سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
مسیحیان مى گفتند كه عیسى(ع) پسر خداست و یهودیان «عُزیر» را پسر خدا مى دانستند. مشركان نیز فرشتگان را دختران خدا مى دانستند. خداوند یگانه مى فرماید:
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : فرزانه زنبقی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
قرآن کریم

١١) جزء یازدهم قرآن کریم، آیات ١ الی ١٠٩ سوره ی یونس

 خداوند یگانه است

 مسیحیان مى‏گفتند كه عیسى(ع) پسر خداست و یهودیان «عُزیر» را پسر خدا مى‏دانستند. مشركان نیز فرشتگان را دختران خدا مى‏دانستند. خداوند یگانه مى‏فرماید:

 گفتند: خدا فرزندى براى خود گرفته است. او منزه است. او بى‏نیاز است. آن‏چه در آسمان‏ها و آن‏چه در زمین است، از آنِ اوست. شما دلیلى بر این ندارید. آیا چیزى را كه نمى‏دانید، درباره‌ی خدا مى‏گویید؟ بگو: به راستى كسانى كه به خدا دروغ مى‏بندند، رستگار نمى‏شوند. بهره‏اى در دنیا دارند، آن‏گاه بازگشتشان به سوى ماست. آن‏گاه به سزاى آن كه كافر بودند، عذابى شدید به آنان مى‏چشانیم.

    آیات 68 الى 70


 حضرت نوح(ع)

 حضرت نوح(ع) در زمانى به پیامبرى مبعوث شد كه مردم، بت‏پرست بودند و به بت‏هاى گوناگونى اعتقاد داشتند. این پیامبر بزرگ، مردم را به پرستش خداى یگانه دعوت كرد. اما تعداد كمى به او ایمان آوردند. او با همان تعداد كمِ مومنان، با كمال شجاعت، در مقابل دشمنان كافر و مشرك ایستاد و در مقابل تهدیدهاى آنان پایدارى كرد. به آنان مى‏گفت: «من از زیادى نفرات شما نمى‏ترسم، زیرا به خدا توكل كرده‏ام. شما و همه معبودهایتان جمع شوید و هر چه مى‏توانید علیه من انجام دهید و اگر می توانید لحظه‏اى هم به من مهلت ندهید. كمى فكر كنید. من كه در مقابل دعوتم مزدى از شما نمى‏خواهم. من فقط از جانب خدا مأمورم كه شما را به یگانه‏پرستى دعوت كنم و بگویم كه ایمان بیاورید و كارهاى شایسته انجام دهید. دست از گناه و ظلم بردارید وگرنه خداوند بر شما عذاب نازل مى‏كند!» كافران به تمسخر مى‏گفتند: «اگر راست مى‏گویى، عذاب را بیاور تا ببینیم!» دعوت و نصیحت حضرت نوح(ع) و سركشى و بى‏ایمانى قومش ادامه داشت. سرانجام خداوند مهربان به حضرت نوح(ع) وحى فرمود كه دیگر كسى ایمان نخواهد آورد، و فرمان داد تا كشتى بزرگى بسازد.
 حضرت نوح(ع) طبق فرمان خدا با كمك یارانش مشغول ساختن كشتى شد. روز عذاب فرا رسید. حضرت نوح(ع) به فرمان خدا از هر نوع حیوان، جفتى داخل كشتى قرار داد و همه‌ی مومنان و خانواده‏اش را، به جز یكى از پسرانش و همسرش كه ایمان نیاورده بودند، داخل كشتى بُرد. ناگهان آب فراوانى از زمین جوشید و آسمان به شدت بارید. كشتى روى آب شناور شد. همه‌ی كافران غرق شدند. حضرت نوح(ع) و یارانش نجات یافتند و خدا آنان را جانشین آن قوم گناهكار كرد. ماجرا را در قرآن چنین مى‏خوانیم:

 و خبر نوح را بر آنان بخوان، هنگامى كه به قومش گفت: اى قوم من! اگر قیام من و یادآورى‏هاى من به نشانه‏هاى خدا بر شما گران است، پس من بر خدا توكل كرده‏ام. پس كارتان و شریكانتان را جمع كنید. پس كارتان را بر خودتان پنهان نكنید. آن‏گاه كار مرا یكسره كنید و مهلتم ندهید. و اگر رویگردان شوید، من پاداشى از شما نمى‏خواهم كه پاداش من جز بر عهده‌ی خدا نیست و من مأمورم كه از مسلمانان باشم. پس او را دروغگو خواندند و ما، او و همراهانش را در كشتى نجات دادیم و آنان را جانشینان قرار دادیم و كسانى را كه آیات ما را دروغ خواندند غرق كردیم. پس بنگر عاقبت بیم داده شدگان چگونه بود.

    آیات 71 الى 73


 پیامبران بعدى

 قوم نوح(ع) زندگى تازه‏اى را شروع كرد و از آنان نسل جدیدى پدید آمد اما كم كم بعضى از مردم از راه خدا دور شدند و كفر و شرك، بار دیگر رواج یافت. خداوند مهربان پیامبران دیگرى براى هدایت آنان فرستاد، اما باز هم مخالفت با پیامبران و مبارزه و دشمنى با یگانه‏پرستى شدت گرفت. خداوند مهربان مى‏فرماید:

 آن‏گاه بعد از او، پیامبرانى به سوى قومشان مبعوث كردیم و آنان دلایل آشكار برایشان آوردند، ولى آنان نمى‏خواستند به چیزى كه از قبل دروغ خوانده بودند، ایمان بیاورند. این چنین بر دل‏هاى تجاوزكاران مُهر مى‏زنیم.

    آیه‌ی 74


 موسى(ع) و هارون(ع)

 پادشاهان مصر را فرعون مى‏نامیدند. فرعون‏ها بسیار ظالم بودند و خود را خداى مردم مى‏دانستند. خداوند یگانه، در زمانى حضرت موسى(ع) را به پیامبرى برگزید كه رامسس دوم، فرعون مصر بود، جادوگرى بسیار رواج داشت و جادوگران ماهر بسیارى در میان مردم بودند.
 خداوند مهربان به موسى(ع) معجزاتى داد كه بتواند پیامبریش را ثابت كند و برادرش را كه بسیار خوب صحبت مى‏كرد، وزیر او قرار داد. سپس به آنان فرمان داد كه به كاخ فرعون بروند و او را به خداپرستى دعوت كنند و از او بخواهند كه از ظلم به قوم بنى‏اسرائیل دست بردارد. در قرآن چنین مى‏خوانیم:

 آن‏گاه بعد از آنان، موسى و هارون را با نشانه‏هایمان به سوى فرعون و سرانش فرستادیم. پس گردنكشى كردند و مردمى گناهكار بودند.

    آیه‌ی 75


 جادوگران رستگار نمى‏شوند

 حضرت موسى(ع) و هارون(ع) تلاش كردند فرعون و بزرگان دربارش را به یگانگى خداوند دعوت كنند. فرعون به موسى(ع) گفت: «اگر راست مى‏گویى، نشانه‏اى بیاور كه معلوم شود تو پیامبر خدایى!»
 حضرت موسى(ع) معجزات الهى را به او نشان داد. عصایش را به زمین انداخت، ناگهان تبدیل به مارى خطرناك شد، آن را برداشت بار دیگر تبدیل به عصا شد. دست در گریبانش كرد، هنگامى كه آن را بیرون آورد، سپید بود و مى‏درخشید. اطرافیان فرعون گفتند: «بدون شك او جادوگر ماهرى است.» پاسخ حضرت موسى(ع) را در قرآن چنین مى‏خوانیم:

 پس هنگامى كه حق از نزد ما به سویشان آمد، گفتند: به راستى این جادویى آشكار است. موسى گفت: آیا حق را كه به سویتان آمده، مى‏گویید؟! آیا این جادو  است؟ در حالى كه جادوگران رستگار نمى‏شوند!

    آیات 76 و 77

 

 

فرزانه زنبقی
نشر لک لک


منبع: آشنایی با قرآن کریم برای نوجوانان
جزء یازدهم قرآن کریم، آیات ١ الی ١٠٩ سوره ی یونس

مطالب مرتبط:

سوره ی یونس آیات ٥٧ الی ٦٧

سوره ی یونس آیات ٤٦ الی ٥٦

سوره ی یونس آیات ٣٤ الی ٤٥


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین