انسان های بزرگ به سبب بزرگی شان، گاهی حرف هایشان را با رفتارهایشان نشان می دهند؛ به خصوص که گاهی یک رفتار کار چندین ساعت سخنرانی را می کند. این رفتارها اگر در مواقع سخت و بحرانی یا در بزنگاه ها باشد می تواند به وضوح نشان دهنده نگاه این انسان های بزرگ نسبت
عکس نویسنده
عکس نویسنده
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

از هاشمی و سید حسن تا خاتمی و حدادیان


انسان های بزرگ به سبب بزرگی شان، گاهی حرف هایشان را با رفتارهایشان نشان می دهند؛ به خصوص که گاهی یک رفتار کار چندین ساعت سخنرانی را می کند. این رفتارها اگر در مواقع سخت و بحرانی یا در بزنگاه ها باشد می تواند به وضوح نشان دهنده نگاه این انسان های بزرگ نسبت به آن اتفاق یا بحران هم باشد.

رهبری

این رفتارها اگر در مواقع سخت و بحرانی یا در بزنگاه ها باشد می تواند به وضوح نشان دهنده نگاه این انسان های بزرگ نسبت به آن اتفاق یا بحران هم باشد. این رفتارشناسی، در فضای سیاسی و برای سیاستمداران بزرگ از اهمیت ویژه تری برخوردار است به خصوص اگر محور سخن، رفتارهای رهبر معظم انقلاب در اتفاقات و بزنگاه های مهم باشد. این البته با نیت خوانی که بعضی به آن اصرار دارند فرق می کند چرا که در نیت خوانی در عرصه اتفاقات سیاسی، نیت خوانان اصرار دارند اثبات کنند که از رفتار رهبر انقلاب، چیزهایی خلاف بیانات صریح ایشان درمی یابند؛ یعنی مثلاً مقام معظم رهبری قلباً با مذاکرات مخالفند ولی نمی توانند ابراز کنند یا ایشان به بعضی افراد اعتماد ندارند اما ملاحظات سیاسی باعث می شود از آنان تعریف کنند و از این قبیل که انصافاً جوهره این نوع نیت خوانی، تضعیف رهبری به نام خدمت به ایشان و برآمده از سطحی نگری در شناخت رفتار سیاسی ایشان در طول ربع قرن رهبری ایشان است. 

می خواهم به چند رفتار سیاسی مهم ایشان در طول این سال ها اشاره کنم تا موضع ایشان در قبال این بزنگاه ها مشخص شود:

 

یک: تمدید حکم ریاست آقای هاشمی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام

در گرماگرم اتفاقات مرتبط با فتنه هشتاد و هشت و در حالی که بسیاری از جریانات سیاسی، پیکان حملات تند و تیز خود را به سمت آقای هاشمی گرفته بودند و سعی می کردند همه اتفاقات را به آقای هاشمی منتسب کنند و حرف از بازنشستگی سیاسی او می زدند و وی را در عِداد سران فتنه معرفی می کردند و با توجه به جایگاه علمی آقای هاشمی شاهرودی به دنبال جایگزینی وی به جای آقای رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند؛ حکم مقام معظم رهبری برای آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام که یکی از عالی ترین نهادهای مشورتی و تعیین کننده در منازعات قانونی بین مجلس و شورای نگهبان است، معانی زیادی برای مخالفان آقای هاشمی رفسنجانی داشت و موضع رهبری معظم انقلاب را در نماز جمعه 29 خرداد 1388 بار دیگر تبیین کرد. درواقع رهبری نظام با این حکم خواستند بوضوح اعلام کنند که حساب آقای هاشمی از همه جداست و رهبری به ایشان اعتماد کامل دارند و نمی خواهند جریانات پیش آمده برای فرزندان واقعی یا معنوی آقای هاشمی را با خود او یکسان بدانند و تعریف کنند.

نیت خوانان اصرار دارند اثبات کنند که از رفتار رهبر انقلاب، چیزهایی خلاف بیانات صریح ایشان درمی یابند؛ انصافاً جوهره این نوع نیت خوانی، تضعیف رهبری به نام خدمت به ایشان و برآمده از سطحی نگری در شناخت رفتار سیاسی ایشان در طول ربع قرن رهبری ایشان است.

دو: یک معانقه گرم با آقای سیدحسن خمینی

14 خرداد سال 89، هنگامی که بعد از سخنرانی آقای احمدی نژاد که به نظر می رسید خلاف تذکرات چندباره، تصمیم گرفته بود سخنرانیش را طولانی کند تا نوبت سخن به نوه حضرت امام نرسد، آقای سید حسن خمینی به رسم معمول پشت تریبون آمد تا سخنرانی کند اما از همان آغاز، گروهی که دقیقاً در جایگاه هایی خاص نشسته بودند شروع به هیاهو و سروصدا کردند تا وی نتواند حرف بزند. این در حالی بود که عقربه های ساعت کم کم به ساعت ده که زمان بیانات رهبر معظم انقلاب بود نزدیک می شد و طبیعتاً لازم بود که سید حسن، تریبون را ترک کند؛ او با دلگیری جمله ای معنادار گفت و آن این بود که برای اولین بار نیست که غوغاسالاران نمی گذارند خانواده یک بنیانگذار، سخن بگوید و تریبون را ترک کرد اما بناگاه دوربین های تلویزیونی صحنه ای معنادار را به تصویر کشید:

رهبری

رهبر معظم انقلاب آغوش خود را باز کردند و برخلاف همه سال ها، با سید حسن خمینی معانقه گرمی کردند تا معلوم شود که با این اتفاق که گروهی به اصطلاح ولایتمدار انجام داده اند بشدت مخالفند، این رفتار معظم له البته مانع این جور کارهای آن گروه نشد تا جایی که ایشان در جریان یکشنبه سیاه مجلس و منازعه روسای قوای مقننه و مجریه بوضوح به ماجرای حرم امام اشاره کردند و فرمودند که من همان موقع هم با اینجور رفتارها مخالف بوده ام ....

 

سه: آقای خاتمی و عیادت در بیمارستان

وقتی رهبر معظم انقلاب برای عمل جراحی، در بیمارستان بستری شدند، عده ای که شاید بتوان آنان را دلال هایی سیاسی دانست به تفکر این که الآن فرصت خوبی برای حل بعضی مشکلات و تطهیر برخی سیاستمداران است، دست به کار شدند تا آقای خاتمی را به عیادت رهبر معظم انقلاب ببرند. البته بدیهی بود که آقای خاتمی به دلایل بسیاری از جمله این که شاید هیچ وقت نخواسته خود را بیرون از نظام تعریف کند به این دیدار مشتاق باشد اما اصل مسأله اجازه رهبر معظم انقلاب برای این دیدار بود. اگر فرض کنیم که چنین جریانی صحت داشته باید پرسید آمدن آقای خاتمی برای عیادت رهبری چه معنایی جز پاک کردن یک سابقه سیاسی با یک رفتار شخصی داشت؟ درواقع جریاناتی به دنبال این بودند که ماجرای فتنه 88 را به یک منازعه شخصی تقلیل دهند تا مسأله با یک دیدار شخصی هم حل و فصل شود حال آن که رهبری نظام بارها تأکید کردهآ‌اند که فتنه 88 توهین و ظلم به کل نظام بود و رفتارهای شخصی و خصوصی نمی تواند این ظلم را پاک کند؛ لذا قابل پیش بینی بود که رهبری نخواهند این دیدار با این معنا اتفاق بیفتد و چه بسا خواستند تأکید کنند که مدافعات فتنه 88 بدانند ظلم آن ها شخصی نیست تا شخص بتواند آن را رفع کند بلکه توهین به نظام است و این توهین که چنان دامنه رسانه ای در سال های 88 و 89 داشت با یک دیدار و گفتگو قابل حل نیست. البته شاید هم چنین درخواستی اساساً وجود نداشته است که باز هم البته نامه آقای خاتمی و برخی نوشته ها در روزنامه های نزدیک به وی این درخواست را تأیید می کند.

چهار: دعوت نکردن از مداحان مشهور در جلسات عزاداری حسینیه امام خمینی (زه)

چند سال پیش حاج منصور ارضی در یکی از جلسات مداحی‌اش، آقای مشایی را - که البته همه مواضع وی و جریان معاون اولی وی را می دانند – مورد توهین قرار داد، بعد از وی هم سعید حدادیان در سخنرانی ای که در جلسه عزاداری اش داشت، به رییس جمهور وقت توهین کرد و با عباراتی زننده در مورد آقای مشایی حرف زد، واکنش معنادار رهبر معظم انقلاب به این اتفاقات و عدم دعوت از این مداحان در عزاداری های بیت رهبری در سال های اخیر بوده است؛ بلافاصله بعد از این اتفاقات رهبری معظم انقلاب، این مداحان برجسته را به عزاداری های بیت دعوت نکردند تا معلوم شود تأکیدات مکرر ایشان بر لزوم حفظ شأن مداح و مداحان، چیزی نیست که خود معظم له آن را رعایت نکنند و در مورد آن مداهنه ای داشته باشند.

پنج  : تودیع آقای لاریجانی و تودیع آقای ضرغامی

اول خرداد 1383 رهبر معظم انقلاب وارد صداوسیما شدند و دیدار مفصلی از صداوسیما داشتند، بعد از این دیدار ایشان در سالن همایش های بین المللی صداوسیما، بیاناتی داشتند و سخنان خود را اینطور آغاز کردند: "هر چه کردم دلم نیامد که برای تشکر از آقای لاریجانی خود نیایم؛ هر چه کردم دیدم دلم می کشد که بیایم اینجا و خودم حضوری از ایشان تشکر کنم". این نشان دهنده عمق اعتقاد ایشان به ده سال فعالیت آقای لاریجانی در صداوسیما بود؛ اتفاقی که شاید برای هیچ کدام از منصوبان دیگر رهبر معظم انقلاب نیفتاده باشد و نیفتد. تودیع آقای ضرغامی هم البته نشان داد که رهبر معظم انقلاب ضمن این که به زحمت دلسوزانه آقای ضرغامی باور دارند اما دوره فعالیت وی برای ایشان با دوره فعالیت آقای لاریجانی قابل مقایسه نیست؛ واقعیتی که البته در محتوای سخنان ایشان در طول این ده سال هم مطابقت دارد و می توان ردپای آن را در بیانات ایشان در مورد عملکرد صداوسیما دریافت.

به این لیست شاید بتوان موارد دیگری هم اضافه کرد؛ اما به هر حال به نظر می رسد دقت در رفتار رهبر معظم انقلاب می تواند درس های بسیاری برای جریانات سیاسی و فرهنگی کشور داشته باشد و رهبری در بسیاری مواقع با رفتارهایشان، گفتارهایشان را مود تأکید جدی قرارمی دهند نه آن که به قول برخی نیت خوانان، رفتارهای رهبری خلاف گفتارهای ایشان باشد...

 

محمد شیخ الاسلامی

سردبیر سایت تبیان


مطالب مرتبط :

توافق ژنو و گناه کبیره!

طلبکاری بس نیست؟!

یک نقد کوچک به یک هاشمی بزرگ

شما انتخاب کنید ...

 

صوت مرتبط :

آشنایی با مقام معظم رهبری

 

فیلم مرتبط :

حمله رسانه های ضد ایرانی به هاشمی رفسنجانی