سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
قوم یهود با آن كه كتاب تورات را داشتند و دستورات الهى را در آن مى خواندند، اما سودهاى زودگذر دنیایى، آنان را فریب مى داد و به گناه آلوده مى ساخت. براى نمونه، آنان نشانه هاى پیامبر(ص) را در تورات خوانده بودند و او را مى شناختند،
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

 

سوره ی اعراف- آیات 169 الی 177

 

جانشینان بنى‏اسرائیل


 قوم یهود با آن كه كتاب تورات را داشتند و دستورات الهى را در آن مى‏خواندند، اما سودهاى زودگذر دنیایى، آنان را فریب مى‏داد و به گناه آلوده مى‏ساخت. براى نمونه، آنان نشانه‏هاى پیامبر(ص) را در تورات خوانده بودند و او را مى‏شناختند، اما چون منافع‏شان به خطر مى‏افتاد، حاضر نبودند، به او ایمان بیاورند. آنان خود را فرزندان خدا مى‏نامیدند و ادعا مى‏كردند كه حتى گناهكارانشان در جهان آخرت بیش‏تر از چند روز مجازات نمى‏شوند و با این خیالات خام، خود را سرگرم مى‏كردند و هر چه مى‏خواستند انجام مى‏دادند. خداوند مهربان مى‏فرماید:


 پس از آنان، جانشینانى ماندند كه وارث كتاب شدند كه خواسته‏هاى این دنیا را مى‏گیرند و مى‏گویند كه به زودى بخشیده خواهیم شد و اگر خواسته‏اى مانند آن به ایشان برسد، آن را مى‏گیرند. آیا كتاب از آنان پیمان نگرفته است كه جز به حق نسبت به خدا سخن نگویند؟ و آن‏چه در آن است آموخته‏اند؛ و سراى آخرت براى كسانى كه پرهیزكارى كنند، بهتر است. آیا عقل خود را به كار نمى‏گیرید؟ و كسانى كه به كتاب پاى‏بند باشند و نماز برپا دارند، به راستى كه پاداش درستكاران را تباه نخواهیم كرد.


    آیات 169 و 170

 

 سایبان خطرناك


 هنگامى كه حضرت موسى(ع) از كوه طور بازگشت و تورات را با خود آورد، بنى‏اسرائیل به بهانه این كه حضرت موسى(ع) تكالیف سختى براى آنان آورده است، نافرمانى و سركشى را شروع كردند. خداوند یگانه، فرشتگان را مأمور كرد تا قطعه‏اى از كوه طور را بالاى سر آنان قرار دهند. در این هنگام، حضرت موسى(ع) به آنان اعلام كرد كه اگر پیمان ببندند و به دستورات خدا عمل كنند و از سركشى دست بردارند، عذاب برطرف مى‏شود، وگرنه كوه بر سرشان مى‏افتد و همگى هلاك خواهند شد. آنان پشیمان شدند و توبه كردند. خداوند مهربان مى‏فرماید:


 و هنگامى كه كوه را بالاى سرشان برافراشتیم، گویى سایبانى بود و گمان مى‏كردند كه بر سرشان فرو مى‏افتد. آن‏چه را به شما داده‏ایم با قدرت بگیرید و آن‏چه در آن است، به یاد داشته باشید؛ شاید پرهیزكار شوید.


    آیه‌ی 171

 بله، گواهى مى‏دهیم


 خداوند مهربان براى انسان، دو نوع هدایت قرار داد. یك هدایت به وسیله پیامبران صورت گرفت كه آشكارا مردم را به یگانه‏پرستى و انجام كارهاى شایسته دعوت مى‏كردند. دیگرى هدایتى بود كه در وجود و فطرت انسان نهاده شد. او به انسان استعداد و آمادگى خداپرستى بخشید و به او عقل و اندیشه داد تا با تفكر در جهان هستى به وجود خالق یكتا پى ببرد. این استعداد، پیمان خداپرستى پروردگار با انسان است. به این ترتیب، هیچ كافر یا مشركى نمى‏تواند ادعا كند كه پدرانش مشرك بوده‏اند و او از آنان پیروى مى‏كرده است. در قرآن مى‏خوانیم:


 و هنگامى كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، فرزندانشان را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله گواهى مى‏دهیم. تا مبادا روز قیامت بگویید: ما از این موضوع بى‏خبر بوده‏ایم. یا بگویید: پدران ما از قبل مشرك بوده‏اند و ما فرزندان بعد از آنان بوده‏ایم. آیا ما را براى آن‏چه تباهكاران انجام داده‏اند، هلاك مى‏كنى؟ و این گونه آیات را شرح مى‏دهیم و شاید بازگردند.


    آیات 172 الى 174

 مَثَلِ سگ


 بعضى از مردم در اثر عبادت و اطاعت از خداوند مهربان به مقام‏هاى بسیار خوبى مى‏رسند. خداوند به آنان توجه مى‏كند و دعاهایشان پذیرفته مى‏شود. اما ناگهان گرفتار غرور و حسد مى‏شوند، فریب شیطان را مى‏خورند و ارزش خود را از دست مى‏دهند و گمراه مى‏شوند. براى مثال، گفته‏اند در زمان حضرت موسى(ع) فردى به نام «بلعم باعورا» زندگى مى‏كرد كه بسیار عبادت مى‏كرد و حقایق بسیارى مى‏دانست و هر دعایى مى‏كرد پذیرفته مى‏شد. اما او به جاى همكارى و پشتیبانى از حضرت موسى(ع) به یارى فرعون رفت و مقام و ارزش خود را از دست داد و گمراه شد.
 مثال دیگر مربوط به زمان پیامبر اكرم(ص) است: شخصى به نام «اﻣﻳﺔ بن ابى‏الصلت ثقفى» اهل عبادت و پرهیزكارى بود. او كتاب‏هاى قدیمى را خوانده بود و مى‏دانست كه خداوند، پیغمبرى خواهد فرستاد و امیدوار بود كه خداوند او را مبعوث فرماید. او سفرى به بحرین كرد و در آن‏جا شنید كه حضرت محمد(ص) به پیامبرى مبعوث گشته است. او هشت سال در بحرین ماند. پس از آن، همراه یارانش به زیارت پیامبرخدا (ص) رفت. پیامبر(ص) او را به اسلام دعوت كرد و سوره «یس» را برایش خواند. وقتى سوره تمام شد، امیه از جاى برخاست و در حالى كه پاهایش را مى‏كشید، بیرون رفت. همراهانش به دنبالش بیرون رفتند و پرسیدند: «نظرت درباره‌ی این مرد چیست؟» گفت: «باید فكر كنم.» و از آن‏جا به شام رفت. بعد از جنگ بدر مى‏خواست به مدینه برود و مسلمان شود. در بین راه ماجراى جنگ بدر را شنید، از تصمیم خود منصرف شد و گفت: «اگر این مرد پیامبر بود، خویشانش را نمى‏كشت.» سپس از نیمه راه به طرف طائف رفت و همان جا ماند تا درگذشت. خداوند مهربان در مورد این گونه افراد مى‏فرماید:


 و خبر كسى را كه آیات خود را به او داده بودیم؛ سپس از آن بیرون شد، آن‏گاه شیطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد، براى آنان بخوان. و اگر مى‏خواستیم، او را به وسیله‌ی آن آیات بالا مى‏بردیم، ولى او به زمین مایل شد و از هوس خود پیروى كرد. مَثَلِ او مانند مَثَلِ سگى است كه اگر به او حمله كنى، زبان از دهان بیرون مى‏آورد؛ یا اگر آن را رها كنى، زبان از دهان بیرون مى‏آورد. این مَثَلِ گروهى است كه آیات ما را دروغ خواندند. پس این داستان‏ها را برایشان بخوان! شاید بیندیشند. چه بد است مثال گروهى كه آیات ما را دروغ مى‏خواندند و به خودشان ستم مى‏كردند.


    آیات 175 الى 177

 

 

 


منبع: آشنایی با قرآن کریم، سوره ی اعراف، جزء نهم قرآن

مطالب مرتبط:

سوره ی اعراف، آیات 161 الی 168

سوره ی اعراف، آیات 157 الی 160

سوره ی اعراف، آیات 148 الی 156


مشاوره
مشاوره
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین