من به دینم شک دارم. شک دارم که اسلام دین حقیقی باشه، با توجه به اینکه تو شبکه های اجتماعی گروه های ضد اسلام زیادی هم ساخته شدن، شک من بیشتر شده. سردر گمم. لطفا کمکم کنید.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

گروه های ضد دین در شبکه های اجتماعی چه می گویند؟!

شبکه های اجتماعی


من به دینم شک دارم. شک دارم که اسلام دین حقیقی باشه، با توجه به اینکه تو شبکه‌های اجتماعی گروه‌های ضد اسلام زیادی هم ساخته شدن، شک من بیشتر شده. سردر گمم. لطفا کمکم کنید.

مطالعه و تحقیق کنید تا شک‌تان برطرف شده و به یقین مبدل گردد.

شک گاهی خیلی هم خوب است، اما چرا به آن شبکه‌های اجتماعی که هم خودشان اقرار دارند و هم شما اذعان دارید که ضد دین هستند، شک نکردید؟!

اتفاقاً قوه‌ی "شک" و تردید را داده‌اند تا اولاً مقدمه‌ای بر یقین باشد و ثانیاً انسان عاقل هر چیزی را سریع قبول نکند و هر ادعایی را نپذیرد، و عبد ذلیل هر ادعا و دعوتی نگردد، تا به سرعت به بند اسارت و بندگی کشیده نشود؛ بکه ابتدا کمی شک کند. اما چرا انسان باید در مقابل هر نوع جریان و پیامی که خودش می‌داند "ضد تبلیغ علیه دین" است، تسلیم و مطیع باشد، اما راجع به حقایق روشن دینی "شک" کند؟!

این دیگر "شک کردن" نیست، بلکه "بدل خوردن" است. برای هر حقیقتی، بدلی وجود دارد و بدل "شک صحیح" نیز شک به حق و حقایق، به جای شک به باطل و اباطیل است.

الف – انسان "عقل" دارد، "اختیار" هم دارد - "یقین" دارد، "شک" هم دارد - "ایمان" دارد، "کفر" هم دارد – "حبّ و میل" دارد، "بغض و تنفر" هم دارد؛ اینها که بد نیست، منتهی وقتی بدل خورد، هر یک را جای دیگری مورد استفاده قرار داد، ضرر می‌کند.

ب – چرا انسان باید خود را دهوای آلوده قرار دهد و بعد بگوید: شک کردم که اصلاً هوای تمیز هم وجود دارد، یا اصلاً تمیزی همین است و شاید هوای تمیز آلوده است؟ چرا انسان باید خود را عالماً و عامداً مخاطب دشمنان دین و دنیا و آخرت خود قرار دهد و پس از آن که ذهن و قلبش هدف قرار گرفت و مجروح شد و قلبش بیمار شد، بگوید: اساساً به "اسلام و سلامتی دینی" شک کردم.

ج – در عین حال، باز هم بیان می‌شود که اصل "شک کردن"، بد و مذموم نیست، منتهی اولاً شک منطقی و ثانیاً شک به موقع.

انسان باید دقت کند که چرا شک کرده است و وقتی شک پیش آمد، چه می‌کند؟ دست روی دست می‌گذارد و می‌گوید: «من شک کردم؟!» یا می‌رود تحقیق و جستجو می‌کند تا شک و تردیدش بر طرف گردد؟

در این عالم هشت میلیاردی، چند دین بزرگ مثل اسلام، مسیحیت، یهودیت، بودیسم و هندوئیسم وجود دارد و هم چنین هزاران دین کوچک، و حتی "شیطان پرستی" هم وجود دارد، چه به شکل تشکیلاتی (فراماسونی) و چه به شکل فرقه‌ای. هر کدام نیز ده‌ها شعبه و مذهب دارند؛ اما ظاهراً هیچ کس با دین و آیین دیگری کاری ندارد، اسمش را هم آزادی و دموکراسی گذاشته‌اند. پس چرا این همه نسبت به "اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و اله" و مسلمانی ما حساس و دشمن هستند و چرا این همه وقت، هزینه، فکر، امکانات و تجهیزات را به مقابله با این دین و اندیشه اختصاص داده‌اند؟

د – آیا تا به حال هیچ شک کرده‌اید که «شاید این شبکه‌های اجتماعیِ ضد دین، خیر و سعادت مرا نمی‌خواهند؟». خب اگر یقین به دشمنی آنها حاصل است، پس چرا باید ضدتبلیغ آنها در انسان تأثیر بگذارد؟! و اگر به دشمنی آنها یقینی حاصل نیست و انسان شک دارد که نکند دوست هستند و خیر انسان را می‌خواهند، خب کار راحتی است، ببینیم به چه چیز ما را دعوت می‌کنند؟ به کدام سو می‌خوانند و از کدام هدف و جهت باز می‌دارند؟

 

شک در دین:

دین هم همین‌طور است. دین حقیقی (اسلام) یک سایه نیست که انسان شک کند که آیا درست دیده یا خیر؟ بلکه یک ساختار "اعتقادی و عملی" است. اصولی دارد، فروعی دارد، امر دارد، نهی دارد، دعوت دارد، بازدارندگی دارد، حلال و حرام دارد. و انسان نیز عقل، قلب، علم و شعور و اختیار دارد.

اسلام عزیز، مبدأ و معاد (توحید و قیامت) را می‌شناساند و سپس به ایمان به آن دعوت می‌کند. دلایل عقلی و منطبق با فطرت را بیان می‌کند و سپس فرا می‌خواند و پس از اثبات به این دعوت، راه‌کارهای درست زندگی کردن و سالم رسیدن به مقصد را نشان می‌دهد.

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» (الرّوم، 30)

ترجمه: پس روى خود به سوى دین حنیف كن كه مطابق فطرت خدا است، فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفریده؛ و در آفرینش خدا دگرگونگى نیست، این است دین مستقیم ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.

خداوند حکیم در اسلام، انسان را متوجه خودش می‌کند تا تردیدش برطرف گردد.

در مقابل "کفر" است که به هیچ دلیل عقلانی مستدل نمی‌شود و با هیچ گرایش فطری سازگاری ندارد و هیچ برنامه‌ای هم جز نفس‌پروری ندارد و نتیجه‌ای هم جز به بندگی فراعنه و طواغیت کشیدن ندارد. روح را می‌کشد و جسم را چاق و باد می‌کند، به طوری که پوست از گوشتش جدا شود، تا خوب چوب بخورد و مُثله شود.

خب، حالا یکی شک کرد، چه اشکالی دارد؟ به دعوت هر کدام، دلایل هر کدام، راه هر کدام و نتیجه‌ی هر کدام نگاه می‌کند، شکّش برطرف می‌شود و به یقین می‌رسد.

قرآن کریم، نه بافته‌های منفعت طلبانه عده‌ای فاسد و فاسق است و نه شعارهای ژورنالیستی برای فریب مردم و نه مبتنی بر ظنّ و گمانی به نام نظریه.

خدا در قرآن کریم از انسان، جهان، عالم هستی، اول و آخر تعریف درست و اطلاعات کامل و مستدل می‌دهد، چه باید کردها و چه نباید کردهای منطبق با حقایق عالم هستی را نیز در جزئی‌ترین و کلی‌ترین شئون فردی و اجتماعی بشر بیان می‌کند. قرآن کتاب انسان شناسی است:

«لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَیْكُمْ كِتَابًا فِیهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (الأنبیاء، 10)

ترجمه: و حقّا كه ما به سوى شما (و همه آیندگان تاریخ) كتابى نازل كردیم كه در آن یادآورى شماست، پس آیا نمی‌اندیشید؟

آیا تا به حال هیچ شک کرده‌اید که «شاید این شبکه‌های اجتماعیِ ضد دین، خیر و سعادت مرا نمی‌خواهند؟». خب اگر یقین به دشمنی آنها حاصل است، پس چرا باید ضدتبلیغ آنها در انسان تأثیر بگذارد؟! و اگر به دشمنی آنها یقینی حاصل نیست و انسان شک دارد که نکند دوست هستند و خیر انسان را می‌خواهند، خب کار راحتی است، ببینیم به چه چیز ما را دعوت می‌کنند؟ به کدام سو می‌خوانند و از کدام هدف و جهت باز می‌دارند؟

چرا تبلیغات گسترده علیه اسلام ناب؟

شک در مورد هر چیزی با فکر، اندیشه، مطالعه و تحقیق برطرف شده و جایش را به یقین می‌دهد. در همین مورد هم کافیست که انسان با خود بیاندیشد که چرا این قدر از اسلام ناب ناراحت هستند و علیه آن ضد تبلیغ می‌کنند. چه چیزی در مسلمانی ماست که آنها را رنج می‌دهد؟!

در این عالم هشت میلیاردی، چند دین بزرگ مثل اسلام، مسیحیت، یهودیت، بودیسم و هندوئیسم وجود دارد و هم چنین هزاران دین کوچک، و حتی "شیطان پرستی" هم وجود دارد، چه به شکل تشکیلاتی (فراماسونی) و چه به شکل فرقه‌ای. هر کدام نیز ده‌ها شعبه و مذهب دارند؛ اما ظاهراً هیچ کس با دین و آیین دیگری کاری ندارد، اسمش را هم آزادی و دموکراسی گذاشته‌اند. پس چرا این همه نسبت به "اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و اله" و مسلمانی ما حساس و دشمن هستند و چرا این همه وقت، هزینه، فکر، امکانات و تجهیزات را به مقابله با این دین و اندیشه اختصاص داده‌اند؟

این اسلام به چه دعوت می‌کند که پذیرش آن، پایه‌های کاخ سفید، کرملین و واکینگهام را می‌لرزاند؟! و امید ستمکاران و استثمار کنندگان و سلطه‌گران را به ناامیدی می‌کشاند؟

خب انسان کمی فکر کند، تمامی شک‌هایش به حقانیت اسلام و قرآن و اهل بیت علیهم السلام از بین می‌رود. هر چند مطالعات زیادی نداشته باشد و یا حتی در عمل آن طور که باید مقید نباشد و کوتاهی‌هایی داشته باشد، اما شک نمی‌کند.

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: سایت ایکس شبهه 

 

مطالب مرتبط:

رقابت سیمای محترم با شبکه های ماهواره ای! 

میلیون‌ها کاربر اینترنتی در خطری جدی

پیامدهای بی اخلاقی در فضای اینترنت!

رایتل فرصتی مناسب یا تهدیدی خطرناک !!

 

مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .