سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
...در آمل در مسجد سبزه میدان مشغول درس و بحث و اقامه نماز شدم(در تعطیلات تابستان بوده که ایشان قم را ترک میکرده). روز دوم پس از نماز به منزل آمدم. پس از ناهار آماده استراحت شدم، ولی بچه ها با سر و صدا و بازی نگذاشتند، من که خسته بودم با بچه ها و مادرشان
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

خاطره ای عجیب از علامه حسن زاده آملی

علامه حسن زاده آملی


خانواده به جهت رشد و پویایی حیات جامعه بشری و بقای نسل در آن، از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و به عنوان یكی از نهادهای مهم اجتماعی محسوب می‌شود؛ چرا كه تمامی افراد در جامعه در همین كانون رشد یافته و وارد محیط اجتماع می‌شوند.


و چه بسیار حائز اهمیت است پرورش و نوع ارتباطات در این كانون، چرا كه هر چه این تربیت اصولی‌تر و دقیق‌تر باشد، شخص بالغ‌تر و كامل‌تر وارد اجتماع خواهد شد. و چه ارتباطی اصولی‌تر و دقیق‌تر از ارتباط اسلامی و دینی!

امام رضا علیه السلام فرمود:‌ «أحسن الناس یمانا أحسنهم خلقا و الطفهم بأهله و أنا ألطفكم بأهلی؛ كسی كه ایمانش برتر از دیگران است، اخلاقش نیكوتر و به خانواده‌اش مهربان‌تر است و من نسبت به خانواده‌ی خود، مهربان‌ترم». (بحارالانوار،ج 68، ص 387)

 

خاطره ای از آیت الله حسن زاده آملی

... در آمل در مسجد سبزه میدان مشغول درس و بحث و اقامه نماز شدم(در تعطیلات تابستان بوده که ایشان قم را ترک میکرده).
روز دوم پس از نماز به منزل آمدم. پس از ناهار آماده استراحت شدم، ولی بچه ها با سر و صدا و بازی نگذاشتند، من که خسته بودم با بچه ها و مادرشان دعوا کردم، در حالی که نباید دعوا می کردم، بالاخره در محیط خانواده پدر باید با عطوفت رفتار کند.
پس از لحظاتی ناراحت شدم، به حدی که اشکم جاری شد. از خانه بیرون رفتم و مقداری میوه و شیرینی برای بچه ها خریدم تا شاید دلشان را به دست آورم و از ناراحتیم کاسته شود.
جناب رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرمود: دلی را نشکن که اگر شکسته شد قابل التیام نیست، چنانچه اگر ظرف سنگینی شکست، با لحیم اصلاح نمی شد.

زمین و آسمان بر من تنگ شد و احساس کردم که نمی توانم در آمل بمانم. از آمل بیرون آمده، به قصد عزیمت به تبریز و محضر آقا سیدمحمدحسن الهی عازم تبریز شدم. 

امام رضا علیه السلام فرمود :‌ «كسی كه ایمانش برتر از دیگران است، اخلاقش نیكوتر و به خانواده‌اش مهربان‌تر است و من نسبت به خانواده‌ی خود، مهربان‌ترم»

در منزل ایشان پس از لحظاتی احوالپرسی اظهار داشتند: من نمی دانستم شما قم هستید یا آمل؟ لذا می خواستم نامه ای به اخوی (علامه طباطبائی) بنویسم تا نامه را به شما برسانند.
با تعجب عرض کردم: آقا چه اتفاقی افتاده که می خواستید مرا در جریان بگذاری؟
فرمودند: من خدمت آقای قاضی مشرف شدم و سفارش شما را به ایشان کردم. ولی حاج آقای آملی! (استاد خیلی مودب بودند و مرا حاج آقای آملی خطاب می کردند) ایشان از شما راضی نبودند.
با شنیدن این جمله تا لاله گوش سرخ شدم، عرض کردم: آقا چطور؟ چرا راضی نبودند؟
فرمودند: ایشان به من گفتند: آقای آملی چطور هوس این را دارد در حالی که با عائله اش اینطور رفتار می کند؟
بعد فرمود: حاج آقای آملی! داستان رفتار با عائله چیست؟
زبانم بند آمد و اشکم جاری شد و بالاخره به ایشان ماجرا را عرض کردم.
فرمود: آقا! چرا؟ اینها امانت خدا در دست ما هستند.
به قم بازگشتم و کل ماجرا را نیز خدمت آقای علامه طباطبائی عزیز عرض کردم و ایشان هم تعجب کرد و پس از سکوت زیادی فرمود: «آقای قاضی بزرگمردی بود.»

مهربانی با خانواده، رتبه ی دیگری برای ایمان است که در تداوم و آرامش زندگی نقش اساسی دارد.

همان گونه که عقوق والدین عبارت است از : خشم آوردن، شکستن دل و آزردن خاطر ایشان به هر نوع که دل ایشان آزرده شود عقوق حاصل می شود و آدمی مستحق عذاب الهی و بلای غیر متناهی می گردد، خواه به زدن باشد یا دشنام دادن یا صدا به ایشان بلند کردن یا تیز بر ایشان نگریستن، این عاق می تواند از جانب فرزندان نیز باشد؛ در حالی که آنان فرزندان نیکو و شایسته ای هستند و حقوق آنان از جانب والدین رعایت نمی گردد

اخلاق و رفتار بسیاری از مردم در اجتماع خوب است اما اخلاق و رفتار آن ها با خانواده ی خود مطلوب نیست، همسر و فرزندان وی از دست آن ها راضی نیستند.

پدران باید متوجه باشند که با خانواده خود مهربان باشند، خشونت و تند خویی با خانواده باعث دلسردی همسر و فرزندان از پدر خانواده می شود که این خود آسیب های جدی برای فرزندان به دنبال خواهد داشت. چقدر خوب است که با رفتار خود احترام و محبت را به فرزندانمان آموزش دهیم.

سكونى از امام صادق(علیه السلام) و او از پدرانش نقل مى‏كند كه پیامبر خدا(صلوات الله علیه) فرمود: بر پدر و مادر در صورتى كه فرزندشان صالح باشد رعایت همان چیزى لازم است كه رعایت آن بر فرزند لازم است. (الخصال/ ترجمه جعفرى/ ج‏1/  91) از این رو همان گونه که عقوق والدین عبارت است از : خشم آوردن، شکستن دل و آزردن خاطر ایشان به هر نوع که دل ایشان آزرده شود عقوق حاصل می شود و آدمی مستحق عذاب الهی و بلای غیر متناهی می گردد، خواه به زدن باشد یا دشنام دادن یا صدا به ایشان بلند کردن یا تیز بر ایشان نگریستن، این عاق می تواند از جانب فرزندان نیز باشد؛ در حالی که آنان فرزندان نیکو و شایسته ای هستند و حقوق آنان از جانب والدین رعایت نمی گردد.

فرآوری: محمدی                 

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع:

کتاب جمع پراکنده

سایت پرسمان

 

مطالب مرتبط:

4 گروهی که دعایشان برگشت ندارد

پدرتان را به نام صدا نزنید!

40حق والدین بعد از وفات بر فرزندان

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین