سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
علی نصیریان - بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون – با حضور در برنامه «امضاء» شبکه 3 با اجرای احسان کرمی از خودش گفت: من متولد 1313 در محله میدان شاهپور در خیابان مهدیخوانی هستم، پدرم راننده کامیون بود و من تک فرزند هستم و پدرم گاهی اوقات حافظ می خواند ولی ب
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خاطرات خواندنی بازیگر خوشنام

  علی نصیریان - بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون - با حضور در برنامه «امضاء» شبکه 3 با اجرای احسان کرمی از خودش گفت: من متولد 1313 در محله میدان شاهپور در خیابان مهدیخوانی هستم، پدرم راننده کامیون بود و من تک فرزند هستم و پدرم گاهی اوقات حافظ می خواند ولی به آن صورت روحیه هنری نداشت.

بخش سینما و تلویزیون تبیان
علی نصیریان

وی در پاسخ به این سوال که چگونه به هنر علاقه مند شدید؟ گفت: به این دلیل که در آن محله و در آن زمان رادیو و تلویزیون در همه خانه ها نبود و تازه رادیو آمده بود و بعضی ها داشتند و بیشترین تفریح و سرگرمی مردم نقالی در قهوه خانه ها، تعزیه در ماه محرم و نمایش ها و سیاه بازی ها و معرکه گیری ها بود و من همراه پدرم به قهوه خانه می رفتم و نقالی گوش می کردم و در ماه محرم تعزیه می دیدم من را خیلی هیجان زده می کرد و تحت تاثیر قرار می داد و انگیزه من برای ورود به کار نمایش و تئاتر همین نمایش های عامیانه بود.بازیگر سریال «شهرزاد» با حضور در ، در پاسخ به این سوال که آیا به موسیقی هم علاقه مند شدید؟ گفت: به موسیقی علاقه داشتم، اتفاقا ته صدایی داشتم و در برخی از نمایش ها و در تیتراژها آواز می خواندم و در دوره ای که به جامعه باربد و هنرستان هنر میرفتم یکی از درس ها موسیقی بود که استاد مهرتاش آن را تدریس می کردند.زمانی که در دبیرستان کلاس هشت بودم قرار شد نمایشی در مدرسه اجرا بشود و من هم برای کار دعوت شدم و زمانی که این نمایش را بازی کردم فهمیدم که من باید به دنبال این کار بروم و سال 1329 بود که اولین کلاس تئاترم را رفتم.

این بازیگر سینما و تلویزیون گفت: در زمانی که در جامعه باربد حضور داشتم افرادی زیادی با ما هم کلاس بودند جمشید لایق و حاج ترخانی و افراد دیگری حضور داشتند و چیزی که خیلی مهم است این است که جامعه باربد فقط تئاتر نبود و واقعا مکتبی برای تربیت خواننده و بازیگر بود و باعث می شد جوان برود و خود آموزی داشته باشد.وی افزود: جوان های امروز ما نباید فراموش کنند که مساله کلاس، معلم و دانشکده خیلی خوب است، اما یک مساله در آموزش که خیلی مهم هست خود آموزی است و خود انسان باید انگیزه داشته باشد و به دنبال یاد گرفتن، مطالعه و تحقیق برود.نصیریان درباره مشکلاتی که در دهه های گذشته در حوزه بازیگری وجود داشت، گفت: یکی از معضلات ما پیدا کردن بازیگر زن برای نمایش ها بود و هیچ زن و دختری حاضر نبود در نمایش ها بازی کند و در بسیاری از نمایش ها مردها زن پوش می شدند و خود رفیعی حالتی زن پوش بود.
زمانی که ژاله علو یکی از ستاره های تئاتر بود من سیاهی لشگر بودم

وی درباره حضور ژاله علو در عرصه تئاتر گفت: خانم ژاله علو خیلی جلوتر از من به عرصه تئاتر و نمایش وارد شد و زمانی که خانم علو یکی از ستاره های تئاتر بودند من سیاهی لشگر بودم.بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به اولین تئاتری که تماشا کرد، گفت: اولین تئاتری که دیدم همین نمایش های عامیانه بود، ولی اولین تئاتری که بر روی صحنه بود و تماشا کردم تئاتر تهران و تئاتر پارس بود و فکر میکنم نمایشی به نام گدایان تهران بود و ستاره های تئاتر آن زمان خانم پرخیده، ژاله علو، آقای بهرام سارنگ بودند.

بعد از فیلم گاو فیلم های دیگری را بازی کردم و در تئاتر سنگلج کارهای تئاتر را ادامه دادم و در کنار نمایش و تئاتر در فیلم ها بازی می کردم و در فیلم «هالو» داریوش مهرجویی جمله ای دارم که مرتبط با اسم برنامه شما هم هست که میگم «امضا مسئولیت داره».

چرا نصیریان هیچ وقت به رادیو نرفت؟
نصیریان در پاسخ به این سوال که بسیاری از افرادی که نام بردید در رادیو هم حضور داشتند ولی چرا شما هیچ وقت جذب رادیو نشدید؟ گفت: دلیلش این بود که تمام عشق و علاقه من به بازیگری بود و دوست داشتم اکت داشته باشم و مقابل مردم باشم و با انسانها رابطه برقرار کنم گرچه خیلی آدم اجتماعی نبودم چون تک فرزند و تنها بودم، ولی دوست داشتم با مردم ارتباط زنده داشته باشم.وی در پاسخ به این سوال که چرا وقتی به دهه 30 میرسیم هنور نمیدانیم که آقای نصیریان آیا راهشان به بازیگری، کارگردانی و یا حتی به نمایشنامه نویسی ختم می شود؟ گفت: تمام این موارد ضرورت های کاری ما بود و در خود فرنگ (کشورهای دیگر) اصطلاحی بعنوان«مدیریت صحنه» داشتند که گروه تئاتر را اداره می کردند و در قرن 19 تازه گارگردانی در تئاتر مطرح شد.نصیریان گفت: از همین مدیریت صحنه کارگردانی را یاد گرفتم و بعد از آن مبانی و اصولی که به صورت جدی در درس ها مطرح می شد را یاد گرفتم و وارد کارگردانی شدم که جزو نیازهای آن دوره بود ولی علاقه شخصی من بازیگری بود و به همین دلیل اگر متنی هم می نوشتم، خودم هم بازی می کردم.وی افزود: در دوره ای که ما کار می کردیم چون اساسا هیچ نوع درآمد و منفعت مادی برای ما نداشت بنابراین فردی که در این عرصه می ماند کسی بود که عشق و علاقه داشت و این عشق او را وادار می کرد که در این حوزه بماند وگرنه فایده و سود مالی نداشت در صورتی که امروز اینگونه نیست و شما می بینید اولین چیزی که برای افراد در این عرصه مطرح است مسائل مادی است، لذا آن عشق کم رنگ تر شده است.بازیگر سینما و تلویزیون گفت: بعد از جامعه باربد به تئاتر سعدی رفتم و آنجا پنج ماه بودم که به 28 مرداد رسیدیم که تئاتر را آتش زدند و به هنرستان هنرپیشگی رفتم که دوره سه ساله داشت و تنها مدرسه آموزش نمایش و تئاتر بود و مدرک دیپلم هم می داد، اساتید مانند استاد نامدار، استاد حجازی، استاد آل آقا، استاد جنتی عطایی در این مدرسه بودند.
علی نصیریان گفت: در سال 1336 بعد از اینکه فارغ التحصیل شدم به اداره هنرهای دراماتیک رفتم که دکتر فروغ رییس ما بود و در نمایشنامه پدر استرینبرگ بازی کردم که دکتر فروغ کارگردان بود و من در این اداره هنرهای دراماتیک استخدام شدم، که برای من هم خیر بود و هم شر، از این نظر این خوب بود که نمی گذاشت من قاطی فیلم فارسی بشوم و البته خود من علاقه ای به فیلم فارسی نداشتم و به تیپ کاری من نمی خورد و در سال 1348 و 1349 بود که با فیلم گاو بازیگری در فیلم را شروع شد.

برای بازی در فیلم گاو نه قرارداد بستم و نه پول گرفتم
بازیگر فیلم سینمایی گاو با اشاره به دلیل حضورش در این فیلم گفت: قبلا «گاو» را با همین گروه در تلویزیون بازی کرده بودیم که البته خلاصه تر از فیلم گاو بود و آقای والی با نویسنده این کار آقای ساعدی متنی خلاصه درست کردند که خیلی خوب بود.وی افزود: بعد از اینکه آقای مهرجویی از آمریکا به ایران آمد بعد از ساخت الماس 33 تصمیم گرفت با آقای ساعدی این متن را تبدیل به فیلم کند و این سناریو را نوشتند و همان بازیگران فیلم را بازی کردند و اصلا قراردادی امضا نکردیم و پولی هم نگرفتیم و همه بازیگران به خاطر علاقه ای که داشتند بازی کردند چون مهرجویی امکاناتی نداشت و تمام امکانات از فرهنگ و هنر گرفت.نصیریان با اشاره به موقعیت لوکیشن فیلم سینمایی «گاو»، گفت: بعد از قزوین به سمت آقا بابا دهی در بیابان به نام بویینک بود که هنوزم هست و جای بد آب و هوایی بود و فیلم در آنجا ضبط شد.وی درخصوص اولین تئاتری که در آن حضور داشت، گفت: اولین تئاتری که بازی کردم تئاتر «قائم مقام فراهانی» بود و جایی که محمد شاه در حرم امام رضا (ع) قسم می خورد که جان قائم مقام را نمی ریزد من در گوشه ای از صحنه سیاهی لشگری بودن که یک گل لاله و شمع دستم بود و ایستاده بودم که اولین نقش من در تئاتر بود و خیلی هم این نقش را دوست داشتم و خیلی برای من افتخار بود که در تئاتر بودم و سال بعد بهم نقشی در تئاتر «شاه زاده توراندخت» دادند که دیالوگ داشت و قرار ما این بود و همیشه در سنگلج نمایشنامه های ایرانی کار کنیم.
اولین دستمزدم 25 هزار تومان بود
بازیگر هزاردستان گفت: بعد از فیلم گاو فیلم های دیگری را بازی کردم و در تئاتر سنگلج کارهای تئاتر را ادامه دادم و در کنار نمایش و تئاتر در فیلم ها بازی می کردم و در فیلم «هالو» داریوش مهرجویی جمله ای دارم که مرتبط با اسم برنامه شما هم هست که میگم «امضا مسئولیت داره».وی افزود: قبل از انقلاب 6 الی 7 فیلم بازی کردم که شامل گاو، هالو، دایره مینا، ستارخان، سرایدار، مهرگیاه و پستچی بود، البته پستچی اقتباس مهرجویی از گئورگبوشنر آلمانی بود و 100 سال قبل از برشت نوشته شده بود که البته اون فرد سرباز بود، ولی برای اینکه اینجا توهینی به ارتش نشود و جلوی کار را نگیرند سرباز تبدیل به پستچی شد.
نصیریان درخصوص بدی های حضورش در اداره هنرهای دراماتیک، گفت: ضرر حضورم در اداره هنرهای دراماتیک این بود که انگ دولتی بودن به من زده شد و فکر میکردند که این دولت انگار طلا سر ما میریزد و واقعا خبری بود و چون کسی تئاتر مارا نمیخرید و متقاضی کمی برای تماشا داشت مجبور بودم در اداره هنرهای دراماتیک کار کنم و اولین دست مزدی که من گرفتم 25 هزار تومان بود البته کم نبود ولی به نسبت دستمزد 300 هزار تومانی که آقای فردین میگرفت واقعا کم بود.وی با اشاره به ازدواج و تشکیل خانواده گفت: سال 1338 ازدواج کردم و خیلی زود ازدواج کردم و سه پسر دارم که با کمال تاسف ایران نیستند، چراکه من خیلی اعتقاد به خارج از ایران رفتن ندارم، ولی پسران من خودشان خواستند از ایران بروند که دو تا فرزندانم قبل از انقلاب و فرزند دیگرم که 13 سالش بود در زمان موشک باران مجبور شدم به آمریکا بفرستم چون احتمال میدادم که جنگ گسترش پیدا کند و تگران سرنوشتش بودم و البته خیلی از این کار دلم سوخت.

قاضی شارح در طول تاریخ ایران نیست
نصیریان ادامه داد: بعد از فیلم «فصل خون» به «سربداران» پیوستم که آقای نجفی آن نقش را به من پیشنهاد کردند و تلویزیون کارهای جدی اش را با همین سریال «سربداران» و «هزار دستان» آغاز کرد و حتی گروه گریمی که در تلویزیون حضور داشت با این سریال ها ایجاد شد.وی درباره سریال «سربداران» گفت: این سریال و نقش قاضی شارح که من بازی می کردم اگر بخواهیم از نظر تاریخی به آن نگاه کنیم می بینیم چنین شخصیتی در تاریخ سربداران نیست؛ مثلا شیخ خلیفه و شیخ حسن جولی وجود دارد ولی قاضی شارح در طول تاریخ ایران نیست و من با این نگاه این نقش را بازی کردم که یک آدمی که هم واعظ و روحانی بود و اصلا جنگ روحانی با روحانی بود و دو نوع فکر وجود داشت.بازیگر سریال «سربداران» گفت: شیوه بازی در نقش قاضی شارح را از وعاظ الهام گرفته بودم و خیلی به منبرهای آقای فلسفی علاقه داشتم و هیچ وقت منبرهای ایشان را رها نمی کردم و بیان و صحبت های ایشان برام جذاب بود، در نتیجه علاقه مند شدم و احساس کردم که باید از حالت معمولی و نرمال دربیام و یک شکل، شیوه و سبک متفاوت با بقیه بازی هایی که دیده می شود داشته باشم.نصیریان گفت: خیلی ها انتقاد می کردند که چرا اینقدر غلوآمیز نقش قاضی شارح را بازی می کنم ولی خودم احساس می کنم که این ضرورت داشت، چراکه این آدم متفاوتی بود و با افراد دیگر فرق داشت و هم جاه طلب بود و از دید خودش اعمالش وطن پرستانه بود و می خواست ملتش را نجات بدهد.

خاطره ای از «بوی پیراهن یوسف»

وی درباره بازی در فیلم «بوی پیراهن یوسف» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا گفت: در صحنه ای که بر روی سنگ قبر فرزندم در فیلم «بوی پیراهن یوسف» دست زدم آنقدر این ضربه را محکم زدم که دستم درد شدیدی گرفت و بعدا پشیمان شدم که این کار را کردم، ولی چون آنقدر دل سپردم در نقش که رها شدم و در نقش فرو رفتم.


منبع: ایسنا

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین