سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
قرآن کریم نخواسته که ما در تمام جهات و در جمیع مراحل و مراتب کمال و فضیلت همانند پیامبر باشیم و سر مویی با او فرق نداشته باشیم، بلکه بر ما لازم است که سیره و روش او را پیش رو قرار دهیم و به آن سو جهت‎گیری کنیم.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مژده!! ما بهترین الگو را معرفی می کنیم!!

قرآن کریم نخواسته که ما در تمام جهات و در جمیع مراحل و مراتب کمال و فضیلت همانند پیامبر باشیم و سر مویی با او فرق نداشته باشیم، بلکه بر ما لازم است که سیره و روش او را پیش رو قرار دهیم و به آن سو جهت َگیری کنیم.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش قرآن تبیان
قران

قال الله تعالی فی کتابه: «لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا .» (سوره احزاب آیه 21)
هیچ یک از افراد و هیچ گروهی از جوامع انسانی در دنیا بدون الگو و سرمشق زندگی نمی کنند. آنها که گمان دارند مستقلند و الگو ندارند، خود نمی دانند که ناخودآگاه الگوی زندگی را انتخاب کرده اند. بی تردید انسان در زندگی جمعی اثرپذیر و احیاناً اثرگذار است و همه برای خود الگو دارند. در یک خانواده، پدر یا مادر الگوست و در مدرسه، معلم و مدیر و در دانشگاه، استاد ممتاز و در میان ورزشکاران، قهرمانان و... و در میان شیعیان، امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان اسوه و الگو پذیرفته شده اند و هیچ کس بدون الگو حرکت نمی کند.
قرآن با توجه به این که داشتن الگو و اسوه امری ضروری و عمومی است، اصل مسأله را مسلم گرفته و مصداق الگو و شرایط آن را مطرح می کند و می فرماید: لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة. اسوه ها به دو دسته حسنه و سیئه تقسیم می شوند. اسوه قرآن، اسوه حسنه است؛ اما اسوه حسنه قرآن برای کسانی است که ایمان دارند و به دیدار خدا و روز قیامت امیدوارند. «لمن کان یرجوا الله و الیوم الآخر»؛ می گوید: کسانی به دنبال این گونه الگو هستند که به لقای خداوند و روز قیامت امید دارند؛ یعنی قیامت و لقای خدا را باور دارند و برای آن خود را آماده می کنند.
نکته ای که در تفسیر آیه «اسوه» قابل توجه است آن است که تأسی و اقتدا به اسوه و الگو در چیزهایی متصور است که قابل پیروی و تأسی باشد؛ یعنی رفتار و گفتار و آداب و اخلاق رسول الله صلی الله علیه و آله که می توان آن را تقلید کرد و سرمشق قرار داد و اما صفات و فضایل و مناقب موهبتی از قبیل نبوت و ولایت و عصمت و علم غیب و وحی که از اختصاصات مقام رسالت و نبوت است، قابل تقلید نیست که انسان بر آن شود که با ریاضت و عبادت به مقام نبوت و ولایت مطلقه و عصمت برسد. این ها مقامات اختصاصی و موهبتی است که خدا می داند و به هر کس بخواهد عنایت می فرماید که «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (الانعام / 124) و اوست که مقام امامت را جعل و نصب می کند.

گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است

بنابراین تأسی و تقلید از رسول الله در اموری است که الگو پذیری و تقلید در آن امکان داشته باشد. خداوند فرمود: «وما آتیکم الرسول فخذوه و مانهیکم عنه فانتهوا» (الحشر/ 7) آن چه را که پیامبر برای شما آورده بگیرید و آن چه را که نهی کرده و از آن بازتان داشته رها کنید. پس گستره تأسی و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه و اله محدود به چیزهایی است که پیامبر به عنوان دستور الهی و ادب دینی آورده است و احکام اختصاصی پیامبر و مسائل مربوط به زندگی شخصی و عادی پیامبر ظاهراً از دایره اسوه و الگو بودن بیرون است.
و یک نکته دیگر که از آیه «اسوه» می توان برداشت کرد، این است که پیامبر به عنوان اسوه و سرمشق و انسان کامل بر قله ای از فضیلت و اخلاق گام نهاده و در پیشاپیش جمعیت قطب نما و قبله گاه امت است و پیروانش به سوی او حرکت می کنند ولی هیچگاه به او نمی رسند. او همواره امام و پیشواست و مردم به دنبال او و در جهت اویند و سعی و کوششان در این راستاست که خود را شبیه او  نه عین او کنند ولی او همیشه امام است و مردم مأمومان اویند. زیرا او انسان کاملی است که البته تمام شخصیتش الگوبردار نیست. چنان که امیر المؤمنین علی علیه السلام با آن همه نزدیکی به پیامبر اکرم خود را در مرتبه ای نازلتر از او می دید و می گفت: « انا عبد من عبید محمد» (اصول کافی، ج3، ص 90) من بنده ای از بندگان محمدم.
بنابر این قرآن کریم نخواسته که ما در تمام جهات و در جمیع مراحل و مراتب کمال و فضیلت همانند پیامبر باشیم و سر مویی با او فرق نداشته باشیم، بلکه بر ما لازم است که سیره و روش او را پیش رو قرار دهیم و به آن سو جهت گیری کنیم.

خلاصه کلام:

نتیجه کلام آن که دو نکته را همواره باید مورد توجه قرارداد و از آن غفلت نکرد: نخست آن که ما بایستی همواره چشم به راه اسوه دوخته و به دنبال او باشیم و راه و روش او را سرمشق قرار دهیم و کارها و برنامه های خود را با او هم آوا و هم آهنگ کنیم. دوم آن که انتظار نداشته باشیم که همه مانند حضرت محمد و حضرت علی صلوات الله علیهما زندگی کنند. چنین انتظاری بی مورد است و از ما چنین چیزی را نخواسته َاند.


منابع:
تلخیصی از بیانات آیة الله مهدوی کنی (ره)
سایت معارف قرآن

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین