سوررئالیسم، در واقع عصیانی است در برابر تمدن غرب؛ چرا که اعضای این مکتب کسانی بودند که دوران نوجوانی آنها با جنگ جهانی اول مصادف شده بود. از نظر این افراد، تمدنی که عامل ایجاد جنگ و ویرانی است: به هیچ وجه قابل اعتماد نبود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

تاریخچه سوررئالیسم

سوررئالیسم، در واقع عصیانی است در برابر تمدن غرب؛ چرا که اعضای این مکتب کسانی بودند که دوران نوجوانی آنها با جنگ جهانی اول مصادف شده بود. از نظر این افراد، تمدنی که عامل ایجاد جنگ و ویرانی است: به هیچ وجه قابل اعتماد نبود.

فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان
سوررئالیسم

یک شب در سال 1919 آندره برتون از شنیدن جمله ی که به پنجره ذهنش زد تکان خورد .

تصویر محو شد ، ولی جمله در یادش ماند " پنجره ، مردی را دو تکه کرده است . " این مکاشفه ی عجیب با یک تصویر بصری همراه بود و بلافاصله بعد از آن چند جمله بی ربط دیگر ، بدون اراده ی آگاهانه ی او ، به ذهنش آمد . از آنجا که برتون با شیوه های روانکاوی فرویدی آشنایی داشت ، سعی کرد این جریان خود سر تصاویر را بدون دخالت عقلانی خود آزادانه مجال جولان بدهد، شرح مکتوب این تجربه را که بعدها " متن خودکار " نام گرفت ، دادائیستها بی درنگ پذیرفتند ، ولی در حقیقت اولین نفس یک جنبش تجربی مصمم تر بود به نام سوررئالیسم .

پس از آنکه دادائیسم با آن وضع فضاحت بار از میان رفت ، گردانندگان آن در سال 1921 به دور آندره برتون که خود نیز زمانی جزو دادائیستها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند ، جستجوی علمی و دقیق " واقعیت برتر " جایگزین فضاحت و عصیان بی رویه شد . مکتب سوررئالیسم به طور رسمی در سال 1922 تشکیل شد .

واژه سوررئالیسم نخستین بار در نمایشنامه " عبث نما "ی گیوم آپولینر به نام " سینه های تیره زیاس " ظاهر شد که در سال 1903 نگارش یافت ولی نخستین بار در سال 1927 به روی صحنه رفت . " درام سوررئالیستی " عنوان نوعی نمایشنامه بود . این واژه از نظر آپولینر نشان دهنده یک شیوه تمثیلی انتقال حقیقت جوهری بود . چنان که خودش می گفت : " موقعی که انسان خواسته بود از عمل راه رفتن تقلید کند ، چرخ را اختراع کرده بود ، پای مصنوعی نساخته بود . " به همین سان هنرمندی که می خواهد حقیقت بنیادین هستی را منتقل کند ، نه به برش ناتورالیستی زندگی بلکه به تخیل تداعی گر شاعر روی می آورد .

ظهور سوررئالیسم مصادف با دوره ی است که نظریات زیگموند فروید ، پزشک روانشناس اتریشی درباره ی " ضمیر پنهان " و " رویا " و " واپس زدگی " افکار متجسس را به خود مشغول داشته بود . آندره برتون و لویی آراگون ، که هر دو پزشک امراض روانی بودند ، از تحقیقات فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت " ضمیر پنهان " بنا نهادند .

در همان سال 1921 نخستین کتاب سوررئالیستی با عنوان "میدانهای مغناطیسی " به قلم آندره برتون و فلیپ سوپو منتشر گشت . از سال 1922 تا 1924 تحقیقات جدید این دو تن درباره ی " طبیعت برتر " و " ضمیر پنهان " مرتبا در مجله " ادبیات " به چاپ می رسید . به زودی چندین شاعر و نویسنده دیگر نیز ، از جمله آنتونن آرتو و ماکسیم الکساندر و پیر ناویل به آنان پیوستند .

پس از چندی آندره برتون دست به تصفیه ی دامنه داری زد و پیروان و مریدانی را که تشنه شهرت ادبی و سیاسی بودند از جمع خود بیرون کرد ، زیرا عقیده داشت که فعالیت سوررئالیستی در نفس امر باید از " هر چه رنگ تعلق پذیرد " آزاد باشد . بدین ترتیب ژان کوکتو و ژان پولان و رمون رادیگه و ژول رومن و آندره سالمون و پل والری ، به گناه آنکه فروش آخرین کتابهایشان از متوسط بالاتر بوده است ، کنار رفتند .

در سال 1924 ناگهان فعالیت و آوازه سوررئالیست ها به اوج قدرت خود رسید.

سوررئالیسم، در واقع عصیانی است در برابر تمدن غرب؛ چرا که اعضای این مکتب کسانی بودند که دوران نوجوانی آنها با جنگ جهانی اول مصادف شده بود. از نظر این افراد، تمدنی که عامل ایجاد جنگ و ویرانی است: به هیچ وجه قابل اعتماد نبود. به همین سبب، این نوجوانان با انقلابی فکری و هنری در قالب مکتب سوررئالیسم، اعتراض خود را به این تمدن و جهان صرفا "مادی" نشان دادند.

با شروع جنگ جهانی دوم و پیوستن گروهی از سوررئالیست‌ها به "حزب کمونیست"، رفته رفته میان اعضای این مکتب اختلافاتی به وجود آمد. "برتون" و جمعی از دوستانش به "آمریکا" مهاجرت کردند و به سبب شرکت نکردن در جنگ مورد بی‌مهری واقع شدند. جنگ به سوررئالیست‌ها فهماند که اگر چه روش آنها در دنیای هنر توانست تأثیرگذار باشد. اما نمی‌تواند در زندگی واقعی کارساز باشد. از سوی دیگر هرزه نگاری‌ها و پرداختن به مسائل شهوانی در آثار نقاشی و مجسمه سازی و نیز سرودن شعرهایی از این دست، مردم را از آنها رویگردان نمود. سرانجام این مکتب ادبی که توانست با خلق ظرفیت‌های تازه تحولات زیادی در ادبیات و هنر به وجود آورد، در سال 1947م به انزوا کشیده شد و کم‌کم از میان رفت.

اصول سوررئالیسم

سوررئالیسم در تعریفی که آندره برتون از آن می داد ، متعهد به تصحیح تعریف از واقعیت بود . وسایلی که به کار می بست ( نگارش خود کار ، شرح خواب ، روایت در حالت خلسه ، شعر ها و نقاشی های مولود تاثیرات اتفاقی ، تصویرهای متناقض نما و رویایی ) همه در خدمت یک مقصود واحد بودند : تغییر دادن درک ما از دنیا و به این وسیله تغییر دادن خود دنیا .

 

سوررئالیسم دارای چندین فلسفه ی خاص است:

1 . فلسفه علمی که همان روانکاوی فروید است . چنانکه از اسم سوررئالیسم بر می آید ، آیین اصلی آن بر استوار است که جهانی واقعی تر از جهان عادی وجود دارد و آن جهان ضمیر نا خود آگاه است .

سوررئالیسم در تعریفی که آندره برتون از آن می داد، متعهد به تصحیح تعریف از واقعیت بود

فرضیه نا خود آگاهی فروید کلید سوررئالیسم است .فروید می گوید : " نا خود آگاهی یا روان نا خود آگاه اساس و محرک اصلی است ، و شعور ظاهر ما که آن را خود آگاه می نامیم قسمت کوچک و بی اهمیتی از نا خود آگاه بیش نیست . "

نظریات فروید در باب روانکاوی ظاهرا یک مبنای علمی برای سوررئالیسم شد ، و اغتشاشات اجتماعی آن عصر زمینه ی طبیعی آن بود . هنرمند سوررئالیسم که از درون خود آگاه بود ، علاقه ای به رابطه با جهان عینی در خود احساس نمی کرد . در عوض خود را به جهان درون و قلمرو پندارهای فردی و رویا متوجه کرد ، واقعیت را رها کرد و به فوق واقعیت پناه برد ، از طرف دیگر سوررئالیسم را می توان ادامه رومانتیسیم دانست که از تحلیل نا خود آگاه فروید شکلی تازه یافته است ، در واقع عقیده رومانتیک ها درباره این که آدمی با عالم خارج بیگانه است و تنها حقیقت واقع دنیای درونی اوست و همچنین نظریه عقلانی نبودن کردار و رفتار آدمی ، به طرز کامل تری در جنبش سوررئالیستی بیان گردیده است . سوررئالیست ها عدم اطمینان رومانتیک ها را به عقل و منطق و شک و نومیدی آنها را درباره تکامل طبیعت آدمی اساس کار خود قرار دادند .

علاوه بر این ها ، شیفتگی سوررئالیست ها به اروتیسم ( شهوت انگیزی ) تا حد زیادی متاثر از فروید بود . به این ترتیب غریزه جنسی که ریشه در ضمیر نیمه هوشیار داشت ، صاحب اعتباری شد که آن را تبدیل به سلاح مهمی در زرادخانه سوررئالیست ها کرد .

2 . فلسفه اخلاقی که با هرگونه قرارداد و مواضعه مخالف است .

" هدف بلند پایه سوررئالیسم همه در آن است که اطلاقش در بی واسطه ترین قلمرو آگاهی ، هیچگونه امکان تعارض باقی نمی گذارد . علیرغم محدودی انقلابیون کور ذهن به راستی نمی فهمم چرا باید از پرداختن به مسایل عشق ، رویا ، دیوانگی ، هنر و مذهب خودداری کنیم ، حال آنکه ما این مسائل را از دیدگاهی می نگریم که آنها و خود ما انقلاب را برسی می کنیم و به جرات می توانم ادعا کنم که قبل از سوررئالیسم ، هیچ کار منظمی در این جهت صورت نگرفته است . " بیانیه دوم سوررئالیسم

3 . فلسفه اجتماعی که می خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند .

سوررئالیست ها خود را جنبشی آوانگارد نمی دانستند ، اما ، به عنوان افرادی انقلابی ، مصمم به تغییر دادن ماهیت و دگرگون کردن تصور ما از چیستی واقعیت بودند . بی دلیل نیست که اولین نشریه سوررئالیست ها ، " انقلاب سوررئالیستی " نام گرفت .

آزادی ذهنی که نخستین شرط انقلاب سوررئالیستی است ، مستلزم آزادی انسان است . هنرمند سوررئالیست می کوشد تا از وابستگی به یک سیستم فکری به عنوان پناهگاه بپرهیزد و جستجو های خود را با چشمانی باز و تیزبین به سوی نتایج خارجی آن ها معطوف دارد . ماکس ارنست می گوید : " اثری در خور نام سوررئالیست است که به کلی از نظارت عقل و شعور و عقل و ذوق و اراده آزاد باشد . "

برتون بعدها در اثری به نام " سوررئالیست چیست ؟ " نوشت : " امروز بیشتر از همیشه ، رهایی ذهن که هدف مشخص سوررئالیست است ، به اعتقاد سوررئالیست ها در درجه اول مستلزم رهایی انسان است ، و این یعنی که ما باید با همه نیروهای ناامیدی با زنجیرهایمان بجنگیم ، یعنی که امروز بیش از همیشه سوررئالیست ها برای رهایی انسان چشم امید به انقلاب پرولتری دوخته اند . "


منابع:
گروه تئاتر پویا
سید حسینی، رضا؛ مکتب‌های ادبی
ثروت، منصور؛ آشنایی با مکتب‌های ادبی