سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
اهل بیت (علیهم السلام) در عین اینكه به شفا دهندگی خدا اعتقاد راسخ داشتند ولی توصیه به دارو و طبیب نیز می كردند ولی دارو و طبیب را مجرای فیض خدا می دانستند نه مستقلّ در تأثیر.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

صدور بیمه نامه های جعلی با روایات!

قرآن درمانی در روایات

روح انسانی با پیوند به مبدأ خویش كه همان نفخه رحمانی است، قالب تن را در سیطره خود گرفته و بدان سوی می راند كه رضایت دوست در اوست و به عبارتی دیگر، روح سالم در بدن سالم است. امروز دانشمندان علوم پزشكی و روان شناسی بر این باورند كه بیشتر بیماری های جسمانی علل روانی دارند.

فرآوری: زهرا اجلال - بخش قرآن تبیان
قرآن

دكتر «كارل» می نویسد:
«هر یك از فعل و انفعالات روحی در اعضای بدن تأثیر مستقیم دارد؛ مثلاً به طوری كه همه می دانیم، در نتیجه اضطراب و نگرانی زیاد، تغییرات بزرگی در گردش خون ایجاد می شود؛ خوشحالی زیاد، پوست صورت را سرخ و خشم و غضب و ترس آن را سفید می كند ... فكر زیاد می تواند طبیعت خون و مزاج صاحب آن را عوض كند؛ ناراحتی زندگی، تحریكات پی در پی و نداشتن خیال راحت، حالاتی در روح انسان پدید می آورد كه تعادل معده و روده ها و گردش خون را به هم می زند ... بعضی از پزشكان عقیده دارند كه غصه های طولانی و نگرانی های مداوم، باعث بیماری سرطان می شود... .» (الكسیس كارل،/92)

نقش ارتباطات معنوی در انسان

یكی از مؤثرترین روابطی كه انسان با محیط خارجی خود می تواند داشته باشد، ارتباط انسان با ماورای هستی و پروردگار جهانیان است. چنین ارتباطی، در تنظیم حالات روحی انسان در برخورد با عوامل بیرونی و انواع هیجانات و نگرانی ها به قدری عمیق عمل می نماید كه یكی از عوامل پیشگیری بیماری های روانی یا روان درمانی به شمار می رود.

استفاده از سوره ها و آیات قرآنی به تنهایی و صرفاً به جای عمل جراحی و داروی تب بر، رفع سردرد، مسهل، دفع یبوست، خواب آور، رفع دیابت و ... جز به وهن اسلام نخواهد انجامید؛ چنانچه اهل بیت (علیهم السلام) در عین اینكه به شفا دهندگی خدا اعتقاد راسخ داشتند ولی توصیه به دارو و طبیب نیز می كردند ولی دارو و طبیب را مجرای فیض خدا می دانستند نه مستقلّ در تأثیر.

خواندن قرآن ، نماز و دعا آن گاه كه آگاهانه و با حضور قلب انجام می گیرد، قلب انسان را به نیرو و قدرت بی نهایت خالق هستی پیوند می زند و آرامشی را ایجاد می نماید كه بهبود دهنده بسیاری از نابسامانی ها و ناملایمات روحی انسانی است.
الكسیس كارل در این باره می گوید:
«دعا و نماز، قوی ترین نیرویی است كه انسان ها می توانند ایجاد كنند ... نیرویی است كه همانند جاذبه زمین وجود حقیقی دارد ... دعا و نماز چون رادیوم، منبع مشعشعی است كه خود به خود تولید می شود.
از راه دعا بشر می كوشد نیروی محدود خود را با متوسل شدن به منبع نامحدودی چون خدا افزایش دهد. وقتی كه ما دعا می خوانیم، خود را به قوه محركه پایان ناپذیر كه تمام كائنات را به هم پیوسته است، متصّل و مربوط می كنیم. ما دعا می كنیم كه قسمتی از آن نیرو به حوائج ما اختصاص داده شود. به صِرف همین استدعا، نواقص ما تكمیل می شود و با قدرتی بیشتر و حالتی بهتر از جای بر می خیزیم.

قرآن درمانی در قرآن

قرآن، علاوه بر اینكه خود را مایه آرامش (رعد/ 28 )  و امیدواری (زمر/53)  معرفی می نماید، در آیاتی هم به شِفا بودن خود تصریح دارد... آنچه در این جستار مورد توجه است، این است كه قرآن كدام دردها را درمان می كند؟

شفا بخشی قرآن

قرآن، شفابخشیِ خود را تنها در بخش امراض قلبی اعلام می كند، آن هم نه قلب صنوبری شكل كه به عنوان «تلمبه خانه خون» در بدن عمل می نماید، بلكه به معنای «مركز تفكر و اندیشه» و «مركز شناخت های غیر حسّی و غیر عقلی». دلیل بر این معنا، آیات زیادی است كه در قرآن آمده است.
قلب در قرآن به معنای مركز پمپاژ خون نیامده، بلكه به معنای مركز درك و احساس غیرمادی آمده است و از قلب با واژه «فؤاد» یاد نموده است.
بنابراین قرآن برای معالجه و درمانِ نفسِ انسان های مؤمن، زدودن نابسامانی های روحی، تقویت هنجار های درونی و تأمین و تثبیت مایه های ایمانی در قلب، داروی شفابخشی است كه از سوی خداوند عالمیان تجویز شده است.
بدیهی است بیماری های جسمانی هم كه در اثر ناملایمات روحی پدید آمده باشد، به موازات درمان روحی می توانند شفا یافته و ازبین بروند.

قرآن درمانی در روایات

گفتیم كه قرآن خوانی واقعی و یاد خدا، در اثر زدودن انواع نگرانی ها، اضطراب ها، ترس ها، ناامید ی ها و اندوه ها از قلب و روان انسان، بیماری های ناشی از آن را در روح و روان درمان نموده و انسان را به آرامش روانی سوق می دهد و به دنبال آن، بیماری های جسمانی را كه منشأ روانی دارند برطرف می سازد.

خداوند متعال برای هر چیزی سببی آفریده و اقتضای مشیّتش بر آن است كه جریان امور از طریق همان اسباب تعیین شده انجام پذیرد و هر دری با كلید مخصوص خود گشوده شود، مگر اینكه اعجازی در كار بوده باشد كه مراحل و موقعیت های خاص خود را می طلبد.

در كتاب های روایی و تفسیری، موارد زیادی می توان یافت كه سوره ها، آیات و دعاهای بسیاری را برای درمان شماری از بیماری های روانی و جسمانی اختصاص داده اند و قرآن را در حد یك مغازه عطاری و داروخانه ای به تصویر كشیده اند كه جای تأمل بسیار دارد.
خواص آیات و سوره های قرآنی كه در آیینه روایات بازتاب یافته است، علاوه بر خواص اخروی و معنوی، خواص مادی و طبّی آنها را نیز بیان کرده است. چنان كه در پیش گفتیم، منكر خواص آیات قرآنی نیستیم و تا حدی كه می توان از قرآن تأیید گرفت، غیر قابل انکار است، اما استفاده از قرآن به عنوان شربت مُسَكّن، قرص سرماخوردگی، كپسول آنتی بیوتیك، داروی ضد درد و تب و حساسیت، رفع بی خوابی، بند آمدن خون دماغ، نفوذ در دربار پادشاهان، فروش كالاهای پسمانده، شوهر دادن دختران، جلوگیری از ورود حشرات به انبار غله، مصونیت از تمام دردها، شناخت دزد و غیره را كه در روایات آمده است، تأمل برانگیز است.

وسعت حدیث سازی

حدیث سازی در قرآن درمانی، وضعیتی اسف بارتر از حدیث سازی در فضایل سوره های قرآنی دارد، زیرا در فضایل سوره های قرآنی، احادیث معتبری که با قرآن و عقل در تعارض نیستند می توان یافت، در حالی که در روایات قرآن درمانی، نه تنها به روایت صحیح و معتبری که موافق قرآن و عقل باشد نمی توان رسید، بلکه زمان و محل پیدایش این احادیث هم بسیار تأمل برانگیز است! (خویی، سید ابوالقاسم؛ معجم الرجال الحدیث)

 سابقه احادیث قرآن درمانی

احادیث قرآن درمانی به جز بسیار اندکی از آن ها سابقه ای بیش از هشت قرن را نشان نمی دهند.
بعضی از تولیدات قرن هشتم هجری اند که غالباً در حلقه های صوفیانه ٌ حکیمانه شبه جزیره هندوستان تولید شده اند.
ابوعبدالله یافعی (۷۶۸-۶۶۸ق) آن ها را از حکمای هندی اخذ نموده و در کتاب «خواص القرآن» (این کتاب را « شیخ احمد سکاکی طبسی » با نام « الدر النظیم فی خواص القرآن العظیم » در سال ۹۲۶ ق به فارسی ترجمه کرده است. (آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۸، ص۸۳)
بنا به نوشته شیخ آقا بزرگ تهرانی کتاب دیگری نیز در حدود ۹۹۰ ق به همان نام توسط نویسنده ناشناسی به زبان فارسی نوشته شده و در مقدمه، آن را به یافعی تمیمی نسبت داده است که در تطبیق آن با متن عربی، معلوم می شود که انتساب آن به یافعی واقعیت ندارد.
زیرا یافعی از مردم یمن بوده و تمام عمر خود را در حجاز و شام و قاهره گذرانده است و آشنایی او با زبان فارسی بسیار بعید است.
ضمناً سبک نگارش آن از لحاظ ادبی به سبک صفوی نزدیک تر می باشد و با سبک قرن هشتم هم خوانی ندارد. (آقا بزرگ تهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج۸، ص۸۵-۸۳)
دیگران، بیشتر از آن کتاب و ترجمه آن استفاده نموده، سپس سخنان و تجربیات برخی از عالمان و عارفان را هم بر آن افزوده اند، چنان که گویی حدیث می نویسند و حدیث می گویند!

حدیث سازی در قرآن درمانی، وضعیتی اسف بارتر از حدیث سازی در فضایل سوره های قرآنی دارد، زیرا در فضایل سوره های قرآنی، احادیث معتبری که با قرآن و عقل در تعارض نیستند می توان یافت، در حالی که در روایات قرآن درمانی، نه تنها به روایت صحیح و معتبری که موافق قرآن و عقل باشد نمی توان رسید، بلکه زمان و محل پیدایش این احادیث هم بسیار تأمل برانگیز است!

کلام آخر:

قرآن نسخه شفا بخشی است كه دل های ایمانی را با جاذبه های الهی و معنوی به زندگی نیكو و حیات طیّبه نوید می دهد. در قاموس قرآن، سلامت انسانی در سلامت روحی معنوی او خلاصه شده است. بیماری تن به عوامل طبیعی و مادی بستگی دارد كه گریزی از آن نیست و گریبان هر كسی را می گیرد و چه بسا كه مایه آزمایش و امتحان الهی  می باشد.
بیماری ها دو گونه اند: بیماری های روانی و بیماری های جسمانی؛ و این بیماری ها گاه متأثر از یكدیگرند و چه بسا بیماری هایی كه علل روانی دارند و با درمان آن بیماری روانی، بیماری جسمانی پدید آمده از آن هم بهبود می یابد.
قرآن به فرموده خود، شفا دهنده دل هاست. بدیهی است دل هایی كه با خواندن و عمل كردن به قرآن به تزریق ایمانی می رسند، از بیماری های روحی زیادی در امان می مانند و به آرامشی می رسند كه بازدارنده بسیاری از بیماری های روانی و جسمانی است. اما این گونه هم نیست كه افراد مؤمن از امراض طبیعی و از ویروس های پراكنده در محیط در امان باشند، بلكه به دلایل گوناگونی بیمار می شوند و نیازمند طبیب و دارو می گردند.
خداوند متعال برای هر چیزی سببی آفریده و اقتضای مشیّتش بر آن است كه جریان امور از طریق همان اسباب تعیین شده انجام پذیرد و هر دری با كلید مخصوص خود گشوده شود، مگر اینكه اعجازی در كار بوده باشد كه مراحل و موقعیت های خاص خود را می طلبد.
حضرت امام صادق علیه السلام می فرماید: «أبی الله أن یُجری الاشیاء الا بالاسباب فجعل لكلّ شیءٍ سبباً و جعل لكلّ سبب شرحاً و جعل لكلّ شرح مفتاحاً و ...» (محمد بن حسن صفار،/6)
«خداوند پرهیز دارد از اینكه كارها را از مجرای غیر طبیعی خود اجرا نماید. از این رو برای هر چیزی سببی، و برای هر سببی گشایشی، و برای هر گشایشی كلیدی قرار داده است.»
كلید پیشگیری از بیماری، رعایت برنامه های بهداشتی، و كلید درمان بیماری های جسمانی، استفاده از داروهای ویژه آنهاست، هر چند كه نقش دعا و ذكر به همراه مصرف دارو انكارناپذیر می باشد.
اما استفاده از سوره ها و آیات قرآنی به تنهایی و صرفاً به جای عمل جراحی و داروی تب بر، رفع سردرد، مسهل، دفع یبوست، خواب آور، رفع دیابت و ... جز به وهن اسلام نخواهد انجامید؛ چنانچه اهل بیت (علیهم السلام) در عین اینكه به شفا دهندگی خدا اعتقاد راسخ داشتند ولی توصیه به دارو و طبیب نیز می كردند ولی دارو و طبیب را مجرای فیض خدا می دانستند نه مستقلّ در تأثیر.
روایاتی كه برخی از كتاب ها در باب قرآن درمانی  وارد نموده و بدان استناد كرده اند، از لحاظ علم حدیث شناسی فاقد اعتبار و اعتنا بوده و وضعیت روایی آنها به قدری مخدوش می نماید كه جز ساختگی بودن آنها حاصل نمی گردد.


منابع:
سایت حوزه
مقاله قرآن درمانی در بوته نقد ؛ نوشته حسن رهبری