سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
فرعون حضرت موسى(ع) را متهم كرد به این كه مى خواهد دین و آیین مردم را تغییر دهد تا خودش قدرت را به دست بگیرد و بر آنان حكومت كند. به او گفت: «اى موسى! تو قصد نجات مردم را ندارى و اگر مى خواهى با سحر و جادو ما را مطیع خود كنى،
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : فرزانه زنبقی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
قرآن کریم

 12) جزء دوازدهم قرآن کریم، آیات ١ الی ١٠٩ سوره ی یونس

به شما ایمان نداریم

 فرعون حضرت موسى(ع) را متهم كرد به این كه مى‏خواهد دین و آیین مردم را تغییر دهد تا خودش قدرت را به دست بگیرد و بر آنان حكومت كند. به او گفت: «اى موسى! تو قصد نجات مردم را ندارى و اگر مى‏خواهى با سحر و جادو ما را مطیع خود كنى، بدان كه ما هم جادوگران بزرگى داریم كه مى‏توانند با تو مبارزه كنند و تو را شكست بدهند؛ اگر موافق هستى روزى را معین كن كه در حضور ما و مردم با آنان مبازره كنى.» حضرت موسى(ع) پذیرفت و روز جشن هنگام ظهر را انتخاب كرد كه مردم تعطیل باشند و همه بیایند و هوا كاملاً روشن باشد كه همه چیز به خوبى دیده شود. فرعون دستور داد تمام جادوگران ماهر را نزد او ببرند. در قرآن چنین مى‏خوانیم:

 گفتند: آیا به سوى ما آمده‏اى تا ما را از آن‏چه پدرانمان را بر آن یافته‏ایم، منصرف كنى و در این سرزمین، بزرگى براى شما دو نفر باشد؟ ما به شما ایمان نداریم. و فرعون گفت: همه جادوگران دانا را نزد من بیاورید.

 

    آیات 78 و 79


 
 حقیقت آشكار شد


 روز موعود فرا رسید. میدان وسیعى بود و جمعیت زیادى از مردم گرد آمده بودند. در یك طرف میدان، فرعون و یارانش همراه تعداد زیادى از جادوگران ماهر، و در طرف دیگر، موسى(ع) و برادرش با لباس‏هاى ساده و عصا حضور داشتند. حضرت موسى(ع) ابتدا مردم و جادوگران را دعوت كرد كه به یگانگى خداوند ایمان بیاورند و اعلام كرد كه كارش جادوگرى نیست، بلكه معجزه‌ی خداوند است.

 جادوگران مدت كوتاهى با هم صحبت و مشورت كردند. سپس به موسی (ع) گفتند : « تو شروع می كنی یا ما شروع كنیم ؟» موسى(ع) گفت: «شما شروع كنید.» آنان هر چه براى جادوگرى همراه آورده بودند، یكباره به میدان انداختند. به نظر مى‏رسید كه مارهایى كوچك و بزرگ و رنگارنگ در میدان حركت مى‏كنند. آنان مردم را جادو كرده بودند. همه در وحشت فرو رفته بودند. فریاد شادى فرعونیان به آسمان رفته بود. گروهى از ترس و وحشت فریاد مى‏زدند و خود را عقب مى‏كشیدند. در این هنگام، حضرت موسى(ع) فرمان یافت كه عصایش را به زمین بیندازد. و او عصایش را به زمین انداخت. ناگهان عصا تبدیل به مارى شد كه تمام آن‏چه را كه جادوگران به میدان آورده بودند، بلعید. حقیقت آشكار شد و جادوگران شكست خوردند. در قرآن چنین مى‏خوانیم:

 پس هنگامى كه جادوگران آمدند، موسى به آنان گفت: آن‏چه را مى‏اندازید، بیندازید. پس هنگامى كه انداختند، موسى گفت: آن‏چه آورده‏اید، جادو است. به زودى خدا آن را باطل مى‏كند. به راستى كه خدا كار مفسدان را اصلاح نمى‏كند. و خدا با كلماتِ خود، حق را ثابت مى‏كند. هر چند گناهكاران دوست نداشته باشند.

    آیات 80 الى 82


 بر خدا توكل كردیم

 فرعون كه شكست سختى خورده بود، به ناچار مدتى حضرت موسى(ع) و برادرش را آزاد گذاشت. هر روز تعدادى از مردم ضعیف و ستم كشیده، به حضرت موسى(ع) ایمان مى‏آوردند.

 اطرافیان فرعون به او انتقاد مى‏كردند كه چرا اجازه داده است موسى و برادرش به راحتى مردم را به خداپرستى دعوت كنند. فرعون تصمیم گرفت قوم بنى‏اسرائیل را نابود كند، پسرانشان را بكشد و دخترانشان را براى كنیزى زنده نگه دارد. قوم بنى‏اسرائیل كه مردمى كم صبر بودند، شكوه و شكایت را شروع كردند. آنان به حضرت موسى(ع) مى‏گفتند: «پیش از این كه تو بیایى، فرعونیان ما را آزار مى‏دادند، اكنون هم كه تو آمده‏اى، باز هم ما را آزار مى‏دهند و ظلم و ستم آنان ادامه دارد. پس چه وقت از دست آنان نجات پیدا مى‏كنیم؟» حضرت موسى(ع) مردم را دلدارى مى‏داد و به آنان مى‏گفت كه مبازره با ظلم و ستم كارى نیست كه به راحتى انجام گیرد، بلكه باید صبور بود و سختى‏ها را تحمل كرد و از خدا كمك خواست. در قرآن چنین مى‏خوانیم:

 پس كسى به موسى ایمان نیاورد به جز گروهى ضعیف از قومش، در حالى كه مى‏ترسیدند از این كه فرعون و سرانش آنان را گرفتار سازند، و به راستى فرعون در آن سرزمین تسلط داشت و به راستى او از اسراف‏كاران بود؛ و موسى گفت: اى قوم من! اگر به خدا ایمان آورده‏اید، اگر مسلمان هستید، پس بر او توكل كنید. پس گفتند: ما بر خدا توكل كردیم. پروردگارا! ما را براى قوم ستمكار، آزمایش قرار نده! و به رحمت خویش ما را از مردم كافر نجات بده!

    آیات 83 الى 86


 دعایتان پذیرفته شد

 به فرمان خداوند مهربان، حضرت موسى(ع) و یارانش خانه‏هایى نزدیك هم ساختند تا در كنار یكدیگر و به كمك هم، طبق دستورات و آیین الهى زندگى كنند. اما فرعونیان كه مال و ثروت فراوانى داشتند، مردم را فریب مى‏دادند و گمراه مى‏كردند و هر روز ظلم و ستم بر بنى‏اسرائیل را افزایش مى‏دادند تا عاقبت موسى(ع) آنان را نفرین كرد. در قرآن چنین آمده است:

 و به موسى و برادرش وحى كردیم كه براى قومتان در مصر خانه‏هایى بسازید و خانه‏هایتان را روبه‏روى هم قرار دهید و نماز به‏پا دارید و به مومنان بشارت بده. و موسى گفت: پروردگارا! تو به فرعون و سرانش در زندگى دنیا،: زینت و اموال داده‏اى! پروردگارا! تا از راه تو گمراه كنند. پروردگارا! اموالشان را نابود كن و دل‏هایشان را سخت گردان كه ایمان نیاورند تا عذاب دردناك را ببینند. گفت: دعاى شما پذیرفته شد. پس استقامت كنید و از راه كسانى كه نادانند، پیروى نكنید.

    آیات 87 الى 89


 ایمان آوردم

 خداوند مهربان، به حضرت موسى(ع) وحى كرد كه پیروانش را از مصر خارج كند. حضرت موسى(ع) دور از چشم دشمنان، بنى‏اسرائیل را جمع كرد و همگى شبانه از مصر خارج شدند، اما جاسوسان فرعون، از ماجرا باخبر شدند و موضوع را به او گزارش دادند. فرعون به سرعت نیروهایش را جمع كرد و به تعقیب آنان پرداخت و هنگام طلوع آفتاب به آنان نزدیك شد. هنگامى كه یاران موسى(ع)، فرعون و لشكرش را دیدند گفتند: «بدون شك ما در چنگال فرعون گرفتار مى‏شویم. راه نجاتى نداریم. پیش رویمان دریاست و پشت سرمان فرعون با لشكرش، كه به زودى به ما خواهند رسید و همه را مى‏كشند یا به اسارت مى‏گیرند.»

 در این هنگام، حضرت موسى(ع) به فرمان خدا، عصایش را به آب زد. دریا شكافته شد و در میان آن، راهى خشك پدید آمد. قوم بنى‏اسرائیل به سرعت وارد دریا شد. فرعونیان با این كه از دیدن این معجزه الهى، مات و مبهوت شده بودند، اما به تعقیب حضرت موسى(ع) و یارانش ادامه دادند و وارد دریا شدند. وقتى آخرین نفر از بنى‏اسرائیل از دریا بیرون رفت، آخرین نفر از فرعونیان وارد دریا شد. در این هنگام امواج به هم پیوستند و فرعونیان همگى غرق شدند. فرعون در حال غرق شدن، گفت: «ایمان آوردم!» اما خداوند مهربان به او چنین پاسخ داد:

 و بنى اسرائیل را از دریا گذراندیم. آن‏گاه فرعون و سپاهیانش از روى ستم و تجاوز آنان را تعقیب كردند. تا وقتى كه داشت غرق مى‏شد، گفت: ایمان آوردم كه هیچ خدایى جز آن كه بنى‏اسرائیل به او ایمان آورده‏اند، نیست. و من از مسلمانانم!

- الان؟ در حالى كه پیش از این، سركشى مى‏كردى و از مفسدان بودى؟! پس امروز بدنت را بیرون مى‏اندازیم تا براى كسانى كه بعد از تو مى‏آیند، نشانه‏اى باشد و به راستى بسیارى از مردم از نشانه‏هاى ما غافلند.

    آیات 90 الى 92


 اختلاف كردند

 خداوند مهربان، قوم بنى‏اسرائیل را از ظلم و ستم فرعونیان نجات داد و بعد از سال‏ها اسارت و محرومیت، به آنان آزادى بخشید. كتاب تورات را كه برنامه‌ی كامل یك زندگى سعادتمندانه بود بر حضرت موسى(ع) نازل كرد و نعمت‏هایش را بر آنان تمام كرد. اما قوم بنى‏اسرائیل با این كه مى‏دانستند حضرت موسى(ع) پیامبر خداست و معجزات فراوانى از او دیده بودند و با این كه مى‏دانستند باید طبق قوانین و دستورات تورات زندگى كنند، اما دچار اختلاف و پراكندگى شدند؛ بهانه‏جویى كردند و هر روز چیزهاى تازه‏ترى از حضرت موسى(ع) خواستند. خداوند مهربان مى‏فرماید:

 و به راستى ما بنى‏اسرائیل را در جایگاه نیكو منزل دادیم و از چیزهاى پاكیزه به آنان روزى دادیم. پس به اختلاف نپرداختند تا آن كه دانش برایشان آمد. به راستى كه روز قیامت پروردگارت در آن‏چه در آن اختلاف داشتند میانشان داورى خواهد كرد.

    آیه‌ی 93

 

فرزانه زنبقی
نشر لک لک

 


منبع: آشنایی با قرآن کریم برای نوجوانان
جزء یازدهم قرآن کریم، آیات ١ الی ١٠٩ سوره ی یونس

مطالب مرتبط:

سوره ی یونس آیات ٦٨ الی ٧٧

سوره ی یونس آیات ٥٧ الی ٦٧

سوره ی یونس آیات ٤٦ الی ٥٦


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین