وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
وقتی همش جای اون تمصمی می گیری ، وقتی قرار باشه خودش زندگیش رو اداره کنه ، کم میاره!
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

مادر شوهری نگران عروس!


وقتی همش جای اون تصمیم می گیری ، وقتی قرار باشه خودش زندگیش رو اداره کنه ، کم میاره!

تصمیم

علی: عاطفه بشین دیگه چاییت یخ کرد
عاطفه: دارم دنبال مربا می گردم.
علی: عاطفه!
عاطفه: چی شده؟
علی: روی میزو نگاه کن!
عاطفه: واییییییییی ، من کِی اینو گذاشتم اینجا؟
علی: هنوزم خوابی ها
عاطفه: نه دیشب خوب نخوابیدم...
علی: چرا؟ چی شده؟
عاطفه: تو که خوابیدی ، مریم زنگ زد.
علی: مریم؟؟؟..............کدوم مریم؟ ماشالله شما حداقل ده تا مریم داری تو دوست و فامیل
عاطفه: دوستم ، همون که تو دبیرستان باهم بودیم. ازدواج کرد و رفت یه شهر دیگه
علی: آهان آهان یادم اومد.تو دانشگاه با شوهرش آشنا شده بود؟
عاطفه: بله ، درسته!
علی: به قیافت نمیاد که از خوشحالی زنگ زدنش ، خوابت نبرده باشه! اتفاقی افتاده؟
عاطفه: بله
علی: خوب ، بگو دیگه
عاطفه : دیرت می شه آخه .
علی: نه هنوز وقت دارم.
عاطفه: یادته گفتم وقتی برام از آشنایی و ازدواج شون تعریف کرد ، حس کردم که پسره یجوریه؟
علی: یادمه می گفتی آدم مقیدی نیست!
عاطفه: فقط این نبود. حس می کردم نمی تونه قاطع تصمیم بگیره و حرفاش ضد و نقیضه
علی: حالا مشکلی دارن باهم؟
عاطفه: بله ، دارن جدا می شن.مریم می گفت دیگه نمی تونم ادامه بدم.
علی: مشکل شون چیه؟
عاطفه: راستش مشکلاتشون که زیاده اما انگار رامین هنوز بزرگ نشده ، شخصیت متزلزلی داره که نمی تونه مشکلاتو حل کنه. با کوچک ترین مسئله ای تو زندگی ، حالش بد میشه . چند بار به مریم گفته بوده ، که بیا از هم جدا شیم . بعد از چند روز اومده و عذر خواهی کرده.
علی: چه قدر بد.....
عاطفه: مریم می گفت حتی اگه بخواد فکر کنه مسافرت شمال بریم یا جنوب ، خودش نمی تونه به نتیجه برسه! حتما یکی باید بهش بگه تا اونم انجام بده
علی: آخ آخ آخ ، عاطفههههههههههه ، آرمان!
عاطفه: آرمان چی؟
علی: نکنه آرمان وقتی بزرگ شد ، دچار این مشکل بشه؟
عاطفه: خدا نکنه ! آخه چرا؟
علی: چون من و تو خیلی بجاش تصمیم می گیریم. اینقدر دلمون می خواد دچار مشکل نشه ، که اصلا نمی دونه مشکل چیه و چجوری باید حلش کرد
عاطفه: خوب آرمان هنوز کوچیکه.
علی: قبول دارم اما کم کم باید با موقعیت هایی که باید انتخاب کنه هم آشنا بشه.
می ترسم ، عروسمون بعدا از این اخلاقش ، ناراحت بشه
عاطفه: هنوز هیچی نشده عروسمون عروسمون می کنیا! گفته باشم باید طرفدار من باشی!
علی: نههههههه ، فقط عروس گلم!
عاطفه: علیییییی، خیلی بدی!
علی: من که می دونم تو خودت بهترین مادر شوهر دنیا می شی عاطفه خانوم
عاطفه: یه مادر شوهر خوب مثل مادر شوهر خودم
علی: شما خانوم ها هم در هر شرایطی بلدین چطور با حرفاتون و زبون ریختناتون حال ما رو عوض کنید.


 

متین سیفی

بخش خانواده ایرانی تبیان


مطالب مرتبط:
اولویت با اقوام وایرلس دار است
باد شلوار را خواهد برد

 

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین