سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
ایمان داشتن به شیطان و به مال و شهرت و فریبندگی هاى دیگر او، مایه بیم داشتن ما از شیطان مى شود و سبب آن است كه از دارندگان مال و سلطه و نیروى فریبندگى بترسیم. پس: نیكوتر آن است كه دوستى زینت دنیا را از دلهاى خود بیرون كنیم تا از شجاعت بهره مند شویم
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

سیاست قدرت ‏هاى شیطانى

ایمان

اگر در قلبى ترس از غیر خدا پیدا شود، نشانه عدم تكامل ایمان و نفوذ وسوسه ‏هاى شیطانى است، زیرا می دانیم در عالم بیكران هستى تنها پناهگاه خدا است و موثّر بالذات فقط او است و دیگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند.

اصولاً مومنان اگر ولى خود را كه خدا است با ولى مشركان و منافقان كه شیطان است مقایسه كنند، می دانند كه آنها در برابر خداوند هیچ گونه قدرتى ندارند و به همین دلیل نباید از آنها، كمترین وحشتى داشته باشند، نتیجه این سخن آن است كه هر كجا ایمان نفوذ كرد، شهامت و شجاعت نیز به همراه آن نفوذ خواهد كرد.


إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ (آل عمران ـ 175)
در واقع، این شیطان است كه دوستانش را مى‏ ترساند پس اگر مومنید از آنان مترسید و از من بترسید.
این آیه دنباله آیاتى است كه درباره غزوه "حمراء الاسد" نازل گردید و "ذلكم" اشاره به كسانى است كه مسلمانان را از قدرت لشكر قریش مى ‏ترسانیدند تا روحیه آنها را تضعیف كنند.

بنابر این معنى آیه چنین است: عمل نعیم بن مسعود و یا كاروان عبد القیس فقط یك عمل شیطانى است كه براى ترساندن دوستان شیطان صورت گرفته، یعنى این گونه وسوسه‏ ها تنها در كسانى اثر می گذارد كه از اولیاء و دوستان شیطان باشند و اما افراد با ایمان و ثابت قدم هیچ گاه تحت تأثیر این وسوسه ‏ها واقع نمى‏ شوند، بنابراین شما كه از پیروان شیطان نیستید، نباید از این وسوسه‏ ها متزلزل شوید.
تعبیر از نعیم بن مسعود و یا كاروان عبد القیس به شیطان، یا به خاطر این است كه عمل آنها به راستى عمل شیطانى بود و با الهام او صورت گرفت، زیرا در قرآن و اخبار، معمولاً هر عمل زشت و خلافى، عمل شیطانى نامیده شده، چون با وسوسه‏ هاى شیطان انجام مى ‏گیرد و یا منظور از شیطان، خود این اشخاص مى‏ باشند و این از مواردى است كه شیطان بر مصداق انسانى آن، گفته شده، زیرا شیطان معنى وسیعى دارد و همه اغوا گران را اعم از انسان و غیر انسان شامل مى‏ شود، چنان كه در سوره انعام آیه 112 مى‏خوانیم: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ: " این چنین براى هر پیامبرى دشمنانى از شیاطین انسانى و جن قرار دادیم".

نیكوتر آن است كه دوستى زینت دنیا را از دل هاى خود بیرون كنیم تا از شجاعت بهره‏مند شویم

وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُوْمِنینَ: در پایان آیه مى‏ فرماید: اگر ایمان دارید،از من و مخالفت فرمان من بترسید، یعنى ایمان با ترس از غیر خدا سازگار نیست.
همانطور در جاى دیگر مى ‏خوانیم: فَمَن یُوْمِن بِرَبِّهِ فَلَا یَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا: " كسى كه به پروردگار خود ایمان آورَد، از كمى [پاداش‏] و سختى بیم ندارد." (سوره جن آیه 13)
بنابراین اگر در قلبى ترس از غیر خدا پیدا شود، نشانه عدم تكامل ایمان و نفوذ وسوسه ‏هاى شیطانى است، زیرا می دانیم در عالم بیكران هستى تنها پناهگاه خدا است و موثّر بالذات فقط او است و دیگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند.

اصولاً مومنان اگر ولى خود را كه خدا است با ولى مشركان و منافقان كه شیطان است مقایسه كنند، می دانند كه آنها در برابر خداوند هیچ گونه قدرتى ندارند و به همین دلیل نباید از آنها كمترین وحشتى داشته باشند.

نتیجه این سخن آن است كه هر كجا ایمان نفوذ كرد، شهامت و شجاعت نیز به همراه آن نفوذ خواهد كرد. (تفسیر نمونه ج 3)

اگر در قلبى ترس از غیر خدا پیدا شود، نشانه عدم تكامل ایمان و نفوذ وسوسه ‏هاى شیطانى است، زیرا می دانیم در عالم بیكران هستى تنها پناهگاه خدا است و موثّر بالذات فقط او است و دیگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند

نظر صاحب تفسیر هدایت در مورد این آیه:

یک سوال: آدمى از كجا باید شجاعت لازم را براى رویارویى با اوضاع و احوال شكست به دست آورد؟
قرآن با توجه به آیه 175 سوره آل عمران به این پرسش چنین پاسخ مى ‏دهد كه: مصدر شكست نفسانى، ترس است و ترس یكى از امور فطرى بشر است، ولى بر مومن واجب است كه ترس خود را از شكست به مصدر حقیقى ترس كه خداوند متعال است متوجه سازد و نه به دشمنان بشرى خود، به جهت آنکه خدا بشر نیست و مى‏ تواند در دنیا و آخرت سخت ‏ترین عقوبت هاى خود را بر آن مستولى كند و بنابراین انسان باید تنها از او بترسد.
ترس از انسان های دیگر، تنها وسواسى شیطانى است، به این دلیل که هر چه در تصرف بشر است امكان آن دارد كه به تصرف من در آید، ولى آیا این امكان براى من وجود دارد كه مالك چیزى شوم كه در ملكیت خدا بوده است؟
« إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ- این شیطان است كه دوستان خود را مى ‏ترساند، پس اگر شما مومنید از ایشان مترسید و از من بترسید،» و ایمان داشتن به خدا و به این كه سود و زیان به دست او است، و این كه به حال بندگان خود بصیر است، ما را به ترس از او مى‏ خواند، و وقتی این چنین شود از چیزى جز او بیم نخواهیم داشت. اما ایمان داشتن به شیطان و به مال و شهرت و فریبندگی هاى دیگر او، مایه بیم داشتن ما از شیطان مى ‏شود و سبب آن است كه از دارندگان مال و سلطه و نیروى فریبندگى بترسیم. پس: نیكوتر آن است كه دوستى زینت دنیا را از دل هاى خود بیرون كنیم تا از شجاعت بهره‏مند شویم. (تفسیر هدایت، ج 1)


بحث لغوی:

ذلكم: همان ذلك است كه نسبت به طرف خطاب ذلكما و ذلكم گفته مى‏ شود. (لفظ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ تقدیرش «یخوفكم باولیائه» است.) (تفسیر احسن الحدیث، ج 2)


پیام‏ های آیه:

1ـ هرگونه شایعه ‏اى كه مایه‏ ى ترس و یأس مسلمانان گردد، شیطانى است. «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ»
2ـ شیوه ‏ى ارعاب و تهدید، سیاست دائمى قدرت ‏هاى شیطانى است. «یُخَوِّفُ»
3ـ افراد ترسوى میدان ‏هاى نبرد، یار شیطان و تحت نفوذ شیطانند. «یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ»
4ـ مومنان شجاع، از ولایت شیطان دورند. «الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ»
5ـ ترس از خدا، زمینه ‏ى فرمان ‏پذیرى و ترس از غیر خدا، زمینه ‏ى فرمان ‏گریزى است. «فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ» (با توجّه به آیات قبل)
6ـ مومن واقعى از غیر خدا نمى ‏ترسد و مى ‏داند كه ایمان از شجاعت جدا نیست. «وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُوْمِنِینَ» (تفسیر نور ج 2)

آمنه اسفندیاری                 
کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
بخش قرآن تبیان                

منابع:
تفسیر نور ج 2
تفسیر نمونه ج 3
تفسیر احسن الحدیث ج 2
تفسیر هدایت ج 1

 

مطالب مرتبط:

نشانه داغ بندگی خدا یا شیطان؟!

نشانه‌های تسلط شیطان بر انسان را بشناسیم!

چگونه شیطان از ما سواری می گیرد!

کتک خوردن شیطان توسط یک حاجی!

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین