کلیات خمس تحت عنوان ایساغوجی توسط فرفوریوس شاگردافلوطین در قرن سوّم میلادی تدوین گردید. نوع عبارت است ازحقیقت مشترک بین افراد متکثّرکه تکثّرشان فقط به عدد باشد، و به حقیقت مشترک بین افراد متکثّرکه دارای تکثّرحقیقی(نه فقط تکثّرعددی)باشندجنس گویند و ...
عکس نویسنده
عکس نویسنده
نویسنده : رضا هاشمی
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

اقسام ذاتی و عرضی کلیات پنجگانه

منطق

اهداف کلی:

هدف از ارائه این بخش این است که دانش آموز:

1-  کلیات خمس را بشناسد.
2-  با واژه ها و اصطلاحات این بخش آشنا شود.

 

چکیده:

کلیات خمس تحت عنوان ایساغوجی توسط فرفوریوس شاگرد افلوطین در قرن سوّم میلادی تدوین گردید.

 

نوع، عبارت است از حقیقت مشترک بین افراد متکثّر که تکثّرشان فقط به عدد باشد و به حقیقت مشترک بین افراد متکثّر که دارای تکثّرحقیقی (نه فقط تکثّر عددی) باشند جنس گویند و مجموع خصوصیاتی که ماهیتی را از ماهیت دیگر جدا می کند فصل نام دارد.

 

تاریخچه:

ارسطو اغلب مباحث کلیات خمس را در دو کتاب منطقی خود(کتاب برهان، کتاب جدل) به طور پراکنده ذکر کرده است. فرفوریوس، شاگرد افلوطین که از شارحان مهم اسکندرانی فلسفه ارسطو در قرن سوم میلادی است این مباحث را تدوین کرده و تحت عنوان ایساغوجی به منزله مقدمه ای بر منطق ارسطویی قرارداده است.

 

اقسام ذاتی:

1- نوع

نوع، اولین کلی از کلیات خمس است، نوع، مفوم کلی ایی است که تمام حقیقت شئ است. ممکن است کسی راجع به علی، لیلا، مرتضی و... سوال کند که: این چیست؟ و نیز ممکن است راجع به علی، لیلا، مرتضی و این اسب و این شیر سوال کند که این چیست؟ اگر درست به این دو پرسش دقت کنید متوجه می شوید که پرسش اول در مورد افرادی است که حقیقت آن ها متحد و تعدادشان مختلف است؛ و پرسش دوم مربوط به افرادی است که هم حقیقتشان و هم تعدادشان مختلف است.

منطق

جواب به سوال اول که بیان حقیقت مشترک و کامل افراد است، یعنی لفظ انسان، (نوع) نامیده می شود بر این اساس اگر کسی سوال کند حقیقتاً بهرام چیست؟ اگر در جواب این سوال کسی بگوید بهرام، زید، علی و ...

 

حقیقتا چیستند اگر کسی در پاسخ به این سوال بگوید آن ها حیوانند در این جا حیوان نسبت به بهرام، زید، علی و ... نوع نیست چرا که اولا تمام حقیقت آن ها حیوانیت نیست و ثانیا حیوان بر افرادی مانند این گربه، آن آهو، این اسب و آن انسان حمل می شود که اختلافشان تنها به عوارض و عدد نیست.

 

2- جنس:

جنس دومین کلی از کلیات خمس است، در متن بالا ذکر شد که گاهی ممکن است کسی راجع به افرادی بپرسد که هم حقیقتشان و هم تعدادشان مختلف است. مانند این که کسی در مورد انسان، اسب، بوزینه و ببر سوال کند که این ها چیستند؟ این پرسش مربوط به کلیات مختلف الحقیقه است، پس در جواب آن باید حقیقت تامّ مشترک بیان شود. این جواب بیان جنس است که در این مثال حیوان است.

 

3- فصل:

فصل، سومین کلی از کلیات خمس است و از این جا معلوم می شود که فصل جزء مفهوم ماهیت است، البته جزء خاصی که ماهیت را از ماهیات دیگر جدا می کند؛ چنانکه جنس جزء مشترک ماهیت است که ماهیات دیگر نیز درآن، با این ماهیت مشترک اند. مانند این که کسی در باره ی انسان، اسب، شیر، ببر و بوزینه بپرسد که این ها چیستند؟ درجواب باید گفت: این ها حیوانند، و اگر آن شخص بپرسد انسان چیست؟ یا اگر بگوید اسب چیست؟

 

جوابی که به این دو پرسش اخیر داده می شود فصل نام دارد که خصوصیت مختص به هر یک از این دو است، لذا در جواب باید گفت: انسان حیوان متفکر واسب حیوان شیهه زننده است. پس مفهوم کلی که نسبت به افراد، جزء حقیقت آن ها بوده و مختص به افراد متفق الحقیقه باشد، فصل نامیده می شود (مانند متفکر بودن نسبت به انسان ها). به همین جهت فصل ممیّز ذاتی یک نوع (مثلاً انسان) از انواع دیگر (مانند اسب، آهو، ببر، شیر و...) است.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان - نویسنده: رضا هاشمی

تنظیم: مریم فروزان کیا