سراغ گرفتن از گونه (ژانر) در دل سینمای بی گونه و باری به هر جهت ایران اگر امری محال نباشد، نزدیک به شوخی و ناشدنی است. «روایت ناپدید شدن مریم» اما متعلق به سینمای گونه است و همین خصوصیت به تنهایی می تواند محل بحث و نگاه جدی تر به این فیلم باشد.در کنار این
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

روایت از دست دادن مریم

به بهانه نمایش «روایت ناپدید شدن مریم»


سراغ گرفتن از گونه (ژانر) در دل سینمای بی گونه و باری به هر جهت ایران اگر امری محال نباشد، نزدیک به شوخی و ناشدنی است. «روایت ناپدید شدن مریم» اما متعلق به سینمای گونه است و همین خصوصیت به تنهایی می تواند محل بحث و نگاه جدی تر به این فیلم باشد.در کنار این ویژگی اما میتوان به جنس داستان پردازی و فرم کارگردانی این فیلم اشاره کرد.


روایت از دست دادن مریم

در فیلمنامه «روایت ناپدید شدن مریم» تلاش شده تا ترسیدن و سرگرم کردن مخاطب تنها دستمایه پیشبرد داستان قرار نگیرد.شکل روایت در این فیلم به گونه ای است که عامل ترس و وحشت آفرین از تقطه بیرونی به درون شخصیت ها نفوذ پیدا میآ‌کند و در ادامه این خود شخصیت ها هستند که به وجود و هویت بخشیدن به آن دامن می زنند. در واقع مسیر روایی فیلمنامه «روایت ناپدید شدن مریم» بر این اصل استوار است که چیزی تحت عنوان ترس بیرون یا عامل وحشت آفرین وجود خارجی ندارد. بلکه موجودیتی در بیرون از ما می تواند حاضر باشد که جنس نگاه ما به آن و شیوه روبه روشدنمان با آن است که ماهیت وحشت آفرین و آسیب زا و یا غیر وحشت آفرین و غیر مخرب به آن می بخشد.

محمدرضا لطفی در فیلمنامه «روایت ناپدید شدن مریم» جنس نگاه شخصیت ها به اطراف و شیوه مواجهه و رویارویی آنها با ماهیتهای بیرونی بر مبنای شکل گرفتگی های درونی را دستمایه نوشتن فیلمنامه وساخت اثرش قرار داده است. با کمی رندی می توان تشخیص داد که محمدرضا لطفی با انتخاب عنوان «روایت ناپدید شدن مریم» مسیر رسیدن شخصیت ها داستان و به طور ویژه زن و شوهر سوژه اصلی داستان به ایستگاه جدایی محض و غفلت از هم را ترسیم کرده است. گویی از همان ابتدا فیلمنامه نویس مسیر رسیدن به نقطه نهایی را برای مخاطب ترسیم کرده است. جنس نگاه شخصیت شوهر به کار و زندگی و حتی شیوه همراهی کردن یا نکردن با همسر(مریم) و زندگی اش و در مقابل نحوه مواجهه همسرش با این مقوله است که باعث می شود عامل وحشت آفرین از بیرون به درون نفوذ پیدا کرده و دودمان این خانواده دونفره را به باد بدهد.

در کنار تمام خام دستی های یک اثر اول سینمایی و سراغ گرفتن از سر و شکل نه چندان قوام یافته مصاحبه های گزارش گونه فیلم ، باید پذیرفت که محمدرضا لطفی در خلق موقعیت مستند نما و از بین بردن فاصله بین اثر و مخاطب موفق ظاهر شده است

در نگاهی جدی تر میتوان اینطور تلقی کرد که عامل ترس تنها یک تلنگر بیرونی به ساختار معیوب روح و روان این زوج بوده که منجر به عمیق و جدی تر شدن شکاف فکری و روحی میان این دو و در نهایت فروپاشی است.

این ویژگی اصولا جزیی از قواعد ژانر است که عامل وحشت آفرین بیرونی با اولین اشتباه یا خطای شخصیت ها به زندگی و داستان ورود پیدا میآ‌کند. درواقع عامل وحشت آفرین به خودی خود فاقد فعلیت است و تنها دارای پتانسیلی است که ضعف ها و کاستی های فکری و رفتاری شخصیت ها مجال بروز آن را فراهم میآ‌کنند.

در همین مسیر قربانیان این روند هم از ضعیفترین شخصیت لیست می شوند تا به قوی ترین شخص برسند که اتفاقا در برخی از آثار همین شخصیت برتر که ضعف های کمتری دارد عامل برتری بر عامل وحشت می شود و در نقش منجی ظاهر می شود.

در «روایت ناپدید شدن مریم» هم نقطه ضعف بی توجهی به همسر(مریم) و غرق در کار شن و فهم نکردن دغدغه و خواسته های مریم از سوی همسرش باعث جان گرفتن عامل وحشت و نفوذ کردنش به زندگی مریم و شوهرش می شود. این مسیر تا جایی پیش می رود که مریم توسط شوهرش به ابزاری برای رسیدن به مقاصد کاری تبدیل میشود و تنها کارکردی شی گونه پیدا میکند.

نمایش «روایت ناپدید شدن مریم»

«روایت ناپدید شدن مریم» در حیطه کارگردانی هم با سراغ گرفتن کارگرداش از قالب مستند و با دور نگه داشتن عامل شر از نگاه مستقیم مخاطب توانسته به ترکیبی همراهی برانگیز دست پیدا کند که همزمان با ایجاد فضای تعلیق و ترس و دلهره همراهی مخاطب را نیز بدست آورد. در کنار تمام خام دستی های یک اثر اول سینمایی و سراغ گرفتن از سر و شکل نه چندان قوام یافته مصاحبه های گزارش گونه فیلم ، باید پذیرفت که محمدرضا لطفی در خلق موقعیت مستند نما و از بین بردن فاصله بین اثر و مخاطب موفق ظاهر شده است. او به خوبی توانسته با بهره گیری از عامل صدا در قالب صداهای ضبط شده یا تصاویر سیاه و سفید با تصویر برداری نه چندان با کیفیت و ترکیب آن با سکانسهای کارگردانی شده از پس ایجاد جفت و بست تصویری اثر برآید.

در مجوع به ظن این قلم ساخت اثری در سینمای ژانر و با کیفیتی قابل قبول امری قابل بحث است .حتما در مورد شکل روایی و نگاه تمثیلی و استعاری موجود در این اثر و یا شیوه کارگردانی لطفی برای رسیدن به این فرم و سر و شکل تصویری بیش از اینها میآ‌توان سخن گفت که حتما در نوشته های دیگر و فرصتهای آتی به آن خواهم پراخت.در نهایت اما باید پذیرفت که که «روایت ناپدید شدن مریم» تجربه ای موفق از آب در آمده و میآ‌تواند نوید ساخت آثار خوبی در سینمای گونه به ویژه سینمای وحشت ایران را بدهد.

 

محمدرضا مقدسیان

بخش سینما و تلویزیون تبیان


مطالب مرتبط:

دلمشغولی های آقای بازیگر

وسوسه سیری ناپذیر قضاوت