سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017

محرومیت فرزند از ارث

وقتی كسی از ورثه از ارث محروم شود، معنای آن این است كه سهم او به سایر ورثه ها تملیك میگردد پس وصیت به محرومیت یكی از ورثه از ارث، به منزله این است كه تمامی تركه را برای سایر وراث وصیت به تملیك كرده باشد اما آیا این کار جایز است؟
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

محرومیت فرزند از ارث


وقتی كسی از ورثه از ارث محروم شود، معنای آن این است كه سهم او به سایر ورثه ها تملیك میگردد پس وصیت به محرومیت یكی از ورثه از ارث، به منزله این است كه تمامی تركه را برای سایر وراث وصیت به تملیك كرده باشد اما آیا این کار جایز است؟


آیا پدر ازلحاظ قانونی و شرعی میتواند فررند خود را محروم از ارث پدری كند؟
پاسخ:
حقوق

مطابق ماده 837 قانون مدنی ایران، این كار نافذ نیست. زیرا در این ماده آمده است: «اگر كسی به موجب وصیّت، یك یا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم كند، وصیت مزبور نافذ نیست. »
یكی از حقوقدانان در این زمینه مینویسد: «از ظاهر جمله «وصیت مزبور نافذ نیست» چنین استفاده میشود كه هر گاه وارث محروم، به اراده موصی تسلیم شود و محرومیت را بپذیرد، وصیت نافذ میشود. لازمه پذیرش این نظر نفوذ وصیت تا حد ثلث است كه بدون نیاز به اجازه نیز اثر دارد، ولی در استفاده از این ظاهر باید احتیاط كرد، زیرا قوانین ارث و قواعد مربوط به تملك قهری ورثه برای حفظ مصالح خانواده وضع شده است و با نظم عمومی جامعه ارتباط نزدیك و مستقیم دارد.»
بعضی دیگر از حقوقدانان در تفسیر این ماده میگویند: «قاعده توارث از نظر نظم اجتماعی تأسیس شده است، بدین جهت طبق ماده 959 قانون مدنی وارث نمیتواند آن را از خود سلب كند. همچنانی كه مورث نمیتواند آن را از وارث سلب نماید. بنابراین توارث از احكام به شمار میرود نه از حقوق تا شخص بتواند آن را اسقاط كند. مثلاً هر گاه كسی وصیت نماید كه فلان وارث او از ارث محروم باشد و یا به فلان وارث او ارث ندهند، یا وارث او نیست، وصیّت مزبور موجب محرومیت او از ارث نمیگردد.»
بنابراین، ماده 837 قانون مدنی اگر چه دارای ابهام است. ولی وقتی به منبع قانون، یعنی فقه امامیه مراجعه كنیم، ابهام آن برطرف میگردد. برای توضیح بیشتر باید گفت كه در این رابطه، دو نظریه  وجود دارد:
نظریه اول:
گروهی از فقهاء معتقد هستند كه وصیت مزبور بطور مطلق باطل نیست بلكه وصیت عهدی مزبور در بر گیرنده یك وصیت تملیكی است. چون، وقتی كسی از ورثه از ارث محروم شود، معنای آن این است كه سهم او به سایر ورثه ها تملیك میگردد پس وصیت به محرومیت یكی از ورثه از ارث، به منزله این است كه تمامی تركه را برای سایر وراث وصیت به تملیك كرده باشد. ولی از آن جهت كه موصی، نمیتواند به بیشتر از ثلث مال وصیت كند، مازاد بر ثلث توقف بر اجازه وارث دارد. در نتیجه مقداری از ثلث كه سهم وارث محروم است، به وی تعلق نمیگیرد بلكه به وارث دیگر انتقال پیدا میكند و انتقال بقیه سهم وارث محروم (غیر از ثلث) توقف بر اجازه وارث محروم دارد كه اگر اجازه داد، وصیت نافذ میشود.
این نظریه را علامه در كتاب مختلف و بسیاری از فقهای دیگر از جمله صاحب جواهر قائل شده اند. ظاهر قانون مدنی این است كه از این نظریه پیروی كرده است. زیرا در ماده 837 قانون مدنی جمله «نافذ نیست» آمده است.

قاعده توارث از نظر نظم اجتماعی تأسیس شده است، بدین جهت طبق ماده 959 قانون مدنی وارث نمیتواند آن را از خود سلب كند. همچنانی كه مورث نمیتواند آن را از وارث سلب نماید. بنابراین توارث از احكام به شمار میرود نه از حقوق تا شخص بتواند آن را اسقاط كند
نظریه دوم:
گروه دیگر از فقهاء، از جمله محقق در شرایع، شهید ثانی در مسالك و فخرالمحققین معتقد هستند كه چنین وصیتی باطل است. زیرا چنین وصیتی مخالف كتاب و سنّت است و قواعد فقهی نیز موید این بطلان است. این نظریه با قواعد و موازین حقوقی منطبق است. زیرا انتقال تركه به وارث، پس از فوت مورث از امور قهریه است و بستگی به میل و رضایت كسی ندارد و لذا مورث نمیتواند مانع انتقال اموال به وارث شود. به عبارت دیگر، انتقال تركه به ورثه «حكم» است نه «حق» و «حكم» قابل اسقاط یا انتقال نیست.
حال باید از این دو نظریه یكی را انتخاب كرد:
به نظر میرسد نظریه دوّم (بطلان وصیت)‌ بیشتر با قواعد و موازین حقوقی، سازگار است، زیرا هر چند ظاهراً قانون مدنی، نظریه صاحب جواهر (یعنی عدم بطلان مطلق) را ترجیح داده است، اما به دلایل متعدد، نظریه بطلان را انتخاب كرده است. یكی از دلایل او این است كه «وصیت به حرمان از میراث كه به صورت عهدی انجام گیرد، توسط نصوص واصله منهی و غیر مشروع شناخته شده و بنابراین شریعت مقدّسه این گونه وصیت را ملغی الاثر دانسته است.»
نكته ای كه در اینجا وجود دارد این است كه حقوقدانان بین دو مورد ذیل فرق میگذارند: گاهی از اوقات، پدر، تصریح میكند كه فلان فرزندم را از ارث محروم ساختم، در این صورت مطابق آنچه گفتیم، وصیت باطل است.
ولی گاهی از اوقات، پدر میگوید: تمامی میراثم را به فلانی و فلانی دادم و به این طریق فرزند و سایر ورثه خود را از ارث محروم میكند. در اینجا حقوقدانان میگویند: وصیت تا حد ثلث نافذ میباشد و مازاد، منوط به اجازه سایر ورّاثی كه محروم شده اند میباشد كه اگر فرزند و سایر ورثه اجازه دادند، تمامی اموال متعلق به «موصی له» میشود. بعضی از حقوقدانان در توجیه این دو وصیت چنین میگویند: در اوّلی نه به دلالت مطابقی و نه تضمینی و نه التزامی، دال بر تملیك سهمیه شخص محروم به سایرین نمیباشد، اما در صورت دوّم، به دلالت مطابقی دال بر تملیك است.
در نتیجه، اگر چه مطابق ظاهر ماده 837 قانون مدنی ایران وصیت پدر به محروم كردن فرزند از ارث، نافذ نیست. اما با مراجعه به تحلیل و تفسیر حقوقدانان از این ماده و با توجه به قواعد و موازین حقوقی، در صورتی كه پدر صراحتاً فرزند خود را از ارث محروم كند، وصیت مزبور باطل است. اما اگر پدر تمامی اموال خود را به دیگر ورثه تملیك كند و اسمی از فرزند خود نبرد، در این صورت وصیّت مزبور غیر نافذ است. یعنی اگر فرزند اجازه داد وصیت صحیح خواهد بود و اگر فرزند اجازه ندهد تا ثلث مال وصیت موثر است.

 

بخش حقوق تبیان


منبع : نشر عدالت

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین
x