وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
وب سایت موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
سه شنبه 3 اسفند 1395 - 24 جمادي الاول 1438 - 21 فوريه 2017
رسول خدا (ص) فرمود: بزودی پاره‌ای از بدن من در زمین خراسان دفن می‌شود. هیچ غمگینی او را زیارت نمی‌کند، مگر آن که خدا غمش را زایل می‌کند و هیچ گناهکاری او را زیارت نمی‌کند، مگر آن که خدا گناهانش را می‌آمرزد.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :

نمونه‌هایی از فضائل و سیره فردی امام رضا (ع)


رسول خدا (ص) فرمود: بزودی پاره‌ای از بدن من در زمین خراسان دفن می‌شود. هیچ غمگینی او را زیارت نمی‌کند، مگر آن که خدا غمش را زایل می‌کند و هیچ گناهکاری او را زیارت نمی‌کند، مگر آن که خدا گناهانش را می‌آمرزد.


امام رضا (ع) کی دس احادیث(حصّه دوّم)

دعای مستجاب

1- آل برمک، مخصوصاً یحیی بن خالد برمکی برای حفظ حکومت و مقام خویش، هارون عباسی را وادار کردند تا موسی بن جعفر (ع) را شهید کرد. بدین سبب امام رضا (ع) در مکه به آن‌ها نفرین کردند و حکومت و مقامشان تار و مار گردید.

محمد بن فضیل گوید: ابوالحسن رضا (ع) را دیدم، در عرفات ایستاده و دعای می‌کرد. بعد سرش را پایین انداخت، (گویی چیزی به قلب مبارکش الهام شد) که وی علت سر به زیر انداختن را پرسیدند؟

فرمود: به برامکه نفرین می‌کردم که سبب قتل پدرم شدند. خداوند امروز دعای مرا درباره آن‌ها مستجاب کرد، امام از مکه برگشت، چیزی نگذشت که در همان سال، هارون بر آن‌ها خشم گرفت و تار و مارشان کرد. (1)

جعفر برمکی شقه شد، پدرش یحیی به زندان رفت. به طوری متلاشی شدند که مایه عبرت مردم گشتند.

 

علم غیب ‌

2- حسن بن علی بن وشا از مسافر نقل می‌کند: با ابوالحسن الرّضا (ع) در «منی» بودم، یحیی بن خالد با گروهی از آل برمک از آنجا گذشتند. امام صلوات الله علیه فرمود: بیچاره‌ها نمی‌دانند در این سال چه بلایی به سرشان خواهد آمد، بعد فرمود: بدانید عجیب‌تر از این، آن است که من با هارون مانند این دو انگشت خواهم بود، آنگاه دو تا انگشت مبارک را در کنار هم گذاشت. مسافر گوید: والله من معنی این کلام را نفهمیدم، مگر بعد از آنکه امام را در طوس در کنار قبر هارون دفن کردیم. (2)

 

لقب رضا از خدا است

3- ابونصر بزنطی رضوان الله علیه گوید: به امام جواد صلوات الله علیه گفتم: قومی از مخالفان شما می‌گویند: پدرت صلوات الله علیه را مأمون، رضا لقب داد، که به ولایت عهدی راضی شد. فرمود: به خدا قسم، دروغ گفته و گناهکار شده‌اند. پدرم را خدای تعالی رضا لقب داده است، زیرا که به خداوندی خدا در آسمانش و به رسالت رسول الله و ائمه در زمینش راضی بود.

گفتم: مگر همه پدرانت چنین نبودند؟ فرمود: آری. گفتم: پس چرا فقط پدرت به این لقب ملقب شدند؟ فرمود: چون مخالفان از دشمنانش مانند موافقان از دوستانش از وی راضی شدند و چنین چیزی برای پدرانش به وجود نیامد، لذا از میان همه به رضا ملقب گردید. (3)

ناگفته نماند: مخالفان خواسته‌اند با این طریق، منقصتی بر آن حضرت فراهم آوردند، ولی چنانکه دیدیم این لقب از جانب خدا بوده است، درست است که همه امامان صادق، کاظم، رضا، جواد و هادی و... بودند ولی برای هر یک، به مناسبتی، لقب به خصوص تعیین گشته است.

ثامن‌الائمه صلوات الله علیه فرمود: مۆمن، مۆمن (واقعی) نمی‌شود، مگر آن که در وی سه سنت (عادت و کار) باشد: سنتی از پروردگارش، سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. اما خصلتش از پروردگار آن است که اسرار مردم را مخفی بدارد و افشا نکند؛ و اما خصلتش از پیامبر آن است که با مردم مدارا کند، و اما خصلتش از امام آن است که در ضررهای بدنی و مالی صبر و استقامت داشته باشد.

حضرت ابوالحسن رضا (ع) در «نیاج»

4- ابو حبیب نیاجی (4) گوید: رسول خدا (ص) را در خواب دیدم که به «نیاج» آمد و در مسجدی که حاجیان هر سال می‌آمدند نشستم. گویا محضر ایشان رفته و سلام کرده و مقابلش ایستادم، در پیش آن حضرت، طبقی از برگ درختان خرمای مدینه بود و در آن خرمای صیحانی داشت. گویا رسول خدا مشتی از آن خرما را به من داد، شمردم هیجده تا بود، (پس از بیداری) خوابم را چنین تأویل کردیم که هیجده سال عمر خواهم کرد.

بعد از بیست روز در زمینی بودم که برای زراعت آماده می‌کردند، مردی پیش من آمد گفت: حضرت ابوالحسن رضا (ع) به «نیاج» آمده و الان در مسجد نشسته‌اند. در این بین دیدم که مردم به دیدار آن حضرت می‌روند، من هم به زیارت آن بزرگوار شتافتم. دیدم در محلی نشسته که رسول خدا (ص) را در آنجا دیده بودم، زیر آن حضرت، حصیری بود مانند حصیری که در زیر جدش بود؛ و در پیش وی طبقی از برگ درخت خرما و در آن خرمای صیحانی قرار داشت.

سلام کردم، جواب سلامم را داد و از من خواست نزدش بروم، مشتی از خرما به من داد که شمردم هیجده تا بود، گفتم: یابن رسول الله (ص)، زیاد بدهید، فرمود: اگر رسول خدا (ص) زیاد داده بود، ما هم زیاد می‌دادیم «فقال لوزادکَ رسولُ اللّه لزدْناکَ» (5).

 

فضایل امام رضا (ع) از زبان ابراهیم بن عباس

5- ابراهیم بن عباس گوید: امام رضا (ع) نشد که به کسی در سخن گفتن ظلم یا جفا کند، هر که با او سخن می‌گفت، کلام او را قطع نمی‌کرد و مجال می‌داد تا آخر سخنش را بگوید. اگر کسی حاجت پیش او می‌آورد، در صورت امکان، ابداً او را رد و مأیوس نمی‌کرد. ندیدم که در پیش کسی، پایش را دراز کند، و ندیدم در پیش کسی تکیه کند. ندیدم که به کسی از غلامانش فحش بدهد، ندیدم که آب دهان را به زمین اندازد، و ندیدم که با صدا و قهقهه بخندد، بلکه فقط تبسم می‌کرد.

چون سفره طعام را باز می‌کردند همه خدمتکاران و غلامانش را و حتی دربان را با خود در سر سفره می‌نشانید. شب‌ها کم می‌خوابید، بیشتر بیدار می‌ماند، اکثر شب‌ها از اول تا آخر احیا می‌کرد، بسیار روزه می‌گرفت، در هر ماه سه روز روزه از وی فوت نمی‌شد. می‌گفت: این روزه همه عمر است «ذلک صومُ الدّهر».(6)

در پنهانی بسیار احسان می‌کرد و صدقه می‌داد، این کار را بیشتر در شب‌های ظلمانی انجام می‌داد، هر که گوید: نظیر او را در خوبی دیده‌ام، باور نکنید (7).

 

گنبد حرم امام رضا (ع)

مبارزه با اسراف

6- روزی غلامانش میوه‌ای را خوردند، ولی آن را تمام نخوردند و مقداری مانده به دور انداختند. امام صلوات الله علیه بر آن‌ها بر آشفت و فرمود: سبحان الله، اگر شما بی‌نیاز هستید، دیگران بدان نیازمندند. بجای انداختن، به مستمندان انفاق کنید، «سبحان الله ان کنتم استغنیتم فان اُنا ساًلم یستغنوا اطعموه من یحتاج الیه» (8).

 

علم غیب ‌

7- محمد بن سنان گوید: به آن حضرت عرض کردم: خودت را به امامت و پیشوایی مشهور کرده و در جای پدرت نشستی، حال آن که از شمشیر هارون، خون می‌ریزد!؟ فرمود: قول رسول خدا (ص) به من این جرئت را داده است، آن حضرت فرمود: اگر ابوجهل مویی از سر من برکند، بدانید که من پیغمبر نیستم، و من می‌گویم: اگر هارون توانست مویی از سر من بگیرد، بدانید که من امام نیستم. (9)

 

فضیلت زیارت امام رضا (ع)

8- رسول خدا (ص) فرمود: بزودی پاره‌ای از بدن من در زمین خراسان دفن می‌شود. هیچ غمگینی او را زیارت نمی‌کند، مگر آن که خدا غمش را زایل می‌کند و هیچ گناهکاری او را زیارت نمی‌کند، مگر آن که خدا گناهانش را می‌آمرزد.

«قال رسول اللّه (ص) ستّد فَنُ بضعةٌ منی به خراسان مازارها مکروب الا نفس الله کربه و لا مذنب الا غفرالله ذنوبه» (10)

زیارت ائمه علیهم السلام مانند توبه از مکفرات است و مصداق: «ان الحسنات یذهبن السیئات» (هود: 114) می‌باشد، رسول خدا (ص) این کلام را در وقتی فرموده که هنوز پدر و مادر امام هم به دنیا نیامده بودند.

امام جواد صلوات الله علیه به داوود صرمی فرمود: «من زار ابی فله الجنة».(11) هر که قبر پدرم را زیارت کند، اجرش بهشت است.

و در روایت دیگری فرمود: هر کس قبر پدرم را عارفاً به حقه زیارت کند، از طرف خدا بهشت او را ضمانت می‌کنم: «قال ابوجعفر محمد بن علی الرضا (ع) ضمنت لمن زار قبر ابی (ع) به طوس عارفاً به حقه الجّنةَ علی اللّه عزوجل» (12).

 

سخنی گهربار

9- ثامن‌الائمه صلوات الله علیه فرمود: مۆمن، مۆمن (واقعی) نمی‌شود، مگر آن که در وی سه سنت (عادت و کار) باشد: سنتی از پروردگارش، سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش. اما خصلتش از پروردگار آن است که اسرار مردم را مخفی بدارد و افشا نکند؛ و اما خصلتش از پیامبر آن است که با مردم مدارا کند، و اما خصلتش از امام آن است که در ضررهای بدنی و مالی صبر و استقامت داشته باشد.

«قال الرضا (ع) لایکون المۆمن مۆمناً حتّی یکونَ فیه ثلاث خصالٍ: سنةٌ من ربه و سنة من نبیه و سنة من ولیّه، فاما السّنةُ من ربه فکتمان السر و اما السنة من نبیه فمداراة الناس و اما السنة من ولیّه فالصبر فی الباساء والضراء» تحف العقول: ص 442.

ابراهیم بن عباس گوید: امام رضا (ع) نشد که به کسی در سخن گفتن ظلم یا جفا کند، هر که با او سخن می‌گفت، کلام او را قطع نمی‌کرد و مجال می‌داد تا آخر سخنش را بگوید. اگر کسی حاجت پیش او می‌آورد، در صورت امکان، ابداً او را رد و مأیوس نمی‌کرد.

احسان

10- مردی به محضر حضرت رضا (ع) آمد و گفت: به اندازه مروت خویش به من احسان کن. فرمود: نمی‌توانم (زیرا مروت امام خارج از حد بود). گفت: پس به قدر مروت من احسان کن، امام فرمود: آری، بعد به غلامش فرمود: دویست دینار به او بده.

امام در روز عرفه در خراسان همه مالش (شاید نقدینه باشد) را احسان کرد و به اهل نیاز تقسیم فرمود. فضل بن سهل گفت: این غرامت و اسراف است. فرمود: نه، بلکه غنیمت است، آنچه را که در آن پاداش و کرامت هست، غرامت مشمار. (13)

 

علی بن موسی، عالم آل محمد

11- موسی بن جعفر صلوات الله علیه به پسرانش می‌فرمود: برادرتان علی بن موسی، عالم آل محمد است. از او از دینتان بپرسید، آنچه می‌گوید حفظ کنید، من از پدرم امام صادق (ع) به دفعات شنیدم که می‌گفت: عالم آل محمد، در صلب تو است. ای کاش او را درک می‌کردم، او همنام امیرالمۆمنین علی است.(14)

امام صادق صلوات الله علیه در 25 شوال 83 هجری از دنیا رفت، امام رضا (ع) بعد از 16 روز در 11 ذی‌القعده همان سال به دنیا آمد.

 

تواضع

12- مردی از اهل بلغ گوید: در سفر خراسان در خدمت امام رضا (ع) بودم. روزی طعام خواست، همه خدمتکاران از سیاهان و دیگران را کنار سفره جمع کرد. گفتم: فدایت شوم، بهتر آن است که آن‌ها در خوان دیگری بخورند. فرمود: آرام باش، پروردگار همه یکی است، مادرمان حوا و پدرمان آدم، یکی است؛ مجازات بسته به اعمال است «فقال: مه ان الرّبّ تبارک و تعالی واحد، والام واحدة والاب واحد و الجزاء بالاعمال» (15).

 

شہادت امام رضا علیہ السلام کے بارے میں مختلف آراء ( حصّہ ہشتم )

بنده نوازی

13- امام صلوات الله علیه به غلامانش گفته بود: در وقت طعام خوردن، اگر بالای سرتان هم بایستم، قبل از تمام کردن طعام برنخیزید، یاسر گوید: گاهی بعضی از ما را صدا می‌کرد، می‌گفتند: مشغول طعام خوردنند، می‌فرمود: پس بگذارید طعامشان را تمام کنند: «قال: ان قمت علی رۆوسکم وانتم تاکلون فلاتقوموا حتی تفرغوا».(16)

 

توحید

14- بزنطی علیه الرحمة نقل می‌کند: مردی از ماوراء نهر بلخ خدمت امام رضا (ع) آمد و گفت: از شما سۆالی می‌کنم، اگر جواب دادید به امامتتان معتقد خواهم بود، حضرت فرمود: از هر چه می‌خواهی بپرس.

گفت: مرا از خدایت خبر بده، در کجا بوده و چطور بوده و بر چه چیز تکیه کرده بوده است؟ امام (ع) فرمود: «انّ اللّه اَیّنَ الأَینَ بلاأینٍ و کَیّفَ الکْیفَ بلا کیفٍ و کان اعتمادُه علی قدرته».

یعنی خداوند به وجود آورنده مکان است، بی آنکه مکانی داشته باشد و به وجود آورنده کیفیت است بی آنکه کیفیتی داشته باشد و اعتمادش بر قدرتش بود، (خدا لامکان است، مکان از عوارض جسم است، خدا جسم نیست؛ کیفیت، مخلوق خداست، لازمه‌اش محدود بودن است؛ خدا بی انتها است، خدا بر قدرت خود ایستاده، هستی را از جایی دریافت نکرده است).

آن مرد چون این جواب را شنید برخاست، سر مبارک امام را بوسید و گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله و ان علیا وصی رسول الله والقیّمُ به عده به ما أَقام به رسول الله و انّکم الائمة الصادقون و انک الخلف بعدهم» (17)

ظاهراً آن مرد از فلاسفه بوده و از جواب امام (ع) پی به دانایی و امامت آن حضرت برده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- عیون اخبارالرضا: ج 2 ص 225 باب 50.

2- عیون اخبارالرضا: ج 2 ص 225 باب 50.

3- علل الشرایع: ج 2 ص 237 باب 172.

4- نیاج بر وزن کتاب روستایی است در بادیه.

5- عیون اخبارالرضا: ج 2 ص 210 باب 47، بحار ج 49 ص 35.

6- چون به حکم «من جاء بالحسنه فله عشر امثال‌ها» هر یک روز در جای ده روز است.

7- عیون اخبار الرضا: ج 2 ص 184، بحار ج 49 ص 91.

8- انوار البهیه ص 107.

9- انوار البهیه ص 107.

10- وسائل الشیعه: ج 10 ص 433 و 435.

11- وسائل الشیعه: ج 10 ص 433 و 435.

12- وسائل الشیعه: ج 10 ص 433 و 435.

13- بحارالانوار /101/ 100/ 49.

14- بحارالانوار /101/ 100/ 49.

15- بحارالانوار /101/ 100/ 49.

16- فروع کافی: ج 6 ص 298.

17- اصول کافی: ج 1 ص 88 باب الکون و المکان.

منبع (خاندان وحی، ص 570 - 604)

aviny.com


باشگاه کاربران تبیان - ارسالی از: mo_1443

برگرفته از گروه: اهل بیت

 

مطالب مرتبط:

کارت تبریک ولادت حضرت امام رضا (ع) - سال 93

کارت تبریک ولادت حضرت امام رضا (ع) - سال 92

کارت تبریک ولادت حضرت امام رضا (ع) - سال 91

کارت تبریک ولادت حضرت امام رضا (ع) - سال 90

عرض ارادتی به خورشید خراسان

اگر خادم حرم با صفایت بودم...

تلفن : 81200000
پست الکترونیک : public@tebyan.com
آدرس : بلوارکشاورز ، خیابان نادری ، نبش حجت دوست ، پلاک 12

ارتباط با ما

روابط عمومی

درباره ما

نقشه سایت

تعدادبازدیدکنندگان
افراد آنلاین