مردم دو دسته هستند، عد ای که دلشان گرم است، حالا به چه، عرض می کنم، و عده ای که دلشان گرم نیست.
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : مریم پناهنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

دلتان به چه چیزی گرم است؟!

صراط

چقدر صبر و و تحمل مردم کم شده، خدا نکند بی هوا ماشینمان جلوی یک ماشین دیگر سبز شود، هر چند مقصر هم نباشیم، باید خودمان را به خدا بسپاریم که سرمان به باد نرود!!

مردم چقدر مضطرب و پریشان خاطرند، استرس بی داد می کند؛ این را می توان از تیک های عصبی، تکان دادن پاهای مردم در شرایط مختلف، ناخن جویدن و هزاران علایم دیگر متوجه شد!!

دقت کردید چقدر آمار و ارقام بیماری های روحی و روانی بالا رفته، به هر کس می رسی میگه افسرده شده یا در شرف افسردگیه!!

به خبرهای رسانه ها توجه کرده اید؛ وقتی پای خبرهای خبرگزاری ها و رسانه ها می نشینیم ضربان قلب بالا می رود، دچار استرس می شویم؛ قیمت سکه و ارز چنین و چنان شد، قیمت ماشین امروز چنین خواهد شد، خرید و فروش مسکن در رکود است و  ...

تشتت در وضعیت اقتصادی هایمان کم نبود، باید نگران خورد و خوراک هایمان هم باشیم که چه چیزی تحویل بدنمان می دهیم؛

یک روز می گویند لبنیات مصرف نکنید، یک روز دیگر روغن ها این طور شده، روز دیگر مرغ های بیچاره را به نابودی می کشند و....

آقا بالأخره لبنیات، مرغ، گوجه فرنگی، روغن و... مصرف کنیم یا نکنیم؟


اگر بخواهم با تقسیم بندی غیر علمی و غیر متخصصانه مردم را گروه بندی کنم می توانم به سادگی بگویم مردم دو دسته هستند:

عده ای که دلشان گرم است، حالا به چه، عرض می کنم، و عده ای که دلشان گرم نیست.

عده ای دلشان گرم است یا بهتر بگویم پشتشان گرمه، خیالشان راحته، خونه خوب، ماشین مدل روز، حساب بانکی پر و پیمان و ...

به هر حال پشت این قشر از مردم گرمه و خاطرشان جمع که توپ تکانشون نمی دهد!!

نکته اینجاست که این گروه با تمام این خوشی ها، باز هم نگرانی و استرس برایشان وجود دارد که نکند مال و سرمایه ام را دزد ببرد، نکند اتفاقی برای کارخانه ام بیفتد، تا وقتی کشتی ای که تمام سرمایه اش در آن است به مقصد نرسد نمی تواند بخوابد و هزاران احتمالات دیگر.

فردی که ایمان در قلبش رسوخ کرده و به معنای حقیقی خدا را قبول کرده، از اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان، از پیش آمده های سخت و دشوار زندگی اش ترس نداشته و نگران و مضطرب نیست؛ بلکه تنها نگرانی و ترس او ترس از خداست

در این میان جمع کثیری از مردم را گروهی تشکیل می دهند که دلگرمی بدین معنا در زندگیشان جایگاهی ندارد: همین که بتوانند خرج روزمریشان را در آورند و شب سر گرسنه بر بالین نگذارند کافی است، و بیش از این برایشان امکان پذیر نیست چون پشتشان به جایی گرم نیست و خاطرشان از وجود حساب های بانکی و شغل و درآمد عالی جمع نیست.

استرس و اضطراب باز هم در میان این گروه بیداد می کند. اما آیا زندگی همش همین است؟ فقط استرس و نگرانی از امروز و آینده؟ پس آرامش کجاست؟ 

اگر ظواهر زندگی هر یک از این دو گروه را کنار زده و باطن آن را مشاهده کنیم، شاید دلگرمی و پشت گرمی برایمان معنایی دیگر پیدا کند.

می شناسم عده ای را از مال دنیا اندکی بیش ندارند، اما آرامش در زندگیشان موج می زند؛ حتما شما هم چنین افرادی را سراغ دارید، و می شناسم عده ای را که با وجود تمام دارایی و تملکاتشان، حسرت یک روز آرامش این و آن را می خورند؛ هر چند پشتشان گرم است.

چرا که این گروه پشتشان به امری گرم است که خود فانی و زودگذر است و ممکن است در گردش ایام، بر علیه آنان استفاده گردد.

این دسته از مردم خاطرشان به امری جمع است که وجودش به جرقه ای بند است.

اینجاست که پرده کنار می رود و نیرویی متعالی جلوه گر می شود که چرخ گردون هر طور که می خواهد بگردد، دل من به کسی خوش است که گردش ایام تکانش نمی دهد!!

اگر امروز خانه ام استیجاری و کوچک است، اگر امروز کودم بیمار بر تخت بیمارستان افتاده است، اگر مجبورم تا دیر وقت کار کنم تا خرج زندگی ام را در بیاورم، باکی نیست چرا که او با من است.

اگر تمام زندگی ام را آب ببرد باز هم باکی ندارم دلم قرص است که خدایی دارم که جز خیر و نیکی برای بنده اش نمی خواهد، این سخن مردی است که آرامش در چهره اش بی داد می کند، مردی که با وجود فرزند علیلش، گله و شکایتی از روزگار ندارد.

با دیدن این دسته از مردم این آیه قرآن کریم تبلور خود را بیشتر نمایان می کند؛ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

می شناسم عده ای را که با وجود تمام دارایی و تملکاتشان، حسرت یک روز آرامش این و آن را می خورند؛ هر چند پشتشان گرم است. چرا که این گروه پشتشان به امری گرم است که خود فانی و زودگذر است و ممکن است در گردش ایام، بر علیه آنان استفاده گردد. این دسته از مردم خاطرشان به امری جمع است که وجودش به جرقه ای بند است

حواسمان باشد ایمان به خدا به این نیست كه انسان بداند كه خدا حق است، زیرا مجرد دانستن ملازم با ایمان نیست، بلكه عبارت است از پذیرایى و قبول مخصوصى از ناحیه نفس، نسبت به آنچه كه درك كرده است.

قبولى كه باعث شود نفس در برابر آن ادراك و آثارى را كه اقتضاء دارد تسلیم شود و علامت داشتن چنین قبولى این است كه سایر قوا و جوارح آدمى نیز آن را قبول نموده، مانند خود نفس در برابرش تسلیم شود.

فردی که ایمان در قلبش رسوخ کرده و به معنای حقیقی خدا را قبول کرده، از اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان، از پیش آمده های سخت و دشوار زندگی اش ترس نداشته و نگران و مضطرب نیست؛ بلکه تنها نگرانی و ترس او ترس از خداست.

هرگاه دل و قلب آدمى این گونه متوجه خدا شود و به یاد خدا افتد اولین اثرى كه از خود نشان مى‏ دهد این است كه متوجه قصورها و تقصیرها و گناهان خود گشته، آن چنان متأثّر شود كه عكس العملش در جوارح، لرزه اندام باشد.

دومین اثرش این است كه متوجه پروردگارش‏ مى ‏شود كه هدف نهایى فطرت اوست و در نتیجه خاطرش سكون یافته و بیاد او دلش آرامش مى ‏یابد. آنچه در نهایت نصیب انسان مومن می گردد آرامش است، چرا تنها خداست كه مایه اطمینان خاطر و خوشى زندگى است.

مریم پناهنده               

کارشناس ارشد کلام اسلامی

بخش قرآن تبیان            


مطالب مرتبط:

مطمئن ترین راه برای آرامش

آیات آرامش بخش قرآن

آرامش کجاست؟

راهکار عملی مولا امام علی(علیه السلام) برای آرامش

 

صوت مرتبط:

راهکارهای کسب آرامش 
 

فیلم مرتبط:

سوره رعد آیه 28 الف (عوامل آرامش و دلگرمی)

سوره رعد آیه 28 ب (عوامل اضطراب و نگرانی)