام شدنی نیست

مرور 10 نقش ماندگار علی نصیریان در سینما و تلویزیون

«شهرزاد» شانس علی نصیریان است یا حسن فتحی یا ما؟ الان چه كسی بیش از همه حظ می برد؟ نصیریان ِبازیگر، فتحی ِكارگردان یا ما مخاطبان؟

احمد رنجبر -بخش سینما و تلویزیون تبیان
شهرزاد

هشت سال پس از «میوه ممنوعه» نصیریان دیگر نتوانست قدرت و جبروت بازیگری اش را به رخ بكشد. تك نقش هایی كه بازی می كرد برغم تلاش آشكار او، نشانه ای از روزهای اوج نداشت. گزاف نیست؛ علی نصیریان داشت فراموش می شد. آن ها كه چند نسل با بازی هایش خاطره دارند، كم كاری اش را بیشتر می پسندیدند بلكه خاطرات خوش منقض نشود. «شهرزاد» اما معادلات را به هم ریخت؛ نصیریان با نقش «بزرگ آقا» نشان داد اگر متریال مناسب باشد، نصیریان همچنان مرد میدان است. حالا در خیل بازیگران خوش چهره و ستاره های محبوب نسل جوان ، این نصیریان كاركشته است كه می درخشد و همه را مقهور ابهت خویش كرده. بزرگ آقا عصاره تمام تجربیات شصت سال بازیگری او است؛ توامان می توان حس های متناقض را در چهره و بازی او دید. در عین بی رحمی ، قابل احترام است و در عین قدرت ، منفور! او و كارگردان برای تمام وجوه نقش برنامه داشته اند. حركات دست و نگاه ، طرز راه رفتن و ایستادن، شیوه ادای دیالوگ .... همه زبان حال درون او هستند كه ذره ذره برای ما باز می شود. این قدرت نمایی بازیگر محبوب، بهانه ای است برای مرور 10 نقش ماندگار علی نصیریان:

آقای هالو / ۱۳۴۹

 آقای هالو اسمی برخورنده دارد اما علی نصیریان در متن اولیه ای كه نوشته بود و داریوش مهرجویی در پرداخت نهایی، كاراكتری خلق كردند كه بخوبی بخش زیادی از مهاجران ساده دل به پایتخت را نمایندگی می كرد. او جوانی است كه در بدو ورود به تهران كیفش سرقت می شود، دل در گرو عشقی نافرجام می گذارد، مورد سوء استفاده دوستش قرار می گیرد و در آخر با خاطری آزرده به موطن خویش بازمی گردد. نصیریان باید توامان همه این احساسات متناقض را در چهره، رفتار و بیانش نشان دهد. زنگ «بله گفتن» اش هنوز در گوش است.

پستچی/ 1351

تقی پستچی در رابطه با همسرش دچار ضعف است. این اشكال، چون خوره ای روحش را می خورد. همزمان به شخصی مظنون می شود و آزردگی روحش دوچندان می شود و در نهایت خشم خویش را با قتل همسر خاموش می كند. نصیریان باید این بار هم حس سرگردانی ، یاس ، خشم ، نفرت و انتقام را به باور مخاطب بنشاند. كار وقتی سخت می شود كه او دیالوگ زیادی برای مكمل احساساتش ندارد. نصیریان اما این بار هم نقش تقی را با همه احساساتش پوست كنده عرضه می كند.  

سربداران / 1363

یکی از ماندگارترین کاراکترهای تلویزیون همین قاضی شارح است. شخصیتی مزور و سیاس که با کاملا در جهت منافع خود به سمت قدرت متمایل می شود. نصیریان در مصاف با این نقش کاملا موفق عمل کرده، نحوه بیان دیالوگ ها و لحنی که او  برای قاضی انتخاب کرده کاملا وجوه شخصیتی این کاراکتر را برای مخاطب هویدا می کند، خطابه ها او یکی از نقاط برجسته بازیش در «سربداران» است. او علاوه بر لحن  ازچشم هایش بیشترین استفاده را در نشان دادن دورنیات قاضی شارح برده، نگاه های او در برخی پلان ها کاملا نیات دورنی قاضی را بر ملا می کند.

کفش های میزرا نوروز / 1364

میرزا نوروز یکی از معدود نقش های کمدی است که نصیریان بازی کرده است. یک آدم خسیس و نوکیسه که حاضر نیست برای خودش هم ذره ای خرج کند. از این جنس آدم ها در فیلم و سریال های مختلف زیاد دیده ایم و دیگر یک تیپ آشنا هستند، اما نصیریان در اینجا از این تیپ آشنایی زدایی می کند. او در اینجا به اندازه وجوه یک آدم خسیس را در بازیش جلوه گر می کند، اما استیصال میرزا نوروز در تقابل با کفشی که شرش از سر او باز نمی شود، نقطه ای است که موجب می شود تا نصیریان بتواند وجوه دیگر این کاراکتر را بروز دهد.

نصیریان با نقش «بزرگ آقا» نشان داد اگر متریال مناسب باشد، نصیریان همچنان مرد میدان است. حالا در خیل بازیگران خوش چهره و ستاره های محبوب نسل جوان ، این نصیریان كاركشته است كه می درخشد و همه را مقهور ابهت خویش كرده

شیرسنگی/ 1365

نصیریان بعد از تجربه «جاده های سرد» در «شیر سنگی» مسعود جعفری جوزانی حضوری پخته تر دارد. او در شمایل رئیس یكی از طایفه های ایل بختیاری تصویری تازه از خود بروز می دهد. خب نصیریان لر نیست اما به لطف فیلمنامه پر كشش جوزانی (كه خود بختیاری است و بر خصلت ها و تاریخ آن اشراف كامل دارد) یكی از بهترین نقش هایش را ایفا كرد. آن چه به ماندگاری نقش كمك كرده، استواری و قدرت آعلی یار است كه متفاوت از كاراكترهای پیشین این بازیگر است.

 ناخدا خورشید / 1365

محور داستان «ناخدا خورشید» مستر فرحان نیست اما قدرت ناصر تقوایی در خلق این شخصیت و توانایی علی نصیریان در جان دادن به آن باعث ماندگاری نقش شده . فرحان آدمی موذی ، منفعت طلب ، محافظه كار و در عین حال دارای قدرت تاثیرگذاری بر آدم های جزیره است. نحوه شمردن پول و آن دندان طلایی با شلوار آبی رنگ فرحان را در جزیره دور افتاده متمایز از دیگران می كرد. نصیریان بیش از همه از آرامش درونی اش به نقش دمیده؛ آرامشی آزار دهنده البته.

هزاردستان/ 1366

یك وطن پرست تمام عیار كه زنده یاد علی حاتمی او را نماد مشروطه خواهان وطن پرست قرار داده بود. ابوالفتح صحاف مردی آرام بود كه در گوشه ای از بازار ظاهرا مشغول به حرفه خویش است اما در واقع خود را برای هدفی بزرگتر یعنی همكاری با كمیته مجازات آماده می كند. سر تراشیده نصیریان در این نقش و لهجه دلنشین تركی اش باعث شد ابوالفتحِ «هزاردستان» كاراكتری سمپات شود؛ شخصیتی آرام كه با طمانینه نگاه می كند، با آرامش حرف می زند و با خونسردی از انصراف از كمیته خبر می دهد. زنگ جیران گفتنش هنوز در گوش است.

گرگ ها / 1366

حکیم در سریال «گرگ ها» نماد یک رهبر متدین و مقتدر است که علیه حاکم شهر بر می خیزد و در نهایت مردم را از ظلم وستم او رها می کند. این کاراکتر حکیم هم هست یعنی آدمی است اهل علم و دانش و آگاهی.شمایی که از حکیم در قامت نصریان می بینیم هم آدمی است فکور و با دانش و هم مقتدر و پیشرو، از همین رو مخاطب صلابت حکیم را باور می کند.

بوی پیراهن یوسف/ 1374

دایی غفور شمایل همه پدران منتظر است؛ پدرانی كه پس از پایان جنگ و آزادی اسرا در خوف و رجا بسر می بردند و همیشه چشم شان به در بود. ابراهیم حاتمی كیا ، هوشمندانه چهره ای سمپات از نصیریان طراحی كرد كه صورت و صوتش در عین اضطراب ِانتظار، پر از گرمی و امید است. آن چه دایی غفور را مانا كرده ، كلام گرم و آرام و چهره مهربانش است. نصیریان طوری نقش را بازی كرد كه گویی سال ها در انتظار یوسفش بوده. فریاد خاموش و بریده بریده او لحظه ای كه فرزندش را می بیند، اوج توانایی اوست. 

میوه ممنوعه/1386

علی نصیریان با سریال «میوه ممنوعه» تولدی دوباره یافت ؛ هم نقش جای كار داشت هم نصیریان انرژی مضاعفی به آن داد. داستان عشق پیرانه سری را در فیلم و سریال های زیادی دیده ایم اما او حاصل همكاری نصیریان و حسن فتحی متفاوت از دیگران است. حاج یونس وارد عشقی می شود كه فرجامش ایستادن دربرابر خانواده ، ایمان و یك عمر آبرو است. بغض نصیریان حین ابراز تمنای عاشقانه و شرم و پشیمانی درخلوت خود ،كاراكتر حاج یونس را همچنان زنده و ملموس نگه داشته.